Wednesday, April 08, 2026

آتش بس شکننده یا پایدار

 آتش بس شکننده یا پایدار؟

هنوز متن اصلی پیشنهادات ایران منتشرنشده و بطوررسمی تنها به پاکستان و هیات آمریکا داده شده است و طرفین نخواسته اند که فعلا انتشاربیرونی پیداکند. نکات دهگانه‌ای با تفاوت‌های اندک در رسانه‌های داخلی و خارجی به شکل غیرمستند و تلگرافی و سربسته منتشرشده است. گرچه در بیانیه شورای عالی امنیت ملی قریب به همین مضامین و به شکل یکطرفه و تبلیغاتی و با ادعای پیروزی قاطع مطالبات ایران مطرح شده است. اما طبیعی است که متن باید شامل نکات دیگری هم باشد و شامل امتیازاتی که دولت ایران به آمریکا و ترامپ داده است و گرنه متن موجود فقط بردبردبسود ایران و باخت باخت بزیان طرف مقال خواهد بود که در دادوستدهای دپیلماتیک(بخصوصی با طرفی مثل آمریکا) منطقی بنظر نمی رسد. چنان که طبق برخی گزاراشات دیگر نکاتی هم در مورد تضمین ایران به عدم ساختن بمب هسته ای مطرح شده و یا پیشنهادی حول سطح غنی سازی که قریب به‌این مضمون که در مذاکره با آمریکا حول آن توافق خواهد شد. در این میان مساله انباشت اورانیوم ۶۰ درصدی و مهم برای آمریکا ظاهرا در پیشنهادات درزپیداکرده مسکوت مانده‌است که بعیدنیست صحبت‌ها و توافقات ضمنی هم حول رقیق کردن و یا ارسال آن به خارج صورت گرفته باشد که در متن موردتوافق درج خواهد شد.
کلا باید منتظر انتشارمتن کامل و دقیق بود و نمی توان صرفا در فضای گزارش‌های یک طرفه و جسته و گریخته در رسانه‌ها و جنگ روایت ها به قضاوت دقیق نشست. با این همه این واقعیت دارد که چندعامل استراتژیک، دربرابر تفوق میدانی و تاکتیکی آمریکا و اسرائیل، به نوعی برتری نسبی ایران را در قلمروهای فراکشوری مطرح ساخته است: نخست حربه تعیین کننده و استراتژیک تنگه هرمز است که دامنه بحران را بزیان آمریکا جهانی کرده است. مخالفان ترامپ می‌گویند دستاوردترامپ از جنگی که شروع کرد به بازکردن تنگه ای منجر شده است که قبل از جنگ هم بازبوده و به گفته فریدذکریا با کنترل این تنگه توسط ایران، ترامپ حربه ای مهم تر از بمب هسته ای به حکومت ایران هدیه داده است!. دوم مساله سقوط هواپیماها و خطرمرگ یا دستگیری خلبانان بود که به شکل غافلگیرانه کل پنتاگون و دولت آمریکا را برای مدتی، با حبس نفس در سینه، تماما مشغول بخود و حل و مدیریت این بحران کرد. بطوری که در این میان ناگزیر شد با ارسال هواییماها و بالگردهای اضافی و قرق کردن آسمان و شلیک‌های پیرامونی ... و پذیرفتن ریسک پیاده کردن کماندوهایی در داخل خاک ایران مشکلی را حل کند که هرلحظه ممکن بود در حالی که نیروهای ایران منطقه را محاصره می کردند و نزدیک تر می شدند با آن مواجه شود. که از قضا با فرورفتن چرخهای هواپیماها در شنزارها تعدادی قادر به پرواز نشدندبطوری که با واردکردن هواپیماها و بالگردهای جدید، ناچارشدند که خود جنگنده‌ها و بالگردهای فرورفته در شن و گل و لای را بمباران کنند تا بدست دشمن نیفتند.
