Tuesday, July 05, 2016

!جشن بندگی و بردگی

جشن بندگی و بردگی!
عیدفطر را عیدبندگی، عبودیت و بردگی نامیده اند. عبودیت و بندگی را در روایت و متون فقهی سرسپردگی کامل به خدا و منصوبان او تعبیر و تفسیرکرده اند. وقتی از جعفرصادق (امام ششم شیعیان) در باره معنای بندگی و عبودیت سؤال می شود، پاسخ می دهد  سه چیز است:  
عبدآنچه را خدا داده ملک خود نپندارد. زیرا که بتدگان و بردگان را ملکی نباشد. همهی اموال را مال خدا بداند و برطیق فرمان او صرف کند. مالکیت از آن غیر و مالک مطلق است و نه بندگان
ـ بنده برای خود تدبیری از پیش خود نیندیشد (شیئی شدگی کامل)
ـ تمام مشغولیت خود را در اوامر و نواهی خدای متعال قرار دهد. ( انقیاد و فرمانبردای مطلق).

چنان که پیداست گوهر و پیام این گونه جشن ها، جز صحه نهادن بر هیچ بودگی در برابرهمه بودگی قدرتی مشرف بر انسان و جامعه، تحکیم روح انقیاد و فرمانبرداری مطلق نیست که به معنای تهی شدن کامل انسان و شنی گشتگی کامل اوست. در متون فقهی در تعریف همین واژه آمده است عبدبودن یعنی بنده و کوچک و حقیربودن. کسی که مالک باشد آقاست، و کسی که مملوک باشد بنده است. بنده بدون مولا و سرپرست وجودخارجی ندارد و مولی همان کسی است که مقدرا ت مردم را بدست می گیرد. او چوپانی است که هدایت رمه را به عهده دارد.
در جهان واقعی اما همه این یاوه ها و هذیان گوئی ها بیان وارونه و رازآمیز شده مناسباتی است که میان انسان ها بر قرار است.
 حالا قراراست فردا مثل هرسال چشن بندگی را با "امامت مولی" یعنی خامنه ای برگذار کنند، و روزنامه ها نوشتند در دولت تدبیر و امید هم همچون  سال های گذشته به مساجداهل سنت اجازه بزگزاری نمازعیدفطرجداگانه داده نشد که موجب اعتراض آن ها نیز شده است. آن چه که مشخصا در آستانه برگزازی عیدفطرامسال جلب توجه می کند، ترک برداشتن و پاره پاره شدن برگ انجیری است که این نوع حکومت ها برای پنهان کردن پیکرواقعی خود از آن بهره می گیرند. وبا هر تکانی که رزیم به خود می دهد  بخشی از  این برگ انجیر به زمین می ریزد و ماهیت واقعی مولاها عیان تر می شود. آخرین آن تکانه ای است که سبب برملاشدن حقوق ها و پاداش های صدها میلیونی و حتی میلیاردی مدیران و کارگزاران بالای سیستم گشت که تاکنون توانسته بودند از دیده ها پنهان سازند. با گندیدگی کامل نظام اسلامی، معنای مالکیت مطلق مولا و بندگی، مالک و مملوک که فقه جعفری آن را توصیف کرده شفاف ترشده است. و چنین است که  این گفته مشهور مارکس که دین افیون جامعه است، امروزه بیش از پیش درخشش پیداکرده و درستی خود را در یک طنزتاریخی و بدست یک حکومت دینی به نمایش می گذارد. می توان بیلان اصلی جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه را اثبات همین گزاره دانست: افیوون افیون ها و منشأزایای جامعه ای معتاد و تهی شده از توانائی ها و اصل انسانی خود. این که بخشی از جامعه بدلیل فقرآگاهی و گرفتاری در تاروپودخرافات دینی برای بردگی و بندگی خودچش شادمانی برپادارند، نشان دهنده اوج تحمیق و از خودبیگانگی است. باورها و مناسک مذهبی در این ارتباط به مثابه بخشی از سازوگارمناسبات قدرت و در خدمت مناسبات اقتصادی عمل می کنند که وظیفه ابژه سازی انسان ها در برابر صاحبان قدرت و ثروت  را به عهده دارند. با این وجود، مبارزه و چالش بزرگی در جامعه علیه این نوع فرهنگ و مناسبات عبودیت جاری است و اگر درون مایه اصلی صاحبان قدرت و ثروت ترویج مناسبات قدرت و از جمله مولی و بنده و تثبیت بردگی و انقیاد بدانیم، برعکس روح مراسم و تجمعات و جشن های مردمی را معمولا تحقیرباورها و سنت های واپسگرایانه، به سخره گرفتن اتوریته ها و مناسبات قدرت و مقررات رسمی ناظر به آن، و تقویت همدلی و همبستگی بین انسان ها هم چون منشأ و نیروی محرکه شکوفائی جامعه و عامل رهائی از مناسبات برده دارانه  تشکیل می دهد. اگر اولی بیان صورت رسمی جامعه است، اما در زیرپوست آن، جامعه ای دیگری هم جریان دارد که نبض زندگی در آن می زند و مراسم و سنت ها و رؤیاهای خود را دنبال می کند. 

ویکی فقه:









Post a Comment