Wednesday, November 17, 2010

!جدال جمهوری اسلامی وافکارعمومی جهان پیرامون سنگسارسکینه محمدی


جدال جمهوری اسلامی وافکارعمومی جهان پیرامون  سنگسارسکینه محمدی
شهروندی جهانی ودردسرهای جمهوری اسلامی!
ابرقدرت افکارعمومی
مدتی است که مخالفت با حکم سنگسارسکینه محمدی ومقابله با آن تبدیل به یک کارزارجهانی شده است که پیش ازآن کم سابقه بوده است وبیادماندنی ودرس گرفتنی.
دامنه چنین مخالفتی چنان گسترش یافته وهمه گیرشده که حتی مقامات مهمی چون رئیس جمهورآمریکاوصدراعظم آلمان  ووزیرامورخارجه فرانسه نیز به ابرازمخالفت علنی با آن پرداخته  وخواهان لغوآن شده اند. بااین وجود موتوراصلی این اعتراض های جهانی خیل گسترده ای از فعالان حقوق بشروسازمانهای مدافع حقوق زن  وروشنفکران و هنرمندان دراقصی نقاط جهان وازجمله فعالین ایرانی هستند که به اشکال گوناگون وابتکاری،برانگیختگی واعتراض وجدان بشریت را نسبت به خطروقوع این جنایت به نمایش می گذارند.بطوری که فوکوس افکارعمومی ونظارت روزمره آن نسبت به چگونگی پیشرفت این پرونده واقدامات دستگاه قضائی دراین باره بدجوری رژیم  جنایت واعدام را درمخمصه قرارداده است.اشکال اعتراضی بسیارمتنوع بوده وازتجمع وطومارونظارت وخبررسانی روزمره ودهها نوع دیگرگرفته تا نیمه برهنه شدن زنان معترض به آن دراوکراین- اقدامی که عمله وانصار رژیم دراوج خشم آنرا "اعتراض مبتذلانه" نامیده اند- را دربرمی گیرد.
 برای مقابله وبی اثرساختن این حساسیت  وبرانگیختگی جهانی، رژیم تبه کارولایت فقیه،تلاش های مذبوحانه و فراوانی را بکارگرفته است:تشکیل شوهای تلویزنی مبنی براعتراف گیری ازسکینه محمدی وفرزندوی،تادستگیری وکلای مدافع  وخبرنگاران آلمان واتهام جاسوسی به آنها.آخرین اقدام ازاین نمونه شوی تلویزیونی جدیدی است که  پیرامون این مساله ترتیب داده  واززبان سکینه وفرزندش درمذمت جهانی شدن این پرونده  وتخطئه این اعتراضات برپاکرده است.غافل ازآنکه طشت رسوائی این نوع نمایشات مضحک ومهوع ازبام افتاده است وبرعکس بیش ازپیش موجب افزایش انزجارو خشم عمومی وبرملاشدن ماهیت ناانسانی وآدمخوارنظام اسلامی می شود.مشکل رژیم آن است که هم اجرای سنگسارسکینه برایش بیش ازاندازه پرهیزینه شده  است وهم هرنوع عقب نشینی می تواند تعبیربه شکست وی و پیروزی مخالفان سنگساروتشویق آنها گردد.وباتوجه به اینکه حاکمیت اسلامی درفاز انحطاطی خود بیش ازهرزمان مترصد اعمال خشونت و اجرای قواعدقرون وسطائی فقه اسلامی است،این عقب نشینی برای رژیم  دارای پی آمدها و عواقب فراموردی است. رژیم نگران تسری وتعمیم این گونه فشارها به عرصه ها و موضوعات و جنایت های بیشمار دیگری است که هرروزوهرساعت مرتکب می شود.ازهمین رو کوشش می کند باترتیب دادن سناریوهای گوناگون وتاخت زدن این مساله با مسائلی چون جاسوسی ویا باحربه اعتراف گیری ومحتملا تغییرنوع مجازات ازسنگساربه اعدام ونظایرآن برای خود راه گریزی پیداکند.واین درحالی است که کوچکترین اقدام وترفند ومانورش زیرذره بین نگاه فعالین وافکارعمومی جهان قراردارد. ما بایک پرونده با برد جهانی مواجهیم، فی الواقع مخالفت با ارتکاب چنین جنایت سبعانه ای، کیفرخواست علیه رژیمی است که بقاء ودوام خود را درانجام این گونه  آدم کشی ها می داند. اینکه بشریت امروزنمی تواند ارتکاب به چنین قساوتی را شاهد باشد ودم برنیاورد،آن چالشی است که ارکان نظام نابهنگام ولایت فقیه را به لرزه درآورده است.
درهرحال کانونی شدن سنگسارسکینه محمدی درمقیاس جهانی،نمونه درخشانی است ازماهیت جهان شمول حقوق پایه ای بشرصرفنظرازمقررات وتعلقات ملی و قومی ومذهبی وبویژه حساسیت روزافزون نسبت به بی حقوقی مضاعف زنان که نقض فاحش آن دررژیم ولایت فقیه ونظام های مشابه آن بیدادمی کند.هم چنین شاهدی است برفرایند پژمرده شدن قلمرواقتدار حاکمیت دولت -ملت ها و مرزهای ملی  ودرهم شکسته شدن حرمت وتبعیت آوربودن قوانین ملی-بومی وبالأخره بیانگر نقش فشارافکارعمومی در جهان درحال بی مرزشدن  ازقضایکی ازخطاهای استراتژیک جمهوری اسلامی همانا نادیده گرفتن نقش روزافزون عوامل فرامرزی وسست شدن برج های حفاظتی قلمروهای ملی است که موجب ارزیابی های غلطی ازمعادله توازن نیرومی گردد.
دستگاه حاکمیت واحمدی نژادبا عربده های پایان ناپذیرخود دایما دم ازالگوی نظام جمهوری اسلامی برای جهان می زنند که گویا برای تمامی مشکلات ودردهای جامعه امروزبشری نسخه های حاضرآماده و نجات بخشی درخرجین خود دارند.آنها خود را قدر قدرتی فرهنگی وارزشی می دانند که آماده اند برای حل مشکلات جهانی پای میزمذاکره با قدرت های بزرگ به نشیند.دلیل عمده این نوع هذیان گوئی ها،کانونی شدن بیش ازپیش تحولات درونی ایران درمقیاس جهانی است.او "راست" می گوید.درواقع  اقدامات تبه کاران حاکم  برمردم ایران درجهان امروز"الگو"شده است ولی نه برای سرمشق گرفتن بلکه یک الگوی منفی که مشام جهان را می آزارد.یعنی الگوئی که برای تقویت رهائی وآزادی ومدنیت انسانی در جهان باید باتمام مظاهرآن مبارزه شود.درحقیقت فوران رسوبات وگنداب ها ومانداب های قرون وسطائی درقرن بیست ویکم، وجدان  بشریت را به دردآورده وسبب نضج عزم و انگیزه ای شده است برای تصفیه حساب با بقایای چنین رسوباتی درجهان نوین. دراین میان مردم ایران بیش ازشهروند هرکشوری باید باوجدان معذب خودو بارسوبات بجامانده ازکثافات قرون وسطا وسهم خویش درآن تصفیه حساب کنند.نمره دستگاه ولایت وبویژه احمدی نژاد درجهانی کردن مبارزه با رسوبات ولجن های تاریخی  20 است.دستش درد نکند!

Post a Comment