Saturday, June 13, 2009

بازی تمام شد!

تقی روزبه taghi_roozbeh@yahoo.com
درمقابل چشمان بهت زده شهروندان ایران وجهان،نام کاندید نظرکرده خامنه ای وسپاه پاسداران ونهادهای سرکوب ومدافعین آنها با آرائی بیش ازدوبرابرآراء موسوی ازدرون جعبه های مارگیری بیرون کشیده شد.علیرغم آنکه هررأی دهنده ای خودکارشخصی به همراه آورده بود،اما آن "خودکارجادوئی" کارخود را کرد و نام احمدی نژاد ازدرون صندق ها بیرون کشیده شد!.رژیم حتا حوصله به مرحله دوم کشیدن شدن "انتخابات " را نداشت وتصمیم گرفت که کار رادرهمان مرحله اول تمام کند.البته چنین اقدامی که بی شباهت به کودتای انتخاباتی تما عیار نبود،نمی توانست با تقلب های معمول تاکنونی صورت بگیرد. بهمین دلیل با اعلام حالت فوق العاده،یعنی تعطیل پیامک ها که نقش مهمی درسازمان یابی و تبادل اطلاعات مردم درشرایط انحصاررسانه ای داشت،بااعلام مانوراقتداربرای باصطلاح حفظ امنیت آراء و آمادگی برای ممانعت ازاعتراضات وشورش های محمتل ،وبا ممنوع اعلام کردن هرگونه تجمع وتظاهرات وفیلترینگ اکثرسایت ها ورسانه های مخالف دولت، وبالاخره با حمله به ستادهای انتخاباتی کاندیدهای رقیب احمدی نژاد؛ کودتای انتخاباتی خود را به انجام رساند وباین ترتیب جامعه رأی دهنده را درشوک بزرگی فروبرد!.اعلام آمادگی برگزاری جشن پیروزی توسط میرحسین موسوی به یک شوخی تبدیل شد.احساس تلخ بازی خوردن وسیاه شدن یک احساس فراگیراست. والبته دراین میان بکارگیری احتمالی ترفندهائی نظیروعده ووعید تشکیل هیأت بررسی محتمل برای شکایات و... وغیره نیزچیری ازواقعیت کودتای صورت گرفته نمی کاهد. واگردراین میان عاملی بازدارنده واثرگذار برای برگرداندن اوضاع به سیرعادی وجود داشته باشد جزقیام علیه کودتا و به خیابان ریختن مردم وبازی خوردگان وآنان که آرایشان به دروغ به نام محمود احمدی نژادخوانده شد وجود ندارد. کودتا را فقط باجنبش ضدکودتا می توان خنثی کرد.
و باین ترتیب دراین آزمون بزرگ یک باردیگرواین بارباشفافیت بیشتری معلوم شد:
-سپاه که حریفان احمدی نژاد را تهدید کرده بود که اجازه نخواهد داد انقلاب مخملین آنها پیروزشود،دست دردست خامنه ای درحال تدارک باصطلاح پروژه ضدکودتا بود.معلوم شدکه آن اعتمادبه نفس کذائی احمدی نژاد ومتحدین اش که چشم درچشم مردم دروغ های شاخدارتحویل آنان می دادند وحتا درایام اتنخابات هم ازفشاربه کارگران وفعالین و زندانیان سیاسی وبستن روزنامه ها و.. دست نمی کشیدند، ازکجا آب می خورد.
-که رژیم تحمل رأی مردم را حتا اگر درمحدوده گزین کاندید تزیینی وبدلی خود رژیم-فردی هم چون موسوی- دربرابرکاندید اصلی را ندارد.
-معلوم شد نردبان عروج به قدرت نردبانی نیست که پس ازبالارفتن ازآن هم چنان وجودداشته باشد. آن نردبان سالها پیش شکسته وبرچیده شد.پس وجود نردبانی ازطریق انتخابات درجمهوری اسلامی توهم ودروغی بیش نیست
-ملعوم شد که برای میزان تقلب رژیم حدواندازی نیست و این استدلال که با شرکت گسترده می توان جلوی تقلب رژیم را گرفت وباهمین شبه استدلال گروه کثیری را به میدان نمایش انتخاباتی کشاندند، نادردست بوده است.وآنچه که دردوم خرداد76 تکرارشد دیگرتکرارشدنی نیست.
معلوم شدکه تنها تضمین کننده دموکراسی وآراء مردم، قدرت مردم وسازندگان دموکراسی هستند. وبدون اعمال قدرت جمعی آنها هیچ رژیمی را نمی توان واداربه تمکین دربرابر تصمیم مردم کرد.
-معلوم شدکه راه پائین کشیدن استبداد وقدرت مستقر،نه ازصندوق ها ی رأی تحت کنترل رژیم، بلکه ازطریق جنبش های اجتماعی-طبقاتی وازطریق انقلاب مردم می گذرد.
-اکنون زمینه وسیعی برای بوجود آمدنمآمد احساس بازی خوردگی،خیانت شدگی وناامیدی وسرخوردگی ناشی ازاین کودتای رژیم محل بروزپیداکرده است ونحوه برخورد با آن مساله مهمی است.

