ملاحظاتی بر «تأملی در باره ماهیت کنش صنفی در شرایط جنگ و سرکوب» و رابطه آن با اصل بقا و تابآوری
بطورکلی وقتی سخن از بقا به میان می آید، همزمان
پای عامل یا عوامل تهدیدکننده و نحوه مقابله و رهائی هم به میان میآید. بنابراین
طرح دقیق صورت مسأله برای تنظیم رابطه درست بین آنها بیش از هرچیز با دیالتیک
بقاء و تهدید گره می خورد و لاجرم با کنشگری معطوف به خروج از فاجعه به عنوان پایهای برای بررسی مقولاتی چون تاب آوری، کاهش آسیب و حفظ تشکل و نحوه حضوردر میدان و
غیره که جملگی مترتب و پیآمد آن است. و گرنه طرح بقاء به شکل تجریدی و انگاشتن
تهدیدها صرفا بهعنوان عوامل خارجی، میتواند منجر به طرح بقاء به شکل انفعالی و
عملکردواکنشی گشته و ناتوان از حفظ بقاء در برابرتهدیداتی که جنبه سراسری و
فراگیردارد بشود. و بهمین دلیل طرح خلاق اصلبقاء در شرایط بحران فراگیر همواره به
نوعی حامل وجه راهبردی برای برون شد از تهدید و فاجعه است. بهمین دلیل اگر نخواهیم صرفا در حیطه ملاحظات فنیبقا درجا بزنیم، که
درجای خود چه بسا درست هم باشد، اما طرح اصل بقاء باید همزمان دربرگیرنده
راهبردبرون شد از فاجعه هم باشد. در کلامی خلاصه: اگر جنگ و محاصره نظامی و پیآمدهای
آن را تعیین کننده ترین ویژگی شرایط کنونی و تهدیدکننده کین جامعه و زندگی بدانیم ،
آنگاه روشن میشود که شکل دادن به یک جنبش نیرومند و سراسری ضدجنگ ـنظامی و
اقتصادی- مقدمترین وظیفه کنونی شهروندان و جامعه مدنی و کنشگران اجتماعی و سیاسی
را تشکیل میدهد.
اخیرا مقاله قابل تأملی توسط آقای محمدحبیبی از فعالان و مسئولان کانون صنفی معلمان تهران نگاشته شد که عنوان آن « تأملی در باره ماهیت کنش صنفی در شرایط جنگ و سرکوب» و رابطه اش با اصل بقا بود*.