Friday, February 07, 2014

!لیست سیاه جدیدآمریکا چه هدفی را دنبال می کند



رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه است!
وآمریکا نگران ازهم پاشیدن نظام تحریم ها برایران است!. 
سیاست آمریکا درمورد تحریم ها، سیاست استفاده توأمان ازگاز و ترمزبوده است تا بتوان با سرعت کنترل شده و اندکی جلورفت و اجازه نداد ماشین دوربردارد.

چرا که بنظرآنها بدون فشارسنگین تحریم، نه شرایط مذاکره وجود داشت و نه اهرمی برای گفتگو و دست یابی به پیمانی مطلوب و درازمدت درمورد سیاست هسته ای حکومت ایران وجود خواهد داشت. با این وجود همان گشوده شدن دریچه کوچک و محدود لغو تحریم، به خطری برای ازکارافتادن اهرم تحریم هاست. واکنش های خشم آگین و گسترده دولت آمریکا نشان می دهد که خطرگشوده شدن این روزنه کوچک جدی است.اگرچنین اتفاقی بیفتد و صفوف دولت های مذاکره کننده با دولت ایران چندپاره بشود، دولت آمریکا از چندین جهت بازنده واقعی خواهد بود:
اولا فشارهای دولت اسرائیل و مخالفت مجالس کنگره و سنا چندین برابرخواهند شد. ثانیا رقبای آمریکا با خیزبرداشتن برای نفوذ و تصاحب بازارپرسودایران شرکت های آمریکائی را که بدلیل چندین دهه قطع رابطه از مزیت کمتری در بازارایران برخوردارند به عقب خواهند راند. ثالثا و مهمتر از همه، برسرمیزمذاکرات برای توافق پایدار با دولت ایران اهرم  برنده ای در اختیاراین قدرت ها  برای چانه زنی و گرفتن امتیازوجود نخواهد داشت.
بی تردید چنین وضعیتی برای دولت آمریکا آنهم در شرایطی که انتخابات داخلی برای انتخابات مجلس در پیش است، درحکم دهان سوخته و آش نخورده خواهد بود. انتقاد و هشدار دولت آمریکا به دولت سوریه درمورد کندی نابودی سلاح های شیمیائی پس از دست دادن اهرم حمله نظامی هم، دلیل مضاعفی برای دولت آمریکا شده که نباید بیش از اندازه و بطورزود رس اهرم های فشار را تضعیف کرد. تهدیدهای مقامات دولت آمریکا و بکارگرفتن زبان تهدید کلامی بخشی از تلاش برای ایجادموازنه بین دیپلماسی و تهدید ا ست.  
چنانکه درمورد ایران شاهدیم بنابه ضرب المثل از تو یک اشارت ازما به سردویدن،  درپی توافقنامه موقت و محدود ژنو و قبل از آن که باصطلاح مرکب آن خشک شود، شاهد هجوم بی سابقه هیأت های سیاسی و اقتصادی اروپائی و از جمله هیئت اقتصادی هستیم. خلاصه کورس رقابت برای داشتن سهم بزرگتری از کیک بازارایران چنان بود که سخت دولت آمریکا را نگران ساخت و موجب هشدارها و اخطارهای جدی به بقیه دولت ها و هیأت های اقتصادی شد که مواظب باشند از حول حلیم توی دیگ نیفتند!. دراین رابطه بویژه ابعاد خیز دولت و بنگاه های اقتصادی فرانسه و قرارداد بزرگ ایران و روسیه درمورد مبادله نفت و کالا که آمریکا و تلاش های ترکیه برای گشایش وسیع تراقتصادی برجسته هستند.
 واقعیت آن است که دراین عرصه دولت آمریکا عملا تنهاست و حتی متحدینی چون دولت انگلیس و یا دولت فرانسه نیز از او حمایت نمی کنند. کشورهای اروپائی بویژه انگلیس و ایتالیا و آلمان و حتی تاحدی فرانسه براین باورند که نباید موقعیت دولت روحانی را هم چون زمان خاتمی درزمان بوش پسر با سیاست های تند و یکطرفه تضعیف کرد. به هرصورت دولت آمریکا برای که نشان دهد که آن اخطارها جدی است و باکسی حتی با دوستان و هم پیمانانش شوخی ندارد، دراقدامی جدید ناگزیرشد که برای باردوم دربحبوحه مذاکرات افراد و شرکت های تازه ای را در لیست سیاه خود قراردهد که با تهدید مقابله به مثل دولت ایران هم مواجه شد. دراین رابطه چند نکته زیر برای مشاهده سیمای حاکم برمناسبات بین المللی و زیرذره بین قراردادن آن واجداهنیت است:
الف- یک جانبگی اقتصادی
فشارها و تهدیدهای تازه  آمریکا بار دیگر ماهیت شکننده اجماع جهانی موردادعای دولت آمریکا درمورد بحران هسته ای و نظایرآن را نشان می دهد. واقعیت آن است که فشاریک جانبه اقتصادی ناشی از مراوات عظیم اقتصادی فی مابین سایردولت ها با آمریکا و تهدید یک جانبه به تنبیه و یا قطع حضور آنها در بازار آمریکا شالوده اصلی تحریم های فراگیر را تشکیل می دهد. فشارهائی که شامل مهمترین اقتصادهای جهانی یعنی اروپائی ها و چین  تا  روسیه وژاپن و برزیل و کره جنوبی و ترکیه و همه و همه شده که ماهیت آن جیزی جزسیاست یک جانبه گرائی اقتصادی، سیاستی که اهرم های اقتصادی – درقیاس با دوره بوش را که فشارهای سیاسی اهرم اصلی را تشکیل می داد و البته ناکارآیندهم بود- نقش اول را بازی می کند. این سیاست البته سیاستی است که تحت پوشش بحران هسته اایران در عین حال درخدمت تحمیل و تضمین برتری و هژمونی دولت آمریکا بردیگرکشورها و در دیکته کردن سیاست های جهانی است. سیاستی که درعین حال کلا با آموزه ها و ادعاهای بازارآزادمورد ادعای این دولت  نیزنسبتی ندارد. چرا که عملا داد و ستدجهانی را تحت الشعاع امیال یک کشورقرارمی دهد. درست باین دلیل که اهرمی برای تحمیل هژمونی دولت آمریکاست سایرقدرت ها راغبند که  وقتی فرصتی چون توافق های ژنو و امثال آن  بدست آید آن را خنثی و یا تضعیف کنند.
2- نقش دولت ایران درحصول این اجماع:
واقعیت آن است که نقش رژیم ایران ( ازجمله دولت احمدی نژاد) نیز متقابلا در بوجود آوردن اجماع جهانی و راندن کشورهای اروپائی و یا منطقه ای به همراهی در اعمال تحریم هائی که دولت آمریکا آن را از نظر وسعت فراگیرش درسطح جهانی بی سابقه عنوان می کند، نقش کلیدی داشت. هیچ کسی باندازه خامنه ای و احمدی نژاد با سیاست های احمقانه و جنایتکارانه و البته تهدیدهای توخالی خود درایجادچنین وضعیت که موجب صدورقطعنامه های متعددسازمان ملل و نیزتحریم های بیرون از آن سازمان گشت موثرنبوده اند. آنها سالها درمنطقه کوررانندگی کرده وبهترین دست آویزها را برای دولت آمریکا و اسرائیل و دیگران فراهم ساختند. یکی از احمقانه ترین کارهای آنها گزین وزیرنفت از سپاه بودکه درلیست سیاه تروریستی قرارداشت و رژیم هرگز فکرنمی کرد که کفیربه ته دیگ درآمدهای نفتی برخورد. ابعادجنایت ها و ندانم کاری تا آن تاحدی بود که امروزه مثلا با اعلام توزیع سبدکالائی مختصری از گوشت وبرنج چندکیلوئی شاهدهجوم مردم مستاصل و گرسنه و نگران آینده در کشوری که صاحب یکی از بزرگترین منابع نفتی و گازی است هستیم که حتی حسن روحانی را وادارساخت دربرابرسوائی و شرمندگی به بارآورده  و نیز فشاررقبا به پوزش خواهی نسبت به آن نوع توزیعی که این بدبختی و فلاکت عمیق  را درمعرض دیدجهانی قرارداده است، به نماید. و حال آنکه آنچه که رقبا به آن حمله می کنند صرفا خواستارحذف صورت مسأله یعنی بدبختی و گرسنگی و استیصال  گسترده است که درطی سالیان درازحاکمیت انحصاری خود بوجود آورده اند. آنها بجای آنکه از مشاهده چهره های رنجور و آکنده از فقر و ناامیدی مردم شرمگین باشند از به نمایش درآمدن این دست پخت خود درانظارجهانیان خشمگین اند. بهرحال با هیچ ترفندی نمی توان دامنه فلاکت و فقر را که درطی این سالها بوجودآورده از چشم جهانیان پوشیده نگهداشت.
