Wednesday, January 14, 2026

لحظه های حساس کنونی با احتمال حمله آمریکا، و ضرورت کنشگری خلاق

 یادداشت هفتم:

لحظه های حساس کنونی با احتمال حمله آمریکا، و ضرورت کنشگری خلاق
شواهد وقرائن متعددی حاکی از احتمال حمله آمریکا به اهدافی در داخل ایران است. تخلیه نیروها و تجهیزات از پایگاهایش در قطر و عراق و... و تهدیدکشورهای منظقه از سوی ایران اگر حملاتی از خاک آن کشورها و یا همکاری آن‌ها صورت بگیرد با پاسخ‌های شدید ایران مواجه خواهد شد. صدورحکم اعدام عرفان سلطانی علیرغم هشدارآمریکا در صورت آغاز اعدام ها، و فشارافکارعمومی درپی وعده‌های ترامپ مبنی بر حمایت و اینکه کمک در راه است و... و بالاخره نشست امروزکاخ سفید برای تصمیم گیری نهائی، و با توجه به بانتشاربیش از پیش اخبار کشتارهولناک رژیم سفاک و آدم‌کش حکومت اسلامی که موجب شوک جهانی شده است، به سخره گرفتن شدن اقتدارترامپ در صورت بی عملی در پی آن وعده‌ها و ادعاها و هشدارها و خط قرمزکشیدن ها، امکان وقوع حمله نظامی آمریکا را تقویت کرده است.در کنارآن‌ها آماده باش اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مویدآن است. حمله نظامی فوق در صورت وقوع، بی تردید نقطه جوش بحران را چه در ایران و چه در منطقه بالا بدره و بسطح تازه ای‌ با پی آمدهائی نامعلوم خواهد رساند. این احتمال بخصوص با رویکرد و سیاست ورزی توام با ابهام عامدانه ترامپ ودر وضعیت عدم قطعیت، دامنه حدس و گمانه زنی ها را بیش از پیش داغ کرده است. در این رابطه دو مساله مهم، یکی اهداف و دامنه و شدت حمله یا حملات آمریکا است و دیگری واکنش متقابل رژیم، کلا دامنه بحران را تعیین خواهد کرد.

اهداف و دامنه حملات آمریکا نیز مشروط به ارزیابی آن‌ها از وضعیت رژیم و درجه شکنندگی آن اعم از ماندن یا فروپاشیدن و تحولات پس از فروپاشی و معضل شکل دادن به یک آلترناتیو جایگزین است.
چنان که می دانیم علیرغم میل قبلی اخیرا ترامپ بدلیل شتاب بحران و نیزفشارهای داخل آمریکا و کشورهای دیگر با تغییرنظر اولیه خود، برای داشتن ارزیابی روشن تری از وضعیت اپوزیسیون خارج نشین و سلطنت طلبان، اخیرا نماینده ویژه و مورداعتماد خود، ویتکاف را به دیدار و گفتگوی با رضاپهلوی فرستاد. مساله و دغدغه دیگر آن‌ها ارزیابی از کم و کسف و ظرفیت اعتراضات توده ای است که ترامپ قبلا آن ها را حتی تشویق به تصرف شهرها و ادارات و .. کرده است. با این وجود هیچ کس در مورد تصمیم نهایی کاخ سفید و ترامپ اطلاع دقیقی ندارد و اظهارنظرها عمومامبتنی برحدس و زیرذره بین قراردادن برخی گزارش‌هاست.

در این سو ارزبابی جمهوری اسلامی هم از سیروقایع و اوضاع داخلی و منطقه و واکنش های بین‌المللی مهم است. بطورکلی پس از تصمیم گیری خامنه ای و شورای امنیت ملی کشور و مشخصاشورای دفاع ملی برای سرکوب خشن و قتل‌عام باصطلاح اغتشاشگران که توسط آمریکا و اسرائیل تحریک شده اند، آن‌ها احتمال سناریوهای گوناگون در برابرارتکاب به این جنایت علیه بشریت را مورد بررسی قراردادند. در نزد آن‌ها خطراصلی و مقدم همانا از داخل بویژه در صورت سراسری شدن جنبشی که سرنگونی نظام و رأس آن را هدف گرفته بود، قرارداشت. و براساس همین ارزیابی، احساس خطر سراسری شدن جنبش به عنوان خط قرمز تلقی شد. با رسدکردن دامنه اعتراضات، با عبو ر از مرحله اول خط شکنی نسل زد و سراسری شدن آن علیرغم سرکوب ‌های تاکنونی، و ورود به فازدوم یعنی شکل گیری کانون‌های مشتعل و موضعی تجمعات مردمی در محلات و مناطق و خیابان‌های اصلی و کلا در سراسرکشور، و و اوج نگرانی (همان خط قرمز) با آغاز فارسوم شروع شد، که همانا بروز نشا‌نه‌های پیوستن کانو‌ن‌های خیزش مردمی به یکدیگر و بیم میلیونی شدن تجمعات و راه‌پیمائی‌ها (در پایتخت) یعنی نیل به نقطه‌قرمزی که دیگر با سرکوب‌های تاکنونی ممکن است غیرقابل کنترل بشود، بویژه وقتی این موج‌ها با فراخوان‌های خارج و حمایت قدرت های بویژه آمریکا و فراخوان تصرف شهرها و ادارات و تهدید به حمله نظامی آن و و نیز حمایت‌های اسرائیل و تاحدی اروپائی‌ها همراه شد، وحشت از سراسری و توده ای شدن جنبش و خطر سقوط و فروپاشی رژیمی که خود تجربه انقلاب بهمن را داشت، نهایتا رژیم را به آن‌جا رساند که اقدام جنون‌‌آسای کشتارجمعی متوسل کردد. با چنین ارزیابی و نقشه از پیش طراحی شده در شورای عالی دفاع و تصویب خامنه ای بود که این جنون با خاموش کردن اینترنت و هرنوع ارتباط و در سکوتی مرگبار ودور از چشم جهان، رژیمی که همواره در دوران حیات خود چک سفید جوازالهی برای قتل و کشتارمخالفان خود را در دست‌ داشته است و به حکم خمینی مدفون حفظ نظام همواره اوجب واجبات و حتی مقدم بر نماز و روزه است، مبادرت به یکی از بزرکترین قتل‌عام ها و ارتکاب جنایت‌ّ علیه بشریت کرد. ارتکاب به چنین جنایتی در عین حال علیرغم توهم بقاء از طریق کشتاردرمانی، در حقیقت در حکم تیرخلاص زدن به خود و آغازپایان پاردایم اسلامی سیاسی و خوردن مهرابطال بر پیشانی سلسه ولایت فقیه نیزبود.

