Monday, January 30, 2012

وقتی رفسنجانی هم پنبه حکومت اسلامی را می زند!

براساس گزارش سایت آفتاب نیوز*رفسنجانی درجمع علما،روحانیون،مدیران وکارکنان مجمع تشخیص مصلحت  اظهارداشته است که برپائی حکومت اسلامی اگرمردم پا به میدان گذاشتند وبرپیمان خود استوارماندند، کاربه سامان می رسد،ولی اگرمردم همراهی نکردند چنین وظیفه ای ازدوش ائمه نیزبرداشته می شود. اودرهمین اظهارات  صلح امام دوم شیعیان با معاویه  را شاهد مثالی برادعای خود ذکرکرده است.


البته سخنان فوق دراساس تازگی نداشته وبازتاب جدال دوگرایشی است که ازدیربازدرمیان حامیان حکومت اسلامی تحت عنوان دومقوله مقبولیت ومشروعیت نظام ورابطه بین آندو وجودداشته است. براین اساس گرایشی، تأکید اصلی را برمشروعیت نظام که امری است قدسی وغیرانتخابی وازجمله کشف ونصب ولی فقیه ازسوی فقهای خبره می گذارد وگرایش دیگرعلاوه برمشروعیت تحقق آن را مشروط به مقبولیت آن درمیان عامه مردم می داند. درواقع بازتاب وتعارض این دو نظریه فقهی درعرصه سیاسی نیزمولدرویکردهای متفاوت درمورد ولی فقیه وچگونگی حکومت کردن است. درقانون اساسی هم مشخصات اصلی واسلامی نظام غیرقابل تغییراعلام شده است.اما  آنچه که به سخنان هاشمی اهمیت می دهد همانا طرح آنها درشرایطی است که کشتی رژیم اسلامی ازهرسو باموجهای بنیان کنی مواجه شده است:چه ازسوی اکثریت بزرگی ازمردم وچه ازجانب فشارقدرت های بین المللی ومحاصره اقتصادی ونظامی آنها.درحقیقت شکست برنامه ها وسیاست های جناح حاکم و  خامنه ای ودولت احمدی نژاد شرایط وزمینه های تازه ای را برای عرض اندام این جریان درمیان حامیان این رویکرد بوجود آورده است.سخنان افروغ دررادیو وتلویزیون مبنی برآنکه اگررهبری پاسخ گونباشد خود بخود عزل می شود،یا نوشته های سردارعلائی دال برهشدارخطرسقوط دیکتاتورها  که بازتاب نارضایتی ازاوضاع درمیان صفوف سپاه پاسداران است،گسترش نامه نگاری های اعتراضی وانتقادی به خامنه ای، وبالأخره سخن علی مطهری مبنی براینکه تنها رفسنجانی می تواند کشورونظام را ازبحران کنونی بیرون بکشد، نمونه هائی ازریزش درونی اصول گرایان وتحرکات تازه آنهاست. بزعم این دسته ازاصول گرایان رفسنجانی که خواهان تنش زدائی بین المللی برای رفع خطر وایجاد محیط مناسب برای سرمایه گذاری وبرخی اصلاحات درحوزه های سیاسی واقتصادی است، درصورتی که ناخدائی کشتی طوفان زده را بدست گیردمی تواند آن را به ساحل امن برساند.

 امروزه بیش ازپیش شخص ولی فقیه وبی کفایتی سیاست هایش به عنوان عامل اصلی بحران تعمیم یافته وهمزمان اقتصادی وسیاسی ودرمناسبات  بین المللی وگسترش نارضایتی عمومی شمرده می شود.ازهمین روطرح ساقط بودن حکومت اسلامی درصورت نارضایتی مردم-برخلاف قانون اساسی که آن را دایمی وخارج ازحوزه انتخابی مردم دانسته است- درچنین فضائی دیگریک بحث وجدال فقهی نبوده بلکه انعکاسی ازیک جنگ سیاسی است درمیان حاکمیت که درمواجه با بحران مرکب وفراگیر بوجود آمده است. البته نیازی به گفتن ندارد که رفسنجانی خود ازدست اندرکاران اصلی استقراروتحکیم  نظام ولایت مطلقه بوده وحتی درگزین خامنه ای نقش تعیین کننده ای را ایفاء کرده است .گواینکه اکنون طناب تمرکزقدرت به نوازش گردن او نیزپرداخته است،بطوری که حتی سایت شخصی اش نیزمشمول فیلترینگ شده وفرزندانش محکوم به زندان ویا مجبوربه فرارازکشور شده اند.حمله به قلمرو نفوذ وی دردانشگاه آزاد،حذف او ازریاست مجلس خبرگان وخطرحذف شدنش ازریاست مجلس تشخیص مصلحت،  آخرین چاپاهای حضوراو درقدرت  را تهدید می کند.

اما مهمترین  دغدغه رفسنجانی را-که این روزها دردیدارهای مختلف آن را بزبان می راند- بایستی نگرانی وی ازتهدیدهای روزافزون داخلی وخارجی علیه نظام وخطر فروپاشی آن دانست. البته سخنان او مبنی براینکه اگرمقبولیت وجود نداشته باشد مسئولیت تشکیل حکومت اسلامی حتی ازائمه هم ساقط می شود به معنی پای بندی عملی اوبه آن،بویژه اگربفرض دررأس قدرت قراربگیرد، نیست. بلکه ضدحمله ای است که هدف اصلی اش عقب راندن رقبا ودفع تهدیدات ازنظام است.بفرض اگرسهم شایسته ای درقدرت باو داده می شد قطعا او به گونه  دیگری سخن می گفت هم چنان که درطی سه دهه گذشته چنین کرده است. او هم چنین براین تصورواهی است که با ایجاد اندکی رفرم درحکومت وبهبود رابطه حکومت  با جهان خارج وسرازیرکردن سرمایه گذاری های خارجی می توان آب رفته را بجوی بازگرداند و اوضاع را تحت کنترل درآورد و رضایت مردم را جلب نمود وباردیگر ازآنها هم چون سه دهه گذشته به مثابه سیاهی لشکرسودجست.غافل ازآن که نه جناح سخت سررژیم وخامنه ای حاضربه تقسیم قدرت و واگذاری چنین نقشی بوی وباصطلاح آشتی ملی خواهد بود ونه مردمی که ازنظام عبورکرده اند، باین آسانی ها مجددا دردام توهم اصلاح پذیری نظام خواهند افتاد. قدرت وقتی که بی مهارشد،مهارکردن مجددش بسی دشواراست.قدرت های مطلقه باین آسانی ها تن به زین کردن خودنمی دهند. تجربه لیبی وسوریه(قذافی واسد) نیزهمین را نشان می دهد.ازهمین روتلاش این دسته ازحامیان اصول گرایان پراگماتیست را حتی اگرامکان تحقق آن وجود داشته باشد، که درشرایط کنونی وجود ندارد،باید نوشداروی پس ازمرگ سهراب بشمارآورد.



Post a Comment