Sunday, August 18, 2013

!تلاش مذبوحانه




از "گفتمان"اصلاح طلبی تا "گفتمان"اعتدال فاصله زیادی نیست!
این روزها گوئی بازاررقابت درمیان اصلاح طلبان دیروز و اعتدال گرایان امروز، دراین که چه کسی کاتولیک تراز پاپ است داغ شده است!. 


اگر اصول گرایان درادعای خود که روحانی اصول گرایِ وابسته به کمپ آن هاست چندان جدی نبودند و بهمین دلیل در خفا وعلن تمام تلاش خود را برای مهندسی کابینه و چینش وزراء بکارگرفتند، اما اصلاح طلبان بهان اندازه درهمسان انگاری خود جدی بود و صادقانه دچاراین دگردیسی و "خوداعتدال پنداری" شده اند که گوئی رفسنجانی و روحانی و کلیه اعتدال گرایان واقعا خودآن ها هستند و تمامی رقابت ها و افشاگری ها و اختلافات سالیان پیشین و از جمله افشاگری های آن ها علیه عالی جناب سرخ پوش همه وهمه توهم و عبث بوده است. محتوای هردو یکی است و فقط عنوان ها و تیترها و یا بقول ادبیات کوچه و بازاری تنها پالان عوض شده است. هم کوشش حجاریان معطوف به انجام رساندن و انسجام بخشیدن به این دگردیسی بوده است، از طریق دستکاری در رویدادهای تاریخی و پاک کردن حافظه مردم و نسبت دادن تمامی اعتراضات و رخدادهای سال 88 به توهمِ تقلب و تخلف و هم  تلاش تاج زاده از گوشه ای که درآن بجرم شرکت و دامن زدن به آن اعتراض ها محبوسش ساخته اند. البته در واقعی و حقیقی بودن این همذات پنداری و فراینداستحاله حرفی نیست. اما سؤال اصلی آن است که کدام به دیگری نزدیک و یا محلق شده و یا به بیان دیگری هژمونی کدامیک بردیگری اعمال شده است؟ اکنون دیگر پاسخ به این سؤال با ارجاع آن به تحولات صورت گرفته و برنامه های ارائه شده و چنیش کابینه نباید چندان دشوارباشد. اما همین مسأله همذات پنداری و بهم رسیدن دو"گفتمان" و قرارگرفتن اصلاح طلبی در زیرچترگفتمان اعتدال با  انواع ترفندها و توجیه و تأویل ها، لاپوشانی می شود. تلاش برای رفع و رجوع سخنان حجاریان  یکی از آن هاست. البته در اینجا وارد این موضوع نمی شوم که آیا براستی اعتدال در قیاس با اصلاح طلبی سال 76 اساسا یک "گفتمان" با پایگاه اجتماعی گسترده و در پاسخ به نیازهای واقعی و مشخص جامعه بشمارمی رود، یا برعکس  تحولی است سطحی و گذرا، با اتکاء یک جانبه به بالا و با سیمای مسخ شده ای از اصلاح طلبی و در راستای کمترین تکان، با هدف جلوگیری از فروپاشی شیرازه نظام و برون رفت از گرداب بحرانی که رژیم عمیقا دچارآن شده است؟.
تاجزاده از حجاریان جلو می زند! 
ازهمین رو هنوز مدت زمان زیادی از ورودسعید حجاریان به این میدان نگذشته است که  تاج زاده  نیز با بالازدن آستین و پاچه هایش، از محل بازداشت خود که مدت هاست آن  را به ستاد حمایت بی قید و شرط از دولت جدید تبدیل کرده است، رهنمودهای تازه ای را صادرکرده است که از جهاتی بکر و خواندنی است: او پیشاپیش خیال همه را درمورداین سؤال مقدر که اگر اوضاع عوض شده است قاعدتا باید خود را در تلاش برای آزادی زندانیان، حداقل اصلاح طلبان و تغییررفتار با آن ها نشان بدهد راحت ساخته و نه فقط  به  تشدید فشاربه زندانیان اعتراف می کند،  بلکه پیام می فرستد که لازم نیست  به فکرما باشید. ما جفای بخود را  تحمل می کنیم. مگر نه این که از قدیم گفته اند: در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم، سرزش ها گرکند خارمغیلان غم مخور!. از