Saturday, February 26, 2011

شکل گیری شبکه های آلترناتیو، مهمترین نیازجنبش درلحظه کنونی است

  شکل گیری شبکه های آلترناتیو، مهمترین نیازجنبش درلحظه کنونی است!
یکی ازبزرگترین درسهای انقلاب بهمن،افسون همه باهم بود.البته محتوای آن گردآوری توده وارمردم  وادغام ومنفعل ساختن همه دگراندیشان ودگرباشان زیرچتروحول هژمونی یک گفتمان بود.گفتمانی که حاکمیت مذهب و روحانیت و وروایت آنها ازمبارزه ضداستبدادی –سلطنتی،حرف اول را می زد.درواقع هیچ خوره ای هم چون همه باهم بودن(همه درزیرچترمن)  ذات دموکراتیک وبالنده یک جنبش واقعا توده ای را تهدید نمی کند.گفتمانی که با ایجاد کمترین تکان درجامعه فلاکت زده واستبدادی درصددحفظ بنیادهای فاسد وتبعیض آمیز آن است.
بخاطرآوردن این آموزه بویژه درشرایطی که جنبش درفرایند رادیکالیزه  شدن قرارگرفته است،اهمیت زیادی برای اجتناب از تکرار فاجعه شکست انقلاب بهمن، تجربه ای که دیگرکشورهای همسایه فاقد آنند،دارد. "همه باهم" حتی اگربتواند درشرایطی به سرنگونی استبداد حاکم منجرشود،که حتی  این هم  درصورت فرادستی اصلاح طلبان بدست آمدنی نیست،ازهمان فردای پیروزی پایه استبداد جدیدی را بنامی می نهد.
فرایند رادیکالیزه  شدن جنبش:
رویکرد مثبت به ضرورت انقلاب برای درهم شکستن کلیت نظام حاکم، مطرح شدن شعارهای ساختارشکن وعلیه اصل ولایت فقیه ، تقویت پیوند آزادی ونان، وبالأخره گسترش اشکال رادیکال ترمبارزه وحرکات اعتراضی نشانه های محسوسی ازچنین روندی هستند که تحت تأثیرتحولات منطقه وسرنگونی دبکتاتورها شتاب بیشتری گرفته است.

درپی برآمد انقلابی مردم درروزعاشورای سال 88،بخش اصلاح طلبان جنبش سبز،که بارهبری موسوی وکروبی شناخته می شوند،وازجانب حاکمیت که حاضربه مذاکره وبرسمیت شناختن آنها نبود وبویژه فشارازپائین که عملا ازمرزهای مجازمبارزه درچهارچوب نظام فراتررفته وشعارهای ساختارشکن معطوف به سرنگونی ونفی کلیت نظام را می دادند،دچارانفعال شدیدی شدند. ازاین رو برای تقویت موقعیت چانه زنی خود و مهمترازآن برای کنترل جنبش درحال رادیکالیزه شدن،تجدید سازماندهی خود را ،که زیرضرب هم قرارگرفته بود دردستورکارخود قراردادند. ایجاد یک شورای مرکزی هدایت کننده  که مدتها برسرعنوان حزب  وجبهه یا جنبش ونظایران آن درمیانشان بگوومگوهم وجود داشت،تهیه یک منشوردربرگیرنده مطالبات اصلی آنها،ایجاد یک رسانه و تشکل ها وشبکه های توده ای  وانتقال بخشی ازرهبری وکادرهای خود به خارج کشورازعناصراصلی این تجدید سازماندهی نوین بود.
انتشارمنشوراول که توسط موسوی ودستیارانش-بدون مشارکت عمومی- تهیه شد،گام اول بود که پس ازحک واصلاحات وباحفظ همان محتوا با امضای موسوی وکروبی، اکنون انتشارمجدد پیداکرده است. هدف عمده برگزاری انتخابات آزاد دردرون نظام واجرای بی تنازل قانون اساسی وباصطلاح همه مواد آن است.بنابراین کلیت نظام ولایت فقیه وتداوم حکومت مذهبی وسرکوب آزادی ها هم چنان برقراراست ودعوا صرفا برسرقرائتی ازقانون اساسی وچرخش قدرت درمیان حامیان آن است(دعوا برسرلحاف ملا؟).
باین ترتیب اصل سرنگونی استبدادمذهبی وهم چنین مطالباتی هم چون درهم شکستن سیاست لغو یارانه ها  وسایروجوه سیاست های نئولیبرالیستی ولغواعدام وجدائی دین ازدولت وآزادی های بی قید وشرط سیاسی وبرابری جنسیتی وملی و... بطورکلی برقراری برابری اجتماعی-اقتصادی،به عنوان مطالبات عمده جنبش هم چنان دربیرون ازاین منشورودرمتن جامعه بی پاسخ می ماند.بدیهی است که وظیفه  پیش بردآنها بردوش نیروهای اجتماعی دیگری قراردارد.
فراافکنی!
 با این همه منشورسبزکه درعین حال بیانگرگفتمان یک رویکرد-مبارزه اصلاحی درون سیستمی است- تلاش دارد که با فراافکنی خود را بیانگرمطالبات عمومی معرفی کند و درعمل نیزبا سوارشدن برموج جنبش سرنگون طلبانه وباماهیت فرارونده، آن را تحت کنترل خود گرفته وبه سوی همان جاده  خاکی مورد نظر،ودرخدمت چانه زنی  برای تقسیم قدرت، براند
دراین رابطه قراردادن منشوردرجایگاه واقعی خود،یعنی به منزله گفتمان یک جریان اصلاح طلبانه ومعترض به این یا آن سیاست حاکمیت، ازطریق نقدوسیع آن  وایجاد صف مستقل گفتمان رادیکال(یعنی ازطریق یک  اقدام مثبت –دیالوگ  درون جنبش وسازمان یابی- ونه پرخاشجوئی های بی حاصل به تنظیم کنندگان منشور) برای کانونی کردن مبارزه ضداستبدادی-مطالباتی فرارونده مهمترین وظیفه لحظه کنونی را تشکیل میدهد.
موج سواری!
 موج سواری برروی جنبشی با محتوا وجهت گیری رادیکال، اکنون مهمترین تلاش اصلاح طلبان را تشکیل می دهد.البته هستند نیروها و رویکردهای دیگری درصفوف بورژوازی ویا حتی درصفوف اپوزیسیون خارج ازکشوروبرخا بایدک کشیدن عنوان چپ(رفرمیستی)، که آنها نیزباتوسل به تاکتیک موج سواری وابرازهمسوئی وهمبستگی با اصلاح طلبان وگذاشتن نیرووتوان خوددرخدمت تبلیغ مشی  آنها وفراخوان های آنها ودادن اطلاعیه های حمایتی ازآنها، به نوبه خود مشغول موج سواری دراین آشفته بازارسیاست هستند.نمونه سازگاراها وشماری دیگرازاین جماعت تجسم بارزاین نوع از موج سواران هستند با این سودا که روزی نوبت خودشان وگفتمان خودش فرابرسد. هم چنان که رفرمیست  های مدعی چپ وموارد مشابه آن نیزمشغول موج سواری برهمین بستروباهمین سوداها هستند.
اما نیروهای واقعا معطوف به ریشه ها ومدافعان آزادی وبرابری  اجتماعی  که  مطالبات واقعی وپرنسیب های خویش را فدای موج سواری وسودای دست یابی به قدرت نمی کنند،به جای موج سواری باید تمامی نیرووتلاش خود را برای شکل گیری این صف مستقل که ازقضا دارای زمنیه های مناسب اجتماعی برای گسترش هست، متمرکزکنند.آن پایگاه اجتماعی که بجای سواری دادن به دیگران دریک جامعه استبداد خیزوصغیرپرور، آنقدرخویشتن را بالغ وصاحب صلاحیت و توانانی می داند که زمام کنترل واداره خود وجامعه را  وهرآنچه را  که خود خالق ومولد آن هست،بدست خود گیرد
ضرورت شکل گیری شبکه های آلترناتیو
