Friday, August 02, 2013

پژمردگی زودهنگام؟



ازمهندسی انتخابات تامهندسی کابینه!

 پژمردگی زودهنگام امید به تغییر؟
آن ها که فکرمی کردند اتاق فکرو مهندسی انتخابات تنها تا لحظه گزینش رئیس جمهورفعال است  و پس ازآن گویا جل و پلاسش را جمع کرده و تا نوبت بعدی به استراحت چهارساله خواهد پرداخت، قاعدتا این روزها باید پی به اشتباه خودبرده باشند. چرا که گزینش رئیس جمهوری درچهارچوب لیست و معیارهای کاندیداهای قابل قبول، تنها نیمی ازبازی مهندسی را تشکیل می داده است و نیمه دوم و چه بسامهم ترآن را چینش کابینه مورد نظرتشکیل می دهد.
 آن چه درباره آن درمطبوعات انتشاریافته است، اساسا چینشی است که هیچ سنخیتی با وعده های روحانی دردوره انتخابات ندارد وحاکی از تبدیل شدن وی به یک رئیس جمهورفرمایشی و مجری فرامین دستگاه قدرت حاکم و سیاست های دیکته آن شده است. حالا باید بسیاری فهمیده باشند که فلسفه غلاف کردن خاتمی درامتناع از کاندیداتوری بدلیل تجربه و آگاهی اش از ساختارقدرت و فلجی و هیچ کاره بودن رئیس جمهوری که حتی اگر از فیلترشورای نگهبان هم رد می شد، فاقد اختیارلازم و حتی حداقلی درانتخاب افراد کابینه و امکان پاسخ گوئی دربرابروعده های خود و مطالبات انباشته و معوقه مردم است، به چه دلیل بوده است.؟ گرچه خاتمی با خیانت به آگاهی خود و عدم انتقال  واقعی آن به جامعه، با هوس یافتن جاپائی برای اصلاح طلبان درساختارقدرت، توپ را به زمین دیگرکاندیداها انداخت و به حمایت ازآن ها برخاست. 
اما مهم تراز فازنخست، مهندسی حلقه دوم این مهندسی یعنی چینش و ترکیب کابینه است. در این رابطه اشاره ای کوتاه به سه نکته واجد اهمیت است:
نخست سکوت سنگین شخص روحانی است درباره دستورالعمل ها و فشارهائی که درطی این مدت نسبت به گزینش کابینه باو وارد شده است. حداقل احترام و وفاداری به رأی دهندگان و به"دمکراسی" آن است که وی صراحتا به انتقاد و افشاء این نوع فشارها مبادرت می کرد، تا بتواند دربرابرانتخاب کننده گانش کمترشرمگین باشد و مقاومت حداقلی را دربرابرفشارآن ها فراهم سازد. اما اخبار و گزارش های موجود نشان دهنده آن است که وی نه فقط به سکوت سنگین خویش ادامه داده است بلکه به خواست آن نیر دربسیاری حوزه ها تمکین کرده و پست های حساس را عملا برطبق میل آن ها گزین کرده است. حتی  درموردی چون وزارت خارجه ازآن جا که گشایش درحوزه بین المللی و کاهش تحریم ها ازاهداف مشترک کلیت نظام است، امتیازخاصی واگذارنشده است. بدیهی است که سرسپردگی و تسلیم شدن دراین فاز مصداق همان ضرب المثلی است که می گوید سالی که نکوست ازبهارش پیداست. واقعیت آن است که آش آنقدرشورشده است که حتی کسانی چون زیبا کلام، ازمبلغین زبردست برای درهم شکستن جوتحریم و مشارکت درانتخابات وحامی بی قید وشرط رفسنجانی و روحانی هم ازهم اکنون نسبت به روند تحولات دستخوش یأس و نگرانی شده است!.  
دراین رابطه هم چنین به سکوت سنگین رفسنجانی و خاتمی و امثال وی نیزنسبت به این گونه مداخلات باید اشاره کرد.
