Monday, May 14, 2012

جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟

جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟

جنبش ها مهمترین واقعیت های اجتماعی –طبقاتی بشمارمی روند. نه فقط محصول انباشت نیازهای بی پاسخ مانده هستند بلکه درعین حال متضمن پاسخهائی برای برون رفت ازوضعیت نیزهستند. آنها ازیکسو به مثابه نقدعملی وگزنده ازبنیانهای  نظام حاکم عمل می کنند وآن را بزیرسؤال می برند،وازسوی دیگر حامل  پاسخ های بالقوه رهگشا وچه بسا بکروخلاق برای مهمترین سؤالات پیرامون  جامعه بدیل وبرداشتن گام های عملی درسمت وسوی آن می باشند.
بی تردید دراین جنبش ها وجه  نفی وضعیت موجود نسبت به وجه اثباتی( آنچه که باید جایگزین نظم حاکم بشود) پررنگ  تراست،اما تمرکزبردیالکتیک منفی نه نقطه ضعف که حاکی ازنقطه قوت آنهاست. چرا که نگاه آنها به آینده وجهان دیگر،وعبورازکلیشه های دست وپاگیر بجا مانده ازگذشته است وقرارنیست که ازمیان گزینه های موجود ویا گذشته برگزینند. آنها آنچه را که باید بوجود بیاورند درحین حرکت وبابهره گیری ازخلاقیت وخردجمعی بدست می آورند وتئوری انقلابی هم قاعدتا باید بازتاب دهنده همین تحولات وخلاقیت ها باشد(مگرنه این است که  کمون ها وشوراها را خودجنبش ها آفریدند وسپس تئوریسین ها آنها را دستمایه نظرات خود ساختند). ازهمین رو قبل ازهرچیز باید به جنبش ها خیره شد وازآنها آموخت وازطریق مشارکت و نقدپراتیک مشترک ومعطوف به تغییرجهان  به مسیر پیشارو روشنانی افکند.  هرتحول وتغییر واقعی چه درحوزه عینی وچه ذهنی،مستقیم یا غیرمستقیم،محصول برآمد ونقش آفرینی جنبش ها هستند. لاجرم، آنانی که بدنبال جهان دیگری هستند بیش ازهرکسی وهرجریانی، ناگزیرند که  این جنبش ها را نقطه عزیمت خود قرار دهند ودرمشارکت با آن به سهم خود برخلاقیت وآگاهی آن بیافزایند. اگربه تأسی از ارشمیدس بدنبال تکیه گاهی باشیم که  با آن بتوان  کره زمین را جابجا کرد،این تکیه گاه همانا جنبش های اجتماعی هستند که درفرایند تکوین خود قاطع ترین وژرف ترین تأثیرات را برزندگی وشرایط حاکم برجامعه بجای می  نهند. حتی اگرآنها موفق هم نشوند بازهم تأثیراتشان را نمی توان نادیده گرفت
 اما این جنبش ها ازآسمان نازل نمی شوند بلکه نتیجه بن بست ها و انباشت تضادهای حل نشده یک  دوره  تاریخی، دست آوردهای مادی ومعنوی بشر (ازجمله آگاهی ها و تجارب مثبت ومنفی بدست آمده) هستند وبطورمشخص جنبش های جدید محصول روندجهانی سازی مبتنی برسلطه سرمایه، بحرانهای مداوم وساختاری سرمایه داری ازدهه 60به این سو(وازجمله واکنش به تعرض نئولیبرالیستی انباشت سرمایه)،دست آوردهای انقلاب سوم صنعتی(انفورماتیک)  درعرصه های گوناگون اجتماعی  وارتباطی، و بالأخره تجربه شکست خورده سوسیالیسم دولتی بلوک شرق می باشند. بهمین دلیل درگوهرودرونمایه خود دارای مشخصات و ویژگی های تازه وبکری هستند که منبع الهام بخشی برای گشودن افق های نوواشکال جدیدی ازمبارزه هستند. جنبش های نوین(وحامل پارادایم جدید) دارای پیشینه وقدمت چندین دهه هستند.این جنبش ها درفرایند رشد خود گرچه  دارای فرازوفرودهائی  درتناسب با نوسانات  بحران سرمایه داری و توازن قوای طبقاتی بوده اند،اما  درمجموع سیرصعودی  داشته  اند. دریک نگاه کلی می توان  سیرصعودی آن  را درسه نقطه عطف وسه موج بلند مشاهده کرد:
موج نخست را می توان درجنبش مه  1968 دید که درشرایط پایان رونق سرمایه داری پس ازجنگ دوم  ومقارن با آشکارشدن ماهیت سترون "سوسیالیسم دولتی" بلوک شرق  ولشکرکشی شوروی به اقمارخود، دارای تأثیرات مهمی در فرانسه وسایرنقاط اروپا وجهان بود.موج دوم را می توان درسال 1999 با عروج جنبش سیاتل  واعتراضات گسترده علیه جهانی سازی سرمایه داری  وجنگ افروزی قدرتهای بزرگ سرمایه داری وتقارن آن با فروپاشی بلوک شرق، وتعرض جدید سرمایه داری  نئولیبرال(ونئوکانها)  دید.وبالأخره  موج سوم وبرآمد تازه ای  که با خیرش ها وابعاد گسترده تری همراه است  باشروع فازجدید  بحران سرمایه داری در سال  2008 شروع شد . جنبش خشمگینان اسپانیا و وال استریت وتسری آنها به نقاط دیگری ازجهان  نمونه های برجسته ای ازآن هستند.
این جنبش ها،ازجمله جنبش خشمگینان اسپانیا ازنظرسازمان یابی  درمقایسه با  فروم های اجتماعی جهانی وقاره ای سال های اوائل قرن بیست ویکم  گامی به جلونهاده و با اشغال میادین ونقاط حساس و برگزاری مجامع عمومی مستقیم، ونیز انتشارآن درمحلات ونقاط زیست وکاروآموزش و... وبهره گیری گسترده ازشبکه های اجتماعی واینترنت توانست درابعاد جهانی تأثیرگذارباشد. هم چنانکه درمقایسه بایک دهه قبل این جنبش توانسته است به شعارها وتاکتیکهای خود شفافیت بیشتری به بخشد.

مهمترین مختصات پارادایم جدید را که این جنبش ها تاحدی حاملین آنها هستند  می توان در مؤلفه های زیرشماره کرد:
1- برپایه پیوند ناگسستنی آزادی وبرابری اجتماعی ویا رهائی سیاسی واقتصادی استوارهستند.درواقع جدائی آنها ازیکدیگروقراردادن آنها درتقابل با هم،چنانکه تجربه گواه آنست هردو را مسخ وبی معنامی کند (چنانکه چه سرمایه داری هم اکنون موجود  وچه آن نوعی که دربلوک شرق به نام سوسیالیسم تجربه گردید،هرکدام به نحوخود ویژه ای، بر تقابل وجدائی این دوعرصه استواربوده اند).
2-برقراری دموکراسی مستقیم ومشارکتی مردم، پایه ای ترین بسترحرکتی این جنبش هاست(به مثابه هم استراتژی وهم تاکتیک).درمرکزپارادیم جدید واندیشه دموکراسی مستقیم،باوربه نقش آفرینی کارگران وزحمتکشان وهمه استثمارشوندگان وطردشدگان، ویا بعبارتی دیگر مردم سوژه گی قرار دارد که مبین سپری شدن مرحله تاریخی حزب سوژه گی ،رهبرسوژه گی وسایرمیانجی هائی است  که مستمرا جایگزین نقش آفرینی خود  طبقه بزرگ مزدوحقوق بگیر وطردشدگان ازنظام گشته وآنها را به سیاهی لشکرِفرمان بر تبدیل می کند. دراین راستا وظیفه تمامی گروها وعناصرآگاه ترجز بارورساختن عمل و اندیشه  خودحکومتی و کنشگری خلاق نیست.ازجنبه مناسبات درونی، مردم سوژه گی مبتنی بر رابطه آزاد وهمبسته بین عناصرتشکیل دهنده خود است.طبقه دربرگیرنده بیشماران سوژه های دارای اشتراکات وتمایزات است که برپایه اشتراکات خود به کنش  مشترک می پردازند،بی آنکه  تمایزات آن ها مورد انکارقرارگیرد.
3-دموکراسی مستقیم درعین حال بدون سازمان یابی افقی وبدون مقابله با سلطه و سلسه مراتب قابل تصورنیست. بهمین دلیل عصرسازمانهای سلسله مراتبی وآن ها که مشتاق انباشت قدرت وتمرکزتصمیم گیری برفرازسر کارگران وزحمتکشان به مثابه ابژه ها ونه به مثابه سوژه هائی که قادربه خودرهانی هستند، ودرتجربه های مکررنشان داده اند که برای رهائی وآزادی(آزادی ازسرمایه ودولت آن) ابزار نامناسبی هستند،بسرآمده است.

