این که تحت هر شرابطی مسئول اصلی و همه جانبه این کشتارعظیم، حکومت جنایتکار و آدم کش اسلامی است تردیدی نیست. او ست که برای حفظ موقعیت متزلزل خویش با سلاحهای جنگی و شلیک بیرحمانه جوانان و مردم را آماج خود قراداده است. اما این به معنای آن نیست که رهبری و عملکرد سویه دیگر این رویاروئی (در اینجا مشخصا اپوزیسیون سلطنت ) در نتیجه این جنگ و کشاکش فاقدمسئولیت باشد. لنین در زمان در خود در اکتبر پیرامون قیام مردم علیه حاکمیت با در نظر گرفتن مجموع عوامل می گفت که دیروز زود بود، فردادیراست و قیام باید همین امروز باشد... اساسا هنر پیشروی و بهمان اندازه هنرعقب نشینی با درک لحظهها و شرایط عینی نبرد شرط ضروری برای هرفرماندهی شایسته و مدعی رهبری است. بدیهی است که او به سهم خویش در نتیجه نبرد دخیل است. ... و ما متاسفانه به دلایلی که بخشا دراین گفتگو مطرح می شود با فاجعه اقدام و تصمیم و حتی فریب دادن و بدون در نظرگرفتن ملاحظات واقعی صحنه نبرد مواجه بودیم.. که با فرافکنی و عدم مسئولیت پذیری مشخص می شود.....
از سوی دیگر ما با در ایران از ۹۶ به تناوب با موجهای خیزش های معطوف به کلیت نظام و نفی آن ما با گزاره «یک دو سه... و چندخیزشانقلابی» مواجهیم که نهایتا رژیم را فرسوده ساخته و زمینه را برای قیام سراسری و سرنگونی نهانی فراهم می سازد که این نحوه پیشروی دلایل خود را دارد. نادیده گرفتن این واقعیت و شتاب دادن مصنوعی به آن، که اساسا با سودای کسب قدرت صورت می گیردآفت خطرناکی است که با آن مواجهیم. بطورکلی ما با دوره انتقال و درعین حال با بحران انتقال به دوره پساحکومت اسلامی و با نقش آفرینی همزمان سه قطب به مثابه یک بستر و سه رویای متضاد و درعین حال ضرورت شکل دادن به دوره گذار دموکراتیک به عنوان مهمترین خودویژگیهای وضعیت کنونی مواجه هستیم. در چنین خلئی بروز و صعود حبابهای سیاسی و نقش آفرینی مخرب آنها اجتناب ناپذیراست و تنها با شکل گیری آلترناتیوی درخور مطالبات بنیادی جنبش ( آزادی و عدالت اجتماعی در پاسخ به فلاکت عظیم و ویرانگر) و در راستای حل مساله تاریخی و حل نشده ایران ( عبور از چرخه استبداد دینی و موروثی ) می تواند حل و فصل شود. روندی که بتواند گذاردموکراتیک از نظام حاکم را در برابرگذار غیردموکراتیک و مرتبط با مداخله قدرت های امپریالیستی، سازمان دهد. چنین گذاری مستلزم هم افزائی و همسویی و همکاری عملی طیفهای گوناگون جنبشها و چپها و با دیگر گرایشهای مخالف هرنوع استبداد و علیه جنگ افروزی و مداخله خارجی است. همکاری عملی همراه با نقد و گفتگوهای سازنده از یکسو و افشاگریهای مثبت و سازنده علیه مدافعان بازگشت به گذشته و هژمونیگری آنها در بستر کانونی کردن مبارزه عمده و مستقیم علیه استبدادحاکم، خطوط اصلی مسیرپیشروی را ترسیم میکند. طیف بندی نیروهای اجتماعی یعنی تکثر در عین همکاری حول اشتراکات موجود در نسبت با اهداف مطرح شده و نهایتاتعیین نوع نظام توسط شهروندان آگاه و خودمختار مسیرپیشروی را رقم خواهد زد.
علاوه برآنها، نکته مهمی که در این گفتار تاکید می شود آن است که در هروضعیت و توازن نیرو مهم است که جنبشهای اجتماعی و طبقاتی به هر درجهای که میتوانند سیررویدادها و تحولات را به اراده و مطالبات و کنشگری خویش مشروط کنند و بخصوص در جهانی که فعلا به سمت تاریکی و محاق پیش می رود، بتوانند از وقوع بدترین وضعیتها و فاجعهها جلوگیری کنند.
No comments:
Post a Comment