Saturday, August 22, 2015

!پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی


پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
وقتی کوه موش می زاید!
نام سعیدمرتضوی با کهریزک و ابداع شکنجه ای بنام "کهریزکی شدن" و افزودن این واژه به ادبیات سیاه شکنجه، سرکوب اعتراضات سال 88 و تولیدارعاب گسترده، قتل زهراکاظمی، توقیف روزنامه ها و دستگیری ده ها روزنامه نگار، و با فساد و اختلاس و حیف و میل گسترده بیت المال و خلاصه لیست بلندبالائی از انواع جرم ها و بزه های سیاسی و غیرسیاسی، گره خورده است. در انقلاب بهمن شعاری بر در و دیوار ها نقش می بست حاکی از آن که  ننگ با رنگ پاک نمی شود. سعیدمرتضوی براستی چنان ننگی است که با هیچ رنگی پاک شدنی نیست. 

و چنین بود که تبرئه سعیدمرتضوی با شوک بزرگی از ناباوری مردمی که در این سال ها مدام از نقش وی در جنایت کهریزک و بسیاری جنایت ها و سرکوب دیگر می خواندند و می شنیدند، مواجه گشت. آن ها ظاهرا تصوراین درجه از وقاحت از سوی دست اندرکاران نظام و قوه قضائیه را نداشتند. حتی خانواده روح الامینی که از قضا از جرگه خودی ها و فززندشان-محسن- یکی از بازداشتی ها و قربانیان کهریزک بوده است و زمانی که هنوزآب ها از آسیاب نیفتاده بود در نزدخامنه ای از ضرورت خونخواهی نظام نسبت به محسن عزیزش سخن رانده بود و خامنه ای در پاسخ وی با گذاشتن هندوانه به زیربغلش او را به یاران علی تشبیه کرده بود؛ اکنون با ابرازنارضایتی از صدورچنین حکمی آن را فاقدتوجیه حقوقی دانسته و هم چنان پیگیرمحاکمه عاملان قتل فرزندش می باشد. سازمان تأمین اجتماعی هم که حیف و میل و بالاکشیدن سرمایه های آن یکی دیگر از اتهامات سعیدمرتضوی است، نسبت به حکم صادره بدلیل عدم تناسب آن با ابعادسوء استفاده، اعتراض کرده است.

این واقعیت دارد که در موردجنایت های سعیدمرتضوی و اختلاس اموال عمومی در طی این سال ها، آنقدر افشاگری توسط رسانه ها و خانواده جان باختگان و اپوزیسیون، حتی توسط باندها و دست اندرکاران خودنظام صورت گرفته است که بی گمان حجم آن بیش از چندین کتاب قطور می شود که برای محکوم کردنش بر طبق مقررات خود رژیم هم نیازی به ادله اضافی نبوده است. آش رسوائی چنان شورشده بود که گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس پیرامون کهریزک، با جمع آوری صدها صفحه فاکت و گزارش، علیرغم در نظرگرفتن تمامی پنهان کاری های"مصلحت اندیشانه"، وی را بدلیل معاونت در جنایت کهریزک مقصر دانست و خواهان بر خوردقاطع قوه قضائیه با اتهام های وی شد*1. بی تردید مجلس تحت کنترل اصول گرایان دلش برای قربانیان جنایت نسوخته بود، بلکه سوای جدال برخی باندها بدلیل سرپیچی احمدی نژاد از مصوبات مجلس و...، انگیزه دیگرشان  کنترل خشم و نفرت گسترده مردم و کسب اعتبار برای مجلس فاقدآبرو بود. هم چنین سرداراسماعیل مقدم فرمانده وقت ناجا- نیروی انتظامی- در گفتگوئی تصریح می‌کند: «صبح روز جمعه جلسه‌ای پیرامون اتفاقات آن زمان برگزار شد و آقای مرتضوی اصرار داشت که افراددستگیر شده به کهریزک منتقل شوند. من مخالفتم را به صراحت اعلام کردم و گفتم آن جا نه تنها جا نداریم، بلکه آن مکان جای خطرناکی است». وی با بیان این که سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، اصرار داشت که این افراد دستگیر شده''چاقو، قمه و زنجیر داشته‌اند و از همین حیث اراذل و اوباش محسوب می‌شوند''، می‌افزاید: «من در آن جلسه عنوان کردم که ضبط کنید و بنویسید که من مخالف هستم و مخالفت ناجا نیز ثبت شد»*2
علاوه بر آن ها، مجلس کمیسیون تحقیق و تفحصی پیرامون حیف و میل سازمان تأمین اجتماعی که  بر آمده از دسترنج و سرمایه میلیون ها کارگر و زحمتکش بود، گزارش مفصلی تهیه کرد که با رعایت همه ملاحظات محافظه کارانه، در آن از اهدای میلیاردی کارت هدیه به مدیران و به 138 شرکت بابک زنجانی  و موارد مشابه پرده برداری کرد.*3