4-یکی دیگر ازمهمترین مشخصات این جنبش ها رویکرد جهانی آنهاست.آنها ضمن توجه به مسائل مشخص وخود ویژه وبسیج حول آنها، می داننددرشرایطی که سرمایه جهانی است وجهانی عمل می کند،ماهیت مطالبات نیزجهانی بوده  وبدون بسیج وهمبستگی طبقه جهانی امکان عقب راندن و پیروزی همه جانبه بربورژوازی ناممکن است. لاجرم افق اقدامات خود را به چهارچوب دولت-ملتها محدودنمی کنند و تاکتیک واستراتژی  آنها اساسا معطوف به پهنه جهانی وتأمین همبستگی جهانی است.
5-پلورالیسم،تکثر،رنگین کمان بودن، درتناسب باجنسیت،بانوع کاروبابسیاری ازخودیژگی های اقشار گوناگون طبقه بزرگ ومتکثر زحمت وکار درمقیاس جهانی، ازدیگرمشخصات مهم  این جنبش های ضدسرمایه داری است.
6-برای این جنبش ها هدف، تسخیروتصرف ماشین هیولائی دولت و قدرت سیاسی( این ابزارهای بورژوائی سلطه) نیست. وجود دولت براساس تقسیم جامعه به نخبگان ویا حکومت کنندگان وحکومت شوندگان، وبه مثابه ابزارسیطره وقهرطبقاتی بورژوازی بناشده ونفس وجودش بیانگرمناسبات مبتنی براستثماروسلطه طبقاتی است. دربرابرقدرت جداشده ازجامعه ومسلط برفرازآن درجوامع طبقاتی، وباسپری شدن دوران  میانجی های جایگزین طبقه وهمه زحمتکشان، آلترناتیو جنبش های خود رهان، چیزی جزتأسیس مجامع عمومی وخود بنیاد وتأمین خودحکومتی آنها درسطوح گوناگون جامعه نیست که البته درهرگام واقعی مبارزه  به اندازه ی که می توانند آن را برپامی دارند.
7-ازنظرشیوه مبارزاتی مبنای حرکت آنها براساس  مبارزات ضدسیستمی وخارج ازسازوکارهای  نظام حاکم ،اشغال فضا-مکانهای تحت کنترل بورژوازی  وفشارازبیرون به سیستم برای تحمیل مطالبات معین  تا جایگزینی آلترناتیوخویشتن است. سخنگویان ورابطین وتسهیل کنندگان و..همه وهمه درخدمت نقش آفرینی هرچه بیشترآنها به مثابه کنشگران آزاد وفعال وخود سازمانده قراردارند.نمایندگی به معنی تفویض حق تصمیم گیری،که حاصلی جزازخود بیکانگی ومسلط کردن نیروی غیرومتعلق به  بورژوازی برخود ندارد،امری است که جنبش های جدید تا آنجا که می توانند وتاآنجاکه درتوان آنهاست، درجهت امحاء آن می کوشند.بی تردید همه اینها بصورت یک فراینداست وضربتی ناشدنی است،اما جهت گیری عمومی دراین سمت وسواست ووظیفه نیروها وگروهائی که باوردارند سوسیالیسم جزبدستان خود کارگران وزحمتکشان ساخته نمی شود،تقویت همین رونداست.