اگراین واقعیت داردکه ضربان قلب جنبش،درتفاوت با ضربان اصلاح طلبان، به نوع دیگری می زند وکارگران وزنان وجوانان ودانشجویان  ومزدوحقوق بگیران درصحنه  خیابان ها،کارخانه ها وادارات  ودانشگاه ها ومدارس وخانه ها و... عمدتا درگیریک مبارزه ضداستبدادی ازنوعی دیگر و با مطالبات دیگری هستند ،واگرعموما برخلاف شعارها وتلاش های اصلاح طلبان  شعارهای ساختارشکنانه می دهند ومبارزاتشان برعلیه کلیت نظام حاکم است، پس چرا  نباید سریعا سازوکارهای مناسب خود را به وجود بیاورند؟ اگرمثلا جوانان مصرجنبش 6  آپریل را به وجود آوردند و قادر به دادن فراخوانهای اعتراضات وتجمعات ضداستبدادی با استفاده ازشبکه های مجازی و شبکه های واقعی شدند وسرانجام هم مبارک را سرنگون کردند،چرا جوانان وجنبش ما باوجود سابقه وتجربه بیشترنتواند فراخوان دهندگان و شبکه های مستقل خود را  برای پیشبردمبارزه هم اکنون جاری خود بوجود آورند؟ .بی شک بلوغ جنبش درگرو عبوراز این مرحله است.بنابراین اکنون ایجاد شبکه ها وحلقات مستقل برای  جمع بندی  پیشنهادات و تنظیم فراخوان های جوشیده ازمتن خود جنبش  توسط جوانان وفعالین حاضروآگاه درجنبش ،توسط نیروهائی که نبض واقعی انقلاب درآنها می تپد،اهمیت مبرم دارد وگامی است تعیین کننده برای حضورمستقل وبرطرف کردن تناقض و شکاف عمده  موجود درجنبش(بین ماهیت ساختارشکن وفرارونده جنبش با مطالبات وعملکرد مدعیان رهبری آن)،برای ایجاد یگانگی وهم آهنگی بین رهبری وخود جنبش است:خودرهبری. اکنون هم شکاف فوق  به عنوان مهمترین معضل جنبش، وهم شکل دادن به  شبکه های آلترناتیوبه عنوان ضرورتی حیاتی درپاسخ به این معضل، نیازلحظه حاضر برای تداوم  وگسترش دامنه کمی وکیفی جنبش و روند انقلابی است.بدیهی است که درهمین رابطه تلاش برای شفاف کردن اهداف عمده و دسته بندی ولیست کردن مطالبات اصلی(منشورمطالبات فراگیروپایه ای هم اکنون موجود جنبش)،ایجاد کانون های  هم آهنگ کننده وفراخوان دهنده  درپیوند با شبکه های واقعی ومجازی، وتقویت رسانه های مستقل این گفتمان وبهره گیری حداکثر ازامکانات داخل وخارج برای پیشبرداین هدف، ضرورتی درنگ ناپذیراست. وگرنه حتم بداریم که خطربه باد رفتن  پتانسیل آزاد شده ویا درشرف آزادشدن جنبش توسط رویکردهائی باافق های محدود وتنگ که بدنبال اهداف دیگری هستند، جدی است. چنانکه ازهم اکنون شاهد نمونه هائی ازآن نظیرصرف این  شوروشوق به وجود آمده  پیرامون بزرگداشت ویا برگزاری روزتولد ویا شعارزنده باد این یا آن رهبروساختن اگرنه خمینی های که باصطلاح "ماندلاهای جدید" (درواقع رهبر وجود ندارد بلکه ساخته می شود) ودادن شعارمعطوف به چهارچوب نظام ومرمت آن  بجای شعارهای ساختارشکن  وفرارونده  وبطورکلی تقلیل دادن وتجزیه کردن مطالبات انقلابی واساسی وراهبردی انقلاب مردم به مطالبات خُردهستیم.درهرحال ایجاد شبکه های آلترناتیومبرم ترین مساله کنونی است، شبکه هائی  که  بستر وعناصرمهم واصلی آن فراهم شده است و تأخیردرشکل یابی وبلوربندی آنها موجب خلأی می شود که توسط جریانات اصلاح طلب وسایرموج سواران پرمی می گردد.مردم ،جوانان وفعالین  جنبش باید خلأی را که توسط مبارزات خودآنان بوجودمی آید بلافاصله ازطریق اقدام های مستقل وارگانها وسازمانی جوشیده ازمتن خود پرکنند.
بهرحال فعال شدن رویکرد اصلاح طلبانه ودرون سیستمی ویا حتی برون سیستمی معطوف به تغییرچهره ها ونه ریشه های نظام، درشرایطی که جنبش مردم به دیواره های نظام و مرزهای خروج ازآن رسیده است وتحولات شگرف و انقلابی منطقه هم براین رویکرد تأثیرمثبت وشتابنده می گذارد، معنائی جز نابهنگامی وعروج گفتمانی که زمانش سپری شده ،ازطریق موج سواری برروی یک جنبش عمیقا ساختارشکن وفرارونده،جهت کسب هژمونی وهدایت آن به سوی باتلاق نیست.مقابله با آن نیزجزازطریق سازمان یابی مستقلانه پایگاه اجتماعی اکثریت بزرگ به گردمطالبات پایه ای خویش وبکارگیری اشکال متنوع و مکمل مبارزاتی نیست.نقد وآگاهی بخشی نسبت به آکسیونیسم پیرامون مطالبات خُرد برای تسخیر وانحراف اذهان توده ها وجوانان ازمطالبات کلان ونبردهای اساسی علیه نظام حاکم،ازدیگرشروط لازم برای پرکردن شکاف وخلأموجود بین پایگاه اجتماعی این اکثریت عظیم وگفتمان  متعلق به آن وسازمان یابی،حضور باسیمای مستقل و متعلق به خود است.
  

2 comments:

Anonymous said...

توصیه می کنم تحلیل ارائه شده توس مرتضی محیط را گوش دهید
http://vimeo.com/20431606

Sonja said...

Arzyabihaye shoma dagig va montabeg ba vageiyathaye mojod ast, man dar enteshare on talashe khaham kard.

Ba ehteram
Victoria Azad
Licensed Nurse, M.Sc.Nursing
Project Manager, Development of the swedish Health Care system

Member of Amnesty international
www.victoriaazad.com
sonja6321@gmail.com