نقش عاملیت جامعه و جنبشها و کنشگران آن بهمثابه قطب سوم در معادله منازعات سه وجهی قدرت
در تحلیل
و ارزیابی از اوضاع پیچیده کنونی با ردیف شدن سناریوهای گوناگون، غالبا یک سناریو
و شاید مهمترین آن از قلم می افتد که همانا شق عاملیت و نقش آفرینی جامعه و جنبش
ها و قیام مردمی است.
البته وقتی همه نگاهها به نقش بلامنازع قدرتها باشد، داشتن چنان رویکردهایی عجیب نیست. بهعنوان مثال سناریوهای هفتگانه* مطرح شده بی بی سی هم جدا از آن نیست. اما مساله مختصات وضعیت و سناریوها را می توان از جنبه دیگری نیز مطرح کرد که در آن با یک وضعیت سه قطبی و کشاکش بین آنها مواجهیم و نسبتهایی که بین آن ها بر قرار می شود تعیین کننده سیرتحولات است و سناریوهای دیگر را نیز می توان در ذیل مجموعه آن ها مورد بررسی قرارداد. اگر جامعه سه قطبی فرض شود، آنگاه ما دیگر تماشاچی و ناظر صرف و مبهوت اوضاع و روندها نیستیم. خود نقش آفرین هستیم و در سیررویدادها سهیم. اگر جامعه اشباع از بحران ایران در لحظات کنونی را با فرضیه سه قطبی بودن کشاکشها و قرارداشتن آن در وضعیت انتقال بهدوره پساحکومت اسلامی و استقرار نظم جدید در نظربگیریم، آنگاه نقش و رابطه این سه قطب و معادلههائی که با نقش آفرینی هرکدام می تواند شکل بگیرد کانونی شده و مختصه اصلی وضعیت کنونی و اهمیت کنشگری مرتبط با آن را برجسته می کند. ناگفته نماند که در این میان هم رژیم و هم قدرت های خارجی هرکدام در تلاشند که با ادغام قطب سوم (جامعه) در خود آن را دوقطبی کنند. مقابله با این دو تلاش از دوسو، همان نقشی است که بهتاکتیک ها و استراتژی رویکردسوم و قطب سوم در این جدال و کشاکش بزرگ و در این نوشتار معنا میدهد: