Friday, February 28, 2014

!ادعای مضحک رژیم در موردایرانیان خارج ازکشور

ایرانیان خارج از کشور و ادعای مضحک رژیم ایران!

حسن قشقائی معاون وزارت امورخارجه مدعی شده  که مخالفان جمهوری اسلامی، تازه آنهم دربهترین حالت بین 3 تا 4 درصدایرانیان خارج کشور را تشکیل می دهند! لابد اگرایشان ارفاق نمی کردند و خفیف ترین حالت را در نظرمی گرفتند، اصلامخالفی  درخارج کشور وجود نداشت و خیال رژیم و ایشان نیز از "مزاحمت های آنها" راحت شده بود!

اما صرفنطر از دروغ و گزافه گوئی ها، همه می دانند که کشورما از برکت سلطه حکومت اسلامی و انواع سرکوب های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، درطی سالهای متمادی متحمل یکی از بزرگترین مهاجرت های بزرگ تاریخی یعنی یعنی خروج 5 میلیون شهروند شده است. ترکیب عمده این مهاجران را که روند آن هم چنان هم قطع نشده است و هراز هرچندی خبر غرق شدن شماری از مردم و جوانان دراخبارجهانی بازتاب پیدامی کند، طیف متنوعی از مدافعان سرنگونی و انقلاب تا حتی باورمندان به اصلاح و مخالف جناح حاکم و یا بطورکلی ناراضیان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تشکیل می داده است. البته موج های مهاجرت با جذر و مدتحولات سیاسی و اقتصادی کم و زیادمی شود و رنگ و بوی سیاسی و یا اقتصادی آن ها نقصان و افزونی پیدامی کند. چنان که در پی بحران و سرکوب جنبش سال 88 موج  بزرگی از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی وحتی حامیان اصلاح طلبان و سبزها برای گریز مهلکه و خطرزندان و سایرفشارهای رژیم راه خارج را در پیش گرفتند. اما نکته مهم دیگری که در موردمهاجران ایرانی جلب توجه می کند، همانا کمیت بالای تحصیل کردگان و متخصصان است  که از آن به فرارمغزها و یا حتی از نظراقتصادی به فرار سرمایه ها تعبیرمی شود. بطوری که در قیاس با سایرکشورها ایران نه فقط از نظرتعدادمهاجرین بلکه یا فرارافرادبا تخصص و تحصیلات بالا شاخص است. چندی پیش مقامات رژیم نیز اعلام داشتند که خسارت فرارمغزها  برای کشور سربه صدها به صدها میلیارد می زند.
بدیهی است که بخش بزرگی از ایرانیان مهاجر به خاطرفضای سرکوب واختناق و نقض سیستماتیک و بی رحمانه حقوق اولیه هرشهروند و بدلائل سیاسی خارج شده اند و بخشی هم بدلیل معضلات و نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی. وجه مشترک همه  آنها را بهرحال  نارضایتی از اوضاع کشورتشکیل می داده است که سیاست های رژیم عامل عمده آن بوده است.
دولت روحانی برای راه اندازی اقتصادبه گل نشسته نظام به سختی در صدد جلب سرمایه های ایرانیان خارج از کشور و نیز ایفاء نقش لابی گری برای رژیم درکشورهای میزبان توسط ایرانیان جهت تعامل با سایردولت هاست. یکی از دلایل پوچی که قشقائی برای صحت ادعای خودعلم کرده است، تعدادکسانی است که به گفته او به کنسول های ایران در خارج کشور رفته و یا به کشوررفت و آمد داشته اند.در صورتی که حتی اگر رقم ادعائی او هم صحت داشته باشد صرف تردد به ایران به معنی همراهی آنها با جمهوری اسلامی نیست. و گرنه با این دلیل تمامی مردم ساکن سرزمین ایران باید حامی دولت باشند و این همه نارضایتی گسترده وجود نمی داشت. پس روشن است که رژیم دلش برای ایرانیان خارج از کشورلک نزده و مخاطب آنها نیز در اصل نه خیل ناراضیان سیاسی بلکه از قضا آن بخش محدود و کم شماری هستند که حاکمیت چشم به کیسه پول و سرمایه گذاری و لابی گری آنها برای خروج از بحران دوخته است. واین درحالی است که آنها نیز بدون وجودامنیت و قانون که در ایران تحت سلطه ولایت مطلقه حکم کیمیا را دارد به دشواری حاضرند سرمایه گذاری های واقعی و کلان صورت دهند.
جالب است که همزمان در ایران باندهای مختلف، سیاست های خود را دارند و صدای واحدی از سوی آنها درمورد ایرانیان خارج از کشور شنیده نمی شود. مثلا درحالی که دولت از ایرانیان دعوت می کند و به آنها قول می دهد که مشکل و خطری سرمایه و یا خود آنها را تهدید نمی کند همزمان باندهای مقتدردیگر وحتی از میان مقامات مسئول کم نیستند کسانی که نه فقط برای ایرانیان خارج ازکشور خط و نشان می کشند و علائم تهدیدآمیزارسال می کنند که مبادا خیال کنند که برای آنها در داخل فرش قرمز پهن شده است، و بهمین دلیل مدام شمشیر خیانت و جاسوسی و ... را درهوامی چرخانند و حتی شماری از خارج برگشته ها را با چنین اتهاماتی به زندان کشانده اند.
  اگر سخن رژیم را وارونه نمائیم  چیزی نزدیک به حقیقت بدست خواهد آمد: بطورتقریب شاید 3 تاچه 4 درصد ایرانیان خارج از کشور را به توان حامی رژیم قلمدادکرد و بقیه یعنی اکثریت بزرگی از آنها را چه به لحاظ سیاسی  و چه به لحاظ اقتصادی و یا سایرمشکلات اجتماعی باید ناراضیان از حکومت اسلامی به شمارآورد. رفت و آمدایرانیان به داخل کشور نیز نمی تواند نافی حقیقت فوق باشد. سران کشوری که مقام ممتازی در سرانه اعدام و کشتار، قصاص  و جنایت و شاخص های منفی در بسیاری از عرصه های اجتماعی و زیستی را دارد و هیچ گونه امنیت و قانونیتی در آن وجود ندارد و هرروزهم در رسانه های خود علیه مخالفان خارج از کشور چنگ و دندان نشان می دهد، با چه وقاحتی به خود اجازه می دهد که از فقدان مخالف درخارج از کشوردم زند. لابد صدای مخالفان درخارج کشور باید بیش از این ها نیرومند شود تا دیگر رژیم جرئت نکند چنین ادعاهای مضحکی را برزبان آورد! ماهیت و فلسفه وجودی خیل ایرانیان تبعیدی و یا مهاجرت کرده به خارج اساسا نمی تواند جز تبلورنارضایتی از حاکمیت و پژواکی از جامعه ایران و اوضاع آشفته کشور و البته سنگری در دفاع از آزادی و رهائی مردم ایران باشد. این  صدا را رساتر و نیرومندترکنیم تا هیچگاه رژیم سرکوب جرئت نکند چنین یاوه هائی را برزبان آورد!


*- به گفته معاون وزیرخارجه تعدادمخالفان درخارج کشور تنها 3 تا 4 درصد ایرانیان خارج از کشور را تشکیل می دهند:   

تکرار دعوت حسن روحانی از ایرانیان مقیم خارج
 http://ir.voanews.com/content/iranian-diaspora-invited-back/1860197.html

Post a Comment