Wednesday, March 17, 2010

 
چهارمشخصه ای که به  چهارشنبه سوری امسال سیمای دیگری بخشید:
نخست تبدیل شدن آن به دوقطبی دولت(حکومت) –مردم. شاید هیچ وقت هیچ  چهارشنبه سوری دیگری تا این اندازه دوقطبی نشده باشد،که در یک قطبش استبداد باهمه توان وزرادخانه نظامی وایدئولوژیکی اش  صف آرائی کرده باشد و درقطب دیگرش مردم وبخصوص جوانان  ونونهالان آینده ساز یک مملکت. باین ترتیب باتقارن کم نظیری مواجه شدیم: همراه شدن خصلت  نمادین وتاریخی این روز(مبنی برمصاف اهریمنان و انسانها،آتش وظمت، وتقابل زمستان روبه هزیمت بارویش طبیعت وزندگی بهاری)بامصداق عینی آن درجامعه وتقارن وتقابل تنگاتنگ ایندو. بدیهی است که انطباق نمادها با مصادیق همواره به رویدادها رنگ وبوی دیگری می بخشد.ترکیب مناسبت ها وسنن ملی وسراسری با بحران هاومبارزات سیاسی همواره می تواندبه  آنها اهمیت و معنای خاص تاریخی بدهد که چهارشنبه سوری امسال اززمره آن هابود.که درآن ترکیدن حتی یک ترقه معنائی جزمرگ بردیکتاتورتداعی نمی کرد. وچنین بودکه میلیونها شعارمرگ بردیکتاتور درکناررقص زندگی ،درچنین شبی وچنین فضائی ازهرگوشه وکنارکشور پرمی گشود وبه آسمان می رفت!.معمولا حکومت های مستبد تازمانی که عقل اشان هنوز "پاره سنگ" برنداشته است وداری "خرد متعارفی" هستند، وآنگونه که رژیم اسلامی دچارش شده علائم جنون قدرتِ درحال افول به سراغشان نیامده است ،سعی می کنند که با چنین مناسبت ها و موقعیت هائی  نه بطورمستقیم که ازپهلوبرخورد کنند و خود را دَم چَک مردم وسنت ها وآرزوهای نیرومند ودیرپای آن ها قرارندهند. جمهوری اسلامی هم درطی سال های گذشته تاحد معینی چنین عمل می کرد.ولی از زمانی که سلطه طلبانِ ولایت مدار وارد مرحله  انحطاط وگندیدگی کامل خود شدند وزمانی که بیداری بزرگ مردم ونافرمانی آنها آغازشد،عقل وخرد ویابهتراست بگوئیم "بلندنگری" مورد نیازهرحکومتگری،تماما جای خود را به خرده بینی وروزمرگی  وبه اقدامات صرفا معطوف به حفظ قدرت داد. باین ترتیب با رخت بربستن همان اندک  خرد وآینده نگری، رژیم وسردمدارانش به ورطه تقابل با سنت های دیرین مردم ومطالبات و آرزوهای آنا سقوط کردند وخود را درگیر جنگ با "آسیاب های بادی" کردند.ترس ازبباد رفتن اقتدار وجبروت باقی مانده، جباران منحط  را وادارساخت تا با ارتکاب به  حماقت تاریخی  خود با ذمخت ترین بیان،حکم به غیرشرعی بودن مراسم چهارشنبه سوری  وفاسد بودن آن بدهند . ولاجرم با ریختن بنزین به روی  آتش ملتهب،آن را شعله ورترساختند.وچنین شد که چهارشنبه سوری امسال بدل به یک روزبزرگ وبیاد ماندنی ازنافرمانی عظیم اجتماعی-مدنی مردم دربرابرحکومت گردید. رژیم نمی تواند آن را  تصاحب کندو نمی تواندبگوید حامیانش درآن مشارکت کرده  بودند. واگر هم چنین بوده باشد، درمخالف با فتوای "رهبرمعظم خود" عمل کرده اند.درواقع فتوای خامنه ای و سایرمراجع همسو باوی به  تفی سربالاتبدیل شد که به چهره خودشان فرود آمد.سودای حفظ قدرتِ درحال افول، غریزه  شناخته شده روحانیت مبنی بر عدم مواجه مستقیم بامردمی را که خود "عوامش "می خوانند کورکرد. ومعلوم شد که شعار"بصیرت" خامنه ای چیزی بیش از"کوری بیشتر"نصیبشان نکرده است!
