Monday, March 15, 2010


تهدید وتوسل به اعدام درآستانه چهارشنبه سوری

قدرت نمائی یا رعشه های یک قدرت درحال افول؟!
اعلام خبرصدورحکم اعدام شش نفرازدستگیرشدگان اعتراضات روزعاشورا دردادگاه اول، درآستانه چهارشنبه سوری البته امر تصادفی نیست ونشاندهنده آنست که علیرغم ادعاهای مبنی بر برکنترل وخاموش کردن باصطلاح فتنه،سران تبه کاررژیم اسلامی خود تاچه اندازه باین ادعای خود باوردارند.درواقع ترس رژیم ازمردم وازبرافروخته شدن شعله های آتشی که می تواند خرمن وجودشان را یکسر خاکسترکند، رژیم را وادارساخته است که  با توسل به عریان ترین و خشن ترین حربه تهدید ترور،خود را به تمامی درکسوت یک دولت تروریستی به نمایش بگذارد. عربده کشی و چرخاندن قمه به دورسرخود، توسل به ارعاب وشانتاژمردم، تنها ابزارژیم برای بقاء و رساندن امروزش به  فرداست ودچاراستراتژی روزمرگی شدن.دولتی که بنابه تعاریف متعارف وظیفه رسمی اش در دفاع ازامنیت شهروندان تعریف شود، وقتی حاضرمی شود بدون هرگونه شرم وحیا و وپنهان کاری، اوباشان یونیفرم پوش وبدون یونیفرم پوش خود را برای حمله به خانه مخالفین خود گسیل کند، باید وضعش چنان وخیم شده باشد،وترس از ماندن ونماندن چنان وجودش را تسخیرکرده باشد،که رفتاروکنش کنشش فقط معطوف به لحظه ها وامروز را به فردارساندن باشد.در22 بهمن نیزجنایتکاران حاکم این حربه را بکارگرفتند،اما باتوجه به ویژگی های جشن جهارشنبه سوری وعدم متمرکزبودن آن، رژیم خود را آسیب پذیراحساس می کند.وبهمین نسبت هم،  سهمیه اعدام را این بارافزایش  داده است تامبادا مردم ازفردای چهارشنبه سوری با امیدو اعتمادبه نفس یشتری مبارزات سال جدید را شروع کنند. با این وجود ترس حتی درقدرت نمائی رژیم هم جاپای خود را نشان می دهد. با نگرانی ازعواقب وپی آمدهای  این اقدام خود درسطح داخلی وبین المللی،  وبا اعلام اینکه که هنوزحکم نهائی نیست و دادگاه تجدید نظرتصمیم نهائی را خواهد گرفت، راه عقب نشینی را برای خود بازگذاشته است وباین ترتیب ترس خویشتن  را ازاقدام خود به نمایش گذاشته است.
بی شک اگررژیم تصورکندکه این تهدیدات اثرگذاراست، به مثابه تنها وسیله برای نجات خود ازحربه تهدید و اعدام استفاده بیشتری خواهد کردو برعکس با مشاهده تداوم اعتراضات و گسترش آن، ونا امیدشدن از خاصیت این حربه ضدانسانی وجنایتکارانه،قطعا برائی این تنها اهرم باقی مانده کندتروکندترو بی خاصیت ترخواهدشد. نگاهی به واکنش های رژیم دراستانه 4 شبنه سوری نظیرحکم خامنه ای تبه کاردرمورد غیرشرعی بودن مراسم چهارشنبه سوری،دستگیری های وسیع وکشف باصطلاح شبکه 30 نفره سایبری وابسته به آمریکا وباهدف تکمیل نوارهای "پیروزی" خودپس از22بهمن،تهدیدهای پی درپی فرماندهان نیروهای انتظامی وتشکیل قرارگاه مشترک ناجا و سپاه وبسیج، درکنارآماده باش لباس شخصی ها و سربازان گمنام اطلاعاتی، دامن زدن به جنگ روانی-تبلیغاتی و مانورهای گوناگون دیگرنظیرارسال اوباشان مزدور برای حمله به خانه کروبی ،همه وهمه نشاندهنده عنمق ترس ونگرانی رژیم ازبرافروخته شدن آنچه که مدعی است خاموش شده، می باشد.
ازسوی دیگرتشدید شعارنویسی،تداوم اعتراضات دردانشگاه ها،درزندان و دردرجلوی اوین ، درمیان کارگران وزنان ....همه همه نشاندهنده آن است که این آتش هم چنان برافروخته مانده است. گرچه دامنه آن به فراخوروضعیت ووزش بادها ممکن است کم وزیاد شود،اما هم چنان شعله وراست و درانتظارآفریدن وبهره گرفتن از فرصت ها برای سرکش شدن بیشتر.درچنین شرایطی تنها می توان با تداوم وگسترش شعله های مقاومت  علیه بربریت و جنون رژیم،و خنثی  کردن حربه تهدید واشاعه رعب را خنثی کرد.  بی اثرکردن وگرفتن این حربه ازچنگ این عربده کش،اساسی ترین وظیفه لحظه کنونی را تشکیل می دهد.رژیم اوباشان را تنها می توان  درگورتاریخی خود نهاد وگرنه  موجوداتی که احساس کنند هیچ افق و آینده ای ندارند،وقتی رعشه مرگ براندامشان مستولی شود،درهمان عمراندک باقی مانده اشان، تبدیل به موجوداتی خطرناک وعربده کش می شوند.نظام جمهوری اسلامی  دچاررعشه مرگ شده و جزبا تهدید وخط ونشان کشیدن و امروزرا به فردارساندن قادر به زیست و تداوم حیات خودنیست.اما استراتژی محکوم به روزمرگی استراتژی بی آیندگی است و نشانه رعشه های مرگ یک قدرت درحال افول.   
Post a Comment