Sunday, November 04, 2007

بحران هسته ای وتشدید تهدید های نظامی
Taghi_roozbeh@blogspot.com تقی روزبه

پرونده بحران هسته ای ایران بعنوان یکی ازبغرنجترین وپیچیده ترین پرونده های قرن، آکنده ازسناریوها وطرح های گوناگون وآمیزه ای ازوجوه گوناگون علنی،مخفی یا سیاسی واقتصادی و نظامی وجنگ روانی است . بطوری که پایان هرسناریو مبنای شروع سناریوی تازه ای ازسوی بازیگران آن-بویژه ازسوی دولت آمریکا- است. یکی ازعوامل پیچیدگی آن باین برمی گردد که گرچه ازنظرشکل، این بحران درقالب سیاست های هسته ای جمهوری اسلامی کانونی شده است اما درهمان حال ازنظر محتوا واجد خصلت بین المللی است وبهمین دلیل با رقابت ها وقطب بندی ها و منافع گوناگون جهانی گره خورده است. عامل دیگرعنصرفراافکنی درآن است. بعنوان مثال بحرانی که دولت آمریکا درپی جنگ عراق وافغانستان دچارآن شده است،درکانونی کردن بحران حول موضوع هسته ای ایران وسرشکن کردن آن راه مفری می جوید. یکی دیگرازعلل پیچیدگی آن، منازعات ونبردقدرتی است که دردرون ساختارجمهوری اسلامی حول آن وجود دارد.دستگیری حسین موسویان، مسافرت حسن روحانی برای مذاکره با اروپائی ها که درپی مداخله جناح دیگروحملات شدید شخص احمدی نژاد ناچارشد که دیدارهای خود را نیمه تمام رهاکرده وبداخل کشور بازگردد، واستعفاء یا بهتراست بگوئیم برکناری لاریجانی ازتیم هسته ای وهشدارها و سخنان رفسنجانی ازجلوه های بارزآن است.به عنوان مثال تعویض نابهنگام لاریجانی که درحکم تقویت کفه احمدی نژادبود موجب سرگشتگی و خشم دول غربی و تیم مذاکره کننده گردید.
دراینجا به طورفشرده به یکی ازآخرین سناریوهائی که با کارگردانی دولت آمریکا تنظیم واجراگردید اشاره می کنیم که درعین حال گویای مسیری است که این پرونده قرن طی می کند. سناریوی که به زنجیره ای ازفعل وانفعالات ظاهرا جدا ازهم معنا وجهت خاصی می دهد:
چندروزپیش لاروف وزیرامورخارجه روسیه برای دومین باردرکمترازیک ماه برای یک دیدارغیرمنتظره واردتهران شد. این دیداردرپی دیدارقبلی پوتین وخودوی ودرآستانه برگزاری نشست 5 +1 و پیشنهاد معامله بزرگ آمریکا به روسیه صورت گرفت.گرچه همانندمورد مشابه قبلی مفاد مذاکرات و احیاناتوافقات صورت گرفته پنهان نگهداشته شد، اما برناظرین سیاسی پوشیده نبود که این دیدارغیرمنتظره، قبل ازهرچیز برای آگاهی از پاسخ رژیم به پیشنهاد پوتین وتنظیم واکنش روسیه درقبال پیشنهاد آمریکا درمورد سپردفاعی واتخاذموضع نهائی دراجلاس پیش روی 5+ 1 بود.
چنان که می دانیم پس ازبازگشت پوتین ازایران،آمریکا معامله بزرگی برسرایران به روسیه رامطرح کرد. این پیشنهاد، قابل بحث دانستن استقرارسپرموشکی دراروپای شرقی وبطورضمنی عقب نشینی مشروط آمریکا ازآن بود. استقرارسیستمی که دولت روسیه به کرات مخالفت شدید خود را با آن اعلام داشته و آن را درحکم شروع جنگ سرد و حتی فراترازآن مشابه بحران موشکی کارائیب که خطر شروع جنگ سوم را دربرداشت،عنوان کرد. این عقب نشینی البته مشروط شده بودبه همراهی روسیه درصدور قطعنامه سوم تحریم ها وافزایش فشاربه دولت جمهوری اسلامی.
سناریوی جدید طراحی شده بوسیله آمریکا چه اهدافی را دنبال می کرد ودرپاسخ به چیزی بود؟
این سناریو چندین هدف را دنبال می کرد. اما قبل ازهرچیز پاسخی بود به بحران بوجود آمده درتلاش های باصطلاح دیپلماتیک ناظربرتحریم ها و پروژه فشارتشدید شونده ازطریق اجماع جهانی وکانال شورای امنیت به رژیم ایران.چنانکه میدانیم این پروژه عملاازفروردین ماه تا کنون دچاردست اندازشده و مطابق هدف های برنامه ریزی شده و زمان بندی مورد نظرآمریکاپیش نرفته است.ازچالش های دیگر این پروژه،تقویت نیروی گریزازمرکزدرهسته اولیه شش کشوربزرگ یعنی روسیه وچین ، وافزایش تردید درآلمان ازسوی دیگربود.یکی دیگرازعوامل تشدید کننده تنش ها،اعلام آمادگی جمهوری اسلامی برای برطرف ساختن ابهامات آژانس ازبرنامه های هسته ای خود در دودهه اخیربود. این سیاست باعث شد که آژانس با ادعای نفی جنبه نظامی این برنامه ها واعلام این که ایران لااقل برای چندسال خطرفوری نیست، وبا استناد به الگوی کاربرددیپلماسی درمورد کره شمالی خواهان دادن فرصت به دیپلماسی ومذاکره دربرابرتهدیدات نظامی شد. باین ترتیب آژانس عملا با سیاست های دولت آمریکا ومتحدین آن به چالش برخاست.درمقابل آن دولت آمریکا رسما ادعا کرد که ایران بطورقاطع قصد ساختن بمب اتمی رادارد وفرانسه اعلام کرد که اطلاعاتی ازتلاش های جمهوری اسلامی دارد که برخلاف گزارش آژانس وادعای البرادعی است. آنها مدعی شدند که البرادعی و مسئولین آژانس فریب جمهوری اسلامی را خورده اند. گرچه چنین توافقاتی می توانست و می تواند راهی برای حل مسالمت آمیزبحران بگشاید،اماازآنجا که دولت آمریکا به دنبال اهداف دیگری بوده، تلاش های آژانس برای عادی سازی پرونده هسته ای ایران، او را ناخشنود ساخته است. و بهمین دلیل یکی ازهدف های دمیدن برآتش تهدیدات نظامی توسط دولت آمریکا فائق آمدن برچالشی بوده است که گزارشات و اظهارنظرات البرادعی دربرابرش گشوده است.
بی شک بازیگراصلی صحنه هسته ای آمریکا وبوش است.وکلید موج جدید دمیدن برکوره بحران هسته ای ازمدتی قبل با افزودن بار گفتمان جنگی و شبه جنگی ازسوی وی ومتحدجدیدش فرانسه شروع شد: اعلام جنگ باایران درعراق و طرح هولوکاست هسته ای درکنارفاشیسم اسلامی وتوصیف احمدی نژاد به هیتلرکوچک برآن بود که تصویری مشابه جنگ دوم وآلمان هیتلری را دراذهان عمومی بوجود بیاورد.درچنین بستری و دراوج آن بوش دریک واکنش شبه جنون آمیزاعلام کرد که تلاش هسته ای ایران موجب شعله ورشدن جنگ جهانی سوم خواهد شد.تهدید فوق به نوبه خود ازسوی سایرسردمداران آمریکا نظیررایس که ایران را بزرگترین چالش امنیت آمریکا درمنطقه نامید ویاازسوی سخنگوی کاخ سفید که اعلام کرد قطعا ایران درحال ساختن بمب اتمی است همراه گردید.همانطورکه مشابه آن اززبان مسؤلین دولت فرانسه نظیریا بمب اتمی یا بمباران وتأکید براین که ایران مهمترین خطربرای امنیت و صلح جهانی است بیان گردید.
باین ترتیب جنگ افروزان جهانی، یک گام مهم و حساس را درجهت کانونی کردن خطررژیم ایران برای صلح جهانی درافکارعمومی که فی الواقع پیش شرط دست یابی به مجوزحمله نظامی براساس منشورسازمان ملل بشمارمی رود برداشته اند.
آمریکا هم چنین اعلام داشت که منتظرتصمیمات شورای امنیت نمی ماند و اقدامات یک جانبه -بیرون ازسازمان ملل توسط خود و 5+1 را باهدف افزایش تشدید فشاربایران دردستورکارخودقرارمی دهد که منجربه اتخاذ تحریم های تازه اقتصادی وقراردادن نام سپاه درلیست تروریستی-یعنی درلیستی که آمریکا خود را درحال جنگ با آن می داند- گردید.دولت آمریکا هم چنین تلاش کرد که ازطریق فرانسه دولت های اروپا را نیز قبل ازارائه گزارش آژانس به اعمال تحریم یک جانبه بکشاند که عملا با مخالفت اکثرکشورهای اروپا(بویژه ایتالیا،اطریش و اسپانیا) ازیکسو و نیزروسیه وچین ازسوی دیگر به هدف خود نرسید و معلوم شد که چالش های شکل گرفته در درون اجماع جهانی بیش ازآن است که به این سطح ازفشارها تن دهد.آنها ترجیح دادند که گزارش آژانس را درنیمه نوامبرشنیده و سپس تصمیم بگیرند.
اکنون بهتر می توانیم به معانی و هدف های مشخص افزایش کفه تهدیدات نظامی که پوتین آن را چرخاندن تیع بدست دیوانه ای تشبیه کرد،هم چنان که پیش ازاو البرادعی نیزتهدید کنندگان را به دیوانگان تشبیه کرده بود،به پردازیم:
الف-اوج این فریادجنون جنگ ،پس ازمسافرت پراهمیت و پرسروصدای پوتین به ایران صورت گرفت.می دانیم که دودولت ایران وروسیه در گفتگوهای خوددرحقیقت وارد بازی های بزرگ شده و ازخط قرمزهای ژاندارم جهان ونظم تحت کنترل وی فراتررفته بودند:
ازیکسو جمهوری اسلامی قرارداشت که باسپردن سیاست دیرپای نه شرقی،نه غربی خود به بایگانی اعلام می کرد که آماده عقداتحاد استراتژیک با روسیه به عنوان متحد طبیعی خود است و با توافقاتی بقول هردوطرف بی حدومرز درهمه زمینه ها.روشن است که چنین رویکردی متضمن معلامات صدها میلیاردی وورد آسان روسیه به عرصه های تاکنون ممنوعه ای چون فعالیت در میادین نفتی ایران،درکنارپیمان های نظامی و رسمیت دادن به عضویت درپیمان شانگهای ودریافت همه نوع تسلیحاتی دفاعی است. آیا تحقق آرزوی پطرکیبر دراتصال دریای خزربه آب های گرم خلیج فارس ومیادین نفتی بی کران دوسوی دریا به واقعیت می پیوست؟ آیا رؤیای خاورمیانه بزرگ که آمریکا بخاطردست یافتن به چنان گنجی برایش جنگ راه انداخته بود باین آسانی دستخوش کابوس می شد؟درداستانهای اساطیری آمده است که برروی هرگنجی اژدهائی خفته است.آیا آمریکا با شروع جنگ خود درخاورمیانه اژدهای خفته برروی این گنج رابیدارکرده است؟
روشن است که برقراری چنین اتحاداستراتژیکی بین روسیه وایران،صرفنظرازاین که درایران چه نوع حکومتی برسرکارباشد،عدول ازخط قرمزهای آمریکا و" منافع ملی" آن محسوب می شود.
پس فریاد جنگ سوم جهانی وتهدیدبه آن بیهوده نبود که ازحلقوم بوش بیرون پرید. گرچه سخنگوی او برای کاستن ازابعاد وخیم این سخن-که ازجمله موجب صعود موشک وارقیمت نفت می گردید- ودرخود آمریکا موجب نگرانی دموکراتها و فعالین ضد جنگ گردید، تلاش کرد که اندکی ازذمختی آن بکاهد و بگوید آن راباید ازجنس لفاظی ها وسخنان کنایه آمیز بوش به حساب آورد! وسخن گوی دولت آمریکا هم وقتی می خواهد گزارشات مربوط به خطرحمله عنقریب را تکذیب کند، تنها عبارت در"آستانه حمله" راتکذیب می کند ونه اصل حمله را.گواینکه اعلام این نوع تکذیب ها ازسوی نیروی مهاجم،بدلیل آنکه فی الواقع اگرچنین قصدی هم درکارباشد هیچ فرماندهی ازپیش زمان حمله را اعلام نمی کند،فاقداعتبار است..
ب-هدف دوم راباید درتهدید البرادعی جهت دادن گزارشی باب میل واشنگتن وهموارکننده مقاصد وی درشورای امنیت بشمارآورد.تردیدی نیست که هیچ وقت اوتااین اندازه زیرفشارهای علنی و غیرعلنی نبوده است.آمریکا و فرانسه رسما ازاوخواسته اند که وارد عرصه های سیاسی نشده و به وظایف صرفا فنی و مورد نظرآنها بسنده کند.والبته دولت آمریکا ازهم اکنون اعلام داشته است که گزارش البرادعی اگر مثبت هم باشد تأثیری درتصمیمات شورای امنیت وروند روبه تشدید تحریم ها نخواهد داشت.
ج-سویه سوم این تهدیدات را باید متوجه جمهوری اسلامی دانست:
درحقیقت واکنشی دربرابریکدست شدن تیم هسته ای بدنبال برکناری لاریجانی و قطع یاتضعیف ریل تماس موازی روحانی-رفسنجانی-خاتمی دانست.ونیزبا هدف تشدید تضادها و شکاف های درونی رژیم ایران واین که نباید خط قرمزهای ژئواستراتژیک آمریکا درمنطقه ودراطراف روسیه را نادیده بگیرد.وبالاخره تأثیرگذاری بردورتازه مذاکراتی که قراراست بزودی حول امنیت عراق برگزارگردد.
******
سناریوئی که خطوط اصلی آن دربالا آمد،برای آنکه نشان داده شود که فقط لفاظی نیست با دونمایش دیگرهمراه گردید:
-اعلام این که براساس نظرسنجی گالوپ افکارداخل آمریکا به سمت مواففت با بمباران مراکزهسته ای ایران تغییرجهت داده است. براساس یکی ازاین نظرسنجی ها 52% پرسش شوندگان موافق حمله هستند و برپایه نظرسنجی دیگر35%پرسش شوندگان به ترتیب ایران، 19%چین و10%وکره شمالی و 9%عراق را؛ بزرگترین خطربرای صلح جهانی دانسته اند.
نئوکان ها ونیزدولت اسرائیل به تلاش گسترده ای برای جلب نظرکشورهائی مثل آلمان و روسیه وچین به سوی سیاست های مورد نظرخود به کارگرفته اند. اسرائیل بویژه با استفاده از نفوذ خود درآمریکا، نقش مهمی را دردمیدن برتنوربحران به عمل می آورد. آن ها بابهره گرفتن از چالش هائی که گزینه موسوم به دیپلماسی دچارش شده آن را شکست خورده وبه پایان رسیده عنوان کرده وبرهمین اساس برمطرح کردن گزینه نظامی وفعالیت های جنگ طلبانه خویش افزوده اند. باین ترتیب براساس نظرسنجی ها، معلوم می شود که آنها توانسته اند بدرجاتی برافکارعمومی مردم آمریکا تأثیرگذاشته و ایران را بجای عراق که اکنون درمقام چهارم قرارگرفته، درمقام نخست تهدید کننده صلح جهانی قراردهند. البته نباید فراموش کردکه اقدامات وسخنان تحریک آمیزجناح حاکم واحمدی نژاد،بعنوان قطب دیگربحران هسته ای، کمک شایانی به موفقیت نئوکان ها درکانونی کردن تهدید صلح جهانی توسط ایران به عمل آورده است.درهمین جا باید اضافه کنم که اقدامات ومواضع ارتجاعی سردمداران جمهوری اسلامی نیزنیازمند بررسی است که خارج ازحوصله این نوشته بوده و درنوشته ای جداگانه موردبررسی قرارخواهد گرفت.
-روانه کردن ناودریائی ازسوی انگلیس به سوی خلیج فارس، واعلام مانورنظامی نیروی دریائی آمریکا درآبهای خلیج فارس.
د- وبالأخره باید به هدف اثرگذاری وایجاد فضای تمکین درمیان برگزارگنندگان نشست 5+1 اشاره کرد که پس ازتأخیرها وناکامی های قبلی، آخرین نشست آن درروزهای اخیر برگزارگردید. این نشست که برای آمریکا جهت جلب موافقت دوکشورروسیه وچین درتهیه قطعنامه مشترک سوم وبه تصویب رساندن آن درشورای امنیت دارای اهمیت زیادبود، عملا با ناکامی مواجه شد.چرا که تصمیم نهائی این نشست آن شد که باید متنظرنتیجه گزارش البرادعی درماه نوامبربود و آنگاه تصمیم گرفت. آمریکا کارشکنی این دوکشوررا مورد انتقاد قرارداده است. باین ترتیب علیرغم تهدیدها وتلاش های آمریکا،وبکارگیری سیاست به مرگ بگیرتا به تب راضی شوند،گردونه دیپلماسی هنوز هم نتوانسته مطابق میل آمریکا بحرکت درآید. اکنون نوک فشاربه به عنوان آخرین خوان این سناریو،همانطور که اشاره شد،روی تأثیرگذاری برگزارش البرادعی است. آیا او گزارش خود را با روح آنچه که دراظهارنظری های اخیرخود گفته است تنظیم خواهد کرد ویا تحت فشارهای سنگین موجود، همانند دفعات پیشین گزارشی دوپهلو وهموارکننده برای تحریم کنندگان و جنگ طلبان؟
2007-11-05-14-08-86
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/


Post a Comment