جمله سخنان گهربارایشان یکی دیگرآن است که  گفته است برنامه روحانی را خوانده و برنامه اش را صددرصد اصلاح طلبانه یافته است و حتی  نتوانسته یک انتقادهم به آن وارد کند! آیا بازهم در مورداین که او از حجاریان جلوترزده  تردیدی هست؟. البته حرجی برایشان نیست و جستن و نیافتن حتی یک ایراد، به رنگ عینکی برمی گردد که او برچشمانش زده و نشان از استحاله کامل ایشان از "اصلاح طلبی" به اعتدال گرائی دارد و البته هم چنین بیانگراین واقعیت  که در فرایند قطب بندی جامعه این دو طیف تاچه حد به هم نزدیک شده اند تا حدی که برنامه هایشان یکی شده است. در موردگزینش وزراء کابینه هم او مثل موارد دیگر خیلی سخاوتمندانه عمل کرده و در باره مردانه بودن تمام عیارکابینه و یا برگماری عناصرجنایتکار و آدم کشی چون مصطفی پورمحمدی، حکمشان این است که باید  با تسامح  برخورد کرد!.
البته در مورداخیر انصافا نمی توان از او انتظاردیگری داشت. چرا که قتل های دهه 60 و هولوکاست تابستان سیاه 67 از قضا در زمانی که ایشان و هم پالگی هایش برسرقدرت بودند صورت گرفته  و اگرقرارباشد واقعا مجرمان این جنایت ها  بازخواست و محاکمه شوند، بدیهس است که دامن ایشان و هم پیمانانش را که  باید  پاسخ گوی آن جنایات باشند نیزمی گیرد. آن چه  که حجاریان برزبان آورده  چیزی جز بازتابانیدن آن عملکرد این حضرات  و نتیجه منطقی آن، که  البته خود از بیان صریحش طفره می روند نبوده است.
تلاش مذبوحانه!
 بازتاب داخلی و خارجی سخنان حجاریان چنان بود که حتی درمیان خوداصلاح طلبان و از جمله جبهه مشارکت موجب تنش ها و نارضایتی هائی شده است. چنان که دو تن از اصلاح طلبان شکوری راد از جبهه مشارکت و یداله اسلامی دبیرکل مجمع نمایندگان ادوارمجلس شورای اسلامی بلافاصله درصدد توجیه و ماستمالی سخنان وی برآمدند*. آن ها موضع حجاریان را شخصی و ناشی از علاقه وی به استفاده از واژگان جدید و میل به صریح و بی پرده سخن گفتن دانسته و اضافه کرده اند ایکاش گفتگوکننده، که وابسته به سپاه است آن را با توجه به وضعیت فیزیکی و بی ارتباطی او با محافل اصلاح طلب بازتاب نمی داد و موجب این سوء تفاهمات نمی شد!.* آن ها در این واکنش بجای درنگ بر واقعیت معطوف به دگردیسی که حجاریان بی پرده بیان کرده است، او را به ایراد گیری و تک روی متهم می کنند. و حال آن که وقتی خود صراحتا اظهارمی دارند که برنامه روحانی صددرصد اصلاح طلبانه است و همه اشان هم دارند در زیربیرق اعتدال سینه می زنند، و حتی نسبت به سخنان روحانی در مجلس اسلامی در باره اردوکشی خیابانی سال  88 دم برنمی آورند، چرا باید از سخنان ججاریان برآشفته شوند؟. آخرین نمونه از این گونه سینه زدن ها در زیرپرچم دولت اعتدال موضع عمادین الباقی* است که با ژستی حقوقی بشری  وارد میدان شده و کابینه و وعده های روحانی را از منظرحقوق بشرقابل قبول دانسته است! که نشان ددیگری است از دگردیسی کامل، وحتی ذبح حقوق بشر در پای دولت امید و تدبیر!

به فراخوان تاج زاده در مورد"جنبش ضدتحریم" و این که او چگونه یک اقدام معطوف به دولت و خادم به آن را  یک جنبش ضدتحریم  و برخاسته از متن جامعه مدنی جامی زند، باید جداگانه پرداخت.  

*- سعید حجاریان کاتولیک تر از پاپ و درنقش یک پنبه زن! :
*- سایت جرس 26 مرداد.
*- سایت عصرایران 26 مرداد

Post a Comment