 اینک دلائل پنجگانه تبرئه!
دلیل اول- از همان بدووقوع فاجعه کهریزک رهبرنظام با وجودبرانگیختگی شدیدمردم و افکارعمومی، به جای آماج قراردادن آمرین وعاملین جنایت های صورت گرفته، معضل اصلی را به یک اشکال فنی یعنی انتقال دستگیرشدگان به نقطه ای که فاقد فقدان امکانات لازم برای نگهداری بود تقلیل داد و باین ترتیب تلاش ورزید که عاملین و آمرین زیردست خود را به عنوان افرادخدوم و گوش به فرمان از زیرضرب بیرون آورد. هم او در یکی دیگر از نطق هایش پیرامون این فاجعه بزرگ، به کسانی که سعی می کنند واقعه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه را مهم تر از ظلمی که در پی انتخابات به نظام شد قرار دهند، سخت می تازد.همانطور که در واقعه 18 تیر و فاجعه حمله به  کوی دانشگاه آن دوره نیز به نحومزورانه ای از درد و طپش بیش از اندازه قلب مبارک خود نالید؛ اما حاصل طپش قلب مبارک ایشان چیزی جز محاکمه یک سرباز آن هم به دلیل دزدی یک ریش تراش نبود. یا آن گونه رفتار که با سعیدعسگر ضارب و شلیک کننده به مغزسعیدحجاریان شد و شاهدش بودیم، جملگی مهرتأییدی بوده اند بر این حقیقت که چاقو هیچ گاه دسته خود را نمی برد. در همان زمان وقتی ناجا و فرمانده وقت نیروهای انتظامی زیرفشارسنگین افکارعمومی و حتی بقول وی فشارکسانی که به نظام وابسته بودند، ناچارشد طی نامه ای به خامنه ای آمادگی خود را برای استعفا اعلام کند؛ اما این رهبرنظام بوده که زیربارآن نرفته است. بطورکلی از منظرخامنه ای هرنوع عقب نشینی و یا پوزش خواهی در مقابل مردم موجب وهن و هتک حرمت نظام تلقی می شود و مردود است.

دلیل دوم- مرتضوی در بازجوئی ها و شکنجه ها و زندان ها مداخله می کرد، دستورتعزیر و شکنجه را صادر می کرد چنان که در موردزهرا کاظمی چنین کرد و حتی در صحنه اعدام متهمین حضور بهم می رسانید، و روزنامه ها را به آسانی آب خوردن می بست و اگر شکایت کننده ای هم جور نمی شد خود به عنوان مدعی العموم رأسا طرح شکایت می کرد و خلاصه از زمره کسانی بود که نزده می رقصند. در طی این سال ها او به نمونه تیپکی از کارگزاران وفادار، خشن، خستگی ناپذیر و مطیع بالادستی ها تبدیل شده بود. بدیهی است با داشتن چنین وجهه ای از خلوص و خدمت گذاری، برخوردتندنظام با وی و قربانی کردنش می توانست دارای پیامدهای منفی در میان سایرمهره ها و جیره خواران بویژه در حوزه قضائی باشد. از همین رو با حساسیتی که خامنه ای نسبت به هر گونه مسامحه و سستی پیرامون باصطلاح فتنه 88 داشته است، هیچ گاه قرار نبوده که پرونده آن به معنی واقعی بسته شده و سرانجامی داشته باشد. اکنون با تبرئه وی پیام حاکمیت به این مهره ها آن است که دل قوی دارند و بدانند که نظام هیچ گاه آن ها را بدلیل"خطاها" و ارتکاب جنایت هایشان، و به پاس اطاعتشان از دستورمقامات بالاتر، رها نکرده و تحت مواخده قرار نخواهد داد.