-نباید فراموش کنیم که مبادرت به چنین کودتائی، درعین حال نشاندهنده اوج فروماندگی رژیم دربرابر مردم ومیزان تصلب شرائین اواست. درواقع هرچه که امید وتوهم به تغییرازدرون کم رنگ تر شود، حلقه محاصره جمهوری اسلامی ازبیرون تنگ ترمی شود.
-این کودتا شاید به یک تعبیر دومین کودتا پس ازکودتای 28 مردادباشد. وبهمین دلیل یک نقطه عطف تازه ای است درپوست انداری رژیم و ورود قطعی آن به مرحله نوینی از انحطاط وگندیدگی.زخم عفونت کرده ودردناکی هم چون گیرکردن استخوان در لای زخم راتنها می توان با جراحی علاج کرد.
-جنبش تحریم وجنش های اجتماعی هم اکنون موجود مهمترین اهرمی هستند که رویدادهای جاری حقانیت آنها را درپی به لرزنشستن تب 40 درجه ای و به پایان رسیدن "مستی توده ای" به اثبات رسانده است.وهمین زمینه مثبت وبرآمده ازآزمون تلخ،بسترمساعدی را برای تقویت آن فراهم ساخته می کند.بی شک درآزمون صورت گرفته موج بزرگی ازمردم وبویژه نسل جدید وارد عرصه سیاست شدند واکنون یأس وسرخوردگی درآمیخته با خشم دروجود آنان زبانه می کشد..بنابراین مقابله با یأس وسرخوردگی ودمیدن شوروامیدو حرکت ازطریق بازخوانی آزمون صورت گرفته وگشودن افق های جدیدی برای پیشروی ویافتن راه های تازه دارای اهمیت زیادی است.
-بی شک روسیاهی برای ذغال ماند. به اصلاح طلبان و آنها که جنبش تحریم را تحت فشارقرارداده بودندتا ازطریق ذوب کردن یخ آن و جلب مشارکت آنان به بازی دربساط رژیم، وباتوهم عروج خود به قدرت،تنورانتخاباتی رژیم را داغ کنند.اکنون یک باردگیرمعنای سیاست ورزی سترون آنها که گزین میان بدو بدتربود نشان داده شد.
-ومهمترین درس آنکه یک باردیگرمعلوم شد درجمهوری اسلامی حتا برای انجام رفرم هم به انقلاب نیازهست.درجمهوری اسلامی دهه 80 حتا کسی مانند موسوی نخست وزیرموردتأییدخمینی ودوران جنگ وقتلهای دهه 60، متهم به انجام کودتای مخلمین است! باید راه مستقل ومتکی برجنبش های اجتمای وطبقاتی را باتمامی مشکلاتش فراراه خویش قراردهیم. وراه رشد وتوسعه آنرا با مبارزات مستمرخویش هموارکنیم.
-رژیمی که دراوج انتخابات فعالان کارگری را دستگیروزندانی وشکنجه می کند معلوم بودکه مبنای ماندگاری خود را نه برمبنای رأی که برپایه های دیگری استوارساخته است.بااین وجود او مبادرت به بازی کثیفی کرد که تنها ازدست حکومت های به غایت عوام فریب وفاسد برمی آید.او فقط می خواست دراوج انزوای خودتا آنجا که ممکن باشد،هم بیشترین تعداد مردم را ازطریق رقابت های کاذب رقبای برگزیده وامتحان پس داده ، به میدان بکشد و هم درهمان حال رأی آنها را که برخلاف کاندید نظرکرده قدرت حاکم بود، به زباله دانی بریزد تابلکه ازاین طریق بتواند چندصباحی برای ادامه حیات نگین خود فرجه بقاء بیافریند.بدیهی است که چنین رژیمی حتا یک دقیقه نیزتحمل کردنی نیست.آما خلأ جایگزین را که مردم با گوشت وپوست خود احساس می کنند تنها خود مردم بامبارزه ومصالح متعلق به خود وتنها بدست خودمی توانند پرکنند و نه درزیربیرق سبزوزرداین یا آن جناح! پس زنده باد جنبش رنگین کمان متعلق به کارگران وزحمتکشان وزنان وجوانان! آنها فقط بدست خویش می توانند خویشتن را آزادکنند.

2009-06-13-23-03-88
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/

2 comments:

Unknown said...

سلام.من با تمام احترامي كه براي شما قائل هستم نمي فهم اين سرخوردگي ملي چه ربطي به كارگران دارداتفاقا 80 درصد راي دهندگان به احمدي كارگران هستند.دقيقا همان قشري كه شما به دنبال احقاق حقوق انها هستيد.شما اينجا نيستيد تاببينيد جوانان مردم رامثل حيوان مي زنند.والا حرف از بيرون ريختن مردم نمي زديد.من معتقد به دمكراسي و تغيير از طريق ارامش هستم.شايدچون دختر اسي هستم!!! . !

افشا said...

نجات ایران در دموکراسی متکی بر خرد جمعی و حقوق بشر بعلاوه خود کفایی علمی و اقتصادی است