Friday, March 16, 2007

معلمان را تنها نگذاریم و به پشتیبانی فعال ازآنان برخیزیم!


تقی روزبه Taghi_roozbeh@yahoo.com
جنبش معلمان دربرابرآزمونی بزرگ!
بالأخره رژیم با بکارگیری تاکتیک وقت گذرانی و انجام مذاکرات بی حاصل،روزچهارشنبه ،یورش بزرگ خود را به مکان تجمع معلمان ودستگیری گسترده آن ها به عمل آورد.تهران مرکزثقل اعتراض و تهاجم گسرده رژیم بود.اماهمزمان در شهرستان ها نیزاعتراضاتی صورت گرفت که دربرخی نقاط با دستگیری معلمان همراه بوده است.درتهران رژیم برای این مقصود خود،بابیش ازچندهزارنفرازانواع رنگارنگ نیروهای سرکوب منطقه بهارستان را قرق کرده وبرای دستگیری و انتقال معلمان به سوی زندان بیش ازصداتوبوس تدارک دیده بود.کسی ازتعداد دقیق دستگیرشدگان خبر ندارد وخودرژیم هم طبق معمول دراین گونه موارد خفه خون می گیرد.میزان بازداشت شدگان درتهران بیش از1000 نفرتخمین زده می شود(گواین که با صداتوبوس خیلی بیش ازاین ها می شود دستگیروجابجا کرد).البته شمارزیادی ازآن ها پس ازبازجوئی اولیه وگرفتن امضاء وتعهد برای حضوردردادستانی و برخی بطور موقت آزاد شده اند.بااین همه تخمین زده می شودکه هنوزصدها نفردربازداشت بسرمی برند هدف کوتاه مدت رژیم آن است که با دستگیری گسترده هم سازمانگران وهم توده های فعال وحاضردرصحنه مبارزه، صفوف معلمان را درهم ریخته وبا انداختن آن به دست اندازهای تعطیلات ایام عید وتعطیل بودن همه رسانه ها وازتصویب گذراندن بودجه مطابق میل خود،جنبش معلمان را ازتب و تاب بیاندازد. ودرهمین راستا وباهدف ازکارانداختن حربه اعتصاب مدارس، خود،آنها را زودترازموعدمقررتعطیل کرده است.علاوه براین رژیم دارای هدف های درازمدت تری هم هست که معطوف به فلج کردن این جنبش و ازحرکت انداختن آن است.استفاده از تاکتیک دستگیری های گسترده و توده ای وسپس آزادکردن تدریجی آن ها،درست بهمان گونه که درمورد کارگران شرکت واحد بکارگرفته شد،باهمین منظورصورت می گیرد.هدف اصلی ازکارانداختن پویائی و تداوم جنبش ازطریق افکندن بذر تردیدو ترس و رعب درمیان صفوف معلمان، نگهداشتن شمشیراحضار ودادگاه وزندان واخراج و... برفرازسرآن ها، وهم چنین دست چین کردن فعالین و سازمان دهندگان اصلی وسپس اعمال فشارهای بیشتربه آنان نظیرنگهداشتن طولانی تر درزندان وحتی اخراج ازکارو... است.البته اتخاذ سرکوب توده ای،دارای هزینه ها و عواقب گسترده ای است که حتی دولت های استبدادی تامادامیکه کفگیرعوامفریبی و وعده و وعیدشان به ته دیگ نخورده است تلاش می کنند که ازتوسل به آن اجتناب کنند.