Wednesday, May 05, 2010

حضورمستقل کارگران مهم ترین مشخصه روز کارگردرایران!
طنین گام های طبقه کارگر!
حضورکارگران بامطالبات وصف مستقل خود درمراسم امسال را که به دنبال فراخوانی ازسوی تشکل های مستقل و فعالین کارگری صورت گرفت و البته درمتن یک بحران همه جانبه سیاسی واقتصادی و اجتماعی ودرپاسخ به آن ،می توان ازمهم ترین دست آوردهای روزکارگر درکشور دانست. بدون گام های قبلا طی شده جنبش کارگری و هم چنین وجود یک جنبش ضداستبدادی وآزادیخواهانه وبرقراری رابطه درست بین آن ها،چنین حضوری ممکن نبود وبهمین دلیل آن را باید سنتزآن دو بشمار آورد.ترکیب توأمان حضورعملی وگفتمانی نشانه ایست،ولونه هنوزباندازکافی، ازفرایند حضورآگاهانه کارگران وفعالین به مثابه یک نیروی اجتماعی تعیین کننده. چنین حضوری  درعین حال به معنی پشت سرگذاشتن غافلگیری روزهای نخستین توسط جنبش کارگری نیزهست.
بی شک بررسی هرتجربه اعتراضی می تواند حاوی نکات ودرس های مهمی باشد برای پیشروی های بعدی. درمقابل دشمنی که هرگام جنبش را رصد کرده و برای مقابله با آن مورد بهره برداری قرارمی دهد،آموزش ازتجربیات خود،جمع بندی و ارجاع آن به بوته آزمون مجدد کارگران وفعالین، امری است  ضروری که موجب ارتقاء آگاهی و برداشتن  گام های بعدی می گردد.البته نقش وشایستگی شرکت کنندگان وتجربه کنندگان مستقیم دردست یابی به چنین جمع بندهائی بیش ازدیگرانِ دورازصحنه است.اما بدیهی است که یک جمع بندی هرچه کامل تر می تواند ازمیان تبادل هرچه وسیع تر نظرات و نقدهای گوناگون سربرآورد.
برگزاری روزجهانی کارگرامسال ازجهاتی،درمقایسه با سال های گذشته دارای دست آوردهای مهمی بود. درمتن شرایط متناقضی برگزارمی شدکه فضای تهدید و سرکوب ودستگیری ازیکسو و توجه بیش ازپیش به نقش کارگران وزحمتکشان درمبارزه ضداستبدادی ازسوی بخش قابل توجهی ازمردم به خصوص جوانان،جریان های سیاسی واجتماعی گوناگون حاضردراین جنبش اعم ازاصلاح طلبان وحامیان آن ها،لیبرال های غیرمذهبی و...،ازمشخصات بارزآن بود. آن چه که هم برگزارشد،همین وضعیت متناقض را مورد تأییدقرارداد. شاید مهم ترین نکات برجسته آن را بتوان درمؤلفه های زیرمشاهده کرد:
1-مشارکت کارگران باهویت ومطالبات خود که می توان آن را طلیعه ای نو درحضوراجتماعی گفتمان آزادی وبرابری اجتماعی دانست.طلیعه ای که به این حضور معنائی تازه تروبرجسته ازموارد پیشین داد:یک گفتمان مطالبه محور درتمایزکیفی باسال های گذشته که درونمایه اصلی آن را ترکیب مطالبات  مطالبات مشخص وجاری زحمتکشان با مطالبات کلان اقتصادی وسیاسی و اجتماعی تشکیل می داد. به عنوان مثال وقتی کارگران خواهان لغوسیاست آزادسازی قیمت ها، که تحت عنوان هدفمندسازی یارانه ها صورت می گیرد می شوند،دارند مستقیما سیاست های کلان اقتصادی نظام وطبقه حاکم را به مقابله می طلبند ویا وقتی خواهان آزادی زندانیان سیاسی وآزادی بیان ومطبوعات ولغواعدام می شوند، استبداد حاکم را به چالش طلبیده اند.بنابراین اگر حضور کارگران باطرح مطالبات سیاسی واقتصادی و اجتماعی خود ، بدون آن که درزیرچترگرایشات دیگرقراربگیرندرا، مهمترین ویژگی روزکارگرامسال درایران بدانیم،ادعای گزافی نکرده ایم.بی شک این مطالبات می تواند وضروری است که هم چنان درتناسب با آگاهی و پیشرفت جنبش تعمیق پیداکند،اما همانقدرهم که بصورت بیانیه وقطعنامه و مطالبات و شعارها بیان شد ومهمترازآن ها حضور میدانی ومستقل آن که ازدید کسی پنهان نماند،باوجود همه کم وکاستی هایش آن قدرمحسوس وبرجسته بودکه نمی تواند خدشه ای برخصوصیت فوق وارد کند. بی تردیدهمانطورکه اشاره شد، این حرکت را تنها می توان گامی مهم درمسیری طولانی به شمارآورد که طبعا لازم است با گام های مهم عملی ونظری دیگری تکوین پیداکند؛اما مراسم روزکارگرنشان داد که زمان بیرون آوردن سرازلاک خود فرارسیده است وچنین حادثه ای دراین روز روی داد.
2-گرچه بدلیل سرکوب وتوازن قوا جنبش کارگری نمی توانست و انتظاری هم نبود که بتواند درمقیاس اعتراضات گسترده ومیلیونی حضوروتوان خود را به منصه ظهور برساند؛بلکه تنها توانست و می توانست ازطریق اعتراضات غیرمتمرکزوکمابیش سراسری،درنقاطی متفاوت ودراشکالی گوناگون حضورمستقل واعتراضی خود را به نمایش بگذارد.بااین وجودتوانست درتهران وبرخی شهرستان ها نیز تظاهرات خیابانی درمراکزازقبل تعیین شده بگذارد که درقیاس باسایرمراسم جداگانه توسط تشکل های وابسته به رژیم ویا حتی اصلاح طلبان وسیع تربود و بازتاب نسبتا گسترده ای هم یافت. درتهران فراخوان تشکل های مستقل کارگری باحضورچندین هزار کارگروبعضا با دادن شعارهای مرگ بردیکتاتور والبته ضرب وشتم کارگران ودستگیری آن ها دربرخی نقاط همراه بود که درمقایسه با خانه کارگرکه مراسم خاص خود را داشتند ویاسبزهائی که بافراخوان جداگانه خود مسیر حرکت وشعارها و پوسترهای جداگانه ای را تدارک دیده بوده اند و نتوانستند حضور ملموسی ازخود به نمایش بگذارند،شاخص بود. خانه کارگر،علیرغم همه خوش خدمتی هایش به جنایتکاران حاکم، گرچه با عدم دریافت اجازه راه پیمائی(بدلیل ترس رژیم ازشکل گیری تظاهرات گسترده) تظاهرات وتجمع خیابانی نداشت،اما همان مراسمی را که برگزارکرد وعلیرغم حمایت های رژیم،درقیاس با مراسم مستقل کارگری کوچکتروکم دامنه تربود.گواین که درهمان تجمع هم بخشی از کارگران حاضردرمراسم برخلاف برنامه های مقرراین نهادوابسته به حاکمیت،بطورخود جوش مبادرت به اعتراض و دادن شعارهای خلاف میل این جریان کردند. بنظرمی رسد شکاف ویاتنش هائی که بین دست اندرکاران خانه کارگر(بدلیل تعظیم اشان  به قبله قدرت) و سبزهای اصلاح طلب حامی موسوی بوجودآمد، عاملی باشد که "سبزها" نتوانستند حضوری درحدانتظارات خودداشته باشند.البته این تنهاعامل نبود وعامل مهم تر همانا فرایندعبورمطالبات جنبش ازمحدوده چراغ قرمزهای اصلاح طلبان بود که ازمدت ها پیش آغازشده است.قبل ازروز کارگر، هم کروبی وهم بویژه موسوی، سخنان وتأکیدات زیادی را درمورد اهمیت "قشرکارگرو معلم"  وحمایت ازآن ها بر زبان آوردند. اما بربسیاری پوشیده نماند که این گونه حمایت ها بیشتربه استفاده ابزاری ازکارگران و برای قدرت نمائی و چانه زنی درچهارچوب قانون اساسی صورت می گیرد تاهمدردی واقعی با رنج ها  و مطالبات اساسی کارگران وزحمتکشان. درواقع مراسم اول ماه مه فرصت دیگری بود برای نشاندادن عبورجنبش کارگری ازمرزهای مجازاصلاح طلبان وبازتابی ازماهیت ساختارشکنانه این جنبش.
3-خصلت سراسری این اعتراض نیزکمابیش مشهودبود. علاوه برتهران،دراستان اصفهان وشهرهای گوناگون آن،درشیراز،درتبریز،دراستان کردستان وشهرهای آن،دراهوازوقزوین که باتظاهرات چند هزار نفری  همراه بود  ودرکرمانشاه و بسیاری نقاط کوچک وبزرگ دیگر.
4-همبستگی دانشجویان با کارگران بخصوص درتهران وبرخی شهرستان ها نیزواقعه ای برجسته بود. درهمین رابطه ورود پنهانی احمدی نژاد به دانشگاه تهران و فراروی(والبته برای چندمین بار) درپی تظاهرات گسترده دانشجویان و شنیدن شعارهای مرگ بردیکتارو علیه دولت کودتا و... ازوقایع به یاد ماندنی این روز است.او با  حضوربدون اطلاع قبلی وبزدلانه خود دردانشگاه،درسودای بدست آوردن اندک اعتباری بود درآستانه سفرخارجی برای خود وحاکمیت، که البته تیرش به سنگ خورد.سوء قصدبه جان یک استاد مخالف و نزدیک به جناح دیگر دردانشگاه امیرکبیردرروزپس ازآن اعتراضات  و فراررسواکننده ،واکنشی بود از سر خشم واستیصال وزهرچشم گرفتن ازدانشجویان واساتید.
5-یکی دیگرازفرازهای مهم این روز،بزرگداشت جان باختگان کارگردرخلال اعتراضات ماه های  گذشته بود. براساس گزارشات منتشرشده حداقل ده تن ازکشته شدگان اعتراضات خیابانی ازکارگران بوده اند.هم چنان که شماری اززندانیان سال های اخیررا فعالین کارگری گمنام ویا شناخته شده هم چون اسانلو ومددی ونجاتی و.... تشکیل می دهند. باتوجه به کامل نبودن این لیست و هم چنین با توجه به این که بسیاری ازاقشارزحمتشکش هم چون معلمان و پرستاران وکارمندان و ... نیزجزلایه های مزدوحقوق بگیر و بخشی ازفروشندگان نیروی کارتحت استثمارمحسوب می شوند،بی تردید باید گفت که مجموع جان باختگان برخاسته ازاین طبقه واقشار رزمنده آن عملا  بیشترین تعداد کشته ها را درقیاس با طبقات دیگر ودرکل قربانیان، دارند که به عنوان شاخصی مهم نشان دهنده حضورآنان درمبارزات ضداستبدادی و آزادیخواهانه است. 
6-البته این حضورعینی تناسبی با حضور گفتمانی و مطالباتی این طبقه درجنبش نداشته است . ازهمین روخلأ مزبوربه تدریج خود را نشان دادولاجرم می بایست به سرعت پرمی شد.گرچه گفتمان های دیگرموجود درجنبش نیزبیکارنه نشسته و تلاش مبرمی را برای پرکردن آن ازطریق قرارگرفتن جنبش کارگران وکلیه مزدوحقوق بگیران درزیرچترآن ها به عمل آورده و می آورند.اما مهمترین مسأله پرکردن این خلأ با گفتمان ومطالبات و حضورمستقل خود کارگران وزحمتکشان است.درواقع برآمدکارگران با شعارها و مطالبات خود، در آزمون اول ماه مه را باید گامی درجهت پرکردن این خلا بدست خود کارگران دانست. چنان که اطلاعیه و بیانیه هائی که درطی یکی دوسال اخیربویژه قطعنامه 11 اردیبهشت سال گذشته ومنشور22 بهمن و نیزقطعنامه و سه بیانیه شورای مرکزی وهم چنین بیاینه هائی نظیربیانیه شرکت ایران خودرو و ... که جملگی توسط تشکل ها و فعالان کارگری انتشاریافته است بخوبی شکل گیری وبلوغ نسبی گفتمان وصف کارگری را درایجاد تناسب بین عنصرعینی و ذهنی درجنبش را نشان می دهد. گفتمانی که ضمن درنظرگرفتن تنوع وتکثرموجود دراین طبقه،با دلالت برهمبستگی لایه های اقشارگوناگون فروشندگان نیروی کارو استثمارشوندگان حول خواسته ها ومنافع مشترک،دسته بندی شماری از مطالبات جاری وکلان وپیوند ضروری آن ها باهم وبا سایرجنبش های اجتماعی، و حضورمستقلانه آن ها درجنبش ودرتمایزبا سایرگفتمان های مدافع نظام کنونی و نظم سرمایه دارانه تأکید می کند. شعارراهبردی اتحاد کارگرومعلم و دانشجو وزنان و..... که هموارکننده  راه سرنگونی استبداد حاکم وبرقراری آزادی و عدالت اجتماعی واقعی است شعاری است که بیش وکم دربیانیه ها و قطعنامه های متعلق به صفوف  گفتمان مستقل ازحاکمیت و سرمایه داران مطرح شده  است.  
دریک عبارت فشرده می توان گفت که مراسم امسال روزکارگر نشان داد که اگرشکل گیری یک جنبش آزادیخواهانه وبرابری طلبانه،مطالبه محور،متکثروبا نقش آفرینی اکثریت بسیار بزرگ زحمتکشان وخالقین نعم مادی ومعنوی را ازمبرم ترین نیازهای امروزجامعه خود بدانیم،اول ماه مه امسال را باید گام مهمی دراین راستا به شمارآورد.گامی که تنها می تواند با برداشتن گام های عملی وگفتمانی دیگری درجهت تحقق شعاراستراتژیک اتحاد کارگران ومعلمان ودانشجویان ودیگرجنبش های اجتماعی به پیشروی وبالندگی خود ادامه بدهد.
7-بی شک طی کردن این مسیرطولانی و مخاطره آمیز،مستلزم حمایت فعال تروپردامنه ترمدافعان آزادی وبرابری درخارج کشورازجنبش کارگران و زحمتکشان داخل کشوراست.این حمایت ها البته عرصه های بسیارمتنوعی را دربرمی گیرد که پرداختن به آن ها خارج ازحوصله این نوشته است ودراین جا تنها به دوعرصه مهم ازآن اشاره می کنم:نخست دفاع گسترده وهمه جانبه اززندانیان سیاسی وازجمله آزادی کارگرانی که درمراسم روزکارگردستگیرشده اندو خانواده های آنان نیزدرتجمعات مقابل اوین به همین مناسبت حضوریافته اند. دیگری حمایت مالی فعالتر ازجنبش کارگری و کارگرانی است که به دلیل فشارهای رژیم وبیم ازبیکاری وداشتن دغدغه های حداقل زندگی،درشرایط بی قانونی و فقدان صندوق اعتصاب قادربه حضورفعال وقاطع درمبارزات هم زنجیران و هم طبقه ای های خود نیستند.رژیم فقروبیکاری را همچون شمشیرداموکلس برسرکارگران و فعالین آویزان نگهداشته است واین در شرایطی است که بی تردید اعتصابات عمومی کارگری بخش مهمی ازنبردهای آتی وپیشاروی جنبش را تشکیل می دهد. فعالین و آزادیخواهان خارج ازکشوربی تردید درچنین شرایطی باید بخش مهمی ازبارفقدان صندوق اعتصاب  را بدوش بکشند.این وجهی مهم ازهمبستگی است که می تواند درشرایط سرکوب وبی پناهی جبران کننده برخی خلأها وسازوکارهائی باشد که استبداد بخشا بقاء خود را مدیون آن هاست.    
Post a Comment