Monday, May 20, 2013

!بگذارید اپوزیسیون اپوزیسیون به ماند

پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟

بی بی سی ازعده ای " صاحب نظربا گرایش های گوناگون" نظرشان را پیرامون سؤال فوق پرسیده است. و پاسخ ها  نیزعموما به معضلاتی چون تحریم و یا بحران اقتصادی و مناسبات رهبری با رئیس جمهوری و نظایرآن پرداخته اند. 

الف-اگرنخواهیم تقلیل گرائی کنیم، همه شواهد و قرائن حاکی از آن است که مهم ترین مسأله "انتخابات" خود انتخابات است. یعنی برگزاری انتخابات نمایشی و مهندسی شده با کاندیداهائی که قراراست پس از عبور از دالان نظارت استصوابی براساس منویات و رهنمودهای ولی فقیه، نهایتا ازدرون صندوق های تحت کنترل آن ها  برای پست ریاست جمهوری برکشیده شوند. انتخاباتی که حتی تحمل عناصرخودی با سلیقه هائی چون هاشمی و یا مشائی را برنمی تابد. پس مسأله نه اختیارات رئیس جمهوری که پیش ازآن  خود رئیس جمهوری و نحوه گزینش آن است.  

ب-فرصت های "انتخاباتی" باهمه چالش هایش، برای رژیم فرصت هائی بوده و هستند درخدمت تنظیم و کنترل مناسبات درونی خود (علیرغم همه کشاکش ها و جرزدن های باندهای حاکم)، و برای بهم ریختن صفوف مردم ناراضی و ممانعت از شکل گیری صف مستقل آن ها با فریب دادن و کشاندنشان به پای صندوق های رأی برای زدن مهرمشروعیت برپیشانی کارگزاران برگزیده خود، و  بالآخره ترمیم مناسبات بین المللی تا بتواند با مشروعیت برآمده ازآن، به معامله و چانه زنی با قدرت های بزرگ به پردازد. وهمه این ها، یعنی فراهم آوردن فرصت هائی برای بازتولید و بازترمیم خود، نفس تازه کرده برای تداوم و تشدید تعرض به جبهه مقاومت، کارگران و جوانان و دانشجویان و زنان و جوانان. ازسوی دیگرمهم ترین دغدغه واقعی مردم درلحظه های کنونی علیرغم همه دشواری ها نه استخاره کردن برای گزین این یا آن کاندیدا و این یا آن سیاست توسط این یا آن کاندیدا، بلکه چگونگی عریان کردن ماهیت این انتصابات و به نمایش گذاشتن انزوای پرشکوه رژیم در اوج نیازبه  یک "حماسه سیاسی" است و این که حماسه با چنین سیاست هائی جز باتوسل به تقلب و جعل آراء ممکن نیست. آری، مهم ترین مسأله انتخابات عریان کردن ماهیت انتصاباتی آن است و تقیل گرائی این واقعیت درخدمت تسهیل بازتولید رژیم است. ازیاد نبرده ایم که درنزدیک ترین تجربه انتخاباتی، مردم علیه ملاخورشدن آراء خود به خیابان ها ریختند باشعارهائی چون رأی من کو و رأی من را پس بده! ازآن پس نه رژیم تغییری کرده است که هارترشده است، و نه مردم پشیمان شده اند که منزجرترشده اند، ازاین رو منطقی ترین فرآورده آن تجربه بیواسطه می تواند برپائی "جنبش من رأی نمی دهم" باشد. تنها با چنین آرایشی است که جنبش و مردم ناراضی ازاوضاع می توانند گام های بعدی را برای تحمیل و پیشبرد مطالبات خود بردارند و اجازه ندهند که رژیم صفوف و عزم آن ها را دچارتردید وتشتت نماید. بی تردید هرحکومتی را می توان و باید زیرانواع فشارها برای تحمیل مطالباتی از توقف غنی سازی تا افزایش دستمزدها و ده ها خواست دیگرقرارداد، اما دلیلی ندارد که مسأله اصلی انتخات نمایشی را به به این نوع عوامل و مسائل ثانوی والبته درجای خود بسیارمهم تقلیل دهیم. خود رژیم به قدرکافی مشغول تیره کردن فضا و خاک پاشیدن است، و نیازی نیست که نیروهای مدعی اپوزیسیون هم دربرپاکردن این گردو خاک ها او را همراهی کنند. بگذارید حداقل اپوزیسیون اپوزیسیون به ماند!

*-   



Post a Comment