Wednesday, August 26, 2009

درادامه نقد ایده سنتی ودیرآشنای یک جنبش، یک پلاتفرم
درذیل نوشته جنبش با کدام گفتمان ورابطه پلاتفرم وجنبش، درپانوشته های من* دوپرسش نقدگونه ای مطرح شده است که طرح وپاسخ به آن را درراستای تقویت دیالوگ حول آن مفیدمیدانم.
نام: اهوازی
ای-میل: 12:58 1 شهریور 1388
آیا این یک باید است که اقای روزبه با جریاناتی مثل اکثریت و ایضا" توده، به بحث و گفتگو بنشیند؟...ایا آقای روزبه دیالوگ با جریانات رسوا و سازشکار(بنا به اسناد فراوان) را به سود ارتقاء جنبش میداند؟ مایل هستم آقای روزبه پاسخ بدهند.
درپاسخ به سؤال اول:
با درود. درپاسخ به دوست گرامی اهوازی
بنطرمی رسد که درک وهدف معینی ازگفتگو ودیالوگ در مد نظراین دوست گرامی باشد. که طبعا دراین صورت گفتگوودیالوگ اجتناب ناپذیرا درحکم پیش برد آن هدف خواهدبود . مثلا اگرگفتگو ودیالوگ به معنی نادیده گرفتن خطاهای گذشته و تطهیرکسی باشد ویا اگر به معنی صحت گذاشتن برمواضع بفرض رفرمیستی طرف گفتگو، درآنصورت با چنین دیالوگی طبعا نمی توان موافق بود. اگردیالوگ را درمعنای وسیع وعام خود درنظربگیریم بگمان من بهترین شیوه کشف نسبی حقیقت درمتن پراتیک همانا دیالوگ ومبادله اندیشه است.برای کشف حقیقت نمی توان خط ومرزهای ازپیش تعیین شده ای مقررکرد که دراین صورت به گفتگوی کران تبدیل خواهد شد.بدیهی است تمامی جریاناتی که درجنبش حضوردارند فی الواقع دارندحول هدف های معین ومشترکی هرکدام اززاوبه(منافع) خود مبارزه می کنندو بنابراین می توان حول پراتیک جاری واهداف وچگونگی آن به بحث وگفتگو وازجمله نقدریشه ای آن پرداخت. وگرنه "گفتگو ودیالوگ" فقط با موافقانمان خود خواهد بود.ضمن آن که باید اضافه کردنفس دیاگوگ درمعنای اعم وواقعی خود الزاما به معنی تطهیر مواضع طرف مقابل نیست.بستگی به آن دارد که هدف ازدیالوگ چه باشد وازآن چه بفهمیم.به عنوان مثال اکنون میدانیم که طرفداران موسوی وکروبی درجنبش ودراعتراضات خیابانی شرکت دارند. آیا نیروهای چپ وحامیان سوسیالیسم باید درخیابان ها ومحلات و ... به دیالگوگ وگفتگو با این خیل نسل جدید به پردازند یا نه؟ وآیا اصولا برای جنبش نقد پراتیک و ارتقاء آگاهی وحرکت آگاهانه اهمیت دارد یا نه؟ اگرآری پس دیالوگ وگفتگو را باید به یکی ازارکان مهم وفعال مبارزه هم آکنون موجود ارتقاء داد. اساسا مبارزه طبقاتی درهرلحظه هم فعالیت عملی است و هم نظری وتنها از طریق پیوند این دومی توان هرچه بیشتر به یک جنبش خود آگاه وخود فرمان رسید:مبارزه نظری هم چون بخشی ازپراتیک اجتماعی. بااین وجود می پذیرم که گفتگو باید درمتن نیازها وضرورت ها والزامات برخاسته از جنبش باشد و اشکال بیشماری هم دارد. شاید درشرایط مشخص برخی ازاین اشکال مفید نباشندوباید ازآن اجتناب کرد اما نباید ازآن حکمی عام و "ارزشی" درست کرد وبه همه اشکال تسری داد. ضمن آنکه اضافه کنم "بایدی" درکارنیست ولی من گفتگو با اکثریت وهرجریان دیگررا درشرایطی که درصفوف مردم باشد و نه درصف متقابل بطوراصولی ردنمی کنم ودراین میان نفد گذشته هم همیشه جای خود را دارد.وبدیهی است که درسطورفوق هم، دیالوگ با مردمان طرفدار موسوی و کروبی مدنظراست و نه طبعا خود آنان. بنظرم خود این نوشته من و یا نوشته های مشابه دیگرنیزشکلی ازدیالوگ ونقد است.نکته اصلی آن است که اگربپذیریم که تحقق سوسیالیسم یک حرکت خود آگاهانه است که تنها بدست خود توده های کاروزحمت وحرکت آگاهانه وآزادانه آنها ممکن می شود واین هم اساسا درمتن تجربه ومبارزه زنده آنان میسر است؛ پس درآنصورت بابسط این آگاهی وازجمله نقد پراتیک وعملکرد خودجنبش وشرکت کنندگان درآن می توان به این ضرورت همت گماشت.باین اعتبارمی توان گفت که فراشد سوسیالیسم درگروگسترش دیالوگ توده ای است و یا شایدبتوان گفت که "سوسیالیسم ازدهانه تفنگی به نام آگاهی توده ای بیرون می تراود"!
نام: کویر ساکت
ای-میل: 12:52 1 شهریور 1388
آقای روزبه، شما مقاله اتان را با این نتیجه گیری پایان می دهید: " باين ترتيب تنوع پلاتفرم ها وجود دارندوخواهند داشت وبديهی است با آزادی کامل برای تبليغ وترويج،وبه موازات آن اتحاد عمل وهمراهی حول اشتراکات و دربرابراستبدادمطلقه حاکم." این نتیجه گیری با همه نوشته اتان علیه ارائه پلاتفرم در تناقض است. پذیرش پلاتفرم ها یعنی همان دعوا پلاتفرم ها. این نتیجه گیری شما یعنی این که شما هم در صدد بر خواهید آمد که پلاتفرمی را بر مبنای گفتمان " آزادی و برابری اجتماعی(سوسیالیسم)" تهیه کنید و آن را به جنگ پلاتفرم موسوی و پلاتفرم سازمان "اکثریت" بفرستید! پس روشن می شود مشکل شما نه با ارائه پلاتفرم بلکه با پلاتفرم های معینی است که شما با آنها مخالف هستید. اما تناقض نوشته شما بیشتر نمایان خواهد شد اگر شما بخواهید برای "اتحاد عمل وهمراهی حول اشتراکات و دربرابراستبدادمطلقه حاکم" یک بیان سیاسی بدهید. کافی است این "اشتراکات" را روی کاغذ بیاورید تا با یک "پلاتفرم" تمام قد روبرو شویم! مگر آن که نخواهید این "اشتراکات" را قلمی کنید و یا آن را "دور" بزنید.



درپاسخ به سؤال دوم:
با تشکرازدوست عزیز کویرساکت ونقدشان به نوشته ام.همانطورکه خوانندگان مشاهده می کنند ایشان درنوشته من حول نفی پلاتفرم و پذیرش عملی آن تناقضاتی را مشاهده می کنند.
واما چندکلمه درپاسخ : فی الواقع دوگانگی ها و تناقضات ناشی ازوضعیت و شرایط درحال تحول ودگرگون شونده همواره وجود دارند ولی درک درست ازاین تناقضات ودیدن آن دربسترواقعی ومتحول خود مهم است وراه برون رفت ازتناقضات هم با فرمول های انتزاعی قابل حل نیست وتنها درمتن تغییرخود شرایط می توان به نفی آنها رسید.بااین مقدمه کوتاه به اصل مساله می پردازم. یعنی به رابطه بین پلاتفرم ها وجنببش های اعتراضی نوین. من درآن نوشته چندین نکته را مطرح ساخته ام:
نخست آنکه رابطه عام جنبش و پلاتفرم را مطرح کرده وگفته ام که پلاتفرم باید منعکس کننده فراروندگی جنبش وشعارها باشد ونباید وضعیت یک لحظه ومقطع خاص را منجمد کند که دراین صورت به پای بندی برای یک جنبش با خصلت فرارونده وپویا تبدیل خواهد شد. نباید فراموش کنیم که کلام وقتی ازمتن زندگی ومنشأ حیات بخش خود جداشود تمایل به ثبات و آئینی ومقدس شدن وتحمیل خود به واقعیت زنده پیدامی کند.تاریخ وازجمله تاریخ چپ سرشارازچنین تجربه های منفی است.
