Thursday, March 05, 2015

معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجود بیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند!

*!به بهانه گزارش فیگارو به مناسب پیشرفت بیماری خامنه ای

معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آنها دست و پنجه نرم کند! بخش1
برای درک بهتروضعیت کنونی عقب گردی (فلاش بگ) به گذشته، دوره خمینی و واپسین سالهای عمراو و مقایسه وضعیت این دو دوره خالی از فایده نیست. از همین رو این مطلب را در دو پرده به پایان می بریم.
سوال این است که آیا رابطه ای بین تشدیدجنگ قدرت برای کنترل تمام عیارمجلس خبرگان و جانشینی خامنه ای و یا سرعت بخشیدن به روندمذاکرات و عقب نشینی های معنادارهسته ای برای به سرانجام رساندن بحران هسته ای و ... با ورودخامنه ای به سن کهولت و بطورخاص بیماری وی وجود دارد؟



پرده اول: مواجه خمینی با معضلاتی که در سالهای پایانی حیات خود با آنها دست و پنجه نرم می کند
در جمهوری اسلامی هم چون همه دولت های اقتدارگرا و رهبرمدار- بیماری رهبر در شماراسرارمهی است که با آن هم چون یک موضوع سیاسی-امنیتی برخوردمی شود. هر چقدر ثبات یک نظام به رهبروابسته ترباشد و هرچه چقدرنظام بیشتر دستخوش بحران باشد، بهمان اندازه مصلحت اندیشی در پنهان کردن بیماری رهبر بیشترمی شود. نمونه پنهان نگهداشتن بیماری خمینی به مدتی طولانی یک نمونه از آن است. او تا آنجا که می شد پنهان نگاه داشت، سعی می کرد که با حضور در صحنه سیاسی و سخن رانی های خود ثبات رژیم  را به نمایش بگذارد. علاوه بر آن با شروع شمارش معکوس خطرمرگ، این گونه رهبران  بدلایلی چون کهولت یا بیماری و درست در بجبوحه واپسین دم حیات، معمولا ناگزیرند برای حفظ ثبات نظام در دوره انتقال قدرت، خطیرترین تصمیمات را برای مهارمهمترین بحران ها اتخاذ نمایند. برخی مسائل و معضلات معطوف به دوره پسارهبر وجود دارند که تنها آن ها می توانند با تکیه براقتدار و جایگاه خود حتی در واپسین دم حیات خود، گره از این نوع معضلات حل نشده برگشایند. چنانکه وقتی خمنیی در بسترمرگ قرارگرفته بود، هاشمی رفسنجانی در آن زمان طی نامه ای به خمینی رسما از وی درخواست کرد تا در قیدحیات است به حل شماری از مسائل گره ای که تنها بدست او گشودنی است همت گمارد. و گرنه بدون چنان میراثی معلوم نبود که پس از او چه بلائی برسرنظام نازل شود. در آن زمان مشخصا مجموعه ای از مسائل خطیر و بحرانی و بعضا ساختاری وجود داشتند که تنها می توانستند به وسیله شخص رهبر فیصله پیداکنند که اهم آنها عبارت بودند از:

الف- معضل اول، که خود دارای چندوجه بود، ضرورت بازنویسی قانون اساسی با هدف حذف شرط مرجعیت از شروط رهبری و تبدیل آن به ردائی در تناسب با قامت عناصر کوتوله تر پس از خود بود. در پی حکم خمینی برای حذف شرط مرجعیت، سرانجام در بازنویسی قانون جدید "فقیه عادل" جایگزین آن شد. حل بحران جانشینی با تغییرشاخص های رهبری همزمان بود با پائین کشیدن منتظری از قائم مقامی خمینی که آنهم با مداخله مستقیم خمینی ممکن بود. با این همه  گرچه به لحاظ جرح و تعدیل حقوقی و عزل منتظری معضل جانشینی خمینی از جهات مهمی حل می شد، اما بدون ایجاداجماع نسبی حول رهبرکوتوله بعدی با بهره گیری از اتوریته خمینی، در آن شرایط سخت پس از جنگ و جراحی ناشی از عزل منتظری و مواضع مراجع سنتی که چندان هم سربفرمان خمینی نبودند، به لحاظ عملی برای حفظ ثبات نظام واجداهمیت بود. این کارمستلزم  ایجاداجماع نسبی در میان روحانیون و  کارگزاران دست اول نظام با استفاده از نفوذکلام خمینی بود. محلل ها هم  عمدتا رفسنجانی و احمدخمینی بودند که  قرار بود با پروژه تفویض قدرت به دوگانه رفسنجانی- خامنه ای به عنوان رئیس جمهور- رهبر، موقعیت سکانداران دوره پساخمینی را تقویت کنند. در این میان مأموریت انتقال نظرمساعدخمینی در موردشایستگی خامنه ای برای جانشینی وی توسط معتمدین محلل، عامل مهمی در گذار از مرحله خطیرفقدان خمینی و ایجادتمکین به رهبری بعدی خامنه ای بود. آن چه که پس از این بسترسازی ها می ماند، چیزی جز انجام تشریفات قانونی برای مشروعیت بخشیدن به این تصمیمات از طریق "انتخابات خبرگان" نبود. نباید فراموش کرد که مقوله رهبری در این گونه نظام های اقتدارگرا صرفا یک مقوله حقوقی نیست. در اصل رهبری واقعی وجود ندارد بلکه در فرایندپرپیچ و خم و طولانی ساخته و پرداخته می شود تا تبدیل به یک قدرت نهادی شده و کنترل کننده تبدیل شود. 

ب- معضل دوم حل فرجام جنگی طولانی بود که آشکارا از برآوردن اهداف اعلام شده خود (راه قدس از طریق فتح کربلا) ناتوان بود، و نه فقط حالت فرسایشی پیداکرده بود بلکه با گذشت زمان اوضاع جبهه ها به ضرررژیم ایران هم رقم می خورد که تداومش حتی می توانست به فروپاشی نیروهای نظامی اعم از سپاه و ارتش و اقتدارحاکمیت منجرشود. بهرحال با آن همه تلفات و ادعاها و شعارهای بلندپروازانه، عقب نشینی از آن کارساده ای نبود و نیازمندسرکشیدن جام زهری بود که کسی جز خودرهبر=پدرپیرامت- قادر به نوشیدن آن  نبود.

ج- و بالأخره معضل سوم برای حفظ و ثبات نظام را باید حل انبوه زندانیان سیاسی-که اساسا شامل اعضا و حامیان فعال سازمان های سیاسی چپ و مجاهدین بودند، که آنهم با حکم جنایتکارانه خمینی برای  پاکسازی زندان ها، فاجعه تابستان سیاه، فیصله یافت تا زمامداران کوتوله پساخمینی با سهولت بیشتری قدرت و موقعیت خود را نهادی کنند.

در طی 26 سال راه پیمائی بی وقفه و پرولع بسوی تبدیل شدن به رهبرمطلق العنان، اکنون باردیگر خامنه ای کمابیش در همان شرایط و وضعیت و معضلاتی قرارگرفته است که خمینی در پایان عمرخویش در برابرش قرارگرفته بود. بحران جانشینی، نگرانی از بهم خوردن ثبات نظام پسا خامنه  ای و شماری از معضلات بزرگ حل ناشده که تنها می توانند بدست رهبرمشرف به مرگ- چه به دلیل بیماری و چه با ورودبه سن کهولت-  و چه باسا با خوردن جام زهر حل و فصل گردند، و اکنون به دستورکارعاجل طبقه سیاسی حاکم تبدیل شده است. البته خامنه ای در قیاس با خمینی فاقدآن پایگاه اجتماعی و نفوذکلام است، و بهمین دلیل ابزارقدرت وی بیشتر به عناصرسخت افزاری یعنی اهرم ها و ارگان های مادی سرکوب  که تحت کنترل وی هستند، یعنی قدرت نهادی شده متکی است تا نفوذکلام و اقتدارباصطلاح معنوی. از قضا بهمین دلیل انتقال به دوره پساخامنه ای  از جهاتی دشوارتر و شکننده تر از دوره خمینی است.   

