Wednesday, November 05, 2008

دوکلمه درپاسخ به نوشته "نقد و بررسی،یا کشیدن خط و نشان"
آن طورکه آقای احسان می گوید*نظرات او فقط نظریک فردازکمیته پیگیری است وظاهرا من مبالغه کرده ام. ایکاش چنین باشدکه
موجب مسرت خواهد بود.البته این نوشته با شعبده بازخواندن من،مدعی شده است که گویا من نظراو را نه به عنوان نظریک فرد ،بلکه نظرکمیته پیگیری عنوان کرده ام و نیز به نادرست ازاتمام حجت کمیته پیگیری به "شورای همکاری" سخن به میان آورده ام .اما ادعای فوق درحالی صورت می گیرد که من درنوشته خود بصراحت منبع ادعا وقضاوت خود را براساس دونوشته همزمان درسایت سلام دمکرات یعنی سرمقاله و یادداشت آن ذکر کرده ام و برخلاف ادعای تعجب آورایشان،بهیچوجه مدعی هم نشده بودم که گویااین دونکته ازنوشته ایشان استخراج شده است.علت چنین رویکرد فرافکنانه و بدوراز منطق بدیهی واولیه هرمباحثه ودیالوگ رفیقانه ای (که البته با پرتاب مهمات تفاوت ماهوی دارد) برای من روشن نیست و علاقه ای هم به دانستن آن ندارم. چرا که مطمئنم هرخواننده بی طرفی با خواندن مطالب مربوطه،خود به سهولت قادرخواهد بود حقیقت را دریابد.بهرحال ازعلت وحکمت نادیده انگاری فوق که بگذریم،این پرسش هم چنان مطرح است که آیا براستی من خبر را جعل کرده ام؟ مروری به بخشی ازمتن ستون یادداشت با عنوان مجمع عمومی "کمیته پیگیری" و"شورای همکاری که ظاهرا ایشان(نویسنده مطلب)ازوجود ومفاد آن مطلقا بی خبرند می تواند بدون حتا نیازبه یک کلمه اضافی،خود پاسخ روشنی به این سؤال بدهد:
با در نظر گرفتن موارد فوق و با رجوع به تمایلات بسیار قوی موجود در "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" به خط مشی رفرمیستی و همکاری تنگاتنگ با "کانون مدافعان ..." در فعالیت های کارگری، از طرف سخنرانان، پیشنهاد خروج از "شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری" مورد بررسی قرار گرفت. در این ارتباط اکثریت قریب به اتفاق شرکت کنندگان در مجمع عمومی معتقد بودند که اگر "کمیته هماهنگی ..." در مدت زمان تعیین شده ای به اصلاح نظرات و روش کاری خود اقدام نورزد، "کمیته پیگیری..." می بایست از چنین ائتلافی خارج گردد. اما بر خلاف نظر برخی از پیشنهاد دهندگان، تنها با اکثریت یک رأی، "خروج فوری" مورد تأیید قرار نگرفت. و مجمع خواستار تعیین ضرب العجلی برای "کمیته هماهنگی ..." برای اصلاح روش کاری و تصریح نظرات شان گشت. در رأی گیری دوم، با اکثریت 80 درصد اعضا، به شورای نمایندگان دوره ی دوازدهم این اختیار داده شد تا در صورت رویت عدم تمایل "کمیته هماهنگی..." به اصلاح خود، خروج "کمیته پیگیری..." از "شورای همکاری..." را عملی و اعلام نماید. همچنین به اعضای "کمیته پیگیری ..." توصیه شد تا در جهت اطلاع رسانی و شفاف سازی نسبت به معضلات موجود در "شورای همکاری..." ، در سطح عمومی جنبش، اقدام به طرح مشخص مشکلات و تخلفات "کمیته هماهنگی..." در پیشبرد سیاست "اتحاد عمل" کنند."». به نقل ازیادداشت سلام دموکراتیک با عنوان "مجمع عمومی "کمیته پیگیری" و"شورای همکاری."
همانطورکه ملاحظه می کنید،دراصل گزارش نقل شده فوق کلمه اتمام حجت وتصمیم به جدائی و ... متاسفانه به صراحت مطرح شده است.پس دروجود اتمام حجت ابهامی وجود ندارد.مگرآنکه آن که اصل گزارش را خلاف واقع ونادرست بیانگاریم.که دراین صورت این سؤال مطرح میشود که خب! اگراین گزارشات نادرست بوده است چرا درطی این مدت خودوی ویا کمیته پیگیری آنراتکذیب نکرده اند؟ البته درنوشته آقای احسان ادعاشده که من بدون اطلاع ازکم وکیف قضیه باصطلاح وارد گود شده و خواسته ام خودی وفضلی نشان بدهم.واین درحالی است که من درهمان مقاله صراحتا گفته ام که اصلا قصد وارد شدن به چندوچون انتقادات طرفین را نداشته و حتا تلویحا گفته ام که چه بسادرست باشد،ولی ازمنظردیگری واززاویه تلاش برای همبستگی طبقاتی به مساله نگاه کرده ام وگفته آن را نباید چنان عمده کنیم که اشتراکات واقعی را منتفی کند.علاوه برآن من درمورد افراد صحبت نکرده ام (که دربحث مربوط به فرقه گرائی وریشه های آن اهمیت ثانوی دارد)بلکه درمورد مبنای همکاری حول مطالبات عینی طبقاتی و مبارزه علیه بورژوازی ودولت حامی آن به مثابه یک شاخصه عینی صحبت کرده ام وسوم آنکه با مبارزه نظری وسیاسی حول اختلافات به شرط مشروط نکردن اصل همکاری به حل وفصل اختلافات نیزموافق بوده ام وبنابراین بااصل مبارزه نظری وسیاسی ونقد برخلاف ادعای نویسنده،بهیچ وجه مخالف نبوده ام وآنرا وجهی ازوجوه مبارزه طبقاتی میدانم.آنچه که با آن مخالف بوده ام همانا اتمام حجت وخط ونشان کشیدن و تبدیل اختلافات به جدائی ها ودشمنی ها،یعنی آنچیزی است که نبض فرقه گرائی درآنجامی زند. که خوشبختانه آقای احسان اساسا منکروجودآن شده است. وچهارم من همانطورکه مفصلا تأکیدکرده ام درمقام درتقابل قراردادن بخش های گوناگون طبقه و یا نیروها و محافل متعلق به طبقه نبوده ونیستم.چرا که همواره مساله عمده را تقویت همگرائی و همسوئی بخش ها وتکه های پراکنده متعلق به طبقه کارگر و یا بهتراست بگوئیم کلیه مزدوحقوق بگیران و بیکاران بعنوان بستراصلی وجریان سازمی دانم که البته درراستای وظیفه اصلی کمونیست ها برای تقویت پرولتاریا به مثابه یک طبقه قراردارد . وازقضا با نکته ای که شما درمورد وجود گرایشات گوناگون دردرون کمیته پیگیری مطرح ساخته اید موافق بوده و آن را ازنقاط قوت آن می دانم.همچنانکه تلاش های این سایت را نیز علیرغم داشتن اختلاف نظر با برخی مواضع گردانندگان آن مثبت وسازنده می دانم.
*-این نوشته را که درپاسخ به نوشته من تحت عنوان"فرقه گرائی هم چنان خط ونشان می کشد" می توانید درستون یادداشت هاسایت سلام دموکرات در آدرس زیرملاحظه کنید:
www.salam-democrat.com/spip.php?article18224
Post a Comment