Wednesday, February 29, 2012

بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان واکثریت!

اخیرا میزگردی بین اصلاح طلبان واکثریت باشرکت آقایان رجبعلی مزروعی وعلی پورنقوی(بهمراه آقای پرزین یکی ازاعضاءاتحاد جمهوری خواهان ) درشهراسن به مناسبت بزرگداشت بنیان گذاری جنبش فدائی توسط سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت ) - واحد غرب آلمان   برگزارشد.

دراین میزگرد*1 باوجود آن که اقای مزروعی(سخن گوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وعضوشورای مرکزی جبهه مشارکت وازفعالان اصلی شورای سبزامید) مواضع شناخته شده اصلاح طلبان وسبزها  درمورد بی معنابودن جدائی دین ازحکومت وسیاست را مجددا مطرح ساخت،ومدعی شدکه درکشورهای اسلامی قطعا فقه و اسلام یکی ازمنابع قانون گذاری خواهد بود وآن را امری طبیعی و ازلوازم دموکراسی دانست،نماینده سازمان اکثریت آقای پورنقوی با تقسیم سکولاریسم به مذهبی وغیرمذهبی باستقبال آن رفته و لحظه حاضررا بروزیک لحظه تاریخی ی دانست که توسط دوجریان تحول  خواه برداشته می شود.نگرانی ودغدغه اصلی ایشان دراین گفتگوها، بی توجهی سبزها واصلاح طلبان به نقش نیروهای دیگر(علیرغم آنکه آنها نیزخود را سبزمی می دانند)وکم بهادادن به اهمیت استمرارهمکاری بود که گویا همیشه مورد کم مهری اصلاح طلبان قرارداشته است. ازصحبت های آقای پورنقوی معلوم بودکه مبادرت به این نوع نشست ها و گفتگوها برای هموارکردن شالوده همکاری های مستمرامرتازه ای نیست. البته درطی همین روزها، یک موردازآن را درکنفرانس پشت در های بسته اولاف پالمه شاهدبودیم که باحضور(ودیدئوئی) مجتبی واحدی وشهریار آهی وبرخی گرایشات جمهوری خواه ومدعی"چپ" تشکیل شد.کارگردانان اصلی آن نشست،علاوه برخوداکثریت،محسن سازگارا وشهریارآهی( وطالبی) بودند.باین ترتیب اکثریت یک باردیگربا چوب حراح زدن به سنت رزمندگی و میراث جان باختکان جنبش فدائی بفکرموج سواری افتاده است. ظاهرا درگذشته این عرصه را آقای فرخ نگهداربه طورانحصاری دردست خودداشت،اما اکنون رفقای همسنگروی هم چون پورنقوی وفریدون احمدی وبهزادکریمی هم وارد گود شده وبه این صراحت افتاده اندکه چرا خودمان نه؟ چرا ما  نتوانیم بااستفاده ازهنرچرخ زدن حلقه وصل بین نیروهای تحول خواه اعم ازسلطنت واصلاح طلب وجمهوری خواه و چپ وراست نشویم وخود را ازیک دریا نعمت "ماست" بی نصیب کنیم؟.باین ترتیب  روح  سرگردان آقای فرخ نگهدارهم چنان درگوشه وکناراین جریان به پرسه زنی مشغول است.

جالب است که همه این بندوبست ها و ذبح کردن دموکراسی تحت عنوان دموکراسی زبان بسته  صورت می گیرد.چراکه اگردرآغازانقلاب می شد آرمان دموکراسی وعدالت اجتماعی را تحت عنوان "مبارزه ضدامپریالیستی"به ثمن بخس فروخت، درجهان امروزدموکراسی را بدون توسل به خود دموکراسی نمی توان ذبح کرد.

ناگفته نماندکه نظرات رجبعلی مزروعی درمورد رابطه دین ودولت (که درسندجبهه مشارکت هم آمده) عینا  براساس نظرات واستدلال های آقای سروش قراردارد که نقد پیرامون آن را می توانید درلینک ضمیمه مشاهده می کنید.*2

*1-

                             
*2-
سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" سروش!
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/2011/10/blog-post_16.html#more
Post a Comment