Sunday, September 18, 2016

از میان خیرها: نگاهی به سه رویداد

 خلوت کردن زندان ها به سبک جمهوری اسلامی!
به حق یکی از دستاوردهای جمهوری اسلامی آبادکردن زندان ها و گورستان ها بوده است. یعنی درست برخلاف آن چه که آبادکردتش را به رژیم گذشته نسبت می داد، خود با شدت و ابعادی چند برابر به آن ادامه داد. از قدیم گفته اند که هرکس به طینت خود می بافد. با توجه به طینت ضدانسانی و فوق ارتجاعی رژیم، وقتی از خلوت کردن زندان ها سخن می گوید باید بشدت نگران بود.
  یک نوع خلوت کردن را در سال 67 آزموده ایم. اکنون هم از یکسو وقتی این شیوه مبارزه با اعتیاد و دیگربزه کاری ها و... نه فقط مشکلی را حل نکرده که موجب گسترش آن هم شده است و از سوی دیگرهم به لحاظ تعدادزندانیان و و اعدام ها در سطح جهان انگشت نماشده است ( واین برای رژیمی که ادعای اصلاح جهان را دارد رسواکننده است)، و در عمل هم با کمبودزندان و جا و قاضی و بحران انباشت میلیون ها پرونده در نوبت بررسی مواجه است، و حتی گفته می شود چندین هزارنفردر لیست نوبت اعدام به صف ایستاده اند و دیگر ادامه این شیوه ناممکن است، شاهدیم که رژیم بازهم بفکرخلوت کردن زندان ها افتاده است! برطبق بخشنامه جدید قوه قضائیه، مجازات های جایگزین زندان برای خلوت کردن آن، محاکمات فوری درهمان روزدستگیری، شلاق و جریمه نقدی است. مرتکبین جرائمی هم که صرفا به جریمه نقدی محکوم می شوند اگرنتوانند از عهده آن برآیند بلافاصله شلاق خواهند خورد! البته رژیم برای زندانیان و کسانی که به زندان می روند طرح هائی هم چون اردوگاه های کاراجباری در نظردارد.

چنانکه دیده می شود در شیوه جدید هم، یجای اتخاذسیاست های معطوف به درمان و پیشگیری برای این معضل اجتماعی، با حذف صورت مسأله اصلی به کاهش صوری و سطحی آمارزندانیان، و اشاعه رفتارخشونت آمیز و شکنجه رسمی متوسل شده است. چرا که بنا به گفتمان رژیم، راه بهشت از طرق اصابت شلاق بر "بدن گنه کاران" می گذرد! بگذریم از این که صورت مسأله اصلی خود رژیم است و مقابله ریشه ای با اعتیاد و مشکلات اجتماعی انباشته شده بدون پرداختن به این صورت مسأله قابل حل نیست.
می توان گفت، شلاق، شلاق و بازهم شلاق راه حل اصلی رژیم برای حل این معضل اجتماعی است. بهمین دلیل مقابله با شیوه و تمهیدات جدید وغیرانسانی نظام برای خلوت کردن زندان ها، نیازمندگسترش مبارزه کنشگران اجتماعی و کنشگران ضدرژیم در داخل و خارج کشوراست.
در همین رابطه:
ترفند تازه و موذیانه قوه قضائیه پیرامون مذاکره با اروپا در باره حقوق بشر