دوم آنکه پلاتفرم چیزی نیست که ازبیرون برای جنبش نگاشته شود هم چون ده فرمان موسی. این تجربه و حرکت زنده ودیالوگ حول آن است که مولد وبستررویش پلاتفرم های معطوف به جنبش است. وبنابراین از نسخه پردازی ها معمول درمورد پلاتفرم ها باید پرهیزکرد.
سوم گفته ام که اولا دریک جنبش های وسیع وتوده ای علاوه برزحمتکشان ونیروی کار بخشی هائی ازطبقات دیگرهم ولو موفتی وناپایدارحضوردارند و بنابراین نمی توان خواست ها ومطالبات این طبقات ولایه گوناگون را درپلاتفرم واحدی گنجاند و تأکید کرده ام که چنین امری به انجماد مبارزه طبقاتی-مطالباتی و فرادستی گفتمان ومنافع طبقات دیگرمنجرخواهد شد.
بنابراین من نفس پلاتفرم را وتعدد وتنوع آنها را-پلاتفرم های گرایشات گوناگون را - درصفوف جنبش نفی نکرده ام. ودراین مورد تنها به اهمیت رابطه درست وزنده بین آنها اشاره کرده ام وبه شروطی که پلاتفرم به بندی برای پیشروی جنبش تبدیل نشود.ازسوی دیگربه ایده سنتی ودیرآشنای یک جنبش یک پلاتفرم انتقادکرده ام. من ازجنبش جنبشها و پلاتفرم پلاتفرم ها دفاع کرده ام. یعنی از"پلاتفرمی" که تنها دربرگیرنده نقاط اشتراک پلاتفرم های گوناگون است وبهمین دلیل سخت مشروط وگذرا وموقتی است ولاجرم دیگرپلاتفرم به معنای مصطلح آن نیست وپلاتفرمی درگیومه است.یعنی بیش ازآنکه منجمد کننده باشد سیال است و بیش ازآنکه برروی کاغذ باشد درمیدان عمل است. واین تفاوت ها ولو آنکه چندان مهم به نظر نرسند اما درعمل ودرشیوه کارفرومی وتداوم آن دارای اهمیت زیادی هستند. تأکید کرده ام که درجنبش های جدید ودرصفوف متکثر مدافعان جهان دیگر ضمن حفظ اختلافات وگرایشات خود اصل بردست یابی به اجماع حول اشتراکات واقعا موجود است ونه بفکر دیکته کردن یک پلاتفرم برآن. بنابراین هرجریانی با پلاتفرم های خود درصفوف جنبش حضوردارد ولی درمتن این جنبش گسترده حول اقداماتی عملی وقابل قبول برای همه طرف ها، قرارهای مشترک می گذاریم. این مساله نه فقط درمورد خود جنببش بزرگ استثمارشوندگان اعتباردارد بلکه به دلایل مضاعف درمناسبات بین لایه های متعلق به طبقات گوناگون بطریق اولی اعتباردارد. خلاصه آنکه من وجود پلاتفرم های متنوع درمتن جنبش را نفی نکرده ام ولی ازرابطه سیال ودوجانبه آنها با هویت ها و تنوعات وگرایشات موجود درمیان طبقه بزرگ وفرارونده استثمارشوندگان وجنبش کارزوحمت ازیکسو واجتناب ازمیانگین گرفتن مطالبات طبقات گوناگون وموقتا حاضردرجنبش ازسوی دیگر سخن گفته ام. ولی می پذیرم که باید برای تفکیک هرچه بیشتربین شیوه های مألوف وسنتی ریشه دار با بینش وشیو هائی که من آن را متعلق به پروژه کمونیزم خود رهان و خودحکومتی مردم می دانم لازم است بحث وگفتگوی بیشتری را صورت داد. وتأکیدمی کنم که هیچ راه ازپیش آزمون شده وقابل کشفی وجود ندارد وتنها درمتن حرکت به جلو و با اتکاء به دیالوگ وخرد جمعی می توان راه را ساخت.جاده ای موجود نیست وباید آن راساخت.
*-این سؤالات درزیرنویس "جنبش با کدام گفتمان" درسایت روشنگری درج شده است.

Post a Comment