Tuesday, May 02, 2017

پارادوکس سونامی خرده رویدادها و داشتن درکی روشن از مسیرحرک

!پارادوکس سونامی خرده رویدادها و داشتن درکی روشن از مسیرحرک

اکنون اوضاع جهان یعنی آن کلی که هم چون ظروف مرتبطه همه را در برمی گیرد چنان آشفته و بحرانی است که تمرکز یک جانبه و غرق شدن در جزئیات و مسائل خرد و ریزاز جمله در همین فیسبوک و دیگررسانه ها چنان است که مانع از دیدن 
واقعیت های بزرگ و حقایق کلان و سرنوشت سازمی شوند و یا آن را کمرنگ و هم ارزآن رویدادهای جاری می کند که تولید
   و انتشارروزانه آن سر به تریلیون ها می زند
از حمله آن مولفه های کللان بحران دموکراسی و چالش های بیشاروی آن است. در مقاله جنبش کارگری و عروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم سوزان و مهاجم هم آمده که با یک مثلت بحران درهم نتیده ای مواجه هستیم، که شکاف طبقاتی نجومی، بحران دموکراسی و بحران زیست محیطی سه ضلع آن را تشکیل می دهند. ابعاد آن فراگیرتر از این حرف هاست ، چنانکه خود را در همه لحظه لحظه های زندگی و لنگیدن چرخ آن نشان می دهد. گرچه هرکس به زبان خود و ازمنظرمنافع و جایگاهی که در آن ایستاده است به این بحران می نگرد اما ممکن نیست کسی بتواند آن ها را نادیده بگیرد. و بحران اگر واقعی باشد هیچ کس نمی تواند از آن عبورکند و هم چون مددریا همه را درگیرخود می کند. سخنان اخیررئيس جمهورآلمان پیرامون تهدیدات بزرگی که دموکراسی را تهدید می کند و شیفتگی ی نسبت به اقتدارگراپی از آن جمله است. اما با نگاه به ریشه های بحران معلوم می شود که او فقط از یک منظر یعنی تهدید«دموکراسی » موردنظرش از برآمدقتدارگرایان و جناح رقیب به این بحران نگاه می کند... یعنی تنها به وجهی و جلوه ای از این بحران نظردارد. همان وجهی که موجب ظهورترامپ ها و لوپن ها و جریان آلترناتیوآلمان و.... شده است و حال آن که بحران دموکراسی فراگیرتراز این حرف هاست: سلطه همه جانبه یک درصدی ها برماشین دولتی و از کارافتادن تقریباکامل سیستم نمایندگی و انتقال تصمیمات واقعی و سرنوشت ساز به نهادها و قدرت های بیرون پارلمان ها جلوه های مهمتری از این بحران هستند که به سو به ریشه های بحران دارد... امروز چپ ها و مدعیان جهانی دیگر باید قدری از هیاهوها و فروریزی آوارخرده رویدادها -سونامی جزئیات و کائنات لایک زدن ها- و یا مشغله های مضحک فرقه گرائی که فقط مسائل قبیله ای بسیج اشان می کند- و فیسیوک و.. که هم چون آئینه تمام قدی عیوبمان را به نمایش می گذارد، بیرون آمد و با نگاهی کلان به همین خرده و ریزها به مثابه نشانه ها و عوارض بیماری نگریست و در عین لمس کردن جزئیات کل پیکره بحران را نیز لمس کرد و دیالوگ ها و گفتگوهای خویش را به سمت ریشه ها جهت داد.
هویت و کنشگری چپ امروز در گرونگاه کلان به ماهیت و مولفه های اصلی بحران و گفتگو و تعمیق درک و کنش خود از ماهیت واضلاع بحران و پیوندهای تنگاتنگشان و با ابنوه بحرانهای ثانوی و مهم و انفجاری برآمده از آن که متقابلا برآن ها تاثیر می گذارند گره خورده است. مثلا همین آقای رئیس جمهور نمی گوید و نمی پرسد که منشا انفجاربحران مهاجرت و یا تروریسم که این گونه آرامش و آرایش کیان و صفوف سیستم مستقر در کشورهای پیشرفته سرمایه داری را بهم ریخته است از کجا نشات گرفته و می گیرند و چگونه باید با آن ها مقابله کرد و ریشه اشان را خوشکاند.... بدیهی است که تا پاسخ های بدیل بقدرکافی صیقل نیابند و فراگیر نشوند جزجابجائی چهره و حزب ها و دست بدست شدن تصدی ماشین قدرت از میان رقبای درون سیستم چیزی تغییرنمی کند. تداوم رنج زحمتکشان و تهدیدهای که بشر و کره زمین را تهدید می کند هم چنان جان سخت خواهند ماند... تغییرات ژزفترو معطوف به ریشه حاصل خشم و خواست تغییر+ درک روشن تر و شفاف تری از مسیر حرکت و افق پیشاروست.   و انتشارروزانه آن سر به تریلیون ها می زند. خشم و خواست تغییر+ درک روشن تر و شفاف تری از مسیر حرکت و افق پیشاروست


          
Post a Comment