بربریت جنگ و پرده برداری از چهره «مداخله بشردوستانه» رضاپهلوی و اشک تمساح فرح پهلوی!
!جهانی دیگر و سیاستی دیگر، به وبلاگ تقی روزبه خوش آمدید
Tuesday, March 03, 2026
بربریت جنگ و پرده برداری از چهره «مداخله بشردوستانه» رضاپهلوی و اشک تمساح فرح پهلوی
Sunday, March 01, 2026
در کجاایستادهایم؟ خطرجنگ و زبان الکن یک بیانیه در کجاایستادهایم؟
در کجاایستادهایم؟ خطرجنگ و زبان الکن یک بیانیه*
اخیرا بیانیهای علیه جنگ با امضای صدها فعال اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اکثرا با گرایشهای متمایل بهچپ انتشاریافته است که از جهات گوناگون چالش برانگیزاست. نوشته حاضرنقدی است نسبت به این رویکرد: مهمترین پرسش در برابر این بیانیه آن است که بازتابدهنده کدام صدا از میان سه صدای عمده موجود در فضای سیاسی ایران است؟. پاسخ کوتاه به این پرسش، رویکردمبهم و فقدان صراحتلازم و یک جانبه بودن این بیانیهاست. صدای اول متعلق به رژیم سفاک حاکم است که از بدوپیدایش خود به شکل درونماندگار جنگ افروز و بحران آفرین بوده است، صدای دوم دخیل بستگان به «قبلهعالم» قدرتهای امپریالیستی است که بدنبال مصادره جنبش مردم و تبدیل آن به سیاهی لشکر منافع و مطامع استراتژیک و ژئوپلیتیک خودهستند، و یا صدای سوم «نه به حکومتجنایتکاراسلامی، نه به جنگ از هر سو» با عاملیت جامعه و جنبشهای اجتماعی. این صداها فقط طنین مواضع نیستند، بلکه بیش از آن بازتاب آرایش میدانی سه گانه و نسبتهای پیچیده فیمابین آنها هستند. نگاهی از صدر تا ذیل بیانیه و پیامنهفته در آن که ظاهرا مخاطباناصلی خود را جنبشها و قاطبه زحمتکشان و آزادیخواهان ایران میداند، بیانگرعمق بیگانگی با روزوحال مردم ایران، قاطبه زحمتکشان و با جنبشها و شرایط عمومی و اضطراری حاکم برکشور است و اینکه چگونه دوپاره کردن حقیقت و نشستن میان دو صندلی تا چهاندازه می تواند موجب سترونی پیام طیفی از فعالین سیاسی مستقل و چپ در یکی از حساسترین و سرنوشت سازترین بزنگاه های تاریخی شود و آن را از کنشگری و عاملیت تهی ساخته و بهتماشاگروقوع فاجعه تقلیل دهد. چه بسا اگر آن را بتراشیم و بهتکانیم، بتوان طنین آشنای «جنگ میهنی» را از لابلای سطورآن شنید! گوئی که با غریوجنگ، گرایشی از تراز«ناسیونالیسم» خفته از خوابی سنگین برخاسته باشد!.
Saturday, February 28, 2026
با لحظههای سرنوشت ساز و خطیری مواجهیم!
لحظههای حساس بنیان گذاری «گوادلوپ» حکومت اسلامی و «آرماداهای» زیبای
ترامپ!
با لحظههای سرنوشت ساز و خطیری مواجهیم!
حمله نظامی جدید و گسترده آمریکا و اسرائیل چه اهدافی را دنبال می
کند؟
جنگ ۱۲روزه
را باید پیش پرده اصلی تهاجم سازمان یافته و بسیارگسترده تر اکنون بشمارآورد. که در
آن علاوه بر تخریب بیشتر تاسیسات هستهای، هدفهای مشخصی چون نابودی کامل توان
موشکی و نیروهای دریائی رژیم، و در ترکیب با آنها ، حمله و ترورهای سیاسی و نظامی
و امنیتی رده های بالای نظام را نیز در برمیگیرد که در مجموعه خود، اگر بتوانند
پیشبروند، تا درهم شکستن ساختارقدرت و برافکنی نظام را در دستور کار خود دارند.
باین ترتیب نقشه حمله کنونی و درجه بسیج نیروها و تدارکات به شکل حداکثری صورت
گرفته است. حتی پیاده کردن کماندوها و نیروهای محدودنظامی در داخل کشور از هوا یا
از مرزهای کشور تحت شرایطی برای هدفهای مشخص عملیاتی منتفی نیست.
ترامپ در
سخرانی هیستریک و خطرناک خود گفته است در انجام این ماموریت از کشته شدن نیروهای
آمریکایی هم ابائی نخواهد داشت. آنچه که ترامپ را به این بازی بزرگ و پر ریسک
کشانده است از یکسو قرارگرفتن رژیم در اوج فرسودگی و ضعف و انزوای بزرگ داخلی و
بین المللی است و از سوی دیگر پیروزی های آسان جنگ ۱۲روزه و تجربه سناریوی
پیروزمند مداخله نظامی در ونزوئلاست و همه این ها در قاب اهمیت ژئوپلتیکی عظیم
ایران در منطقه و جهان او را باستقبال این قماربزرگ کشانده است. این تهاجم بزرگ،
آشکارا با زیرپاگذاشتن حقوق بین الملل و حاکم کردن قانون جنگل برجهان و مناسبات
بشر صورت میگیرد (مضمون انتقادی که اخیرا دبیرکل سازمان ملل هم نسبت به حاکمیت
خشونت و بی قانونی و زور برجهان هشدار داد). این تجاوز نه فقط با دوزدن سازمان ملل
و اعلام جنگ به یک کشور دیگر بدون وجود پیششرطهای ادعائی تهدیدامنیتی بلکه با
دورزدن اختیارات کنگره در اعلام جنگ و فریب دادن افکارعمومی آمریکا و جهان (مثل
دروغ بافی زمان حمله آمریکا به عراق در دوره بوش پسر) صورتمیگیرد،
چنانکه ترامپ ادعای تهدید امنیت آمریکا با موشکهای قاره پیمایی که وجود نداردن
کرده است! بهر صورت ترامپ باصطلاح مخالف سرسخت نظامی گری دولت های قبلی آمریکا و
علیرغم آن که در داخل آمریکا حدود ۷۰ درصدافکارعمومی مخالف جنگ هستند، او اینک با
وسوسه چیدن میوه ممنوعه جنگ، و با زیرپاگذاشتن وعدههای انتخاباتی اش، دست به قمار
وریسک بزرگی زده کرده است باپی آمدهای داخلی و منطقه و جهانی نامعلوم.
هم چنین
حمله این بار باصطلاح با تدارک از قبل یک آلترناتیو مطیع و سربفرمان و دخیل بسته
به تهاجم نظامی بزرگترین قدرت امپریالیستی و نواستعماری جهان و بهنحوی در هماهنگی
با رضاپهلوی و آماده سازی او صورت می گیرد که در پیامش به مردم ایران مژده داد، که
بالاخره زمان تحقق وعده ترامپ رسید. او حتی قبل ازحمله اظهارامیدوارکرده بود که
جشن نوروز را در ایران برگزارکند. ظاهرا متجاوزین حمله به کشور این بار احتیاط به
خرج داده و قبل از دزدیدن منارچاه را کنده اند!. ترامپ به
قمار بزرگی دست زده است با پیآمدهای کوتاه مدت و درازمدت غیرقابل پیشبینی.
علیه شرایط گیج آور در لحظههای سرنوشتساز!
Sunday, February 22, 2026
یران به کدام سو
ایران به کدام سو؟، اهمیت وجه بین المللی درهم شکستن حکومت اسلامی. آیا درهم شکستن حکومت اسلامی به معنی درهم شکستنن «دیواربرلین» در دوره جنگ سرد است؟ خطوط جدیدبرآمد خیزش زن زندگی آزادی در پیوند با عدالت اجتماعی در شرایطی که فلاکت به امری فراگیر تبدیل شده است....
Wednesday, February 18, 2026
آیا ما با فرایندهژمونیک شدن سلطنت مواجهیم؟
آیا ما با فرایندهژمونیک شدن سلطنت مواجهیم؟ مسیر و چگونگی خروج چپ از این بحران؟ در یک کلمه بیرون آمدن از فضای زیست و کنشگری گلخانه ای و قرارگرفتن در فضای واقعی جامعه و کنشگری در راستای آن و در پاسخ به مهم ترین مساله هم اکنون جامعه و مردم ایران : گذاردموکراتیک از حکومتی ویرانگر و به پایان رسیده
Saturday, February 14, 2026
نقشه حرکت ترامپ ، آلترناتیو سازی، جادوی صندوق و پارادوکس گزینهها و دموکراسی
نقشه حرکت ترامپ: ترکیبی از تهدید به جنگ که اینک حتی به گونهای ترامپی زمان بندی آن هم مشخص شده و مذاکره اساسا در چهارچوب خواستهای پایه ای دولت آمریکا در محدوه همین زمان بندی صورت می گیرد. آیا زیگنالهائی که علی لاریجانی و عراقچی و پزشکیان برای نوعی سازش نیم بند می فرستند، برای ترامپ کافی است؟ یا آن که وی مذاکره را در راستای پیاده کردن تجربه ونزوئلا و محاصره دریائی همه جانبه و توقف صدورنفت پیش می برد که به سرعت پنجره فرصت کنونی آتش بس هم بسته می شود؟.