8-گستره طبقه. دردوران جدید به مقتضای تحولاتی که درمناسبات تولیدی و جهانی سازی و ساختارهای نظام سرمایه داری صورت گرفته ومی گیرد،وباتوجه به سلطه تقریبا فراگیرورسوخ یافته مناسبات سرمایه داری  به تمامی نسوج و بافتهای جامعه بشری(نه فقط درکارخانه ها وکارگاه ها، بلکه به تعبیری تبدیل جامعه به کارگاههای بزرگ تحت کنترل واستثمار سرمایه) ،ماشاهد تغییرات عظیمی نه فقط درگستره کمی نیروی کار ودرترکیب پلورالیستی ومتکثرآن،بلکه هم چنین درهم تنیده شدن بیش ازپیش کارفکری ومادی وافزایش نقش ارزش افزائی کارگران فکری،گسترش کمیت مازادجمعیت و بیکاران دائمی که سرمایه داری قادربه جذبشان نیست(ولاجرم افزایش وزن جوانان بیکارومبارزات  برون سیستمی آنها) ونیزاهمیت بخشهای بازتولیدی ومغفول مانده درکل تولید وارزش افزائی آن (ازجمله کارخانگی ویا  دانشگاها ومدارس به مثابه محل پرور ش نیروی کارمتخصص ...) هستیم.باین ترتیب یک طبقه جهانی متکثرورنگین کمان ضدسرمایه داری وتحت اسثتمارمستقیم یا غیرمستقیم بوجود آمده است که به  قطب بندی جامعه درمعنای تقابل اکثریت بسیارعظیم دربرابراقلیت محدود معنا بخشیده است.
9-درک چند وچند وجهی  ازمبارزات طبقاتی،جایگزین درک تک بعدی گذشته ازآن  شده است. چنانکه  مبارزه ریشه ای برای حفظ محیط زیست،مبارزه برای صلح (علیه جنگ، تجارت اسلحه، میلتاریسم،تسلیحات هسته ای...)،مبارزه ریشه ای برای برقراری برابری جنسیتی ویا مقابله با بحران مهاجرت وتبعیض های ملی ونژادی و.... جدا ازمبارزه طبقاتی علیه سلطه سرمایه داری وعلیه سودمحوری وتبدیل شدن آنها به کالابرای فروش وسودبیشتر،وعلیه بیکارسازی و.... نبوده وهمه آنها وجوهی ازانکشاف مبارزه طبقاتی پیچیده وچندوجهی را تشکیل می دهند.نباید فراموش کنیم که با انتگره شدن سرمایه با جوامع بشری وهمه حوزها وجوانب گوناگون آن وتسلط مطلق فرماسیون سرمایه داری برجهان وجوامع امروزین،رابطه تنگاتنگی بین منافع وسلطه سرمایه با انواع تبعیضات کهنه وجدید جوامع بشری بوجود آمده است که مبارزه علیه این تبعیضات اگربخواهد ازاصلاح جزئی دراین یا آن مورد فراتربرود، وریشه ای تربا معضل برخورد کند، بدون مبارزه  با سلطه سرمایه  وازجمله با وجوه درونی شده فرهنگ وارزشهای بورژوائی درصفوف زحمتکشان ودریک کلام یک مبارزه طبقاتی چندوجهی ومرکب ناممکن است.
*****
بی تردید ما دریک دوره انتقالی بسرمی بریم وپارادایم جدید وویژگی های آن  نیز درحال شدن وتعمیق  یافتن بوده  وباندازه ای مشهود وقابل استناد ومسجل هستند  که خود جنبش ها آن را بیافرینند وبه روی صحنه مبارزه طبقاتی بیاورند. ازهمین روتدقیق وشفاف شدن کامل آنها تنها می تواند درطی یک فرایند، درمتن پراتیک تغییرجهان وآزمون وخطای آن، نقدوگفتگو، وجمع بندی توسط کنشگران  والبته بهره گرفتن ازنظرات وتئوری های اندیشمندان وصاحب نظران اجتماعی صورت گیرد.
**************

