Sunday, May 29, 2011

انقلاب پاسخ است یا سؤال


انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
جنبش اعتراضی مردم اسپانیا برای  نجات زندگی ازچنگال سرمایه
تظاهرات دهها هزارنفری و بی سابقه اسپانیا دردهها شهرباوجود آن که غافگیرانه بوداما رعدی درآسمان بی ابرنبود. بلکه برآمده  ازابرهای متراکم و سنگین آکنده از  بحران سرمایه داری بود که سالهاست فضای اروپا وآمریکا ومنطقه  وسراسرجهان را پوشانده است.این جنبش درعین حال ازتبار جنبش های جدید ومتعلق به پارادایم رهائی مبتنی برپیوند نان  آزادی   وبا    نقش آفرینی
مستقیم بی شماران سوژه است که درحدفاصل سقوط دیواربرلین به مثابه نماد فروپاشی سوسیالیسم دولتی وغیردموکراتیک ازیکسو واعلام پایان تاریخ و پیروزی نهائی  لیبرالیسم بورژوازی ازسوی دیگرصورت گرفته است. موتورمحرک آن نه این یا آن حزب واین یا آن رهبرکاریزما واین یا آن برنامه ازپیش تدوین شده  بلکه خود بیشماران وخلاقیت های آن وآن نوع سازمان یابی است که تبلوردهنده آن باشد .ازهمین رو،ُبرش این جنبش ها ودرنگی برآنها،هم چون گدازه هائی که ازمتن اعماق زمین به بیرون پرتاب می شوند، می تواند دریافتن وتدقیق خصایص عمومی  این مرحله انتقالی روشنی بخش باشد.خصایصی که وقوف وخود آگاهی به آنها موجب تقویت نقش سوژگی گشته و  بدون درک آنها فهم تحولات دوران کنونی  نامفهوم می ماند، و رهائی از بازمانده های جوانب منفی میراث گذشته نیز دشوار 
انقلاب پاسخ  است یا سؤال؟
درآزمونِ برآمد این جنبش ها،بناگزیر بسیاری ازکلیشه ها وانگاره های رسوب کرده دراذهان به چالش کشیده می شوند.یکی ازاین چالش ها سؤالی قریب به این مضمون است:آیا انقلاب اساسا سؤال است یا پاسخ؟رویکردهای سنتی معمولاانقلاب را  به مثابه یک پاسخ بسنده به مشکلات می انگاردکه  سوژه و کنشگران آن،نه تک تک احاد مردمان متعلق به طبقه بزرگ ومتکثر زحمت وکارو اقدام های جمعی مبتنی براشتراکات ورنج های مشترک استثمارشدگان،برغم تنوعات وتمایزات آنهاست.دراین پاسخ اساسا سوژه اصلی رهبران وابرمردان وزنان وابرروایت گران وابرسازمان دهندگانی هستندکه به نیابت ازتاریخ ومردم وبه عنوان تجسم اراده آنان به نقش آفرینی می پردازند. آنهانسخه رهائی ومتضمن  پاسخ های جهان شمول را با خود بهمراه دارند.باسپری شدن تجارب سترگ وفرجام ناموفق این گونه آزمونها  ولاجرم بسط مفهوم سوژه اجتماعی،معلوم شدکه انقلاب بیش ازآنکه پاسخ باشد سؤال است ویافتن پاسخ برای آنها.سؤال است اولا باین دلیل که پاسخ های موجود ومعطوف به نظم مستقر را نمی پذیرد وباخروش وحرکت خود  مهرابطال برآنها می زند وثانیا  با فاصله گرفتن ازکلیشه ها ونسخه پیچی های مبتنی برامرپیشینی توسط نخبگان، ازطریق جستجوی مشترک درصدد یافتن پاسخ های تازه برمی آید.پاسخ هائی که تنها می توانند ازمتن پراتیک اجتماعی ،درجریان تغییرجهان  واز ِقبل تغییرتوامان شرایط زیستی وتغییرانسان به دست آیند.برای انسان به مثابه کنشگرو سوژه  اجتماعی متحول وتاریخ ساز پاسخ های پیشینی وقابل کشفی وجود ندارد بلکه این پاسخ ها آفریده می شوند.باین ترتیب جنبش های انقلابی عملا آمیزه ای از سؤال  به معنی نفی پاسخ های موجود  وتلاش برای یافتن پاسخ های جدید و برآمده ازپراتیک اجتماعی هستند. ضمن بهره گرفتن کامل ازدستمایه تجارب مثبت ومنفی پیشین، اما نه درارجاع به نسخه های گذشته بلکه  با ارجاع به  پراتیک اجتماعی وبامشارکت سوژه ها.
