Thursday, January 10, 2008

تأملی بر یک رویداد

حادثه اخیری که دردهانه خلیج فارس اتفاق افتادو بگفته مقامات آمریکائی نزدیک بود به تبادل آتش میان طرفین بیانجامد، وسپس واکنش های پی درپی و حادی که مقامات رسمی آمریکا ،ازبوش ورایس وگیتس وسخن گوی کاخ سفید تارسانه های آمریکا ازخودنشان دادندو دولت ایران را ازپی آمدهای خطرناک وبسیارجدی تکرارآن برحذرداشتند،نشان دهنده این واقعیت بود که علیرغم انتشارسندملی ارزیابی سازمان های جاسوسی آمریکا، تاچه حد منطقه وازجمله خلیج فارس هنوزهم می تواند هم چنان آبستن حوادث خطرناکی باشد. گواینکه هردوطرف منازعه باروایت های متفاوتی ازحادثه،ادعای طرف دیگر راتکذیب می کنند،وتااین لحظه هم برای ناظرین خارجی روشن نیست که براستی اصل واقعه به چه شکلی بوده است.اما دانستن اینکه محرک اولیه کدام طرف بوده است،ضمن این که درجای خوداهمیت دارد،اما توفیری دراصل قضیه،یعنی حساس وخطرناک بودن اوضاع منطقه بوجود نمی آورد.
آنچه که بیش ازهرچیزذهن هرناظری رابخودمشغول می کند،همانازمان وقوع این حادثه است که ازیکسو درآستانه مسافرت پرسروصدا وتبلیغاتی بوش به منطقه ای است که هدف اصلی آن ایجادمحوری ازاسرائیل وکشورهای عرب برای مهارایران وفروش بازهم بیشترتسلیحات نظامی ومیلیتاریزه کردن منطقه است .بدیهی است وقوع زمانی این حادثه بهترین فرصت ومستمسک را برای پیشبرد هدف های آمریکا و اسرائیل درمنطقه فراهم میکند. ازجانب دیگر این رویداد درست درآستانه مرحله اول انتخابات آمریکا وگزینش کاندیداهای حزبی صورت می گیرد که می تواند تأثیرمهمی دررویکرد مردم آمریکا نسبت به کاندیدها وبسود اقبال بیشتربسوی آنها که خواهان برخوردهای شدیدتروخشن تر درمواجهه با بحران ایران هستند، داشته باشد.علاوبراین باانتشارسندارزیابی آژانس های اطلاعاتی آمریکا،نئوکان های جنگ طلبی که درنزدافکارعمومی تحت فشاربیشتری قرارگرفته بودند،می توانند جان تازه ای بیابند.چنانکه فاکس نیوزبااستفاده ازاین حادثه وباطرح این که رژیم ایران خواهان درگیری محدود با آمریکا برای حمله به اسرائیل است،بلافاصله درخواست حمله نظامی به ایران را مطرح ساخته است.
ازنظرمنطقی ومحاسبه سودوزیان، روشن است که وقوع این حادثه تماما به ضررموقعیت رژیم ایران وبسود حریف و نیروهای جنگ طلب درمنطقه و بخصوص درآمریکا تمام می شود وباین لحاظ انجام آن درچنین شرایطی ازسوی رژیم ایران احمقانه ونسنجیده به نظرمیرسد. اماهم واکنش انفعالی اولیه مقامات رژیم وسپاه دراین مورد که به نوعی متضمن تصدیق ضمنی روایت حادثه اززبان طرف دیگربود،ونیزدرنظر گرفتن مواردی از عملکردهای همین رژیم درگذشته ویا نشأت گرفته ازجناح بندی ها وتضادهای درونی آن وبخصوص یکه تازی سپاه، وقوع اینگونه عملکردهای احمقانه وفاجعه آفرین را نمی تواند ازسوی وی بالکل منتفی کند.وازقضا وقتی رابرت گیتس وزیردفاع آمریکا خواهان این میشود که مقامات ایرانی مسئولیت آن را ازخودسلب کرده و به خودسری سپاه محول کنند ،انگشت برچنین واقعیتی نهاده وبدنبال بهره برداری ازهمین نوع شکاف هاست.
شاید جمع بین ایندوبه واقعیت نزدیک ترباشد:یعنی درآستانه مسافرت بوش که شعارمحوری آن طرد کامل رژیم ایران ازجامعه جهانی ومنطقه است به عنوان "قدرت نمائی"، بدرجاتی اقدام تحریک آمیزتوسط رژیم ایران صورت گرفته باشد(به تجربه دیده ایم که رژیم ایران در فراهم کردن دستاویزهای لازم مهارت فراوان دارد)، و هم بدرجاتی بزرگ کردن حادثه وآب وتاب دادن به آن توسط دولت آمریکا،برای بهره بردارهای همه جانبه ازآن. بخصوص روند تندترشدن تدریجی لحن و مواضع تهدید آمیز مقامات آمریکائی، نشان دهنده آن است که آنها درانتظارنزول چنین مائده آسمانی، آن را سریعا قاپیده ودرچهارگوشه جهان به جارزدن پرداخته اند.
شاید باین زودی ها ویاحتا هرگزروشن نشود که حقیقت حادثه چه بوده است، هم چنانکه دربسیاری مواردچنین شده است.مهم آنست که بحران آفرینان و جنگ طلبان ازهردوسو به مرادخود رسیده و به صیدمروارید پرداخته اند. 2008-01-10-20-10-86
Post a Comment