علاوه بر تصمیم گیری‌های هولناک پاکسازی معترضان، آن ها با دو حربه باصطلاح ارائه هویچ (همان پیشنهادمذاکره هسته ای) و بدست گرفتن چماق یعنی تهدید به حملات متقابل به پایگاه‌ها و نیروها و منافع آمریکا و حتی به کشورهای منطقه، نقشه خود را کامل کرده و برآن شدند که ضمن دفع تهدیدداخلی، با تهدید خارجی حمله نظامی هم مقابله کنند. در این مورد ارزیابی اشان کلا این بوده است که آمریکا ( و کشورهای عبری منطقه) درکل مایل به تداوم جنگ در منطقه نیستند و می شود نهایتا با ترامپ کنار آمد و اگرهم نشد، خطرات ناشی از درگیری باآن کمتر از خیزش و انقلاب داخلی است، با این تصور که بعید آست دولت آمریکا وارد جنگ‌ همه جانبه و بود و نبود با نظام بشود. که البته این خود قماری بزرگ محسوب می شد که بهرحال گریزناپذیرانگاشته می شد. درمورد حمله به اسرائیل نیز که رژیم تهدید کرده است بعید است در شرایط واردشدن ضربات نخست، اگر اسرائیل شرکت نکرده باشد به آن جا حمله کند چون پی آمدهای زیادی با توجه به اهداف اسرائیل در مورد نابودی کامل دستگاه‌های پرتاب موشک و پدافندهای باقی مانده و البته فرماندهان و مسئولان اصلی کشور دارد.

تبدیل تهدید‌ها به‌فرصت‌ها
بطورکلی انقلاب و خیزش خونین مردم که هم چنان در خیابان‌ها و مناطق مختلف حضور دارند و یا می توانند بسرعت حضور پیداکنند می تواند در سایه وقوع جنگ و کشاکش بین دولت جنایتکارخودی، به عنوان شراصلی و مانع مقدم آزادی ورهایی، و قدرت‌‌های امپریالیستی که البته بدنبال مطامع و امیال خود هستند و تلاش دارند که مردم را به سیاهی لشکرامیال و کارگزاران برگماشته خود تبدیل کنند، با تمرکز روی اهداف بینادی خود و بهره گیری از شکاف های آن‌ها بخصوص اگر ضربات معطوف به نهادها و حذف مسولان نظامی و امنیتی و سیاسی و از کارانداختن و یا اخلال درشبکه‌های ارتباطی و نظامی و امنیتی و ... باشد از خلأ قدرتی که بطوراجتناب ناپذیر بوجود خواهد آمد سودجسته (برخلاف جنگ ۱۲ روزه) و از دل تهدیدها فرصتی برای سازمان یابی و به میدان آمدن سخنگویان و رهبران طبیعی و درون جوش جنبش و آزادسازی و اشغال فضامکان‌ها و تشکیل نهادهای و تشکیلات خود در جای جای محلات و مناطق و کارخانه ها و تشکیل قدرت دوگانه در راستای آزادی و عدالت اجتماعی یا پیوندنان و آزادی، و سراسری کردن خیزش و پیشروی خود و حتی اگر ممکن باشد خلع سلاح نیروهای انتظامی و سرکوب رژیم و در راستای سرنگون نظام و آزادکردن زندانیان و... و نهایتا با چشم انداز تدارک گذاردموکراتیک برای دوره پساحکومت اسلامی بهره گیرند... بهرحال مساله اصلی و تعیین کننده تقویت هرچه بیشتر عاملیت جامعه و ظرفیت خودگردانی‌ آن و تشکل یابی آن‌ها در تمامی سطوح و صیقل دادن به مطالبات بنیادی و ترقی‌خواهانه خویش است.

No comments: