Wednesday, February 09, 2011

چندنکته  درمورد راه پیمائی 25بهمن
تحت تأثیرتحولات مثبت تونس ومصروبه عنوان همبستگی با آنها، آقایان موسوی وکروبی درخواست مجوزراه پیمائی برای 25 بهمن کرده اند.ناگفته نماندکه یکسال ازتلاش برای آخرین راه پیمائی خیابانی درسال گذشته(که منجربه همان تاکتیک معروف اسب تروا وسیاهی لشکرشدن رژیم گردید) می گذرد.بی تردید اشغال مجدد فضای خیابان ها آرزوی هرفردی است که دلش برای دموکراسی وعدالت اجتماعی می طپد. اما تحقق چنین آرزوئی درگرو پاسخ واقعی وسنجیده به یک سؤال اساسی است:آیا عوامل افت تظاهرات خیابانی شناسائی وبرطرف شده است یانه وآیا محرک تازه ولو نیرومندی هم چون تحولات منطقه-بی توجه به بپامهای نهفته درآن- می تواند جایگزین آنها بشود؟
بی تردید ازمیان عوامل دخیل درافت جنبش سه عامل زیربیش ازهمه نقش داشته اند:
نخست آنکه بدون حضورفعال وگسترده اقشارولایه های زحمتکش وپائین وصرفا با تکبه بربخشی ازلایه ها واقشاراجتماعی نمی توان یک جنبش بقدرکافی پردامنه ورزمنده را بصورت کوبنده وتأثیرگذاردرمقابل رژیمی سرکوبگرهم چون حکومت اسلامی برسطح خیابانها آورد.والبته  چنین امری مستلزم ترکیب مطالبات ضداستبدادی با مطالبات مشخص اقتصادی و اجتماعی است.تا بتوان با مشارکت هرچه بیشترجنبش های اجتماعی ومطالباتی درجنبش عمومی ضد استبدادی برتأمین دامنه مشارکت فعال توده ها درمقیاس کشوری امیدواربود.ناگفته نماند که رهمین رابطه رژیم با حمله به  معیشت مردم وحذف یارانه های اجتماعی وآزادسازی قیمتها درحال فراهم کردن زمینه های اعتراضی گسترده است که با ملموس شدن تدریجی معنا وپی آمدهای آزادسازی قیمتها وبه پایان رسیدن نقش فریبنده وکوتاه مدت پرداختهای نقدی عمق ودامنه این نارضایتی ها به تدریج محسوس ترخواهد شد.گرچه هنوزبه چنین نقطه ای نرسیده است،اما بدانسو روان است.
عامل دوم را باید درمیزان انسجام ماشین سرکوب دانست.دراین رابطه باید به کارکرددوعامل هراس افکنی وسیع به عنوان سیاست اصلی رژیم درکنترل جنبش ونیزامکان شکاف درماشین سرکوب(وسیاست های معطوف به این شکاف ) اشاره کرد.ایجاد یک فرصت مناسب علاوه برسستی وکاستی درعوامل مزبور،درحکومت اسلامی می تواند ناشی از انفجاری شدن شکاف ها دربالا وفلج شدن نسبی اراده رژیم باشد. سربازکردن شکاف ها دربالا،چنانکه درمقطع انتخابات واقدام به  تقلب شاهد بودیم، می تواند بستر مناسبی  برای پیشروی معترضین ومردم فراهم سازد. البته فشارهای بین المللی ویا سایرمحرک های  بسیاراثرگذارخارجی ومنطقه ای نیزمی توانندگاهی بوجود آورنده چنین فرصت ها وشکاف هائی درانسجام سیستم سرکوب باشند.
عامل سوم راباید درماهیت مطالبات ساختارشکن مردم دانست.مطالباتی که نه الزامادرآغازبلکه درگرماگرم نبرد به سرعت آشکارشده وبه شکل طرح مطالبات واقدامات رادیکال خود را نشان می دهدکه البته ازمحدوده قانون اساسی بی تنازل واصلاح درچهارچوب نظام موجود موردنظر آقایان کروبی وموسوی فراترمی رود.وچناکه دیده ایم همین عامل درکنارعوامل دیگری چون سرکوب و...موجب انفعال ویانگرانی آنها ازگسترش حرکاتی می شود که لاجرم باید به آنها ترمززد.
بزعم آنها اکنون تحولات منطقه  ومواضع رژیم وخامنه ای دراین رابطه به عنوان محرک خارجی ومنطقه ا ی  فرصتی آفریده است که سبب شده است فراخوان به تظاهرات 25 بهمن بدهند.واین درحالی است که اولا حرکات مردم تونس ومصرمعطوف به سرنگونی  رأس نظام وکانون اصلی قدرت بوده است وثانیا درهردوکشورماشین سرکوب دچارشکاف شده ست وهم چنین  حکومت ها بدلیل تأثیرپذیری ازفشارهای بین المللی وقدرت های بزرگ هم چون حکومت شاه سابق ایران،دچارفلجی نسبی شده اند که مجموعا امکان حضورگسترده خیابانی وتداوم اعتراضات را فراهم ساخته است والبته خود این حضورمتقابلا بردامنه این شکاف ها افزوده است.مردم تونس ومصر هم چنین اجازه حرکات اعتراضی خود را نه ازطریق درخواست مجوزازحکومتی که قصد براندازیش را دارند بلکه ازطریق اعمال نافرمانی اجتماعی  وندیده گرفتن فرمان حکومت نظامی بدست آورده اند. 
