Tuesday, May 29, 2018

آیا حلقه های اعتصاب های سراسری دارند شکل می گیرند؟ چپ و اعتراضات سراسری

 آیا حلقه های اعتصاب های سراسری دارند شکل می گیرند؟  
چپ و اعتراضات سراسری
از متن نوشته:
چپ البته هنوز هم در نقش چرخ پنجم عمل کند و هنوزهم نتوانسته از خواب زمستانی خود بیرون بیاید. چپ اگر نتواند همراه با این روند های موجود در جامعه به نیروهای خود آرایش سراسری-البته با توجه به وجودتکثرها و پرهیز از الگوهای سنتی و یکدست ساز- باید گفت که از هم اکنون قافیه را باخته است... آن چه که چپ لازم است در این لحظه های حیاتی بداند آن است که خودش بیش از همه و دیگران نیاز به آموزش و بازسازی دارد که البته این مهم در متن مبارزات عمومی و در پیوندفعال با آن ها قابل تحقق خواهد بود. امردشواری که البته به تدریج و طی یک فرایند صورت می گیرد. اما گام های اولیه آن باید در همین شرایط و لحظه ها برداشته باشد. بدترین واکنش بازگشت به همان رویای کهنه و شکست خورده دهها بار تجربه شده است: اتحادفرقه ای چندفرقه. اتحادمعطوف به جنبش کیفیت دیگری دارد. اگر اولی حرکت در دایره بسته است دومی حرکت در بستری بازاست. اتحادعمل توسط چپ در کلیت خود-سوای گروه بندی ها و گرایش ها و حربی و غیرحزبی و منفرد و غیرمنفرد و داخل و خارج و..... حول دفاع فعال از مطالبات جنبش از یکسو و گشودن دیالوگ های سازنده حول پروبلماتیک های جنبش و شرایطخطیرداخلی و منطقه ای و جهانی از سوی دیگر، ترجمان عملی چنین شروعی است. 
اعتراض کامیون داران وارد هفتمین روز خودشد که با وجودتلاش گسترده رژیم و سپاه برای درهم شکستن عزم اعتصاب گران، و با وجوددادن وعده افزایش ۲۰٪ کرایه ها، حتی صفوف اعتصاب کنندگان با پیوستن رانندگان و کامیونداران نقاط دیگر کشور تقویت هم شده است. با توجه به نقش حیاتی و استراتژیک شبکه های حمل و نقل اعم از کالا و مسافر در اقتصاد و خدمات شهری و کشوری، آن ها بالنسبه دارای قدرت چانی زنی مناسبی هستند بخصوص که اکثرا با دولت و پی آمدهای تصمیمات آن هم سروکاردارند. شاخه های مختلف صنعت حمل و نقل اعم کامیونداران و اتوبوس های شهری وبین شهری وتاکسی ها و مینی بوس ها و نیز حمل ونقل ریلی وهوائی بخش گسترده ای هستند که عموما هم با افرایش تورم و گرانی از اوضاع ناراضی و خشمگین هستند و اگاهی نسبتا خوبی هم از اوضاع و تحولات کشورو... دارند.
این گونه حرکات صنفی چند نکته را نشان می دهند: نخست افزایش محسوس سطح اعتراضات پس از خیزش دیماه است، دوم آن که عدم رضایت به افزایش ۲۰٪ نشان دهنده آن است که وضع گرانی و بحران آن چنان وخیم و صعودی است که این گونه افزایش ها هم پاسخ گونیست و اساسا در روندی قرارداریم که این گونه وعده ها و افزایش و رفرم ها دیگر پاسخ گوی وضعیت نیستند. سوم آن که رژیم قادر نیست به آسانی صفوف اعتصاب کنندگان را در هم بشکند و علیرغم آن شاهد شکل گیری حرکت های سراسری هستیم. چهارهم آن که این گونه حرکت های صنفی صرفنظر از بهبودنسبی ولو کوتاه مدت موجب افزایش روحیه و سطح اعتراضات و شکل گیری توان و روحیه همستگی و تشکل یابی و خروج از لاک دفاعی می شود و بر روی تقویت سایرقسمت های نیروی کار و سطوح دیگر اعتراضات صنفی تاثیر مثبتی می گذارد. ضمن آن که رژیم در عین آن که بسیارنگران آن است که باصطلاح مورد بهره برداری باصطلاح دشمنان نظام واقع بشود و قوه قضائیه ها خط و نشان می کشد، اما در مجموع بدلیل پوشش صنفی اعتراضات و مشارکت گسترده رانندگان کامیون ها و کامیون داران توان سرکوب کمتری دارد. هم چنین باید افزود که این گونه حرکات سراسری حول مطالبات مشخص صنفی مردم را صرفنظر از آن که ترک و فارس و کرد و..... باشند در کنارهم قرار می دهد و سبب تقویت هم گرائی و همبستگی عمومی در برابر رژیم می گردد. چیزی که جامعه ما برای شکل دادن به یک همبستگی سراسری در برابراستبداد حول مطالبات واقعی و مشترک خود و اجنتاب از کشمکش ها و جنگ های داخلی برای عبور از سیستم به آن نیازمیرم دارد. بطورکلی مفصل بندی جنبش ضداستبدادی با حرکت ها و اعتراضات سراسری اعم از کارگران صنعی و حمل و نقل و معلمان و... بسترمناسبی برای حرکت به جلو است که تقویت روحیه و همبستگی از نتایج آن است. گرچه ترکیبی از اعتراض ها و گفتمان ترقی خواهانه ای که بازتاب دهنده منافع کارگران و زحمتکشان و کلیت جامعه باشد لازم است تا این گونه حرکت ها موردسوء استفاده بورژوازی و دشمنان کارگران و زحمتکشان قرارنگیرد. ترکیب خلاق این دو بویژه در شرایطی که دشمنان زحمتکشان تریبون های مهم و اصلی را در اختیاردارند، در بسترشکل گیری یک جنبش ضداسبتدادی با سیمای مطالباتی مهم ترین کاری است که نیازلحظه های کنونی را تشکیل می دهد... . حمایت فعال از این اعتراضات و روندها و نیز شکل گیری تریبون های گفتگو و دیالوک پیرامون چشم اندازتغییررژیم و شرایط پس از آن در صفوف چپ و نیروهای پیشرو (چپ معطوف به جنبش و گسسته از قیدوبندهای دست و پاگیر فرقه گرائی)، در راستای همان نیازحیاتی لحظه های کنونی است. چپ البته هنوز هم در نقش چرخ پنجم عمل کند و هنوزهم نتوانسته از خواب زمستانی خود بیرون بیاید. چپ اگر نتواند همراه با این روند های موجود در جامعه به نیروهای خود آرایش سراسری-البته با توجه به وجودتکثرها و پرهیز از الگوهای سنتی و یکدست ساز- باید گفت که از هم اکنون قافیه را باخته است... آن چه که چپ لازم است در این لحظه های حیاتی بداند آن است که خودش بیش از همه و دیگران نیاز به آموزش و بازسازی دارد که البته این مهم در متن مبارزات عمومی و در زهدان آن صورت خواهد گرفت. امردشواری است که البته به تدریج و طی یک فرایند صورت می گیرد. اما گام های اولیه آن باید در همین شرایط و لحظه ها برداشته باشد. بدترین واکنش بازگشت به همان رویای کهنه و سوخته شده و دهها با ر تجربه شده گذشته است. اتحادعمل توسط چپ در کلیت خود-سوای گروه بندی ها و گرایش ها و حربی و غیرحزبی و منفرد و غیرمنفردبودن و داخل و خارج و..... حول دفاع فعال از مطالبات معطوف به جنبش و گشودن دیالوگ های سازنده حول پروبلماتیک های جنبش و شرایط خطیرداخلی و منطقه ای و جهانی ترجمان عملی چنین شروعی است. سکوی حرکت باید فراگیر و با در نظرگرفتن تنوع گرایشات باشد بدون سودای هژمونی و ... و نیازمندظرفیت تحمل و مدارا در تناسب با آن... این گوی و این میدان ....


Post a Comment