Saturday, March 25, 2017

نقدی کوتاه به مقاله ای با عنوان: ما و اسرائیل از بایکوت تا دیالوگ برای صلح

!نقدی کوتاه به  مقاله ای با عنوان: ما و اسرائیل از بایکوت تا دیالوگ برای صلح 

مقاله چه به لحاظ اراپه اطلاعات و چه به لحاظ شیوه طرح مساله و استدلال ها جالب است. اما در کل دارای دواشکال و فی الواقع تناقض اساسی است: یکی آن که نهایتا دولت اسرائیل و مردم ساکن اسراپیل را یکی می گیرد و حال آن که در آنجا هم مثل هرکشوردیگر ولو بدرجاتی و ولو با مختصاتی حرکت های مترقی علیه سیاست های حاکم ُدولت و یهودی های افراطی
جریان داشته و دارد که رویکرد هرجریان رهاپی بخش باید تقویت آن باشد.

 گر چه در جای دیگری از مقاله و بدرستی آمده است که فشاربیرونی و مقاومت داخلی بایدمکمل هم باشند و موجب تقویت
 جنبش مقاومت و همبستگی گردند اما بارویکردکلی خود آن را عملا نفی می کند. بنابراین سیاست رهاپی بخش نمی تواند تمایزات دولت و مردم را با هرتوجیهی که باشد نادیده بگیرد. چنین سیاستی نه در خدمت دامن زدن به شکاف های درونی بلکه عملا موجب یک پارچه کردن مردم و دولت می گردد و حال آنکه امررهاپی باید بتواند براین شکاف ها دامن بزند. بنابراین فشارها باید اساسا معطوف به دولت و حامیان سیاست های ارتجاعی از یکسو و تقویت جنبش ترقی خواهانه اعم از یهودیان و فلسطینی ها از سوی دیگر باشد. دیالوگ هم بطورکلی مطرح نیست بلکه دیالوگ و همکاری با این طیف مدنظراست و در جانب دیگر افشاگری علیه دولت و سیاست های حاکم . درتحریم های رژیم اسلامی ایران هم ما با رویکردی که رژیم را با مردم ایران همکاسه می کرد و یا می کند مواجه بوده ایم . اما بهرحال سیاست یک پارچه سازی صفوف ارتجاع و جریان های مترقی اعم از بالقوه یا بالفعل از سوی نیروی رهایی بخش نقض غرض است و موجب تقویت مواضع دولت و ارتجاع می گردد. نکته یا اشکال دوم آنکه در آنسو هم نمی توان و نباید از فلسطین به طورکلی صحبت کرد. بدون تمایزنیروهای ترقی خواه و ارتجاعی و بدون مرزبندی با ماهیت و عملکرد سازمان های ارتجاعی و مسلط برآنها نمی توان از جنبش رهاپی فلسطین سخن گفت. به تجربه دیده ایم که نادیده گرفتن تمایز بین باصطلاح مبارزه یک جریان ارتجاعی -مثل خمینی علیه شاه و استبداد- که خود حامل استبدادبدتری بوده استُ با مبارزات ترقی خواهانه بخش های پیشرو جامعه تاوان سنگینی داشت و خواهد داشت. در سطح جهانی هم ما با معضل نیروهای ضدامپریالیستی که با رژیم های چون رژیم ایران همسوپی داشته اند مواجه بوده ایم. درمورد فلسطین هم ضمن دفاع از جنبش ومطالبات به حق آن همزمان باید با مرزبندی علیه نیروهای ارتجاعی چون حماس از اقدامات سرگوبگرانه آن ها سخن گفت و محکوم کرد و اجازه نداد که سیاست ضدیت ودشمنی با یهودی ها بطورکلی را به سهولت پیش ببرند و اجازه نداد که از قبل حمایت های باصطلاح انترناسیونالیستی فربه شوند و گرنه از جنبش رهاپی بخش فلسطین چیزی باقی نمی ماند. نباید فراموش کنیم که امثال داعش ها نیز با انگیزه های نیرومند و نفرتی انباشته شده علیه اشغال و فحایع 
امپریالیسم سربلند کردند و لی از موضع ماوراءارتجاعی که خود فاجعه بدتری بوده اند.....

ما و اسراپیل از بایکوت تا دیالوگ برای صلح
Post a Comment