*- جنبشاعتراضی موسوم به «ایندیگنادوز» یا «خشمگینان» در اسپانیا به مناسبت سالگرد این جنبش درمادرید و80شهراسپانیا سازماندهی شده است که قراراست علیرغم فشارهای پلیس تاچهارشنبه ادامه پیداکند.دراولین گردهمائی  اعتراضی این جنبش درمادرید حدود صدهزارنفردرمیدان خورشید جمع شدند..
گزارش تلویزیون اورونیوز ازجنبش اسپانیا به مناسب برگزاری اولین سالگرد آن،گوشه ای از ابعاد واهمیت این جنبش وقدرت بسیج آن  وهم چنین برخی مشخصات این جنبش را  به تصویرمی کشد. متن گزارش چنین است:
جنبش برآشفتگان، بزرگ‌ترین جنبش اجتماعی  از زمان سقوط دیکتاتوری فرانکو است که در ۱۵ مه سال ۲۰۱۱ در اسپانیا شکل گرفت. دعوتی که از طریق شبکه‌های اجتماعی، معترضان خشمگین را در ۵۸ شهر این کشور به اعتراض علیه واکنش‌های طبقه بالای سیاسی به بحران اقتصادی فراخواند.
شعار اصلی معترضان «دموکراسی واقعی فوری» بود که تظاهر کنندگان را طی روزهای انتخابات شهرداری‌ها و انتخابات منطقه‌ای در خیابان‌ها نگاه داشت. معترضان خشمگین در سایه بسیج مردمی برای «خودداری از رای دادن» و مبارزه با قانون، استفاده قاعده مند از اینترنت چنان قدرتمند ظاهر شدند که دولت اسپانیا را در بهت و حیرت فرو بردند.
هزاران نفر در مادرید در میدان “پورتا دل سول” گرد هم آمدند. شهرهای دیگر اسپانیا نیز از قافله عقب نبودند. گام‌های کوبنده تظاهر کنندگان به خوبی از حضور چشم گیر آن‌ها در این حرکت اعتراضی حکایت داشت.
جنبش گرچه مبتنی بر پرهیز از خشونت، نبود سلسه مراتب و استقلال از احزاب سیاسی یا اتحادیه‌های کارگری بود، اما معترضان را به نافرمانی مدنی فراخوانده بود و این خود بهانه‌ای را برای حمله به یک ساختمان دولتی در بارسلون بوجود آورد.
معترضان برآشفته روز ۱۲ ژوئن سال گذشته میدان پورتا دل سل را ترک کردند. اما مطالبات خود را بصورتی منسجم طرح کردند. جنبش با سازماندهی و ایجاد شعبه‌های محلی به راه خود ادامه داد و مرزهای اسپانیا را پشت سر گذاشت؛ فرانسه، ایالات متحده آمریکا و آلمان و سرانجام با فراخوان روز ۱۹ ژوئن برای بسیج بین المللی معترضان. در حال حاضر این جنبش در ۷۰ کشور و به پشتوانه حامیان و سازمان‌های مرتبط با آن همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
اما چه کسانی در پشت مبارزات این جنبش هستند؟
جوانان بیکار و فاقد تحصیلات که نیمی از آن‌ها کاری پیدا نکرده‌اند. با بحران جدی مسکن و پس از ترکیدن حباب رونق ساخت و ساز در سال ۲۰۰۸، معترضان خشمگین دلیلی برای دفاع از حق خود پیدا کردند. و همینطور آنهایی که توان پرداخت اقساط وام‌های مسکن خود را ندارند ولی ملزم به پرداخت آن هستند.
برآشفتگان برای این گروه‌های محروم مبارزه می‌کنند و طی یک سال، موفق شدند تا از انفجارهای متعددی جلوگیری کنند. تنها در مادرید ۷۰ مورد از آن گزارش شده است.
گرچه جنبش برآشفتگان در برخی لایه‌های سیاسی و اقتصادی از اعتبار چندانی برخوردار نیست، اما بی تردید مبارزاتش به منزله بزرگ‌ترین افتخارش به شمار می‌آید.
لینک گزارش:  

*-


Post a Comment