یکی از پیششرط های مهم شکل دادن به نوعی آلترناتیو مدنظر است که در دوره قبلی یورش نظامی که خلا آن محسوس بودو اینک از طریق تلاش برای ترکیبی از تشدید تنگنای اقتصادی حداکثری-صدورنفت صفر، مداخله نظامی و راه اندازی انقلاب باصطلاح شیر وخورشیدی. گرچه شاهدتلاش مذبوحانه و دیروقت رژیم برای مصادره آن چه که در زمان صفویه و شیعه گری آن دوره به نمادقدرت سیاسی تبدیل شد، هستیم. صرفنظر از جدال سلسههای گوناگون تاریخی حول تعابیرآن و تصاحب فره ایزدی نهفته در آن برای این یا آن سلسههای پادشاهی، قاعدتا جایگاه طبیعی این نماد موزههای تاریخی و باستانی است. اما به میان آوردن مجددموجودات موزهای و بعضا اسطورهای ریشه در ادامه و یا احیای پارادایمهای واپسگرای نگاه به گذشته و بازسازی آن به عنوان هویت ملی ایرانیها صورت می گیرد. چنان که اکنون در دوره انتقال به پساحکوت اسلامی باردیگر توسط جریانهایی، آنهم در جهانی که بشدت و شتابان به سوی آینده در تاخت است، برای زنده کردن سودای برپائی حکومتی اقتدارگرا با ورژن دیگر هستیم استوار بر «قدرت» که شیرنر نمادآن باشد، با شمشیرعریان بدست و البته باهاله ای از نورمهر و فره ایزدی و قرار گرفتن همه آن ها در یک قابواحد. براستی چنین گریز و عقب گرد از هدف دموکراسی تا چه اندازه با تحولات کنونی جامعه ایران و رنسانس جاری در آن علیه مردسالاری/پدرسالاری/ دولت سالاری که با خیزش زن زندگی آزادی واردفازجدیدی شده خوانائی دارد. .
در برابر رویدادهای مرتبط با آلترناتیوسازی برون کشوری، شاهد شکل گیری یک روندهای تازه ای با ویژگی درون کشوری نیز هستیم که تحت عنوان شکل دادن به جبهه نجات کشور و تحولات ورویدادهای مرتبط به آن و نیز یورش تازه رژیم به حامیان آن وارد فازجدیدی شده است. که بررسی اجمالی و البته نا تمام آن بخشی از این گفتگو را تشکیل میدهد که دریافت ویژگی های آن و چگونگی رویکردترامپ به آن در کنار نگرانی مضاعف رژیم مستلزم درنگ بیشتری است.
و بالاخره به پارادوکس نهفته در رفراندوم وتدوین یک قانون اساسی نوین و نسبت دمکراسی با گزینههای ولایت و سلطنت و رابطه تخاصمآمیزشان با دموکراسی و دخیل بستن به خروجی جادوی صندوق می پردازیم. به جادوی صندوق با هدف منجمدکردن شکوفایی و بالندگی طیف بندی ها وگرایشهای عمده جامعه موجود ایران و ضرورت سامان دهی آن ها از هم اکنون به عنوان شرط لازم و حیاتی گذار دموکراتیک. صندوق ابزاری جز مشهود و رؤیت پذیرکردن این گرایشهای عمده و قبلا شکل یافته و جاری در متن جامعه نمی تواند باشد. دخیل بستن به آن به عنوان راهی برای گریز از توقف چرخه استبداد و بازگشت مجددآن در چهره دیگر کارگشا نیست. چنان که حکومت اسلامی و خمینیسم از درون صندوق و ممهور به آن بیرون کشیده شد و خود نیز سالیان سال با طواف حول آن و سرگرمی صندوق به حکومت خویش قوام بخشید. مساله چرخه استبداد و بازگشت آن را باید در ساحت دیگری از کنشگری جستجوکرد.