دومین نکته آن که  چهارشنبه سوری امسال درپی رویدادهای 22 بهمن ودرفضائی آکنده ازرعب و سرکوب ورجزخوانی حکومت مبنی برپایان دادن به فتنه صورت گرفت:  یک دوره فشرده و سنگین ازسرکوب وزندانی کردن  و اعدام وبرقراری حالت حکومت نظامی اعلام نشده وتهدیدهای مکررو آشکارمردم وحتی اعلام حکم اعدام شش تن از دستگیرشدن حماسه عاشورا دراستانه فرارسیدن چهارشنبه آخرسال ودردادگاه اول. که درواقع معنائی جزآویزان کردن شمشیربرهنه بربالای سرمردم  وجزگروگان گیری ازآنها وتهدید به قتل گروگانها برای ساکت کردن مردم نبود. بدیهی است که  درچنین شرایطی برگزاری پرشکوه وگسترده وپای کوبی ورقص ودادن شعارهای مرگ بردیکتاتور، آشکارا حاوی پیام محکمی بود به سیاست رعب افکنی رژیم؛ تا بخاطربسپارد که با توسل به حربه ترس و مرگ نخواهد توانست آتش اعتراضات مردمی را خاموش کند.
بنابه ضرب المثلی که می گوید"هرچه که آخرش خوب ؛ همه اش خوب" ُروند آخرمبارزه  درسال 88-سالی بیادماندنی دردفترمبارزات مردم علیه نظام جمهوری اسلامی- درترکیبی  آکنده ازرقص وپایکوبی با شعارهای مرگ برنظام وسرانش، به پایان رسید.با توشه ای ازاعتماد به نفس تازه وبااین بشارت که مبارزه  تا پائین کشیدن استبداد واستقراردموکراسی واقعی ادامه خواهد یافت.
سومین نکته مهم چهارشنبه سوری آن است که بدلیل همین دوقطبی شدن آن و بدلیل سراسری بودن این سنت، ازیکسو موجب گسترش پایگاه توده ای مقاومت ودامنه ضدیت با رژیم شده وازسوی دیگرموجب ریزش بیشترپایگاه توده های متوهم به آن. چنین پدیده ای را آشکارامی توان دربرپائی این مراسم درمحلات جنوبی وپائین شهربزرگی همچون تهران وهم چنین در درگیرکردن بیشتر نسل های جوان ترونوجوانان به ضدیت با رژیم مشاهده کرد  وهم دردرابعاد سراسری آن  درنقاط مختلف کشورکه طبعا باید آن را  ازمهم ترین دست آورهای آن دانست.
چهارمین نکته آنکه نشانداد با  ترکیب مبارزات سراسری ودرعین حال غیرمتمرکز،وبطورکلی ترکیب تظاهرات بزرگ و تظاهرات موضعی درمحلات ونقاط پراکنده،رژیم قادربه کنترل ومهاراعتراضات نخواهد بود.همانطورکه درچهارشنبه سوری بسیاری از مناطق شهرها وکوچه ها ومحلات و خیابانها عملا دراختیارو کنترل جوانان و مردم بود.ازهمین منظرتجربه برگزاری چهارشنبه سوری دارای این  درس  بزرگ وگرانبها بود که می توان ازترکیب مبارزات موضعی و درعین حال سراسری فضای عمومی و اعتراضی گسترده را فراهم ساخت که هم نشان دهنده  ناتوانی رژیم درمقابله با آن باشد  و هم درجهت  گسترش دامنه پایگاه توده ای. والبته هم چنین  تجربه ای بود  برای گشودن تنگناها وبن بست تاکتیکی که درتجربیات چندماهه گذشته،باتمرکزنیروی دشمن درمکان وزمان ازقبل تعیین شده و واحد، خود را نشانداده است .هم چنانکه نمونه ای بود ازبرگزاری مراسم واعتراض براساس مناسبت های مستقل ومتعلق به خود مردم ونه الزاما به حاکمیت.امری که امکان مصادره کردن را  ازرژیم می گیرد و محدودیت های تاکتیکی معطوف به مناسبت های رژیم را ندارد.هم چنین می توان ازاین تجربه ونظایرآن برای تشکل یابی درمناطق مختلف اسکان مردم وایجاد محافل وشبکه ها و هسته های مبارزاتی مردمی وبویژه جوانان ودامن زدن به مبارزات موضعی وغافگیرانه درنقاط مختلف وبصورت پراکنده سود جست.یعنی با بهره گیری ازفضای بوجود آمده درگسترش دامنه مبارزه به این مناطق می توان برای مفصل بندی کردن هرچه بیشترجنبش دراقصی نقاط کشور ودرمیان لایه های پائین و زحمت کش ودرمیان جوانان بهره جست که درتداوم جنبش و سازمان بابی شبکه ای-توده ای آن ودرهم آهنگ کردن مبارزات گوناگون وتدارک برای نبردهای سراسری دارای اهمیت زیادی است. بدیهی است که شکل گیری چنین شبکه های خود گردان و مفصل بندی شدن جنبش می تواند پتانسیل وظرفیت های مبارزاتی آزادشده ومعطل مانده کنونی را بکارگرفته واز هرزرفتن آنها و درانتظارحرکت های بزرگ وسراسری ماندن که بادشواری ناشی از تمرکزنیروی دشمن مواجه شده است، اجتناب کرد ومبارزه را هم ازنظردامنه کمی و هم کیفی گسترش داد.
2010-03-17-28-12-88   تقی روزبه
 


Post a Comment