اما درمورد جمهوری اسلامی که مدت هاست کفگیرش به ته دیگ خورده ودرحالی که خود را دربرابر جنبش هائی می بیند که مصمم،هوشیار و پیگیرپای برزمین می کوبند،ورود به این مرحله ازفازسرکوب ورویاروئی اجتناب ناپذیرشده است.یکی ازپی آمدهای این مرحله ،تغییرترکیب زندان ازروشنفکران ودانشجویان صرف به حضورتوده ها وفعالین اقشار زحمتکش است. درچنین مواردی زندان ها همانگونه که بند 209 زندان اوین اکنون شاهد آن است،تبدیل به میعادگاهی می شود برای دیدار وتلاقی دسته دسته فعالین وتوده های دستگیرشده اعم ازکارگران و معلمان و دانشجویان وروشنفکران مرد ویا زنان کارگرو معلم ودانشجو وروشنفکرباهمدیگر.یکی ازنتایج این نوع تجربه توده ای زندان ها، ریختن ترس زحمتکشان اززندان ولاجرم کند شدن ونهایتا ازکارافتادن یکی ازحربه های مهم سلطه استبداداست.تجربه ای که که درنتیجه آن،ترس ازسرکوب وخود سرکوب زایل شده واین حربه خاصیت مترسک بودن وبازدارندگی اش را ازدست می دهد.هم چنان که یکی ازنتایج دیگر آن وقوف هرچه بیشتر به منافع مشترک دربرابردشمن مشترک و تحکیم همبستگی فی مابین آن هاست. تجربه هم چنین نشان داده است که این جنبش ها با عبورازاین آزمون وحفظ روحیه مبارزه جوئی ودرصورتی که بتوانند تشکل ها وآرایش نیروی خود را بااین مرحله از سرکوب انطباق دهند، صرفنطرازافت وخیزهای مقطعی،شکست ناپذیرمی شوند و این حکومت های استبدادی هستند که بابه نمایش گذاشتن پوشالی بودن اقتدارخود،نهایتا ناچاربه عقب نشینی و هزیمت خواهند شد.
یورش رژیم به معلمان که باخشونت و ضرب وشتم آن ها همراه بود نشان می دهد که تضاد وشکاف موجود بین استبدادمطلقه وولایت فقیه با مردم وزحمتکشان به اوج تازه ای رسیده است. تضادی که دریک سویش رژیم نه فقط بعنوان کارفرمای برزگ دربرابرزحمتکشان قراردارد،بلکه درهمانحال مستقیما تصدی سرکوب وبرگزاری دادگاه و زندان را یک جا بعهده دارد. برخوردهای اخیررژیم با معلمان ازجهانی عمق انحطاطی را که دچارش شده دربرابرمردم به نمایش گذاشت.نگاهی به سه واکنش رژیم دربرخورد اخیرخود بامعلمان میزان این انحطاط را به نمایش می گذارد.انحطاطی که ازجهاتی مثال زدنی وقابل ثبت درتاریخ است:
نمونه نخست،قراردادن مزدودوران وزارت اطلاعات و سپاه و ثاراله درهیئت مذاکره،بجای نمایندگان مجلس وهئیت رئیسه و وزارت آموزش و پرورش که قبلا حولش توافق حاصل شده بود. این کارمعنائی جز توهین به معملمان و بستن شمشیرازرو نیست. وحاکی ازاین است که وضعیت رژیم به آن جا رسیده که بقاء خود را درتکیه صرف برسرنیزه و ایجاد رعب می بیند. با افتادن پرده ازچهره این مزدوران براستی و به نحو خیره کننده ای ماهیت چندش آورآن ها درمعرض دیدهمگان قرارگرفت.
دومین نشانه انحطاط ،سخنان وزیرآموزش و پرورش رژیم است درانکار خبرضرب و شتم ودستگیری معلمان. آنهم درشرایطی که رژیم دردرون خود حالت فوق العاده اعلام داشته وبه تصمیم گیری های اظطراری پرداخته و متعاقب آن، باقرق کردن مکان تجمع معلمان ودستگیری صدها معلم به آن انعکاس جهانی داده است. فراترازآن حتی اگروزیردروزارتخانه خود درخواب خرگوشی هم فرورفته بود،سروصدای تجمع دیگری ازمعلمان اعتراضی دربرابراین وزارتخانه و سپس هجوم گسترده پلیس یه این تجمع نمی توانست او را ازخواب خرگوشی نپراند.درچنین شرایطی است که این وزیرمزدور ولایت،که بحق برکنارکردن وی یکی ازمطالبات معلمان را تشکیل می دهد،اعلام می دارد خبری ازدستگیری معلمان ندارد!.این گونه خود را به کری و کوری زدن اما، نشانه دیگری است ازمیزان انحطاطی که نظام اسلامی دچارش شده است. واقعیت آن است که این گونه واکنش های بیانگرآن است که رژیمِ کرو کورو برآشفته ازاوضاعی است که دربرابرش قرارگرفته،و درآن مردم بجای تمکین به صغیربودن خودربرابرولایت سفیهان به تمردبرخاسته اند.نباید فراموش کنیم که ثقل سامعه و کروکورشدن رژیم های استبدادی مرحله ای ازکهولت وبیماری اوج یابنده این گونه نظام ها است که با اختلال و ازکارآفتادن مکانیسم های انطباقی سیستم،نهایتا مسیرفروپاشی آن ها هموارمی شود.
سومین نشانه برجسته ازانحطاط نظام اسلامی آن بود که نمایندگان مجلس دراوج گفتگو و سردواندن معلمان،با حقه بازی چندش آوری، درخواست های شورای نگهبان را تصویب کرده و اصل لایحه خدمات مدیریت را حذف کردندو اعلام کردند که خرِ ما ازکرگی دم نداشت و لایحه بی لایحه! وباین ترتیب اوج عوامفریبی و شیادی دولت نهم را که باشعار ووعده نان وعدالت وارد صحنه شده بود به نمایش گذاشت. ویک باردیگربه عریانی نشان دادکه وظیفه ورسالت اخص این دولت سرکوب همزمان آزادی و نان است ودوره وعده ووعیده ها و مانوربین نان وآزادی بروی رژیم بسته شده است. بدیهی است که رسیدن به این نقطه،علیرغم قدرت نمائی ظاهری،درکنه خود به معنی افزایش شکنندگی رژیم است.
ازسوی دیگرعملکرد رژیم درمذاکره وسرانجام یورش به معلمان نشان دهنده آن است که معلمان،هم چون دیگرزحمتکشان مستقیما بادشمنی درقامت یک دولت باهمه امکانات گسترده مالی و نظامی و سیاسی روبرویند. ازهمین رو برای پیروزی درچنین نبردنابرابری معلمان وهرقشراجتماعی دیگردیریازود ضرورتا درخواهند یافت که برای پیشبرد مطالبات خود و دست یابی به آن ها،راهی جزتقویت همبستگی متقابل باسایراقشاراجتماعی و گسترش دامنه جبهه مقاومت،ولاجرم سنگین ترکردن کفه توازن نیرو بسود خود ندارند.بی شک کشف منافع مشترک وضرورت نبردمشترک برای آن،که بناگزیر دربسترتجربه وآزمون خطای موجود صورت می گیرد،مهمترین جهش درارتقاء مبارزه زحمتکشان خواهد بود که وصول به آن توازن قوای موجود را به شکل رادیکالی بسود زحمتکشان بهم خواهد زد.
روشن است که هیچ کس بهترازخود معلمان با توجه به تجربیات گرانبها و اشراف آن ها به صحنه عمل، نخواهندتوانست تاکتیک ها وسیاست های مناسب را برگزیند. والبته چنین امری تنها می تواند برپایه دست آوردهای مبارزات آن ها صورت گیرد. تجربیات تاکنونی آن ها روشن ساخته است که راه پیشروی تنها می تواند باتکیه بردست آوردهای تاکنونی و برموازین زیرمیسرشود:
الف-فقدان هرگونه توهم به هیچ کدام ازجناح های رژیم وجلوگیری وخنثی کردن هرگونه رخنه ونفوذ جناح ها درصفوف معلمان.
ب-ترکیب همزمان حرکت جنبشی بدنه با تشکل و سازماندهی. والبته انطباق آن ها باتشدیدشرایط سرکوب.بدون ترکیب همزمان ایندو،هیچ تشکلی به تنهائی دربرابرجمهوری اسلامی قادربه مقاومت نخواهدبود.
ج-نه فقط جنبش معلمان برای به عقب راندن یورش رژیم،باید بتواند پایگاه توده ای خود را درمیان قشرپرشمار معلمان و خانواده های آن ها فراگیرکند،بلکه همزمان باید بتواند ازابزارهای مبارزه خود یعنی مدرسه و اعتصاب درمقیاس سراسری سودجوید.بی شک جلب حمایت و همبستگی دانش آموزان و خانواده های آن هادرتقویت مبارزت معلمان بسیارمهم است که تحقق آن مستلزم توجه به دونکته مهم دراین رابطه است: لازم است معلمان با تشریح عواقب فشارهای رژیم به معلمان و به حوزه فرهنگی برای دانش آموزان و خانواده های آن ها واین که اگربا این فشارها مقابله نشود، چه نقش مخربی را درسقوط سطح آموزش فرزندان آنهابجای خواهد گذاشت،به کارتوضیحی لازم وآگاهگرانه بپردازندو دوم آنکه جلب همبستگی دانش آموزان مستلزم آن است که به آنان نه همچون سیاهی لشکروابزار مطیعی که گویا دراختیارآنها ست وبهنگام نیاز می تواندمورد استفاده قرارگیرد، نگریسته شود. بلکه برعکس باید به آنان به عنوان نوجوانان وجوانانی که دارای شعوروآگاهی و شخصیت و دارای نیازها و مطالبات معین وازجمله ظرفیت متشکل شدن درنهادهای مستقل و قادربه مبارزه برای مطالبات خودهستند،نگاه شود.و تشریح این حقیقت که چرا آن ها بهمراه معلمان در بهبود کیفیت آموزش ذینفع هستندوچرا معلمان وآنان متحدطبیعی یکدیگر بشمارمی روند ودارای مبارزه و منافع مشترک هستند.
د- وبالأخره باید به تقویت همبستگی متقابل جنبش معلمان باجنش کارگران ودانشجویان و زنان همت گماشت. بدون یک مبارزه همبسته بین اقشاری که رژیم تفوق و برتری خود رامدیون پراکندگی آنها و توان سرکوب تک تک آن هاست، هیچ کدام ازجنبش های به تنهائی نخواهند توانست به مطالبات خود دست یابند.ولو آن که این مطالبات ازجنس صفی و غیرسیاسی باشد.ولو آنکه حتا درمواردی رژیم عقب نشینی های مقطعی به عمل آورد.
متأسفانه درکازاراخیرمعلمان،دامنه این همبستگی ازهردوسوچندان رضایت بخش نبود.بعنوان مثال می توان پرسید چرا کارگران شرکت واحد و سایرفعالین وبخش ها وتشکل های کارگری یا زنان و یا روشنفکران-بجزدانشجویان درسطحی محدود- آنچنان که لازم است چه بصورت صدور اطلاعیه و چه بصورت سایراقدامات،حمایت مشهودی ازمعلمان به عمل نیاوردند؟درحالی که می دانیم تأثیراین گونه همبستگی ها درچنین لحظات حساسی درتقویت روحیه معلمان تاچه اندازه مهم است. همانطورکه خود معلمان نیز کمتربه اهمیت کسب این گونه هم بستگی پرداختند.
هم اکنون معلمان درجلوی مجلس برای آزادی معلمان زندانی وبویژه مسئولین و سازماندن دهندگانی که هدف اصلی رژیم ازسرکوب را تشکیل می دهند، اعلام تجمع اعتراضی کرده اند.همه زحمتکشان و آزادیخواهان باید این مبارزه را بخشی ازمبارزه خود بشمارآورند و به حمایت وپشتیبانی فعال ازآن برخیزند.معلمان بویژه درایام فترت مطبوعات وتعطیلات نوروزی سخت به حمایت و پشتیبانی همه جانبه وازجمله پوشش خبری وسیع نیازدارند. آن ها را تنها نگذاریم
2007-03-17-26-12-85
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com


Post a Comment