Tuesday, April 10, 2018

توسل به اقتصادشبه امنیتی و کارآئی آن


               توسل به اقتصادشبه امنیتی و کارآئی آن!
زلزله اقتصادی و تصمیمات رژیم برای ایجادثبات اقتصادی
بنظر می رسد که از دست دادن کنترل جامعه، و وقوع زلزله های گوناگون اجتماعی سیاسی و اقتصادی به یکی از واقعیت های اجتناب ناپذیرامروز جامعه ایران تبدیل شده است که بازتاب وجودیک بحران مرکب و چندوجهی است که بطورهمزمان فعال شده اند. این که دولت تصمیم می گیرد که با بحران سقوط آزادنرخ پول کشور در برابردلار و ارزهای دیگر به شکل دستوری و شبه نظامی برخورد کند نیزنشان دهنده بن بستی است که نظام اکنون با آن مواجه شده است. یعنی رژیم برای حفظ موقعیت خود ناگزیراست که به یک اقتصادکنترل شده و شبه امنیتی متوسل شود.
تغییرپی در پی سیاست های اقتصادی بخوبی نشان دهنده عدم توان تنظیم یک سیاست پایدار و درازمدت اقتصای است. چنان که سیاست کاهش نرخ سودبانکی برای ایجادرونق اقتصادی و مسکن و تولید و یا باصطلاج افزایش صادرت ( آنهم در کشوری که ۷۰ درصدواردات آن مواداولیه و نیمه ساخته است که باید با نرخ دلار وارد شود) با شکست کامل مواجه شده و نقدینگی و پول های سرگردان یا با فرارده ها میلیاردلاردی سرمایه به خارج و یا با سفته بازی و معاملات ارزی و غیره بر تورم افزوده است با این همه اقتصادموضوعی نیست که با سرکوب و بگیر و به بند و بدون یک سیاست سنجیده و اراده پیش بردآن قابل کنترل و حل باشد حتی اگر خرید و فروش ارز خارج از نرخ مقرر را هم ارزخریدو فروش موادمخدراعلام کنند. سالها سرکوب نرخ واقعی تورم و قیمت های گذاری های صوری که موجب انباشت فاصله نرخ واقعی ریال در برابرارزهای خارجی شده است، فساد و رانت پنهانی که با دسترسی به منابع قدرت هیچ نظارت و مقرراتی را بر نمی تابد، نقدینگی عظیم و سرگردان موجود در جامعه که ناشی از کسربودجه و انتشارپول بدون پشتوانه است و بالاخره بی اعتمادی و نگرانی بازار و اقتصاد به چشم اندازسیاسی پیشارو و احتمال وقوع اعتراضات و بی ثباتی سیاسی که رژیم را تهدید می کند همه دست به دست همه داده وموجب «ریال داغ» شده است که کسی نمی خواهد آن را در دستتان خود داشته باشد و برای حفظ قدرت خرید سعی می کنند که با تبدیل آن به ارز و یا به کالاهای دیگر خود را از شرآن رها کنند. بی تردید سقوط ارزش پول ملی بیش از همه موجب افزایش تورم و تقلیل سطح زندگی طبقات فرودست و گسترده ترشدن دامنه خط فقرکارگران و زحمتکشان و تهیدستان می شود. و هم اکنون هم با از دست دادن چهل درصدارزش ریال در برابردلار در طی چندماهه گذشته خط فقر بسی گسترده شده است. در شرایط بحرانی عملا فاصله استقلال نسبی عملکرداقتصادی و عملکردسیاسی از بین رفته و سرنوشت آن ها به هم گره می خورد و بعید است که بدون تغییرات و گرگونی های مهم سیاسی چه در رابطه با داخل و چه تنش های بین المللی و منطقه ای بتوان اوضاع اقتصادی را کنترل کرد و شرایط را به شکل قابل قبولی تغییرداد. گرچه خود ناگزیری تغییرات سیاسی هم به نوبه خود با رسیدن کاردبه استخوان به نارضایتی معیشتی عمومی گره می خورد و آن ها بیش از پیش بیکدیگر تنیده شده و یک دوره باطل را مگر با تغییر و جراحی همزمان هردو بوجود می آورند.
Post a Comment