جهان دیگررا نمی توان باتکیه برانگاره ها وسازوکارهای کهن ومتعلق به جهان طبقاتی بوجود آورد.هم چنین ازبیرون ودرحالت ایستا نمی توان پاسخ های درخور برای معضلات اجتماعی یافت مگرآنکه درجریان دگرگون ساختن جهان ودرحین نقدعملی ونظری آن، ،بسترلازم برای یافتن پاسخ های نظری وعملی برای یک گام به جلوتررفتن را تدارک دید.ازاین منظردرنگ برویژگی ها وماهیت تجربه هائی چون تجربه اخیر اسپانیا برای درک دقیق ترروح زمانه ومشخصات  تحولات دوره کنونی لازم ومفید هستند.
دراینجا نگاه  فشرده ای داریم به برخی ازجوانب آزمون اسپانیا :
1-ماهیت فراگیربحران
دروهله اول تظاهرات خودجوش وبی سابقه اسپانیا یک باردیگر آن چه را که درزیرپوست سرمایه داری می گذرد به سطح قابل رؤیت کشاند. پیشتردرمنطقه خاورمیانه که حلقه ضعیف  در زنجیرسیطره جهانی سرمایه داری را تشکیل می دهد،شاهد تحولات ورویدادهای انفجاری مهمی بودیم وهستیم. گرچه  بلندگوها ودستگاه های تبلیغاتی قدرت های سرمایه داری  با فراافکنی  تلاش ورزیده اند که انفجار بحران را صرفا با دشوارهای سیاسی مختص منطقه(استبداد وفساد بی امان) توضیح دهند ونه به عنوان جلوه ای و بخشی ازبحران نظام سرمایه داری.اما تظاهرات گسترده زحمتکشان وبیکاران اسپانیائی درقاره اروپا باردیگرروش کرد که این گونه بحران های منطقه ای علیرغم داشتن خود ویژگی ها وعوامل تشدید کننده، بخشی ازبحران سراسری نظام سرمایه داری بشمارمی روند.بنابراین تأکید بر ماهیت  فراگیربحران راباید نخستین نتیجه گیری جنبش اعتراضی اسپانیا دانست.گره خوردن میدان التحریرقاهره  ومیدان خورشید اسپانیا،درکنارتشابهات دیگرتبلوری ازهمین اشتراکات است.امروزه اسپانیا با داشتن 45% بیکاری درمیان جوانان همانقدردرزیرتهاجم سرمایه نئولیبرال ووحشی قراردارد که تونس ومصر.درفراخوان کمپ بارسلون چنین می خوانیم:مااینجائیم چون جامعه جدیدی را می خواهیم که زندگی ما را مهم ترازسود اقتصادی وسیاسی بداند.ماتوسط اقتصاد سرمایه داری خردوله شده ایم.
2-تقابل خیابان وپارلمان،وبحران ژرف دموکراسی بورژوائی
شکاف ودوگانگی کامل بین آنچه که درمتن درجامعه می گذرد با آنچه که درسطح دموکراسی رسمی و نمایندگی جاری است ،عمق دوگانگی و تضاد بین واقعیت وادعا را به نمایش می گذارد.مطابق این واقعیت هیچ رابطه ای بین این "دموکراسی" با مطالبات واقعی لایه های گوناگون اجتماعی وجود نداشته و صوری وریاکارانه بودن این دموکراسی بیش ازهرزمانی مشهودتراست.  بویژه عملکرد دولت های سرمایه داری درمقابله با بحران اقتصادی، باافکندن بار سنگین مهارآن به دوش زحمتکشان،باهدف نجات بانک ها وارضاء ولع سیری ناپذیر  بوروژوازی، تقابل خیایان وپارلمان را به اوج خودرسانده است.
تصاحب خیابانها ونفس حضوراعتراضی شبانه روزی درآن ها،درحدی که صورت گرفت، بیانگراعمال دموکراسی مستقیم ودرعین حال همبسته ومشارکت جویانه است. جنبش اعتراضی اسپانیا با شعارخیابانها ومیادین راتصرف کنید،وبااعلام دفاع از خواست دموکراسی مستقیم، یکی ازویژه گی های بارزخود را به نمایش گذاشت.