اعتراض علیه پیمان های تجاری
جهانی سازی و ادغام بازازهای جهانی بدلیل دامن زدن به توسعه و رشدناموزون و تبعیض آمیز و نیز تشدیدرقابت و کشاکش با دیگرقطب ها و رقبا در جهان، دستخوش شدیدترین بحران های سیاسی و اقتصادی شده است که شکاف های نجومی و فزاینده در توزیع فقر وثروت و یا خروج انگلیس و دامن زدن به ملی گرائی شبه فاشیستی درکشورهای پیشرفته سرمایه داری -اروپا و نیز در آمریکا- و یا جنگ های نیابتی گسترده و یا انفجاربحران مهاجرت و زیست محیطی از پی آمدهای آن است، و حتی مرکل که موقعیت او و حزبش به خاطر پذیرش شماری قابل توجه پناهنده - درقیاس با سایرکشورها- از در داخل آلمان متزلزل شده است چندی پیش در نشست 20 به نحوی محتاطانه به نحوه جهانی سازی انتقادکرده و خواهان توجه و کمک های بیشتری برای توسعه کشورهای توسعه نیافته و بحرانی برای مهاربحران شد. با این همه دولت ها هم چنان به تداوم همان سیاست های شکست خورده و بحران آمیز اصراردارند. سیاستی که با ادغام بازارهای پیشرفته با هدف ایجادبازارواحد برای کسب سودبیشترو افزایش قدرت رقابت در برابرسایررقبا به جنگ شبه سرد و البته به همراه جنگ گرم به شکل نیابتی، دامن زده و در حالی که نظم کهنه و تاکنونی دچاربحران فروپاشی شده، منازعه شدیدی بین قطب ها در ایجادنظم جدید و سهم هرکدام در آن در جریان است. پیشبرد پروژه ترانس اتلانتیک و یا پیمان اتحادیه اروپا و کانادا... بخشی از همین رونداست که موجب اعتراض های گسترده ای در اروپا و و آلمان شده است
درخواست یک اصول گرا: سعیدمرتضوی اعدام شود
این درخواست نشان می دهد که اولا نکته اصلی و نخست در ماجرای عذرخواهی مرتضوی تبرئه نظام است. موضوعی که بر طبق آن همه باندها و جریانات نزدیک به حاکمیت، در تقلیل جنایتی ملی به وسعت کهریزک که سعیدمرتضوی هم چون یک مهره کارگزار در سرکوب جنبش اعتراضی 88 در آن مشارکت فعال داشته است هم داستانند، اما چنان که پیداست در برخوردبا سعیدمرتضوی گرایش های متفاوتی در میان صفوف حاکمیت وجوددارد: گرایشی های که دست برتردارد می خواهد سروته آن را در حد"دزدیدن ریش تراشی" هم بیاورد تا مبادا بنددل کارگزاران در حین انجام وظایف محوله این گونه جنایت ها به لرزد. سیاستی که در تمامی مواردمشابه برخورد با جنایت های ملی و با بازتاب سراسری مثل کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای و.. بکارگرفته شده است. متن نامه باصطلاح عذرخواهی مرتضوی هم در راستای سرشکن کردن جنایت بردوش فردمرتضوی -گرچه به عنوان خطای غیرعمدی- تنظیم شده است که از قرائن پیداست، مرتضوی هم که در گذشته حاضر به سادگی حاضرنبود مسئولیت سنگین جنایت کهریزک را به عهده بگیرد،اکنون در پی وعده و وعیدهای مافوقان خود و با امیدبه بسته شدن پرونده کهریزک به آن تن داده است. ثانیا نشان می دهد، که این گونه عذرخواهی های مزورانه و نمایشی که در آن تبرئه نظام و رهبراز جان عزیزتر و جلب رضایت یکی خانواده های ذی نفوذ نقش اساسی را دارد، می تواند دریچه و فرصتی برای حضور و ابرازاعتراض خانوادهای زیادی باشد که فرزندانشان در فاجعه کهریزک دستگیر و شکنجه و حتی موردتجاوزقرارگرفتند و نیز دادخواهی شمارنامعلومی از خانواده هائی که فرزندانشان در اعتراضات 88 کشته و مصدوم و شکنجه و زندانی شدند، بگشاید. درکل فرصت مناسبی برای گره خوردن جنبش دادخواهی 67 (و دهه 60) و جنبش دادخواهی 88 فراهم شود. بهره گیری از این نوع فرصت های بالقوه و بکارگیری انواع ابتکارات برای فعلیت بخشیدن به آن ها با هدف رساترکردن صدای جنبش دادخواهی واجداهمیت است. در این میان سخنان سعیدحجاریان هم درمورد عذرخواهی سعیدمرتضوی و تأکیدهای وی برقصاص و قواعدقرون وسطائی قضائی نه فقط هیچ ربطی با ماهیت مطالبات انسانی جنبش دادخواهی و ازجمله لغواعدام ندارد، بلکه بیش از هرچیز آغشته به رقابت ها و مناقشات قدرت در میان مدافعان نظام را دارد. و گرنه اگر ریگی به کفش نداشت، سکوت سنگین او وامثال او پیرامون نوارمنتظری و جنایت 67 ونقش اصلاح طلبان و موتلفین آن بویژه سردمداران سبز و زرد و بنفش و اعتدالیون، چه معنائی دارد.
درخواست یک اصولگرا: سعید مرتضوی اعدام شود



Post a Comment