Wednesday, May 31, 2017

نقدی کوتاه برنوشته آقای محمدرضا نیکفرتحت عنوان انتخابات -ملاحظات و تآملات

 نقدی کوتاه برنوشته آقای محمدرضا نیکفرتحت عنوان انتخابات -ملاحظات و تآملات 
نوشته حاوی نکات جالبی است که با بسیاری از آن ها می توان موافق بود. اما نحوه ورودایشان به مساله تحریم و یا تمرکزتقریبا 
یک جانبه بر وضعیت خرد و... به گمانم حالی از اشکال نیست و نیازمندبحث و گفتگواست

نقدی کوتاه برنوشته آقای محمدرضا نیکفرتحت عنوان انتخابات -ملاحظات و تآملات
 نوشته حاوی نکات جالبی است که با بسیاری از آن ها می توان موافق بود. اما نحوه ورودایشان به مساله تحریم و یا تمرکزتقریبا یک جانبه بر وضعیت خرد و... به گمانم حالی از اشکال نیست و نیازمندبحث و گفتگواست

۱ـاگر از جامعه محوری صحبت کنیم و اگر از تجربه های ممکن سخن گوپیم، و اگر بخواهیم در همین رابطه از تحریم صحبت کنیم، آن گاه لازم است بخودجامعه و مقاومت ها و کنش های موجود در آن باز گردیم. با چنین رویکردی معلوم می شود که اولا جامعه در رویکردها و انجام تجربه های ممکن یکدست نیست و تجربه ها و کنش های متفاوتی وجود دارند و انگاه لازم می شود روشن کنیم که از کدام تجربه های ممکن صحبت می کنیم؟ و این که اگر بازهم از یک تجربه فراگیرصحبت کنیم بجزاین است که داریم از اصول و دکترین صبحبت می کنیم؟. و ثانیا هرکس لازم است برای خود روش کند که در کدام یک از این کنشگری ها ایستاده است و رو به چه سمتی دارد. واقعیت آن است که بخشی از جامعه که از قضاکم هم نیستند با کنش تحریم نه معنای دکترین بلکه هم چون یک کنش واقعی و هم اکنون موجود متمایز می شوند و بقول نویسنده با وجودفضای دراماتیکی که از هرسو ساخته می شود، بازهم حاضر به شرکت در انتخابات رژیم نیستند . زیرا آن را دستمایه تقویت رژیم می دانند.
۲-اگر از سیاست ورزی در سطح خرد وکوتاه مدت صحبت کنیم، انگاه لازم است بین گزاره های کلان معطوف به تبیین درازمدت از مولفه های عمومی حاکم برجامعه یعنی کلی ترین مشخصه هاپی که علیرغم تغییروتحولات شکلی و جزپی هم چنان اعبتاردارند و شرایط خردپیوندمنطقی و علمی و البته متقابل برقرارکنیم و گرنه بدون این گونه چشم اندازهای عمومی قادر به در ک و تبیین و نقدروندهای خرد و مقام لحظه ها هم نخواهیم شد؛ همانطور که روندهای عمومی هم بدون پیوند و تصدیق یا تکذیب مداوم توسط روندهای جاری به یاوه تبدیل خواهند شد. براین اساس است که به رابطه معنادار بین فرسودگی قدرت و بازتولیدنسبی آن در انتخابات پی می بریم و در یک قوس بلند معلوم شود قدرت دایما درحال فرسودگی و وارفتگی است و پراز گسست ها و گسل ها که رژیم آنهم در قرن بیست و یکم و قرن بقول نویسنده عامل هاُ و شبکه های اجتماعی وشکستن انحصاررژیم، در متن انتخابات باهمه فراز و فرودها و زخم ها و بحران افرینی اش راهی برای بقاء و استمرارخودمی جوید.
۳-درمجموع در انتخابات اخیر رژیم به شمول هردوجناح مجبورشد برای جلب اقشاربینابینی یا همان بخش موسوم به خاکستری که گرچه تداخلی با طبقه متوسط دارد اما معادل آن نیست، از برخی خطوط قرمرخود عبورکند. و وعده هائی فراتر از ظرفیت خود بدهد. نبایدفراموش کنیم که میدان عوام فریبی بی مرزنیست و تاوان هم دارد. که این بیانگرافرایش فاصله جامعه با رژیم است. بخصوص از سوی اصلاح طلبان برای شکستن جوتحریم هم چون رقیب اصلی روحانی تلاش وافری صورت گرفت. تحلیل مشخص تر و خرد می گوید اگر فاصله جامعه با دولت هرچه بیبشترباشد بهمان اندازه رژیم ناچاراست که بادادن وعده های هرچه بیشتر و چنگ زدن بر سروصورت خود و یقه درانی در انظارعمومی به نوعی دست به خودویرانگری بزند که جز مصرف انرژی مازادبرتوان و روغن سوزی نخواهد بود...
۴- در حقیقت خروجی نهاپی جامعه منتجه و برآیندکنش های گوناگون، متفاوت و بعضا متضاداست که در آن هربخش جامعه متناسب با سطح تصور و آگاهی و یا منافع خود کنش خود را انجام می دهد. گفتگو یعنی دیالوگ بین این کنش های درون جامعه بویژه بین کنش معطوف به مقاومت نه به هردوجناح با اقشاربینابینی که گرچه برفاصله خود از رژیم افزوده است ولی نه انقدر که از پارادوکس به زیرپرچم جناح دیگر رفتن فرانر برود. گفتگوپی براساس تجربه هرکدام و البته از منظرکنشگری تحریم بسوی تقویت جبهه نه به هردوجناح و تثبیت و فراگیرترکردن آن و پیوندآن باسطوح دیگر مقاومت. از طریق گفتگوها و اندیشیدن برتجربه ها. این را هم باید براساس همان دیدجامعه محورافزود که با افزایش صفوف مقاومت در برابرسیستم و تبدیل شدن کنش نه به آن توسط اکثریت قاطع جامعه، شرایط دیگری را بر جامعه حاکم می سازد که درآن به قدرت چانه زنی و مطالباتی جامعه افزوه شده و البته چشم اندازفرارفتن از استبدادحاکم نیز هموارتر می گردد....
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=80244

Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen
Kommentieren
Kommentare
ردد....
Post a Comment