Monday, December 28, 2009

گذرازلحظه ها مکثی است کوتاه برروی برخی رویدادها
قیام مردم تهران!
دیروزمردم معترض، گام مهمی درجهت تحقق شعارروزهای اخیرخود "این ماه ماه خونه،سید علی سرنگونه" برداشتند.

تظاهرات شکل وشمایل یک تظاهراتِ اعتراضِ معمولی را نداشت بلکه بیشتر به یک انقلاب وشورش همه جانبه شبیه بود.مردم ازرفتارسرکوبگران ووقاحت بی اندازه حکمرانان که حتی  احترام روزها ومراسم عزای مورد ادعای خود را نیزپاس نداشتند به خشم آمدند.خیابان ها سنگربندی شد ،آتش زدن ماشین های یگان ویژه ونیروهای انتظامی و موتورسیکلت ها،دستگیری بسیجی ها ولباس شخصی ها و جمع آوری وپرتاب سنگ دربرابرضربات باتون ،شلیک های هوائی وپرتاب مداوم گازاشک آور وسنگ اندازی ، تصویرگر فضای خیابان های تهران وکوچه وپس کوچه های نقاط مرکزی بود.والبته لبریزشدن خشم  اشباع شده  درطی ماه ها و روزهای اخیر، با توجه به  فضا وتجمعات طبیعی ایام عاشورا، درگذشت منتظری وممانعت ازبرگزاری مراسم های بزرگداشت وی درگوشه وکنارکشور که آشکارا به میتینگ های سیاسی رادیکال تغییرجهت داده بود،ممانعت ازبرگزاری مراسم عزاداری مستقل در ایام عاشورا، حمله به حسینیه جماران وبرهم زدن مراسمی که توسط خاندان خمینی برگزارشده بود،امری غیرمنتظره نبود.جالب است که گوئی وظیفه حرمت شکنی وتقدس زدائی ازمقدسات وتابوشکنی، آنهم به خشن ترین وجهی، به عهده نظام مدعی پاسداری ازارزش های دینی صورت سپرده شده است!.نمونه حمله به حسینیه جماران ویا به نمایش گذاشتن تصاویرآتش گرفته وپاره شده خمینی دربرابرانظارعمومی ازنمونه های آن است. برطبق آخرین گزارش ها صدها هزارمعترض درنقاط گوناگون تهران دست به تظاهرات زده وبراثر خشونت وتیراندازی رژیم(ازجمله سه چهارنفردرتیراندازی مستقیم درزیر پل کالج  ومجموعا تاکنون 7 نفرکشته شده و دهها نفرمجروح بجا گذاشته است .که ازآن به نام عاشورا درعاشورا وعاشورا درمتن عاشورا نام می برند.بی شک اعمال چنین خشونتی برای هرحکومتی بویژه اگراین حکومت مدعی ارزش های مذهبی هم باشد،بسیار"بدیمن" تلقی شده  ونمی توان نشانی ازعافیت برپیشانی آن جستجوکرد. تظاهرات عظیم  ویابهتراست بگوئیم قیام مردم را باید بی گمان زمین لرزه ای با ریشتر8 برای نظام دانست.(وآینده نشان خواهد داد آیا درقیاس،همان نقش کشتار 17 شهریورقبل ازانقلاب را دارد یانه؟). علاوه برتهران درشهرهائی مثل اصفهان و شیرازوتبریزواراک و.....نیزتظاهرات به درگیری و خشونت انجامیده است. وخامت اوضاع چنان است که حتی مفسربی بی سی ،دیگروضعیت را غیرقابل برگشت خوانده و حکومت را درشرایطی  می بیند که نه راه پیش داردو نه راه پس .شعارها مستقیمامتوجه خود خامنه ای و کانون اصلی قدرت است. درمقابله با خشونت بیش ازحد نیروهای رژیم، آنچه که بیش ازپیش قابل توجه است،ایستادگی و حمله مردم به مزدوران و نیروهای انتظامی،بعضا خلع سلاح آن ها،اشغال میادین وخیابانها درتهران،آتش زدن وسایل نقلیه وتجهیزات رژیم ،گستردگی جنگ وگریزهای خیابانی درنقاط گوناگون شهر و پراکنده وآشفته ساختن نیروهای رژیم  وگشوده بودن درب خانه های مردم به روی مردم درحال گریزازچنگ سرکوبگران اوباش است. پاره ای خبرها حاکی ازسرپیچی برخی از نیروهای رژیم ازدستورتیراندازی  فرماندهان خود ویا ازپیوستن برخی ازآن ها به صفوف مردم است.واگرچنین اخباری مورد صحت داشته باشد، خود ازنخستین نشانه های  رخنه تردید وخلل درارگان های سرکوب-این تنها ومهمترین اهرم بقاء رژیم، محسوب می شود. مولفه های اصلی  اقتدارحکومت را  کم وکیف پایگاه توده ای(به مثابه عنصرتعیین کننده)،انسجام نسبی طبقه سیاسی حاکم ومیزان حمایت های بین المللی وهم چنین قدرت های بزرگ تشکیل میدهد.طبعا بسته به نیرومندی هرکدام ازمولفه ها،وضعیت حکومت های متفاوت است.درمورد جمهوری اسلامی اکنون هرسه مولفه فوق دچاربحران جدی شده است. به عنوان مثال عنصراصلی یعنی پایگاه اجتمای و بهتراست بگوئیم بقایای آن بشدت درحال فروریزی است. بسیج رژیم درتظاهرات آلترتاتیو درقم ودرپی ودرپاسخ به  تظاهرات بزرگ وکوبنده روزقبل با حدود حداکثرسه هزارنفر، بشدت خالی بودن چنته رژیم را به نمایش گذاشت.