Tuesday, February 10, 2026
پس لرزه های کشتار و قتلعام دیماه،مذاکرات با امریکا، آلترناتیوها
پس لرزه های کشتار و قتلعام دیماه،مذاکرات با امریکا، آلترناتیوها
Wednesday, February 04, 2026
تازاندن قیام و مسئولیت گریزی
Sunday, February 01, 2026
نقش عاملیت جامعه و جنبشها بهمثابه قطب سوم در معادله سه قطبی قدرت
نقش عاملیت جامعه و جنبشها بهمثابه قطب سوم در معادله سه قطبی قدرت
در تحلیل
و ارزیابی از اوضاع پیچیده کنونی با ردیف شدن سناریوهای گوناگون، غالبا یک سناریو
و شاید مهمترین آن از قلم می افتد که همانا شق عاملیت و نقش آفرینی جامعه و جنبش
ها و قیام مردمی است.
البته وقتی همه نگاهها به نقش بلامنازع قدرتها باشد، داشتن چنان رویکردهایی عجیب نیست. بهعنوان مثال سناریوهای هفتگانه* مطرح شده بی بی سی هم جدا از آن نیست. اما مساله مختصات وضعیت و سناریوها را می توان از جنبه دیگری نیز مطرح کرد که در آن با یک وضعیت سه قطبی و کشاکش بین آنها مواجهیم و نسبتهایی که بین آن ها بر قرار می شود تعیین کننده سیرتحولات است و سناریوهای دیگر را نیز می توان در ذیل مجموعه آن ها مورد بررسی قرارداد. اگر جامعه سه قطبی فرض شود، آنگاه ما دیگر تماشاچی و ناظر صرف و مبهوت اوضاع و روندها نیستیم. خود نقش آفرین هستیم و در سیررویدادها سهیم. اگر جامعه اشباع از بحران ایران در لحظات کنونی را با فرضیه سه قطبی بودن کشاکشها و قرارداشتن آن در وضعیت انتقال بهدوره پساحکومت اسلامی و استقرار نظم جدید در نظربگیریم، آنگاه نقش و رابطه این سه قطب و معادلههائی که با نقش آفرینی هرکدام می تواند شکل بگیرد کانونی شده و مختصه اصلی وضعیت کنونی و اهمیت کنشگری مرتبط با آن را برجسته می کند. ناگفته نماند که در این میان هم رژیم و هم قدرت های خارجی هرکدام در تلاشند که با ادغام قطب سوم (جامعه) در خود آن را دوقطبی کنند. مقابله با این دو تلاش از دوسو، همان نقشی است که بهتاکتیک ها و استراتژی رویکردسوم و قطب سوم در این جدال و کشاکش بزرگ و در این نوشتار معنا میدهد:
Thursday, January 29, 2026
مساله اکنون چیست
مساله اکنون چیست؟ بدلیل بن بست و گندیدگی رژیم و عدم مشروعیتش بویژه پس از کشتاراخیر،مساله انتقال قدرت مطرح شده است. قدرت های بزرگ همانطور که در مورد انقلاب بهمن در گوادلوپ تصمیم گیری کردند، اکنون نیز در شرایط جدید این دولت آمریکاست که چنین رسالتی را برخود فرض میداند. پرسش اصلی اینک آن است که آیا انتقال قدرت توسط عاملیت جامعه و کنشگران آن صورت خواهد گرفت یا توسط قدرتهای بزرگ (آمریکا و اسرائیل و..)... در این گفتگو تلاش می کنیم که با طرح وضعیت سه قطبی بازیگران صحنه و ... بر همین ویژگی لحظههای کنونی تمرکز کنیم و پاسخی از منظر قطب سوم جامعه و کنشگران آزادی و برابری به این سوال بدهیم.....
شرایط اضطرار از ما چه می طلبد؟پس از کشتار، د رآستانه جنگ وفروپاشی چه باید کرد؟
Wednesday, January 28, 2026
دربرابر پروژه مداخله خارجی،برآمد اقتدار گرایی نوین و فروپاشی چه میتوان کرد؟
دربرابر پروژه مداخله خارجی،برآمد اقتدار گرایی نوین و فروپاشی چه میتوان کرد؟
Sunday, January 25, 2026
نگاه و نقدی به یک گفتگو در آستانه وقوع فاجعه
نگاه و نقدی به یک گفتگو* در آستانه وقوع فاجعه!
۱- این همه
خوشبینی از کجا می آید و از کدام پیشفرضها سرچشمه میگیرد؟!