3- نکته سوم آن است که شعف دولتمردان آمریکا در مورد ابعادتأثیرات تحریم و افتخار به آن و تهدید به کارگیری آن در ابعاد گسترده (چه توسط نمایندگان سنا و کنگره و چه توسط اوباما درصورتی که مذاکره با شکست مواجه شود) نیز یک سیاست عمیقا غیرانسانی و ضدبشری و شرم آوری است که نباید به آن میدان داد و اهرم آنرا تیزکرد. نباید به هیچ دولتی چه دولت خودی و چه دولت های رقیب اجازه داد که از سیاست گرسنگی دادن و اهرم اقتصادی برای اهداف و مطامع خودسودجویند. نابودی صدها هزارکودک عراقی درپیش ازجنگ آمریکا و عراق که لکه ننگی بروجدان بشریت است  بقدرکافی شرم آور و جنایتکارانه بوده است که  تکرارش را برای هیچ کشوری آرزوکرد.
فشارو مبارزه به دولت ها ازجمله رژیم ضدانسانی وتبه  کارجمهوری اسلامی را نباید به فشاربه مردم تبدیل کرد. خالی کردن آب حوض برای صیدماهی مقصود، سیاستی که دولت های غربی درپیش گرفتند، سیاست شرم آوری است که هجوم مردم گرسنه و نگران ایران درمورد بسته های کمکی اخیرتنها گوشه ای از آن را برملاکرد.
جالب است اکنون شاهدهمزبانی عجیب و یکدست نیروهای تندروداخلی از سپاه و مصباح و نمایندگان تندرومجلس با نومحافظه کاران و جناح های تندروداخلی آمریکا و دولت اسرائیل هستیم و این درحالی است که آنها همیشه هرنوع همزبانی ولو ظاهری مخالفان خود را دلیل سرکوب مخالفان و سندی بر نوکری و عامل نفوذی بودن  شیطان بزرگ و سایرقدرت ها عنوان می کرده اند و اکنون خود بدجوری این دراین تله خود کنده شده گرفتارآمده اند!.
ناگفته نماندکه رژیم ایران هم درداخل به نحودیگری حرکت با ترمزو گاز را پیش گرفته است. چرا که او هم نگران گشادشدن سوراخ تنگ سیاست مماشت با قدرت های بزرگ و تسری آن به سایرحوزه ها ست که مبادا منجربه عقب راندن و شکستن تدریجی ن ن ون و نننننن   رنننننفضای سنگین رعب و امنیت در سایرعرصه های اجتماعی و سیاسی که درطی سالیان درازتنیده شده، گردد. بهمین دلیل با تمام قوا و خشم شاهد تشدید فشاربه کارگران و فعالین و دانشگاهیان و روزنامه ها هستیم و باکوچکترین و خطا و اعتراضی سران دست نشانده قوه قضائیه و نهادهای امنتیی که امروزه به سنگر باصطلاح قانونی (قانون چماق) دولت موازی تبدیل شده اند برای تنبیه کارگران معترض و فعالان کارگری و یا گشوده شدن فضای بحث و گفتگو پیرامون عواقب فاجعه بارسیاست های هسته ای سخت به تکاپوافتاده و چنگ و دندان نشان میدهند.                                                                                                    بهرحال شرایط تازه ای در فضای سیاسی داخلی و بین المللی ایران درحال پیداشدن است. که استفاده سنجیده از این فرصت ها برای به چالش کشیدن رژیم و توانمندسازی پایه های جنبش، هوشیاری مردم و فعالین را می طلبد.




Post a Comment