پیش ازآن دوپینک  رژیم حول پاره شدن و به آتش کشیده شدن تصویرخمینی،باهمه تلاش وبسیجی که صورت داده بود(برای کشاندن دانش آموزان دبستانی وکارمندان و...) نتوانسته بودبیش ازده هزارنفررا گرد بیاورد (که درمقایسه با مثلا تظاهرات 18تیر78) ورشکستگی کاملش را به نمایش گذاشت.مردم نیزبا وقوف به همین فقدان پایگاه توده ای، شعارمعروف "دروغگو،63% کو" آن را درهرفرصتی به رخ رژیم می کشند.درمورد تضادهای داخلی هم  اکنون رژیم بیش ازهرزمانی دستخوش شکاف بوده و کسانی مثل بیت ونواده های خمینی،مجمع روحانیون مبارز،خاتمی و موسوی و حتا رفسنجانی و ... درمعرض تهدید و تصفیه وقربانی شدن قرارداردند وخانه مراجع وروحانیون بنام محاصره ویا مورد حمله وتهدید قرارمی گیرد. رژیم دربحبوحه بزرگترین بحران موجودیت خود درآستانه یک جراحی بزرگ درونی نیزقراردارد. درمورد مولفه حمایت بین المللی، درپی بحران داخلی همان اعتبار وثبات موجود رژیم ودولت احمدی نژاد نیزبزیرسوال رفته است. اوباما وکشورهای اروپائی عملا درمورد سیاست گفتگو وسازش با رژیم تجدید نظرکرده وبا آن هم چون رژیمی که مشروعیت اش بزیرسوال هست رفتارمی کنند ودرضمن خواهان امتیازات بیشتری هستند.حتی بنا به هشداربرخی دولتمردان رژیم،اعتبارقبلی رژیم درنزدکشورهائی چون سوریه و لبنان نیزببادرفته است.جدا ازمولفه های اصلی اقتدار که جملگی دچاربحران جدی شده اند،تنها ابزارباقی مانده برای تأمین بقاء رژیم همانا نیروی سرکوب است که البته پاسخ گوی بقاء درمیان و درازمدت نیستند وتنها برای کوتاه مدت می توانند کارسازباشند. این ابزارهای البته بی تضاد نبوده ونیستند و بهمین دلیل درکنارتداوم جنبش ورودر روئی آنها با مردم،این نوع تضادها  بین ارتش و سپاه وبسیج و.. و یا درخود سپاه وبین رده های بالا و پائین، می توانند فعال بشوند. بویژه با درنظرگرفتن شعارها و تاکتیک های مردمی دربرخورد با این نیروها،این خطرفروپاشی بازهم جدی ترمی شود. علاوه برآنکه فروریزی ترس و مقاومت مردم وحضوراقشارمختلف زنان و مسن ها و حتی کودکان درصفوف معترضین برشدت آن می افزاید.عامل مهم دیگرهمانا رخت بربستن ترس  ازنیروهای سرکوب است که به معنی کند شدن و ازکارافتادن این اهرم است.بطورکلی بکارگیری بی حد ومرزاین اهرم درجهان امروز برای حکومت های مستبد دارای هزینه سنگین و گاه کمرشکنی است که کاربرد وتأثیراین اهرم را به حداقل می رساند. علی الاصول حفظ یکدستی و روحیه فرمانبری در نیروی سرکوب،در درجامعه ای که دچاربحران انشقاق همه جانبه درون حکومتی و شکاف بین حکومت ومردم ویا با جامعه بین المللی است، ناممکن بوده  ودیریازود این شکاف ها وگسست ها دردرون این صخره ظاهرا یک پارچه نیزمنعکس می شود.اخباری که از نافرمانی های اخیرولو هنوزدرابعادکوچک به گوش می رسد می تواند نشانه ای برشروع این ترک خوردن ها باشد. وهمه این هانشان دهنده آن است که نباید رژیم بریکدستی ظاهری و سربفرمان بودن این نیروها به مثابه یک سرمایه ثابت غره شود.
گرچه رژیم و شخص خامنه ای به گمان خود با درس گرفتن ازسرنگونی نظام شاهنشاهی خود را به کری زده و حاضربه شنیدن صدای نزدیک شدن گام های انقلاب نیست،اما ابلهانه می  پندارد که خود را به نشنیدن زدن به معنی نبوداین صدا است.درست همانند کبکی که برای فرارازدست صیاد، سرخویش را به درون توده برف می برد.
آن کس که بادمی کارد طوفان درومی کند.بی گمان رژیم باید درانتظاروزش طوفان های مهیب تری باشد. قیام روزگذشته مردم تهران را باید تمرین مهمی برای نبردهای آتی که خصلت نمای آن آزادسازی فضا ها وعرصه های گوناگون ازدست رژیم وآماده ساختن شرایط عمومی کشوربرای قیام سراسری است  به شمارآورد. با برپائی شبکه ها و نهادهای  توده ای  درمحلات و محیط های کارباید ازهم اکنون با تمرین وممارست درخودگردانی وخود حکومتی ، شالوده آلترناتیومردمی آتی را فراهم ساخت.

Post a Comment