"قدرت" وقتی ازکنشگرجداشود و واگذارگردد به نیروی سرکوب وبیگانه تبدیل می شود ودراین حالت دیگرچندان مهم نیست که دردست  "سوسیالیست ها وکمونیستها" باشد ویا نمایندگان مستقیم سرمایه. شکاف بین دموکراسی تزیینی  پارلمانی با واقعیت ها، چنان آشکارشده است که این بار جادوی دوقطبی راست وچپ درون سیستمی ووسوسه سنگین کردن وزن یک طرف برطرف دیگرکارائی خود را ازدست داد. وسوسه ای که بورژوازی همواره به مدد افسون آن مردم را بسود نمایشات خود کشانده است.تظاهرات اسپانیا درمقطع انتخابات وعلیرغم برسرکاربودن یک حزب سوسیال دموکرات وعلیرغم ممنوعیت آن، یک ضربه کاری بود به  جادوی سیستم بازی انتخاباتی بورژوازی ودوقطبی کاذب آن.این سخن رهبران حزب سوسیالیست که مردم ما را تنبیه کردند،البته بدون آنکه تغییری درسیاست های ریاضت کشانه خود در یک سال آینده ای که برسرکارهستند بدهند،گویای همین واقعیت است.وقتی آنها ضمن اذعان به این که بسیاری ازمردم ازمشکلات رنج می برند و جوانان نیزبانگرانی به آینده خودمی نگرند،هم چنان برهمان سیاست های گذشته پافشاری می کنند،جزاین که بخشی جدانشدنی ازسیستم موجودهستند را، به نمایش نمی گذارند.    
3-مبارزه دربیرون ازسیستم وعلیه سیستم
می دانیم که دراسپانیا چندین سال است که حزب سوسیالیست درقدرت است.حزبی که باشعارها ووعده  های  اصلاحی گوناگون اقتصادی واجتماعی توانست اکثریت را بدست آورد.حزب مزبور حتی درقیاس با احزاب مشابه آلمان وفرانسه وانگلیس، وعده و وعیدها وبرنامه های باصطلاح رادیکال تری داشت.بااین همه وقتی که درپشت فرمان ماشین قدرت دولتی قرارگرفت، بناگزیرجز هدایت ماشین سرمایه وروغن کاری ورفع ورجوع مشکلات  آن را باهدف افزایش نرخ سود وحل بحران را-به عنوان کارکرداصلی خویش- دردستورکارقرارنداد.واین خدمتی است که همیشه احزاب "سوسیالستی" با ابواب جمعی خود یعنی تشکل ها واتحادیه های کارگری وغیرکارگری  ودستگاه های تبلیغاتی اشان به خصوص دردوره های بحرانی، ودرکنارآن ها بخشی از احزاب "کمونیستی" وتشکل های کارگری وغیرکارگری وابسته به آنها،از قرن بیستم تاکنون انجام داده اند.نقش آنها عمدتا در مهاربحران سرمایه با تمسک وتظاهربه دفاع از خواستهای مردم،پیش ازحضوردر قدرت سیاسی، وسرکوب آنها پس ازمشارکت درقدرت است.اعتراض به این بیلان بخشی ازپتانسیل اعتراضی جنبش های جدید به احزاب وسازمان های سنتی را تشکیل می دهد. ازهمین رو باور به مبارزه علیه کلیت سیستم ومبارزه برای تحمیل رفرم به سیستم ازطریق فشارازپائین و بیرون ازسازوکارهای مشارکت درقدرت ازویژه گی های این جنبش هاست.
درفراخوان کمپ بارسلونا چنین می خوانیم: ماحول خشممان،رنجمان وزندگی پرمخاطره وتحت انقیادمان که ازنابرابری نشأت می گیرد،متحدشدیم.ولی مهم ترازهمه آنچه ما را باهم دریک سنگرقرارداده،اراده وخواست ما برای تغییراست.ما ازسیستم کنونی ای که ما را نمایندگی نمی کند ونمی فهمد،احساس جدائی می کنیم.ماداریم برای تغییری رادیکال اعتصاب می کنیم. ومهم ترازهمه،مامتفق القول تصرف جامعه را یگانه محرک این دگرگونی می دانیم.
4-سازمان یابی شبکه ای-افقی
سازمان یابی  شبکه ای ومبتنی برمناسبات افقی،بدون قرارگرفتن درزیرچتر حزب وسازمان  رهبری کننده ورهنمود دهنده ونظایرآن...ازدیگرخصلت های جنبش های جدید است که درتمایزآشکاربا تصورات وباورهای نگاه ها و  احزاب سنتی قراردارد. بی شک،مساله نه برسرانکاراهمیت سازمان یابی واقدام جمعی بلکه درسازمان یابی ترازنوینی است که بازتاب دهنده مطالبات ونقش فعال بدنه وپایگاه اجتماعی جنبش به مثابه سوژه های فعال وخودرهان باشد، درقیاس با زمین گیرشدن وسترونی وسیاهی لشکرشدن آنها درسازمان یابی های عمودی وسلسه مراتبی.
