Tuesday, September 15, 2009

جنبش وشبح جنبش!
وقتی جنبشی وجود داشته باشد چیزی بنام شبح وسایه جنبش نیزوجود داردکه گوئی قراراست هرکدام بطورمتناوب رژیم را سراسیمه کرده و دایما درحالت ترس وآماده باش برای بقاء خودنگهدارد. دریک روند مبارزه توأم با افت وخیز، جنبش وشبح جنبش جای خود را به یکدیگر می دهندوشبحِ یک جنبش واقعی به اندازه خود جنبش ترسناک می گردد.گاهی خود جنبش مستقیما با مارش کوبنده اش خیابانها را قُرق می کندو گاهی درهیئت موجودی نامرئی وسایه وار دربانک های شبانه،تظاهرات کوچک وپراکنده،نقش بستن شعارهای مرگ برخامنه ای و مرگ بردیکتاتوربرروی دیوارها وآسفالت خیابانها،درتحریم های گوناگون اعم از رسانه ها ویا برخی پایگان اقتصادی وحامی دولت ،درترس ازمصادره شدن تجمعات بزرگ وسنتی ،دربزرگداشت قربانیان جنایت،درافشاگری های جنایت های صورت گرفته وزمین لرزه های بباددهنده آن، وبجان هم افتادن باندهای حاکم و...خود رانشان میدهد.
وگاهی هم به عهده خود رژیم است که رأسا با اقدامات وعکس العمل های خود نظیرتشکیل دادگاه های نمایشی وانگیزاسیونی،با حکومت نظامی اعلام نشده اش،باتهدیدها وارعابها وهزاران ایماء واشاره دیگرش وجود یک جنبش خطیروازپای نیفتاده را یاد آوری کند.وقتی جنبشی وجود داشته باشد هیچ کس وهیچ جریانی درواتاب دادن آن، گیرم هرکدام با عبورازمنشورخود وبطورنفی یا اثبات،معاف نیست. باوروداین پدیده تازه وسنگین وزن به صحنه اجتماع، همه نیروها باندازه وزن هم حجم آن ناگزیرند جابجا شوند. همه احساس می کنند که تااطلاع ثانوی درزیرفشارنیروئی که در25 خرداد ورود غافلگیرانه خود به صحنه را با بانگ غرا اعلام داشت قراردارند و باید با درنظرگرفتن آن به کنش وواکنش به پردازند ولوآنکه ازسوی محافظه کارترین وترسوترین لایه اجتماعی هم چون حضرات مراجع عظام باشد.

آیا واقعا چاپای خامنه ای قرص ومحکم است؟

خامنه ای می گوید که درپاسخ به نگرانی برخی کشورهای دوست با توجه به رویدادهای پس ازانتخابات به آنها پیام دادیم نگران نباشید(نقل به معنا). یعنی که چاپایمان قرص ومحکم است! آیا براستی رژیم آن گونه که وانمودمی کند دارای چاپای محکم و اعتماد به نفس است؟ نفس چگونگی واکنش های رژیم خود بهترازهراستدلالی پاسخ این سؤال و دروغ بودن این ادعا هارا نشان می دهد: اولا براساس همان سخنان خودوی معلوم میشود که صدای اعتراض مردم ایران حتی به گوش هواداران برون مرزی ودولت های دوست ومتحد نیزرسیده ولاجرم سبب نگرانی وتردید آنها نسبت به سرنوشت وهم چنین ماهیت رژیم گردیده است.واین یعنی ترک برداشتن وآغار فروپاشی آن قداست کاذب وآن رسالت آسمانی حکومت اسلامی که خامنه ای سربسته وگذرا به آن اشاره کرد و ازبیانش طفره رفت. وثانیا درهمین خطابه نمازجمعه هفته گذشته وقتی خامنه ای نسبت به منحرف شدن راه پیمائی روزقدس وسوءاستفاده ازآن هشدارمی دهد، یعنی درملأ عام وبه روشنی ترس فروخورده خود ازجنبش وشبح آن را به نمایش می گذارد.اوالبته هم چون همه دیکتاتورهای خرفت تاریخ، خود را به کری زده وحاضربه شنیدن صدای مردم نیست، وبه خیال خود مصمم است که بافراربه جلو اشتباه دیکتاتور سلف خود، شاه را تکرارنکند:"اشتباهی" که ظاهرا خود را به شکل تردید درسرکوب خشن مردم وعقب نشینی دربرابرآنها نشان داده است.اما بنیاد تصور او مبنی برامکان بناکردن خانه ای مصون ازرخنه امواج اعتراضات مردم توهمی بیش نیست.او وباند های متحد وی درحاکمیت،هم اکنون سخت مشغول مرمت بنائی هستند که درآزمون صورت گرفته ،میزان پوسیدگی و شکنندگی خود دربرابر امواج سهمگین اعتراضات توده ای را به نمایش گذاشت.