دلیل سوم- در اصل مخاطب اصلی تبرئه مردم هستند: از آن جا که او به سیبل نفرت و انزجارعمومی تبدل شده بود و به حق نامش با جنایت کهریزک و کهریزکی شدن و تجاوز و شلاق گره خورده است، و از آن جا که این جناب عصاره ای از همه "فضائل و رذائل" نظام و داعشوارگی آن را در خوددارد، محکوم شدن وی به عنوان یکی از آمرین و عاملین اصلی جنایت کهریزک، بطوراجتناب ناپذیر می توانست به معنی نوعی عقب نشینی نظام در برابر مردم تلقی شود. بدیهی است که چنین عقب نشینی از سوی نظامی که حاضرنیست کوچک ترین گردی برکرسی اقتدارش به نشیند و کوچکترین تره ای هم برای مردم خرد نمی کند، چون سم مهلکی تلقی گردد. اکنون زمان ایجاد سوءتفاهماتی چون "گشایش فضای سیاسی" نیست، بهمین دلیل رژیم حتی حاضرنشد باندازه"یک ریش تراش" هم در موردکهریزک عقب نشینی کند!

دلیل چهارم- قاضی مرتضوی بدلیل جایگاه و دامنه فعالیتش مخزن اسراررژیم است. چه بسا بسی بیشتر از سعیداسلامی. از همین رو زیرفشارقراردادن یا قربانی کردن او بدلیل فجایعی که بالادستی ها هم در صدور و مشارکت در آن نقش فعالی داشته اند، خطرافشاء شدن اسرارنظام و روشدن قضایای پشت پرده کهریزک، بویژه نقش آمران بالادست وجود دارد و حتی ممکن است هم چون بازشدن سرنخ قرقره موجب افشاء جنایت های دیگری نیز بشود. در چنین حالتی برای حفظ اسرارنظام، یا باید، اگر که هواخیلی پس باشد، چون سعیداسلامی بطور"داوطلبانه" واجبی خورانده شود و گرنه باید موردتبرئه قرارگیرند. بنابراین حفظ اسرار و حرمت کارگزاران مستلزم تبرئه این مزدور از جنایاتش بود.

 دلیل پنجم، همانا شرایط حساس دوره پس از توافق است. در این دوره که جناح حاکم و افراطی، چه بدلیل بیلان ورشکسته خود در طی سال های گذشته و چه بدلیل روندها و تحولات و گشایش های جدید، بطوراجتناب ناپذیر زیرفشارروزافزون و چنددستگی قرار دارند، و در شرابطی که تغییرتوازن نیرو اگر نه بطورفوری در ساختارقدرت، که بطوراستراتژیک در مولفه های پایه ای توازن قوا به زیان جناح حاکم در حرکت است؛ زمانی که باید قاچ زین را محکم چسبید تا بادکلاهشان را نبرد، طبعا زمان مناسبی برای قربانی کردن مهره های وفادار نیست. برعکس آن ها بیش از هر زمانی نیازمندانسجام و حفظ مصونیت آهنین مهره ها و حرمت کارگزاران هستند. شخص خامنه ای با مشاهده این خطرها، بیش از همه به این مهم واقف و کوشا است. مدتی پیش او آشکارا دانشجویان بسیجی و حزب اللهی را به سرپیچی و نافرمانی در برابرمقامات دانشگاه و وزراء علوم و دولت، تقویت صفوف و سازماندهی خود فراخواند و از آن ها خواست که اجازه تخطی به مقامات دانشگاهی ندهند. هم چنین بر اساس فرمان او سران دولتی ناچارشدند برای جلب رضایت رهبرشان در موردهزاران تخلف بورسیه ها که قبلا اسنادش منتشرشده بود، تف خود را به لیسند و سروته آن را به چند موردناقابل تقلیل بدهند. محکوم کردن پسررفسنجانی به حبس طولانی مدت چشمه دیگری از همین رویکرداست. سخنان تنداو علیه نفوذآمریکا که در اصل خطاب به نیروهای داخل کشوراست، صدوردستورمانورموشک های بالیستیک و کیش دادن فرماندهان نظامی و بسیجی ها و حزب اللهی ها علیه دولت در منازعات انتخاباتی پیشارو، نشان از آن دارد که در نزدآن ها، "نرمش قهرمانانه" جائی در عرصه داخل کشور و در برابرمردم ندارد و تبرئه سعیدمرتضوی نیز پیامی در همین راستاست.