گرچه رژیم اسلامی وخامنه ای درپی این تحولات ادعاکرده اند که از مبارزات مردم ودموکراسی تونس ومصر(که بزعم آنها صبغه اسلامی دارد)حمایت می کنند،اما آیا چنین موضعی واقعا به معنی فلج شدن نسبی اراده سرکوب ویا بوجود آمدن  محرک نیرومندی برای یک حرکت اعتراضی  سراسری علیه  رژیم شده است یانه؟ بی شک هرکسی که فراخوان حضورگسترده درخیابان می دهد قاعدتا باید پیشاپیش پاسخ مستدل وکمابیش دقیقی به این سؤال داده باشد.
همانقدرکه رصدکردن و مشاهده هر گونه فرصت  برای حضورمجدد درخیابانها مهم است ونباید یک لحظه ازآن غفلت شود،بهمان اندازه خطا درارزیابی ازاین فرصت ها نیزمهم است ومی تواند موجب تیزترشدن لبه شمشیر سرکوب بشود که البته دارای تبعات منفی چون سرخوردگی وضربه خوردن فعالین و شبکه ها وامکانات واحیانا به باد رفتن فرصتهای واقعی بشود. درواقع سؤال مشخص این است که آیا لحظه مناسب فرارسیده است، وآیا روحیه  حضوردرخیابان وپذیرش هزینه و ریسک اکنون به آن چنان سطحی  رسیده است که بتواند توده های وسیعی را به صحنه تظاهرات وحضور خیابانی، که درشرایط کنونی بدون سرکوب وریسک بالا نخواهد بود، بکشاند.
هم چنین باید اضافه کردکه  مبادرت به آکسیون سراسری خیابانی درعین حال مستلزم بدیل های ارتباطی وطرح های خنثی کننده تاکتیکهای متقابل رژیم است . بدیلی که بتواند مکمل ودرعین حال جایگزین ارتباطات موجود درصورت قطع شدن بشودوهم چنین نقشه متقابل رژیم درممانعت ازشکل گیری تظاهرات متمرکز(که زمان ومکان آن هم ازقبل روشن شده است)  وپراکنده ساختن شرکت کنندگان را خنثی کند.
هم چنین یک مورد دیگر نیز باید بخوبی پیش بینی شود.بی گمان(ویالااقل بااحتمال بالا) رژیم پاسخ مثبتی به درخواست مجوزنخواهد داد ودرمقابل به تهدید و آرایش نیروخواهد پرداخت.این هم احتمالش بالاست که سران اصلاح  طلب پس از عدم دریافت مجوزدرآخرین لحظات این تظاهرات را تحت عنوان حفظ امنیت شرکت کنندگان وعدم صدورمجوز لغوکنند. چنین اقدامی یک باردیگرنشان دهنده آن خواهد بود که چنین تاکتیکی بیش ازآنکه براستی بدنبال یک آزمون ونبرد واقعی  باشد ازهمان لحظه اول بیشتردرفکربهره برداری های سیاسی برای خودی نشان دادن و داد وستد پیرامون آن است که البته اگرچنین شود بیش ازپیش موجب یأس وسرخوردگی خواهد شد.ناگفته نماند که حامیان چنین تاکتیکی پیشاپیش آن را تاکتیک دوسرباخت برای رژیم  ولابد دوسربرد برای خودمی دانند!
به گمان من ازاصلاح طلبان نمی توان انتظارداشت که درس ها ومنافع  یک جنبش واقعا ساختارشکن را درمدنظرداشته باشند. آنها به هرحال منافع ومواضع خود را دارند وبفرض هراندازه هم که  درعمل ازآن فراتربروند تحت فشارپائین وحرکات مستقل است.
بنابراین برفعالین وکنشگران است که خود با ارزیابی ازوضعیت وفضای عمومی، ودرنظرگرفتن وجودیک فرصت واقعی ،نظیرفلج شدن اراده رژیم درسرکوب وسیع و تشخیص روحیه ریسک پذیری وامکان حضورگسترده توده ای درخیابانها وبا درنظرگرفتن تجربیات رژیم درمقابله با این گونه تظاهرات ودادن کمترین تلفات ودستگیری تصمیم نهائی خود را بگیرند.وگرنه دنباله روی کردن  وبی گداربه آب زدن جزبباددادن زمنیه های درحال تکوین یک جنبش نیرومند والبته سرخوردگی ویاس بعدی حاصلی نخواهد داشت. هیچ کس بهترازخود کنش گران وفعالین وخردجمعی آنها واجد صلاحیت وشایستگی درتشخیص چنین لحظاتی  نیست. یکی ازموارد الهام بخش تجربه مصر همانا شکل گیری جنبش 6 آوریل پس ازاعتصاب کارگری وقیام 2008 است. چنانکه مثلا درمصراین جنبش جوانان شش آوریل بودکه شرایط را برای دادن فراخوان خیابانی ازطریق فیس بوک وجلب همراهی حدود 80 هزارنفر مساعد تشخیص داد.رصد آن لحظه تاریخی که منجربه قیام مردم مصرشد وهم چنان هم ادامه دارد.اینکه میدان تحریریه(آزادی مصر)تبدیل به قلب تپنده جنبش میلیونی مصرگردید،محصول فراهم شدن همه این شرایط وتشخیص به موقع این لحظه مناسب توسط این قبیل نیروهای مستقل ومتعلق به انقلاب بود.ضمن آنکه چه پیش ازشروع قیام وچه پس ازآن مبارزه درهرلحظه درتمامی سطوح و عرصه ها ودرهمه جویبارهای کوچک وبزرگ ودرهمه اشکال خود جاری بوده است. روخانه خروشان ازبهم پیوستن این جویبارها برمی خیزد.  
2011-02-09

Post a Comment