Friday, June 15, 2007


یک خبرودو تفسیر
taghi_roozbeh@yahoo.com تقی روزبه

رادیوفرانسه شب گذشته - 14 یونی- درمیان اخبارخود ازمسافرت منصوراسانلو-رئیس هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد- به لندن برای شرکت درکنگره فدراسیون جهانی کارگران حمل ونقل که درروزهای 14 و15 یونی برگزارمی گردد خبرداد، ودرهمین رابطه با ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا نیز گفتگوئی را بانجام رساند.
خبرفوق ازدوجنبه حائزاهمیت است:
قبل ازهمه وصرفنظرازهرنیتی که رژیم داشته باشد، نفس اجازه خروج به رئیس هئیت مدیره یک سندیکای مستقل،آن هم کسی که به تازگی وبه طورموقت اززندان آزادشده است،برای شرکت درکنگره جهانی فدراسیون کارگری را باید یک گام مهم درتثبیت موجودیت سندیکای مستقل شرکت واحدبشمارآورد.امری که به نوبه خود نشان می دهد که حتی دریک نظام استبدادی و تمامیت خواه همچون جمهوری اسلامی هم،می توان تشکل صنفی مستقلی را بوجود آورد وآن را به رژیم تحمیل کرد.البته همانطورکه تجربه روند شکل گیری این سندیکا نشان می دهد،دست یابی به چنین دستاوردی بدون مبارزه پیگیروهمراه با پرداخت هزینه ازسوی کارگران ودرکنارآن جلب حمایت تشکل های جهانی ناممکن است. دست آوردی که حفظ وتداوم آن هشیاری بیشتری درمقایسه با کسب آن،ازسوی کارگران را طلب می کند.
درهرحال،برای دوستداران سازمان یابی کارگران،اینکه یک تشکل سندیکائی مستقل بتواند دراوج سرکوب وبگیروبندهای رژیم به میزانی ازتثبیت موجودیت خویش برسد که به تواند بطوررسمی نماینده ای به خارج ازکشورارسال کند،فی نفسه خبر خوشحال کننده ای است.
اما ای کاش سکه فقط یک روی داشت.اما چنین نیست وصحنه واقعی پیچیده ترازآن است. ازاین روگزاره فوق تنها می تواند بخشی ازحقیقت باشد ونه همه آن.بهمین دلیل اگرتصورکنیم که تمکین رژیم فقط ازسرضعف و بدلیل مزبور صورت گرفته است،درموردتوازن قوا و نیزاهداف رژیم دچاراشتباه محاسبه خواهیم شد و ازانگیزه واقعی،پیچیدگی مانورها ولاجرم ازعواقب محتمل آن غافل خواهیم گردید.اگردرنظربگیریم که رژیم اکنون حتی تاب تحمل رفت و آمد های عادی ایرانیان از خارج وبه خارج را ندارد و تحت عنوان ممانعت ازافتادن شهروندان به دام بیگانگان وتبدیل شدن به عوامل دانسته وندانسته پروژه انقلاب نرم وجاسوسی و... آن ها را گروگان گرفته و تحت انواع فشارها وآزارها قرارمی دهد ودرشرایطی که حتی شماری ازاصلاح طلبان ممنوع الخروج شده اند، وبویژه درشرایطی که شمشیر5 سال زندان را بربالای سراسانلونگهداشته اند،آنگاه خود را ناگزیرمی بینیم که درجستجوی علت دیگری برای گشاده دستی رژیم دردادن اجازه خروج به آقای منصوراسانلو برآئیم:
رژیم خوب می داند که یک فعال داری نفوذ واعتباراجتماعی درمقیاس داخلی و جهانی با خروج اززیستگاه طبیعی خویش، به میزان زیادی کارآئی خود را ازدست خواهد داد.ازاین زاویه اجازه خروج وماندگارشدن درخارج ازکشورازسوی رژیم به عنوان حربه وگزینه ای محسوب می شود که اتاق فکرودستگاه اطلاعاتی حاکمیت برای بی اثرکردن یک فعال کارگری سرشناسی مثل اسانلو درسطح داخل وبین المللی رویش حساب بازکرده است. البته نباید فراموش کرد که رژیم قبل ازرسیدن به چنین نقطه ای ابتدا نهایت سعی خود را می کند که فعالین ورهبران شناخته شده مبارز و مخالف با خود را با تهدید و فشاروزندان و شکنجه و...وبادرهم شکستن روحیه آن ها ومرعوب کردن وکشاندن به مصاحبه و همکاری، ازمیدان بدرکند. اگرکسی ازاین خان ها بسلامت بگذرد و درهمان حال وجهه داخلی و بین المللی پیداکند،با درنظرگرفتن هزینه سنگین نگهداشتن چنین افرادی در زندان و یاحذف آن ها ازطریق ترور،ترجیح می دهد که درصورت امکان آن ها را روانه خارج از کشورکند.نمونه گنجی و اسانلو ازاین موارد است.این که آن ها ممکن است درخارج ازکشوربا فراغ خاطربیشتری فعالیت بکنند،دربرابراهمیت خروج ازمتن اصلی میدان مبارزه وازمیان پایگاه اجتماعی خود وتضعیف احتمالی روحیه کارگران درغیاب وی چندان اهمیتی ندارد.بنابراین تحت شرایط معینی گزینه خروج ازکشوربرای بی اثرکردن نقش اجتماعی سوژه،یکی ازشگرد های شناخته شده رژیم محسوب می شود.بیاد داریم که شخص اسانلو نیزدریکی ازمصاحبه های اخیرخودوپس ازآزادی اززندان،پرده ازتلاش بازجویان برای تشویق وی به مهاجرت خارج ازکشور حتی باپرداخت حقوق ماهیانه ده هزاریوروویا دلار، برداشت.آشکاراست که چنین تلاشی ازسوی دستگاه اطلاعاتی حکومت نشان دهنده نگرانی رژیم ازنقش روبافزون یک شخصیت کارگری است. برهمین اساس است که می توان فرض کرد که قصد اصلی رژیم ازاجازه خروج به وی دراساس تمهیدی است برای ازکارانداختن نقش واهمیت وی. ودرهمین راستا با تکیه براهرم شمشیرداموکلس ِ 5 سال زندان درپی بازگشت مجددبداخل ونیزتلاش احتمالی برای ارسال انواع سیگنال ها،خواهد کوشید که دروهله نخست اقامت او را درخارج ازکشورمشمول مرورزمان کند ودرنهایت وی را ازبرگشتن بداخل کشور منصرف نماید.بدیهی است که اگراسانلو دست به چنین انتحاری نزند واین پوست خربزه ها نتواند وی را بلیزاندکه با قرائن وشواهد موجود احتمالش ضعیف بنظرمی رسد،واگروی بداخل برگردد،آنگاه تلاش خواهد کرد که تا بااستفاده ازانواع اتهامات نظیرملاقات با فلان و بهمان مقام ونماینده این یا آن دولت واتهام دریافت کمک مالی و زدوبند با دولت های خارجی،برحجم پرونده وی بیافزاید.بی شک نحوه عملکرد آقای اسانلووچگونگی واکنش های وی به چنین دعوت هائی، می تواند دست رژیم را درایراد چنین اتهاماتی بسته ویابازترکند.
درهرصورت بادرنظرگرفتن سناریوی فوق، کارگران باید ضمن بهره گیری ازفرصت های به وجودآمده اما درهمان حال با هوشیاری کامل ترفندهای رژیم را با شکست مواجه سازند.
البته دراین میان یک سناریوی دیگررا گرچه با احتمال ضعیف تر،درتفسیراین رویداد نمی توان منتفی دانست.براساس شق مزبور اگربرخی ادعا ها و شایعات درباره انجام مذاکرات پشت پرده بین گردانندگان اصلی سندیکای شرکت واحد با بخشی ازجناح های حکومتی وحصول توافقاتی مابین آن ها واقعیت داشته باشد، آنگاه دادن اجازه خروج ازکشوربقصد شرکت درکنگره فدراسیون جهانی کارگران حمل ونقل را می توان به عنوان بخشی ازسازش مزبورو درحکم پاداشی دربرابرآن وبرای تحکیم آن به شمارآورد. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد درواقع باید گفت رژیم توانسته با یک تیرچندین نشان بزند و به بهترین وجه وبا ارزان ترین بهاء و پرداخت کمترین هزینه، دست آورد مبارزات درخشان کارگران شرکت واحد رامصادره کند. بی شک درصورت وقوع چنین حالتی، این طبقه کارگرخواهد بود که سنگین ترین هزینه را پرداخت خواهد کرد.امیدواریم که شق اخیرفقط یک سناریوی فرضی باشد ونادرست ازآب درآید. سناریوئی که سیررویدادها البته بزودی بطلان ویا صحت آن را به ثبوت خواهد رساند. همانطورکه گفتم درچهارچوب اطلاعات وداده های کنونی چنین فرضی را نباید به عنوان شق اصلی وفرض نخست تصورکردونبایدبا مبالغه دراین گونه شایعات به سهولت دردام رژیم برای اشاعه بی اعتمادی وبی اعتبارکردن مبارزات کارگران ورهبران کارگری افتاد.گرچه نباید ازتلاش های رژیم دراین زمینه وخطرات کمین کرده دربرابرکارگران نیزغافل ماند. چراکه رژیم وقتی درمبارزه مستقیم و رودر رو با شکل گیری سندیکای مستقل وبزانودرآوردن کارگران وشخص اسانلوازطریق زندان و شکنجه و تهدید نتوانست موفق بشود،طبیعی است که بفکرراه های دیگری بیفتد و تمامی تلاش خود را برای شکست ازدرون وازطریق تهی کردن دست آوردهای جنبش کارگری بکارگیرد. بنابراین مقابله با این گونه تمهیدات رژیم وخنثی کردن آن، هوشیاری ویژه ای را ازسوی کارگران سندیکای شرکت واحد بطوراخص و سایرکارگران و فعالین چپ بطوراعم، برای حفظ دست آوردهای مبارزه کارگران شرکت واحد که متعلق به همه کارگران است، طلب می کند.
فعال ماندن بدنه سندیکا وکارگران شرکت واحد، کنترل ونظارت برعملکرد رهبران و مشروط کردن اختیارات آن ها درموارداساسی به موافقت مجامع عمومی کارگری ونظرعموم کارگران،صیقل دادن هرچه بیشتربه سیاست های مستقل کارگری دربرابررژیم وهمه جناح ها،افشاء هرگونه زدو بنداحتمالی وشفاف کردن اقدامات و فعالیت مسئولین سندیکا،درکنارافشاء ترفندها و تاکتیک های رژیم اعم ازتهدیدو تطمیع برای بدام انداختن رهبران،دارای اهمیت زیادی است.درکناروبه موازات آن، هوشیاری نسبت به تلاش قدرت های بزرگ وامپریالیستی برای نفوذ سیاسی وغیرسیاسی دراین نوع تشکل ها، دوبازوی دفاع وحفاظت ازدست آوردهای جنش کارگران شرکت واحد وکل جنبش کارگری را تشکیل می دهد.
برفعالین مبارز کارگری و چپ است که کارگران را نسبت به طرفندهای همه جانبه رژیم هوشیارکنند.دراین آگاهی بخشی،هم باید ضعف رژیم درمبارزه رودررو وعقب نشینی وی از "درمقابل" را نشان داد،وهم لزوم داشتن هوشیاری دربرابرتلاش او درورود از"پنجره مجاور" را.این که کارگران بدانندکه درصورت فشردن صفوف خود،علیرغم همه بگیروبه بندها و قدرت نمائی ها، رژیم ناچارازعقب نشینی است، می تواندعزم کارگران را برای شتاب بخشیدن به حرکت خود درجهت دست یابی به تشکل های مستقل و سراسری دوچندان کند.درچنین شرایطی پیشروی به جلو، درگروهوشیاری هرچه بیشترنسبت به ترفندهای رژیم ولزوم تقویت دامنه وانسجام وهمبستگی صفوف کارگری است.ونباید فراموش کنیم که تمامی تلاش های رژیم نیزمعطوف به ایجاد تشتت و آشفتگی درصفوف کارگران وفعالین مبارزاست.
2007-06-15-25-03.86

http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com
Post a Comment