نکته دوم، آن چه که به نام قانون نانوشته گزینش پنج پست کلیدی و حساس با نظرموافق خامنه ای عنوان می شد  و درسکوت و چانه زنی های پشت درب های بسته صورت می گرفت، این باربدون هیچ وقاحتی  به شکل عریانی مطرح شده و تشریح آن بدون هیچ شرم و وقاحتی  ُنقل و نبات همه روزنامه ها و نمازجمعه ها و محافل حاکمیت بود، بدون آن که علنا تکذیب و حاشا شود. بطوری که فراکسیون اصول گرایان مجلس علاوه برتعیین شرط و شروط، لیست و کاندید هم  تهیه کرده و تهدید به وتودرصورت عدم رعایت شرط و شروط خود کرده است، امام جمعه تهران علنا نسبت به نادیده گرفتن گزینش فرد فرموده برای وزارت علوم، خط و نشان می کشد. تهدید های کیهان و ده ها مورد مشابه این گونه مداخلات علنی، دیگرحلقاتی هستند که زنجیره گسترده  مهندسی کابینه را تشکیل می دهند.
نکته سوم، به آن انبوه رأی دهندگان به روحانی برمی گردد. آن هائی که بهردلیل به روحانی رأی دادند تا با تشکیل دولت امید و تدبیرو"کلیدش" ققل ها را بگشاید،  اینک شاهدند که او و اصلاح طلبان حامی اش به هردلیل حاضرنشده اند بجای بندوبست و چانه زنی درپشت درهای بسته که جز شرکت دربازی دوسرباخت و تسلیم دربرابرفرامین مراکزقدرت نیست، آن را به مردمی که به آن ها رأی داده اند ارجاع دهند. در واقع اگرآن ها ذره ای احساس دین و وفاداری به مردم رأی دهنده و به دمکراسی داشتند، و شیفته و مسحورحضوردرقدرت به هر قیمتی نمی شدند، قاعدتا این کوچکترین اقدامی بود که آن ها باید دربرابراحترام به موکلین خود انجام می دادند. با این همه مشاهده چنین رفتاری ازشیفتگان قدرت و مهره های دست چین شده حاکمیت، دلیل آن نمی شود که رأی دهندگان خود را به نادیده و ناشنیده شدن زده و وظیفه صیانت و حراست از آراء خود را بفراموشی بسپارند. برعکس صیانت ازآراء خود می طلبد که آن ها صدای اعتراض و نارضایتی خود را به اشکال گوناگون، درست درزمانی که فازدوم مهندسی انتخابات درجریان است ابراز دارند و حتی اگرلازم باشد به حراست ازآن به خیابان ها بیایند. چرا که دزدیده شدن رأی فقط به شکل سال 88 یعنی تقلب مستقیم درآراء ریخته شده درصندوق صورت نمی گیرد، بلکه درشکل های دیگری هم می تواند صورت پذیرد که یکی ازمصادیق مهم آن همانا دیکته کردن مهره های موردنظربیت رهبری و جناح اصول گرایانی است که اوضاع کشور را به این درجه از وخامت و ورشکستگی کشانده اند. آن ها باید بدانند که اگر به اصطلاح گربه را دم حجله نکشند، درهمین لحظه، مهندسی آن را بهم نریزند، نه فقط هیچ چیزعوض نخواهد شد و هیچ سخنی از"تغییر" درکارنخواهد بود، بلکه مسئولیت تمامی ناکامی ها و شکست نیز به دوش آن ها و برگزیده بی اختیارآن ها بارخواهد شد که حاصلی جزاشاعه یأس و ناامیدی با ابعاد بیشتر نخواهد بود.
 گرچه کاراصلی درهمان فازدوم مهندسی صورت گرفته است، اما سومین گام مهندسی برای تکمیل ونهائی شدن سناریوی گزینش دولت مطلوب را مجلس شورای اسلامی، مجلسی که دست اصول گرایان است برعهده دارد. آن ها درحین دادن رأی اعتماد به وزراء، سرند نهائی را انجام خواهند داد تا احیانا اگرنخاله هائی قاطی آن ها بودند، آن ها را بیرون بکشند. همانطور که شریعمتداری درارگان چماقداران به نمایندگان مجلس هشدارداده است، آن ها نباید ازهیچ گونه تلاشی  برای  پاکسازی کابینه از بقایای اصلاح طلبان و خائنان و فتنه گران فروگداری نمایند.
***
باین ترتیب ازمهندسی انتخابات تامهندسی کابینه و ازمهندسی کابینه و کل دولت یازدهم و لاجرم پنبه کردن"امیدها برای تغییر" فاصله زیادی نمانده است و اگرقراراست انبوه کسانی که به کلید و امید و تغییررأی دادند، فقط شاهد آه و حسرت خود و تلاش پنبه زن ها نباشند، ناگزیرند که ازهم اکنون  بجنبند و لااقل از پژمردگی زود هنگام امیدها ممانعت نمایند.
2013-08-01– تقی روزبه
http://roozbe.wordpress.com/


Post a Comment