************
با توجه به مجموعه نکات فوق می توان نتیجه گرفت که در موردسعیدمرتضوی گرچه زمانی رژیم زیرفشارسنگین افکارعمومی ناچار شد قول بررسی عاملین و آمرین جنایت را بدهد و در همین رابطه  تن به انفصال وی از شغلش در قوه قضائیه داد، ولی می دانیم که بلافاصله پس از انفصال از قوه قضائیه دولت احمدی نژاد به وی پست های نان و آب داری چون مسئولیت مبارزه با فسا و قاچاق و سپس ریاست سازمان تأمین اجتماعی را داد. اما نا گفته نماند که رژیم از همان آغاز برآن بوده است که با تاکتیک دفع الوقت و مشمول مرورزمان ساختن جنایت، و با طرح برخی پرونده های موازی و بعضا حتی تشکیل پرونده های جداگانه برای هر مورد، اصل پرونده را که مربوط به کهریزک است تحت الشعاع  پرونده های دیگر قرار دهد و با این ترفند به تدریج وی را از زیرضرب خارج کند. چنان که هم اکنون پس از سپری شدن بیش از شش سال در کناراعلام تبرئه، از باصطلاح بازبودن برخی پرونده های دیگر در باره وی سخن می گویند که حتی اگر واقعیت هم داشته باشند که اصلا معلوم نیست چقدر واقعی اند، هدفی جز انتقال ریل جنایت کهریزک به ریل های دیگر نیست. بی تردید چنین فرجامی برای یک پرونده ملی در حد و اندازه جنایت کهریزک جز بیان گندیدگی کامل قوه قضائیه تحت کنترل خامنه ای نیست و مصداق ضرب المثلی است که بر طبق آن هرچیز که بگندد نمکش می زنند، وای به حالی که بگندد نمک!


این نوشته را با تأکید بر دو نکته به پایان می برم:
اول آن که بسیارخوب! گیرم که با تبرئه این جنایت کار، توانستید یکی از مهرهای وفادار و جنایت پیشه خود را نجات بدهید و به دیگرمزدوران و قضات گوش به فرمانتان روحیه بدهید. اما پرونده یک چنین جنایت بزرگی را با تبرئه عاملان آن نمی توان بست. برعکس، خواسته و ناخواسته، با این کارتان پرونده جنایت را برای همیشه زنده و مفتوح نگهداشته اید و لاجرم این پرسش همواره در مقابلتان قدعلم خواهدکرد که پس آمران و عاملان واقعی جنایت کهریزک چه کسانی بوده و کجاهستند و کی قراراست محاکمه و محکوم گردند؟. بنابراین رژیم هم چنان زیرفشارداخلی و بین المللی برای معرفی عاملان این جنایت باقی خواهد ماند. در طرحی که در بالای مقاله آمده، به درستی سعیدمرتضوی هم چون قمه تیزحاکمیت برای تهدیدمخالفان رژیم به تصویر کشیده شده است، اما فراتر از آن، می توان پذیرفت که تصویر واقعی او بی شباهت به یک قمه دودم و دوسر نیست: بیش از آن که رژیم مخالفان خود را موردتهدید قراردهد که البته می دهد، اما سردوم آن با فرورفتن به بدن خودرژیم، و در رأس آن قوه قضائیه، آن را بیش از پیش آسیب پذیر و مضحکه عالم می کند.  


نکته دوم آن که خوشبختانه هیئت منصفه ای بنام وجدان بیدارمردم و افکارعمومی در این مورد حکم و قضاوت خود را به صراحت صادرکرده است. و تا روزی که وی بهمراه دیگرآمرین و عاملین در یک دادگاه مردمی محاکمه و محکوم شوند، جنبش دادخواهی و کارزارخانواده های جان باختگان کهریزک تا آن روز از پای نخواهد نشست. بنابراین تلاش رژیم برای پاک کردن جنایت کهریزک جز مصداق ِعرض خود بردن و زحمت ما دادن نیست. این ننگ با هیچ رنگی پاک نمی شود. 
*1- گزارش ویژه مجلس: نقش مرتضوی در کهریزک

*3- متن کامل گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی:
از اهدای میلیاردی کارت هدیه‌ به مدیران تا واگذاری ۱۳۸ شرکت به بابک زنجانی



Post a Comment