Thursday, October 27, 2011


به بهانه سرود جنبش اشغال وال استریت

تفاوت بین آرزوواقعیت    
جنبش اشغال وال استریت  برای آنها که سرمایه داری راپایان تاریخ ونظامی برای همه فصول می انگاشتند،مقوله ای نامفهوم وغیرمنتظره است.جنبشی که توانست درهمین مدت کوتاهی که از حیات آن می گذرد، گفتمان مدافعان لیبرال دموکراسی را دچارچالش ودردسرکند.مثلا یکی ازمدافعان دوآتشه بازارآزادآقای شاهین فاطمی درگفتگوبا بی بی سی می پذیرد که دفاع اوازنظام بازارآزاد  درفضای امروز عجیب وخنده داربنظرمی رسد.
ویا عباراتی هم چون مبارزه طبقاتی ومبارزه علیه سرمایه داری و نظایرآن درکلان رسانه هائی چون بی بی سی ونظایرآن که تادیروژ واژگانی مهجورو به تاریخ پیوسته ومربوط به گذشته  تلقی می شدند،این روزها درپیشانی بسیاری ازاین رسانه های جای گرفته است.این دردسرزابودن بخصوص برای مدافعان ایرانی این گفتمان لیبرال دموکراسی،که تا دیروزخود را یکه تازوبدون رقیب می پنداشتند و دوآتشه ترازخودسرمایه داران غربی ازنظام سرمایه داری ونئولیبرالیسم  دفاع می کردند ومی کنند،بشدت دردسرآفرین شده است(مثلا می توان حال واحوال کسانی چون ابراهیم نبوی را که هیستری ضدکمونیستی او برکسی پوشیده نیست ویا اکبرگنجی که مدتی قبل جایزه نیم میلیون دلاری بزرگترین تئوریسین اقتصاد نئولیبرال  میلیتون فریدمن را بخود اختصاص داد، دربرابر موج جدید وبلند جنبش ضدسرمایه داری حدس زد). جالب است که بازتاب این جنبش دررسانه ها ونوشته های متعلق به این نئولیبرالهای وطنی حتی ازهمان مطبوعات غربی کمترمجال بروزپیداکرده اند.چراکه این ها اساسا تازه به دوران رسیده هائی هستند که حیات سیاسی وگفتمانی خود را براساس کشف معجزات سرمایه داری وکرامات های معجزه آسای آن بنانهاده اند. بااین همه باید اضافه کرد پس ازمدتی خموشی ودرلاک خود رفتن اخیرا نویسندگان ونظریه پردازان جنبش سبز ویا رفرمبستها وطرفداران پروپاقرض گفتمان لیبرال دموکراسی به تدریج  سرخود را ازلاکشان درآورده و قلم بدست گرفته اند تا با تخطئه این جنبش واینکه گویا اصلا ماهیت  ضدسرمایه داری ندارد بلکه تنها خواهان رفرم هستند وهیچ اثری ازمبارزه طبقاتی وسوسیالیسم ونظایرآن درخواستهایشان وجود نداردوسرمایه داری هم چنان قرص ومحکم وپایداردرسرجای خوداست ،ازکیان وهویت سیاسی واجتماعی خود دفاع کنند.نشریاتی چون روزانلاین ویا نویسندگانی چون کاظم علمداری درسایت مدرسه فمنیستی  تلاش می کنند که این جنبش را به مثابه رفرمی درچهارچوب سرمایه داری فروبکاهند .البته نقد این مطالب مجال دیگری می طلبد.آنچه که دراینجا مورد تأکید است همانا تحریف صورت مسأله وانکارواقعیت ها  آنگونه که هست می باشد.چراکه درمنطق آنها جائی برای وجود وپذیرش اعتراضات ضدسرمایه داری  وجود ندارد، برای آنها اساسا جوامع قطبی و مبارزه طبقاتی موضوعیت ندارد وسرمایه داری بلارقیب وبدون بدیل است.گوئی که همه انسانها همچون خود آنها مسحور ومجذوب عظمت وشکوفائی سرمایه  هستند.بهمین دلیل تلاش آنها با تحریف وانکارواقعیت های عینی  همراه است.بی تردید این جنبش رنگارنگ بوده  ودرصفوف آن گرایشات گوناگونی وجود دارد.هم چنین این واقعیت داردکه  این جنبش ازمطالبات ملموس وفراگیرشروع شده وبه ودربسترحرکت خویش خویشتن را می آفریند و رادیکالیزه می شود.وباید اضافه کرد که پیروزی ویاشکست جنبش ویا میزان  تأثیرات آن غیرقابل پیشگوئی وکسی نمی تواند برای پیروزی آن شرط بندی کند.بااین همه حمله به خط الرأس سرمایه یعنی سرمایه مالی وبانکها وشرکت های فراملیتی وبقول خودشان یک درصدی که نبض وهژمونی نظام سرمایه داری را دردستان خود دارند واکثردولتمردان ونهادها ومجالس کارگزاران آنها محسوب می شوند نمی تواندبه عنوان نوازشی برسرمایه داری تلقی شود.بهرحال نگاهی به سرود اشغال وال استریت درلینک  زیر بخوبی می تواند تفاوت بین آرزوی این حضرات و  واقعیت های جاری  را نشان بدهد.    

  سرود اشغال وال استریت.
Post a Comment