پرده دوم: بیماری خامنه ای
بالأخره پس از سالها پنهان کاری که روزنامه فیگارو آن را ده سال اعلام می کند اکنون دیگر نفس بیماربودن خامنه ای-صرفنطر از درجه وخامت آن – رازسر به مهری نیست. سال گذشته قبل از رفتن به بیمارستان برای عمل جراحی، برای جلوگیری از فرودبهمن شایعات و حدس و گمان ها، خودوی پیشاپیش آن را اعلام داشت، گرچه کوشید آن را کم اهمیت جلوه بدهد، اما برای شفای عاجل خود از همگان دعای خیر وعافیت طلبید. طبیعی است که با تبدیل شدن وضع سلامتی رهبر به اسراریک مملکت و با توجه به نقش و جایگاه تعیین کننده اش در ثبات نظامی که هر گوشه آن نت خود را می نوازد، انواع شایعات و خبرهای راست و ناراست شیوع پیدا می کند که تفکیک سره از ناسره به امری دشوار تبدیل می شود. این گونه شایعات و حدس و گمانها که با تمایلات و آرزوها نیز گره می خورد، همواره پیرامون این نوع رهبران با یک عطسه دامن می گیرد تا چه رسد که "حضرت آقا" در روزروشن به بیمارستان هم برود و معلوم هم بشود که عمل پروستات انجام داده و ایشان سابفه این بیماری و جراحی را قبلا هم داشته که پنهان نگهداشته اند.
 دو عامل تازه این بار توجه بیشتری را چه  در داخل و چه در محافل خارج  نسبت به این واقعه، به خودجلب کرده است:

نخست انتشاراخبارتازه ای مبنی برتؤسعه سرطان پیشرفته پروستات در وی. در این مورد مشخصا روزنامه فیگارو در گزارشی تازه مدعی شده است که ببماری سرطان پروستات رهبرجمهوری اسلامی واردمرحله پیشرفته ای شده که از نظرپرشکانش، حداکثر تا دوسال زنده خواهد بود. البته روزنامه فیگارو به منبع مشخص اطلاعاتی خود اشاره ای نکرده تا درجه موثق و ناموثق بودن آن روشن بشود و تنها به نقل از "چندین منبع اطلاعاتی غربی" اکتفا کرده است. بدیهی است که منابع اطلاعاتی غرب بیش از هر دستگاه دیگری بدنبال چنین اخباری هستند و منابع خود را نیز معمولا عیان نمی کنند و اساسا انتشاراطلاعات و ضداطلاعات در موردکشورهای مخاصم، مهم و دارای چنین رهبرانی یکی از وظایف روتین آنها را تشکیل می دهد و اطلاع از وضعیت کلی آنها از جمله وضع سلامتی اشان در برخورد های دیپلماتیک و غیردیپلماتیک و امتیازدادن و گرفتن درحوزه های گوناگون دارای اهمیت است. در طی سالهای گذشته هم شاهددرزاین این نوع اطلاعات در رسانه ها های مختلف و از جمله در اسنادویکی لیکس (توسط سفارت خانه های آمریکا وبه نقل از اطرفیان رفسنجانی) هم بوده ایم که البته چندوچون دقیق آن ها خیلی روشن نبوده است.
نکته دوم و مهم تر اما تشدیدمنازعات جناحی  بین دولتمردان رده بالای حکومتی پیرامون جانشینی خامنه ای است که خودمی تواند قرینه ای  در تأیید این خبرها باشد. این جدال ها هرچه که به انتخابات مجلس خبرگان نزدیک تر شویم بیشتر می شود. طبیعی است که هرچه درجه بیماری خامنه ای وخامت بیشتری پیداکند، دعوا برسرجنگ قدرت و برای تصاحب مجلس خبرگان و یا چگونگی تدارک جانشینی رهبری هم، افزایش پیداکند. مدتی قبل دری نجف آبادی از اعضای هیئت رئیسه مجلس خبرگان باب سخن در باره جانشین رهبری را گشود که بازتاب گسترده ای یافت. او گفت «خدا رهبری را حفظ کند و به ایشان طول عمر دهد. اما به هر حال باید برای بعد از ایشان به فکر باشیم».  رفسنجانی نیز بارها در این مورد سخن گفته و آخرین آن گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی است. او ضمن تأکید همیشگی خود برضرورت نظارت خبرگان بردستگاه های تحت امررهبری، اظهارداشته است که اگر فردا رهبری فوت کنند چه کسی را داریم که هم چون ایشان به مسائل گوناگون اشراف داشته باشد و بویژه به اوضاع ارتش و نیروهای  مسلح آشنا باشد؟. در ادامه این گفتگو او باردیگر رهبری شورائی پس از خامنه ای را مطرح ساخته است. اخیرا سایت تابناک به درج خبری پرداخته است که برطبق آن تعدادزیادی از اعضای خبرگان در طی نامه ای به هاشمی رفسنجانی، باتوجه به شرایط حساس و خطیراوضاع کنونی از او خواسته اند که در مقابل فشارها عقب نشینی نکند و خود را برای ریاست مجلس خبرگان کاندید نماید.* رفسنجانی تا کنون به نحومبهم و مشروط در موردکاندیداتوریش برای ریاست مجلس خبرگان سخن گفته است. او تهدید کرده که اگر اشخاص معینی که بزعم وی صلاحیت ندارند کاندیدا شوند او هم کاندید خواهد شد. رقبای رفسنجانی سعی دارند که با پیش کشیدن محمودشاهرودی برای مجلس خبرگان که گفته می شود که هم به خامنه ای نزدیک است و هم موردقبول سپاه است و هم روابط کمابیش حسنه با خودرفسنجانی دارد، در تلاشند که او را از ورودبه صحنه رقابت بازدارند. بطورکلی رفسنجانی مثل موردانتخابات ریاست جمهوری سال92، تصمیم نهائی را به دقیقه90 و رصدکردن وضعیت آن لحظه ها موکول کرده است. ناگفته نماند که کنترل انتخابات مجلس خبرگان هم چون سایر"انتخابات" در دستان شورای نگهبان و شخص جنتی متمرکزاست که خود یک طرف دعوابوده و با رفسنجانی میانه خوبی ندارد. در حالی که جناح رفسنجانی و اعتدالیون و اصلاح طلبان سعی دارند که با زدن قید و بند به اسب چموش ولایت مطلقه، آن را  با "قانون" زین کنند و باصطلاح ولایت مشروطه برپادارند، اما درسوی مقابل اصول گرایان، سنت گرایان و سپاهیان و سایرباندها و ارگانهای وابسته به این طیف، در تلاشند تا با بی وظیفه کردن هرچه بیشترمجلس خبرگان در برابررهبری، برطبل مطلق بودن ولایت و تسلیم خبرگان در برابر وی بکوبند. چنانکه احمدعلم‌الهدی٬ امام جمعه دریده گوی مشهد و از اعضای مجلس خبرگان اظهارداشته است که ریاست مجلس خبرگان «مسأله چندان مهمی نیست و وظایف رییس مجلس خبرگان محدود است». او هم چنین در استدلال مشعشعانه ای! گفته است  که مجلس خبرگان رهبری نمی‌تواند بر ولی خود نظارت کند! (راست می گوید، برده و صغیر چگونه می تواند بر مولای خود اشراف داشته باشد). مشعشعانه تر از آن، یاوه های موحدی کرمانی از اعضای مجلس خبرگان و جانشین کنی در جامعه روحانیت مبارز است که در باره ضرورت نظارت مجلس خبرگان بر عمل‌کردخامنه‌ای گفته است: «هیچ خبرگانی در مقابل رهبرمعظم انقلاب هیچ غلطی نمی‌تواند بکند»!. هم او می گوید «افرادی که در خبرگان رهبری راه پیدا می‌کنند صد درصد وجودشان باید اطاعت از ولی امر مسلمین باشد» و با اشاره به دوره پساخامنه ای اظهار داشته است: «مساله ما بعد از آقاست. خدا ان‌شاالله ایشان را حفظ کند و رهبری ایشان را به حکومت امام زمان متصل کند. اما اینکه بعد از ایشان چه می‌خواهد بشود مهم است». احمدخاتمی یکی دیگر از چند تفنگدارصاحب نام نمازجمعه و عضومجلس خبرگان در موردحساسیت این دوره مجلس خبرگان می گوید باتوجه به کهولت«آقا»، «خیلی ها یک خیالاتی به سرشان آمده که چه بسا خبرگان پنجم مسئولیت انتخاب رهبر را داشته باشد و بعضی ها با این انگیزه می آیند که این دوره شانس انتخاب رهبر بیشتراست».


فیگارو: علی خامنه ای به سرطان پیشرفته مبتلاست.


Post a Comment