آقای بهتوئی عبارت قشنگی دارند که تا گام بر نداریم جایی نرفتهایم. با این وجود مثل این که مشکل اصلی همان چگونگی گام برداشتن و معنای آن است. گام بر پایه کدام پیشفرضها و فلسفه تاریخی؟ مطابق نگرشی ظاهرا تاریخ هم چون بازشدن طوماراز پیش تنظیم شدهای میماند که در تحلیل یک وضعیت مشخص می توان از آن مثل جدول مندلیف بهره برد و خانههای خالی را یافت و پرکرد. بر این اساس از این منظر تاریخ کم وبیش بهمثابه تکرار الگوهای تجربه شده و بازآرائی وضعیت همسنخ در تطابق با آن است، در برابر آن رویکرددیگری قراردارد که مطابق آن تاریخ در فراتر رفتن از گذشته و در متفاوت بودن، در تشخص و تفردخود و ابداع اشکال دایماجدید و در ترکیب های جدید قابل فهم است. حتی اشکال واپسگرایانه نیز عنیا تکرار گذشته نیستند و چه بسا در ترکیبی از عناصر کهنه و نو ظاهر شوند. نحوه وجودتاریخی انسان، و تاریخمندی رخدادها و وقایع بزرگ از خصیصه های تحولات پیچیده اجتماعی است. البته حال و رخدادها و تحولات جدید طبعا و بخشا از درون گذشته و امکانات و گشودگیهای عصرنو سر برمی کشند و همواره حامل رگهها و عناصری از آن هستند، اما در ترکیبی پیچیده و مفصل بندی شده با عناصرنو و در معاصرشدگیشان. چنانکه حتی ظهورپارادایم واپسگرای اسلام سیاسی با همه گزارهها و درونمایههای کهنه و ارتجاعیاش، بدون معاصرشدگی قادر به عرض اندام نبود.
Wednesday, January 21, 2026
معادله قیام و مداخله خارجی
معادله قیام و مداخله خارجی
معادله موفقیت قیام مطابق فرمول کلاسیک و شناخته شده عبارت از آن بوده است که پائینی ها نخواهند و بالائیهائی نتوانند. مبنای چنین معادله ای برای انقلاب بر عاملیت مردم و درهم شکستن ماشین قدرت استواراست . اما آیا می توان در این معادله در هم شکستن ماشین دولتی را برعهده یک قدرت خارجی فرضی نهاد و نقش مردم را به حضور در خیابان تنزل داد؟ ترکیب چنین متضادی اگربفرضهم صورت پذیردِ که خود دشواراستِ و حتی اگرشدنی باشد و همآهنگی کامل صورت پذیرد، اما اساسا با وجود اهداف و رویاهای بالکل متفاوت و چه بسا متضاد امکان چه خواهند کرد؟ یا چنین رویکردی تنها به توهم به یک ناجی، و ابزاری شدن مردم در صحنه می تواند به یک فاجعه تبدیل شود؟ استفاده از شکافهای قدرت ها و دشمنان و بدخواهان البته امری متفاوت است و جای خود دارد که امری است جدا ازتوهم به چنین تقسیم کاری. در این گفتگو حول این مساله نیز سخن خواهیم گفت.
Sunday, January 18, 2026
کدام شعار در خارج کشور برای مرزبندی با سلطنتطلبان مناسب است
یادداشت هشتم:
کدام شعار در خارج کشور برای مرزبندی با سلطنتطلبان مناسب است بدون آنکه ما را به دام تقابل جوئی بیافکند؟
در پی سرکوب برهنه و خشن اعتراضات داخلی، که ابعادغیرقابلکتمان آن حتی خامنه ای را ناچار به اعتراف به وقوع جنایت چندهزارنفری کرد، و هم چنان هم حالت آماده باش فوقالعاده را حفظ کرده است، در وضعیت افت موقت جنبش، نقش نیروهای خارج کشور برای شعله ور نگهداشتن مشعل مقاومت و تمرکز افکارعمومی جهان به این جنایتهای هولناک دارای اهمیت است. انواع اقدامات و وظایف وجود دارندچون ثبت جنایات و بازتابانیدن آنها و فشار بهنهادهای بین المللی مسؤل و مدافعان حقوق بشر، و بخصوص برپائی آکسیونها و کمپین های اعتراضی در اقصی نقاط جهان که خوشبختانه شروع شده است و باید امیدوار بود که تداوم یابد. یکی از ویژگیهای این کمپینها در هم شکستن ادعاهای بی ربط و نادرست سلطنت طلبان است که به مددمدیاهای پرسروصدای جیره خوار، خود را یگانه نیروی برتر و مطرح قلمداد می کنند و انحصارطلبی و شعارکینگ پادشاه را به سرحدمشمئزکننده ای رساندهاند.
Friday, January 16, 2026
شماری از خودویژگیهای موقعیت کنونی
در این گفتگو*: شماری از خودویژگیهای موقعیت کنونی