دراین رابطه دربیانیه کمپ چنین می خوانیم:
ما هیچ حزب سیاسی را نمایندگی نمی کنیم وهیچ حزبی هم نماینده ما نیست...
آنچه که در شهرهای مختلف اسپانیا رخ می دهد، نه یک اتفاق است و نه فقط مختص به اسپانیا؛ ما نبرد کردیم تا جایگاه و شأن، آزادی و عدالت اجتماعی و دموکراسی مستقیم را بازسازی کنیم؛ ما نبرد کردیم تا در روند زندگی خود مشارکت کنیم. ما یک شبکه هستیم، ما خودجوش و مستقل هستیم؛ به همین دلیل ما برای هر مکانی که می خواستیم کاری کنیم نیاز به رهبر نداشتیم. هرکس خودش با خودش فکر می کرد و با دیگران همفکری می کرد... برای ما مرزها وجود ندارد، شبکه های ارتباطی از آن ماست، و همچنین خیابان ها. جهان دیگری همین حالا ممکن است.
5-همبستگی جهانی
یکی دیگرازویژه گی های جنبش های جدید خصلت عمیقا فراملی،منطقه های وجهانی آن است.درشرایطی که سرمایه جهانی علیرغم بحران حاد خود،بدلیل جهانی عمل کردن خود قادربه تهاجم برنیروی کارومولدین واقعی ثروت وقدرت است، مقابله با پراکندگی وگسست جنبش های احتماعی-طبقاتی درنقاط مختلف جهان یکی ازعوامل مهم دربهم زدن توازن کنونی بسود نیروی کاروسوسیالیسم وسدکردن تهاجم سرمایه بشمارمی رود.ازهمین رو گسترش همبستگی وهم آهنگی پیکارهای طبقاتی وضدسرمایه داری درمقیاس جهانی براساس منافع ومطالبات دردهای واقعا مشترک وبرپایه داشتن مناسبات دموکراتیک وهمدلانه،یکی ازمهم ترین شعارها ومطالبات جنبش های جدید است.
دربیانیه چنین می خوانیم:
ما از قاهره آموخته ایم، از ایسلند و مادرید. حالا زمان آن است که این نبرد گسترش یابد و در جهان پخش شود
ما می خواهیم این لحظات فراموش نشدنی راکه در انقلاب اسپانیا می گذرانیم با شما در میان بگذاریم، ما همچنین می خواهیم این اعتراضات و تجمعات را جهانی تر کنیم.
درخواست ما این است که شما نبرد و مبارزه ی خود را بسازید و مراکز اصلی شهرهایتان را تصرف کنید، به همان فرمی که انقلاب های عرب برنامه ریزی شد و ما در اسپانیا نیز همان فرم را پیش گرفتیم. برای نبرد به گروه ها و تشکل های محلی وصل شوید و شروع به چادر زدن کنید. در کمیسیون ها فعالیت و اسناد خود را تهیه کنید.(نقل قولها ازبیانیه کمپ بارسلون بااستفاده ازترجمه عسل اخوان است).
***
جنبش های انقلابی نوین بنا به طبیعت خود نمی توانند مدعی پاسخ های بسنده به همه چالش هائی باشند که با آن مواجه اند.هرگامی به جلو برای  یافتن پاسخ  به پاره ای ازمسائل، درعین حال خودگشاینده سوالات تازه ای  است.یکی ازاین چالشها، مساله ادامه کاری واستمرارمبارزه است.به نحوی که مثلا دراسپانیا پس ازپایان شوک انتخاباتی،نیزبتواند درراستای تداوم خود ومبارزه برای تحقق مطالبات خود ومبارزه برای "جهانی دیگر" گام های کارسازی بردارد. بی تردید شبکه سازی درحوزه های  وعرصه های گوناگون،وتقویت همکاری وهم آهنگی پیرامون برپائی کمپین های مناسب،  درکناربهره برداری ازفرصت های مهمی که بحران سرمایه داری وتکانه های آن  برای عرض اندام درمقیاس کلان وسراسری فراهم می کند،ازجمله این تکاپوهاست.یک باردیگرباید خاطرنشان ساخت پاسخ قابل کشفی وجود ندارد باید آن را درپراکسیس اجتماعی آفرید!.انسان خود خالق خویشتن وشرایط زیستی خود،بااتکاء به آگاهی ونیروی جمعی است.
Post a Comment