Friday, April 17, 2015

!نگاهی انتقادی به یک تاکتیک پیشنهادی

آیا کارزارتحریم حج و قبورامامان و امامزاده ها توسط سکولارها  به یک جنبش سراسری می تواند یک تاکتیک کارگشا باشد؟

تاکتیک فوق توسط ر.آرش کمانگر با عنوان"پیرامون کمپین بایکوت حج"* و در متن کشاکش دولت ایران و عربستان حول مناقشات منطقه و یمن پیشنهاد شده است. ملاحظات زیر که ابتدا در فیسبوک مطرح شدند درهمین رابطه هستند:
تقی روزبه:
افشاگری ها در موردامامزاده های ساختگی و امثال آن بسیارخوب است و جای بیشتری هم دارد، اما دو نکته پیرامون  پیشنهادمشخص این نوشته دارم: مذهب ریشه دارتر از آن است که با این نوع کمپین ها بشود ریشه کنش کرد. برعکس مبارزه رودر رودررو و معطوف به شاخه ها آن را تقویت و تقابل صف لائیک ها و غیرلائیک را خصمانه تر و آنتاگونیستی تر و جنگ مذهبی و ضدمذهبی را جایگزین یک مبارزه طبقاتی سازنده و خلاق می کند و این یعنی افزایش این خطر که کارگران و جنبش ها با خودشان در گیرشوند. سابقه مبارزه رودر رو با شاخه ها بجای ریشه های  مذهب و با هدف نابودی واقعی این افیون نیرومند هم درازاست و نتایج آن را دیده ایم. در بلوک شوروی سابق و...و نیز در کشورهائی چون ایران قبل از انقلاب بهمن در حالی که همین مردم در صدرمشروطیت مرجعی را اعدام کردند شاهدبودیم که چگونه نهایتا برآمدیک ضدانقلاب مذهبی و سوار برموج حرکت های توده ای را در انقلاب بهمن رقم زدند. همانظورکه مارکس در زمان خود خوب دیده بود، مذهب را به عنوان آه ستمکشان و آگاهی وارونه و یا افیون جامعه، باید بجای شاخه ها، ریشه های تقویت کننده مذهب را زد. یعنی مناسبات طبقاتی و بهره کشانه را و فقر و مبارزه فرهنگی با ناآگاهی و عوامفریبی دکانداران مذهب  را. باید آن را پژمرده ساخت و خشکاند. در تلفیقی از مبارزه  ریشه ای علیه مناسبات سلطه طلبانه و مبارزه فرهنگی. واقعیت آن است که بدلایلی نیمه ای از جهان هنوزهم در این حوزه پروسه مدرنیته غرب و سکولاریسم و لائیسیته را  از سر نگذرانده است و آن تجربه را ما پیش روی خودداریم برای عبوربهتر و برپارتر.
نکته دوم هم آن است که اکنون موج تحریم حج عمره  و لودر سخن  توسط ارتجاع حاکم در ایران با هدف های ارتجاعی و در خدمت رقابت و ستیز برسرنفوذ و هژمونی بر منطقه راه اندازی شده است که همانطورکه درنوشته هم آمده است با تحریک احساسات ناسیونالیستی-شیعی یا در طرف مقابل سنی -عجمی همراه است؛ باید هشیارباشیم که نادانسته بر این موج ارتجاعی که بهرحال ابتکارعمل دست آنهاست و به ما تعلق ندارد سوارنشویم. البته مرزبندی های لفظی با آن، آنهم در سطح انتشارمحدود به تنهائی قادر به ممانعت از این سوء استفاده کلان نمی شود. ما باید در همان زمین خودمان یعنی افشاء رقابت های منطقه ای و اهداف ارتجاعی و سوء استفاده از عقاید و باورهای مردم در هردو سو بازی کنیم  و گرنه با شعارتحریم مثلا زیارت کربلا، بجای رژیم باید به جنگ خودمردم برویم!..

آرش کمانگر:
رفیق روزبه عزیز ممنون از کامنت شما . تیتر دوم این مقاله به قرار زیر بود : " سکولارهای ایران ( اعم از مذهبی و غیر مذهبی ) باید کارزار تحریم حج و قبور امامان و امامزاده ها را به یک جنبش سراسری تبدیل کنند ! " به نظر میرسد شما میان سکولاریسم ( بقول انگلیسی زبان ها ) و لائیسیته ( بقول فرانسویها ) با آته ایسم ( مخالفت با هر نوع مذهب و بی دینی ) علامت تساوی گذاشته اید. برای مقابله با خرافات مذهبی و پرهیز از پرستش قبور ، لازم نیست فرد حتما بی دین شود. همین امروز هر ساله صدها هزار نفر به مسجدجمکران میروند تا نامه خود به امام زمان را در دو چاه مردانه و زنانه بیندازند اما میلیونها مسلمان شیعه هم در ایران هستند که به این خرافه باور ندارند و از انجام آن خودداری می ورزند. بعلاوه اکثریت مسلمانان جهان که سنی هستند مخالف زیارت قبورامامان و امامزاده ها هستند و معجزه آنها را رد میکنند و بدعت در دین میدانند. بعلاوه ما امروز در دوره مارکس زندگی نمی کنیم که قرنها بود که اروپا از حاکمیت کلیسا و قرون وسطا فاصله گرفته بود اکنون بویژه در خاورمیانه بزرگ اسلام سیاسی چه از نوع سنی و چه از نوع شیعی بیداد میکند. جدا از عوامل اجتماعی-سیاسی- اقتصادی و بین المللی، یکی از دلایل رشد سرسام اورآنها برخورداریشان از منابع مالی هنگفتی است که رژیم های اسلامی عربستان و ایران در اختیاراین مرتجعین متوحش قرار میدهند. ایا درخواست از مسلمانان که پول خود را در حلقوم رژیم های تروریست و جهاد پرور نریزند و اگر فکر میکنند باید صوابی کنند و نذری بدهند آنرا در راه امور انسانی خرج کنند و یا  اینکه نباید دهها هزار گوسفند بی زبان به بهانه مراسم حج قربانی و دفن شوند در حالیکه حدودیک میلیارد گرسنه در جهان وجود دارند حرف بی ربطی است ؟ لازمه شرکت در این کارزار دست شستن از دینداری و اعتقاد به آته ایسم نیست. میلیونها انسان میتوانند کماکان دیندار باقی بمانند اما در عین حال تصمیم بگیرند تن به بخش مهمی از خرافات ندهند و مهمتر از آن با صدقات و نذورات و پولهای اهدایی هنگفت خویش، موجبات تقویت بیش از پیش ارتجاع اسلامی بنیادگرا را فراهم نکنند. این چگونه چپ سکولار و حتی انسان دمکراتی است که نباید از مردم بخواهد امیدبه معجزه هیچ مقبره ای نبندند و رهایی را در سایه مبارزه جستجو کنند. طبقات حاکم به دین نیاز دارند تا نقش خمار کننده و افیون را برای توده ها بازی کند تا جهنم دنیوی را به امید بهشت اخروی تحمل کنند و بنابراین از تلاش برای دستیابی به دنیا یی بهتر (بهشت نقد) استنکاف جویند. هیچ انسان آزاده ای اعم از غیر مذهبی و مذهبی نمیتواند در مورد خرافت مذهبی و پمپاژ سیستماتیک تحجر و توحش مذهبی بی طرف باشد و مبارزه طبقاتی و رهایی بخش را از آن جدا بداند .

تقی روزبه:
آرش عزیزمن با افشاء سوءاستفاده قدرت ها از مذهب هیچ مشکلی ندارم و گفته ام که جای بیشتری هم دارد. با اصل مبارزه با افیون مذهبی و خرافات هم مشکلی ندارم که باید انجام شود. مسأله ای که مطرح کردم شیوه مبارزه است و این که در این مبارزه باید به جنگ ریشه های مولد و تقویت کننده مذهب رفت تا به شاخه ها و ظواهرآن؛ تا بهتربتوان با این افیون مبارزه کرد. دیگر آن که ریشه های مذهب فراتر از حکومت ها و پایدارتراز آن هستند و این حکومت ها البته آن را تقویت می کنند. ازهمین رو بنظرم انجام کمپین مثلا تحریم زیارت کربلا و یا مکه ....شیوه کارسازی نیست و به معنی مواجه شدن با شاخه ها و با باورهای مردم و تشدیدتضادهای غیرطبقاتی ولاجرم ناخواسته موجب سوخت رساندن به داعش ها و خمینی ها می شود و حال آنکه بربسترمبارزه طبقاتی و ضدسرمایه داری و دموکراسی فراگیر بهترمی توان با مذهب مبارزه کرد. با افشاء و حیف و میل پول های زیارتی و نیز کشتارحیوانات و اتلاف آنها و حتی خشونت نهفته در آن ... نیز مسأله ای ندارم که باید قاطعانه افشاء شوند. بحث بر سردرخواست کمپین تحریم خود زیارتکاه ها و معابدمذهبی یعنی چیزهائی که مصداق عینی باورهای اعتقادی بخش مهمی از مسلمانان و البته نه فقط مسلمانان، است که حاضرند برایشان جان بدهند و چه آتش ها که بر نیافزوزند. بخش مهمی از دین برای آنها یعنی زیارت و مکه و کربلارفتن و به این مقدسات عشق ورزیدن. گرچه از منطریک سکولارچنین نباشد که نیست. اما نتیجه عملی آن همانا خصومت بین مذهب باوران و مذهب ناباوران می شود که بسترمبارزه طبقاتی و ضدسرمایه داری را گل آلودمی کند. منظورم درهمان نوشته دقیقا چالش های مربوط به همین مبارزه برای شخصی کردن مذهب و شیوه های موثر برای آن بوده است و نه غیرمذهبی کردن اجباری مردم که جای خود دارد و اشاره به تجربه دوران گذار به مدرنیته در اروپا هم درهمین رابطه مطرح شد. اگرخلاصه کنم و دقیق تربگویم منظورم کمپین های معطوف به تحریم این معابد بود و نه افشاگری سوء استفاده از آن و یا حتی کمپین های معطوف به این سوء استفاده. احساسم از آن نوشته این بود که بین نفس باورهای دینی مردم ( که باوربه معابد و تکایا هم بخشی از آن است) که البته با آنها هم باید مبارزه معطوف به ریشه ها صورت گیرد، با سوء استفاده قدرت ها از آن مرزروشنی کشیده نشده است. در  پاراگراف پایانی پاسخت آمده است که آخر این چگونه چپ سکولار و حتی انسان دمکراتی است که نباید از مردم بخواهد امیدبه معجزه هیچ مقبره ای نبندند و رهایی را در سایه مبارزه جستجو کنند . طبقات حاکم به دین نیاز دارند تا نقش خمار کننده و افیون را برای توده ها بازی کند تا جهنم دنیوی را به امید بهشت اخروی تحمل کنند و بنابراین از تلاش برای دستیابی به دنیا یی بهتر (بهشت نقد ) استنکاف جویند . هیچ انسان ازاده ای اعم از غیر مذهبی و مذهبی نمیتواند در مورد خرافات مذهبی و پمپاژسیستماتیک تحجر و توحش مذهبی بی طرف باشد و مبارزه طبقاتی و رهایی بخش را از آن جدا بداند. من با این پاراگراف هم هیچ مشکلی ندارم اما همانطور که گفتم ایجادکمپین تحریم معابد و زیارتگاه ها نمی تواند به این هدف کمک کند.

*- پیرامون کمپین بایکوت حج
http://rahekaregar.com/maghalat/2015/04/16/tahrim%20haj%20-%20arash%20kamangar.htm
Post a Comment