تکیه گاه اصلی حاکمیت دربرابرجنبش، بکارگیری مستقیم قهروسرکوب دربرابرآن چیزی است که خودانقلاب مخملینش می نامد.به مدد اعلام نوعی حکومت نظامی وآماده باش دائم، با اتکاء به نیروهای سپاه وبسیج، وباتوسل به جنایت وتجاوز وایجاد رعب وترس تا شاید بتواند روحیه مقاومت را درهم بشکند و از حرکت های بزرگ خیابانی ممانعت به عمل آورد.واگردقت کنیم درپشت این قدرت نمائی و عروتیزکردن ها، رژیم درمانده ای را می بینیم که محکوم به آن است که دربیم از برخاستن موج بزرگ دوم به بسربرد. کابوس جنبش وشبح آن یکدم او را رهانمی کند. اکنون حتی مزدوران سرکوبگر نیزجرئت نمی کنند که ازخاموش شدن جنبش وادعای کنترل اوضاع سخن به میان آورند. وقتی بیم ازبرخاستن موج دوم اعتراضات سخن به میان می آوریم،نباید فراموش کنیم که داریم ازوضعیت رژیمی می گوئیم که علیرغم سالها تلاش بی وقفه درسرکوب وبکارگیری انواع تمهیدات برای ممانعت ازجریان یافتن جنبشی گسترده، شاهد غافلگیرشدنش دربرابر موج بلند اول ورخنه عمیق امواجش به آن سوی دیواره های حاکمیت بودیم ووصله پینه های سراسیمه وارش برای بستن رخنه گاه ها. درواقع مضمون همه تلاش های کنونی حاکمیت نیزچیزی جزرتق وفتق این شکاف ها و بستن یکی پس ازدیگری روزنه هائی نیست که به گمانشان بسترپیشروی و رخنه امواج خطرناک به آنسوی دیواره های حاکمیت را تشکیل می دهند.هنوزازبستن روزنه ای نیاسوده، به سراغ روزنه دیگری می رود.ممانعت ازسنت برگزاری مراسم شب های قدر درمقبره بنیان گذارنظام اسلامی،جابجائی برنامه ها وسخنرانان درحرم قم،تعطیل مراسم سالیانه یادبودطالقاتی، اتخاذ حالت فوق العاده برای کنترل تجمعات روزقدس،ترس ازتجمعات ورزشگاه ها، نگرانی ازفرارسیدن فصل بازگشائی دانشگاه ها و مدارس و... ممانعت ازهرگونه برگزاری مراسم قربانیان جنایت های خود،یک طرفه کردن خیابانها، کد گذاری مناطق حساس تهران و... جملگی نمایانگرترس رژیم ازشبح جنبش وتلاش بی وقفه برای بستن منفذهائی است که می تواند موجب فوران خشم وحضورمردم گردد.این که رژیمی مجبورشود برای دفاع ازکیان خود مراسمی را که تادیروزمیدان جلوه گری و عرض اندام کردنش به شمارمی رفته ولی اکنون آنها را اسباب تهدید خود میداند، ویا کسانی چون کروبی وموسوی را بیرون ازدایره خودی ها قراربدهد ویا بیت وخانواده خمینی را تحت فشارقراردهد،هنری است که تنها ازدست خودکامه گان تاریک اندیش حاکم برمی آید و گویای وخامت اوضاعی است که رژیم درآن گرفتارآمده است.
حرکت درجاده مرگ!
همواره یکی ازشاخص های شناخته شده و معتبر درتغییرکیفی اوضاع و ارزیابی از عمق وشدت یک بحران سیاسی-اجتماعی آن بوده است که پائینی ها نخواهند تن به سلطه بالائی ها بدهند و بالائی ها نتوانند به شیوه گذشته سلطه خود را حفظ کنند.مبادرت به تقلبی بزرگ ورسوا در"انتخابات"ازسوی باند حاکم درقدرت سیاسی برای حفظ موقعیت مورد چالش قرارگرفته اش، نمایانگرنقطه عطفی دربهم خوردن توازن قوا بود.رژیم تنها می توانست با تقلب وباآرایش فوق العاده دادن به خود ازپیروزی ادعائی خویش دفاع کند ومردم نیزبا اشغال خیابانها و مارش میلیونی خود لرزه براندام رژیم افکندند وبه روشن ترین وجهی اعلام داشتندکه دیگر قصد تن دادن به سلطه ننگین حاکمیت را ندارند.باین ترتیب تاریخ مبارزه این مرزوبوم ورقی تازه خورد واواضاع جدیدی حاکم گردید. این چرخش درتوازن نیروآن چنان مشهود است که حتی خود رژیم قادربه انکارآن نیست ودرادبیات سیاسی خود با عناوینی چون فتنه بزرگ وبزرگترین فتنه کل حیات نظام، وانقلاب یاکودتای مخملین و اوضاع غیرعادی وآتش زیرخاکسترتوصیف می شود. وکسانی چون دکترحسین بشیریه آن را درقالب نوعی موقعیت انقلابی توصیف می کنند وسروش آنراعریان شدن کامل عورت نظام مذهبی دانسته و نوید جشن پیروزی براستبداددینی را می دهد. اینکه چه گونه وباچه فرمولی این وضعیت تازه رافرموله کنیم،موضوع این نوشته نیست و طبعا وابسته به رویکردهای مختلف است.اما مهم اذعان به واقعیت وجودی یک دگرگونی بزرگ درمطالبات ودرتناسب نیروهاست. بی تردید درپشت تغییراین توازن نیرو مطالبات انباشته شده لااقل سی سال سلطه فلاکت وسرکوب، وبویژه شکست اصلاحات سیاسی واقتصادی 12سال اخیر قراردارد.بنابراین نه با جنبشی بادآورده و بی ریشه،بلکه با جنبشی نشأت گرفته ازانباشت مطالبات چندین دهه سروکارداریم که درآن نسل سوم به مثابه گورکنان نظام اسلامی وپایه ریزان آینده نقش اصلی را به عهده دارند.
سراب قدرت یک دست وسودای دست یابی به موقعیت مستقر!
با اقدام به تقلب گسترده وشروع مقاومت نوین مردم،رژیم قدم درمسیر پرتلاطم وپرمخاطره ای نهاد که شروع اش با وی بود اما معلوم نیست که پایان دهنده اش خودوی باشد. او پس ازکودتای اول وبرای حفظ موقعیتش راهی جزتکمیل آن با انواع کودتاهای ریزودرشت بعدی ندارد.کودتاهائی که با جراحی وتغییرساخت قدرت همراه بوده وهمگی دربستر نظامی تر کردن روزافزون فضا و افزودن برنقش سپاه به مثابه گاردویژه حافظ نظام و ولایت فقیه، در ساختارقدرت نداشته وندارد.گاردی که نه درخدمت و سربه فرمان سیاستمداران طبقه سیاسی حاکم در ساختارتاکنونی، بلکه قبل ازهرچیز بفرمان خود ودرخدمت منافع خویش وبنام نظام با اطلاق منافع خود به منافع نظام عمل می کند. به مثابه نهاد و"حزبی" مسلح وحاضردرقدرت ودارای منافع اقتصادی و سیاسی معین .واین البته درحکم ورود تضادهای عمدتا دوبعدی تاکنونی حاکمیت به فاز جدیدسه بعدی ومنازعات پیچیده آن است. موقعیت غیرمستقربه معنای تداوم خرده"کودتاها"ی متوالی ومستمری است که سرایستادن نداشته وکلیت نظام راهمواره برسردوراهی قمار ماندن یا نماندن ووسوسه رفتن تاآخرخط قرارمی دهد.بدون این خرده کودتاها ازیک سو قادربه حفظ موقعیت خودنیست وازسوی دیگر جزحرکت به سوی سراب دشت نیافتنی برقراری سکوت گورستانی ، یکپارچه کردن ساخت قدرت وتأمین موقعیت مستقرنخواهد بود.تحقق چنین فرایندی ازطریق حذف رقباومتحدین تاکنونی وتنگ تر کردن دایمی دایره خودی ها می گذرد.واین یعنی تنگ ترکردن حلقه طناب داری که درظاهر وبطورمستقیم بدست خود رژیم صورت می گیرد اما درباطن وبطورغیرمستقیم فرمانی است که جنبش صادرکرده است ووجهی ازفرایند فروپاشی نظام را تشکیل می دهد.هرچه که زمان می گذرد، عقب نشینی ازجاده مرگی که انتخاب کرده است ناممکن ترمی شودو هرگونه تردید درآن به معنی شتاب بیشتردرفرود بهمن فروپاشی خواهد بود. فراربه جلوی رژیم حاصلی جزشتاب دادن به این روند ندارد.
تلاش برای مدیریت اعتراضات
دربحران "انتخابات" اخیررژیم با درنظرگرفتن تجربه دوم خرداد، بادست چین کردن کاندیداهای مورد اعتماد خودهم بفکر داغ کردن تنورانتخابات بود وهم عدم تکرارتجربه دوم خرداد.بااین همه هم چون بمبی دردستانش منفجرشد ونشان داد که ناتوان ازمدیریت جمع اضداد-هم خداوهم خرما-است. اکنون نیزدرپی ارتکاب به جنایات تکان دهنده وافشاشدن خشونت ها وتجاوزات اعمال شده وکشف گورهای بی نام نشان قربانیان خشونت، باپس لرزه هائی که پی آمدهایش کمترازلرزه های اصلی نیست وتااعماق پایگاه توده ای رژیم رسوخ می کند،با فراربه جلو و"اذعان" به جنایت دربازداشتگاه ها درصدد گرفتن باصطلاح ابتکار اعتراضات بدست خوداست تاهم ازتیررس افشاگری های بیرون ازخوددرامان بماند وبتواند آنها را خاموش کند وهم با سرشکن کردن آنها به چند مجری خودسر، سروته پرونده جنایات خود را بسته وازبه جریان افتادن اتهام ارتکاب به جنایت علیه بشریت درمقیاس جهانی ممانعت به عمل آورد. واما چرا موقعیت مستقرهم چون سرابی دست نیافتنی است؟
تجارب گوناگون نشان داده داده اند هررژیم مستبدی که نتواند سرکوب را بارفرم های اقتصادی واجتماعی درهم بیامیزد،شانس تثبیت نخواهد داشت. توسل مطلق به سرکوب به مثابه تنها اهرم حفظ قدرت،جزرسیدن به آخرین نقطه بن بست نیست. اگرآب روخانه خروشانی درپشت سدی متوقف شود،هرچه قدرمستحکم، بدون گشوده شدن دریچه های آن،بی تردید درنقطه معینی یا سد را درهم می شکند ویا ازفرازآن وکناره هایش راه عبورخود رامی گشاید ودرهرحال آن را بی اثرمی کند.جنبش عمومی نیزهم چون حرکت رودخانه خروشانی بهمین نحو عمل می کند.وازآنجا که رژیم نشان داده است فاقد ظرفیت رفرم است وآن را درحکم مرگ وزندگی خودمی داند،پس درهم شکسته شدن سدحکومت اسلامی به امری اجتناب ناپذیربرای پیش روی جنبش تبدیل شده است.
بی تردید با نبردهای سخت وفرسایشی وبهمراه افت و خیزهای گوناگون مواجهیم. ولی هماره این رژیم است که تضعیف شده وقاعده اش باریک وباریک ترو شکاف هایش بیشتروبیشترمی شود و این مردم هستند که مصم تروهمبسته تر و سازمان یافته ترمی شوند.


Post a Comment