بنظر می رسد که برای ترامپ این آزمون ناخواسته و نفس‌گیر، بیانگر ابعادریسک و دردسرهائی بوده باشد که نقشه‌های بلندپروازنه وظفرمندانه وی را به چالش کشیده باشد.... نکته و فاکتور سوم و مهم گسترش نارضایتی از دامنه جنگ اختیاری ترامپ، در داخل خود آمریکا ( و تاحدی در سطح جهان اعم از افکارعمومی، دولت‌ها و نهادهای بین المللی است. در داخل آمریکا اکثریت ناراضی جامعه، شکاف و نارضایتی در ماگا و در ساختارقدرت و احزاب و جناح‌های عمده و کلیسا و بازاربورس و افزایش تورم و خطر رکود و غیره بویژه پس از سخنان هیستریک و فاشیستی و آخرالزمانی ترامپ در موردنابودی زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی شهروندان و ادعای محوتمدن سرزمین تاریخی ایران (نابودی بدون تمایز بین مردم و حاکمیت) و دیگر واژگانی که بکارگرفت نقش اصلی را در فشاربه ترامپ داشته است. بطوری به شکل زیرپرسش بردن صلاحیت و سلامت فکری و توان رهبری و حتی طرح استیضاح و برکناریش بدلیل فقدان صلاحیت لازم برای منصب ریاست جمهوری و نقض قانون اساسی و اختیارات مجلس کنگره در اعلام جنگ بازتاب پیداکرد. آن‌هم در سال انتخاباتی و آستانه شروع رقابت‌های میان دوره ای. دامنه این اعتراضات چنان بود که برای اولین بار شاهداعتراف ترامپ به وجود نارضایتی در جامعه آمریکا نسبت به جنگ شدیم و این که مردم آمریکا ( به گفته وی احمقانه) مخالف جنگ هستند و وعده پایان دادن سریع آن.
بهرحال با توجه به همه نکات برشمرده و این‌که تقریبا زمان بندی حدودا ۴ تا شش هفته‌ای ترامپ و تیم او در اتاق وضعیت کاخ سفیدهم داشت به پایان می رسی، ترامپ درحالیکه درگیریک قماربزرگ سیاسی و ریسک اتخاذتصمیم برای ورود به فازجدیدی از گسترش جنگ بود در آخرین لحظه ها با یک چرخش ناگهانی، و طبق معمول همراه با ابهام‌‌های عامدانه و غیرعامدانه در بیان تصمیم‌ها و اهدافش بر ان شد که با یک عقب‌نشینی دو هفته‌ای و شایدمجال دادن به‌خود برای مواجهه سنجیده تر با بحران و پی آمدهایش، آن را با تاکتیک‌ها و هزینه‌های سیاسی کمتری دنبال کند.
شکننده یا پایدار؟
در مورد شکننده یا پایدار بودن این آتش بس دوهفته‌ای باید گفت
واقعیت این است که ترامپ از دوسو زیرفشارروزافزون قرار دارد: هم از سوی حامیان راست و اسرائیل وجنگ طلبان داخلی و هم از سوی مخالفان جنگ و دیگر رقبای داخلی اش. از همین رو این اتش بس ممکن است شکنده باشد و در حکم وققه‌ای بین جنگ دوم و سوم... باید فعلا با حدس و احتیاط ارزیابی کرد تا متن و دامنه مخالفت ها روشن شود. اسرائیل از همین حالا گفته است به جنگ لبنان ادامه خواهد داد. درحالی که ظاهرا شرط اتش‌بس در همه جبهه ها یکی از موادمهم و چالش برانگیز این پیشنهادهاست. هم‌چنین نباید فراموش کرد که قرارگرفتن آن‌ها به‌عنوان مبنای مذاکرات، الزاما به‌معنی پذیرش پیشاپیش آن‌ها نیست و ظاهرا تمایل ترامپ آن است که تفاهمی بین پیشنهادات ۱۵ ماده‌ای خود و ۱۰ ماده ای حکومت ایران بوجود بیاورد. حتی اگر هم نهایتا توافقی صورت گیرد، این به معنای آن نیست که اجرای آن در عمل با توجه به مسئال و قطعنامه ها و قوانین مصوب پیرامون تحریم‌های چندین دهه ای سازمان ملل و با تحریم های اولیه و ثانویه خود دولت آمریکا و کنگره آسان است. تجربه برجام نمونه خوبی از برخوردبا این گونه توافقات است. حتی اگر حسنی نیتی هم وجود می داشت همواره برطرف کردن این گونه تحریم‌ های مزمن و ساختاربندی شده با دست اندازهای حقوقی و غیرحقوقی زیادی مواجه است حتی بیشتر از توافق غزه. تا چه برسد که دره‌ای رژف از سوء‌ظن و بی‌اعتمادی بین طرفین وجود داشته باشد و عدم قطعیت اوضاع سایه سنگین خود را بر تحولات جهان بویژه در خود دولت آمریکا و ابهام آفرینی عامدانه و غیرعامدانه ترامپ افکنده است. بخصوص اگر در نظر بگیریم که خارج کردن اورانیوم‌های غنی شده از ایران همواره از اهداف اساسی و اعلام شده ترامپ بوده است، هیچ تضمینی واقعی برای انجام همه توافق‌ها پس از نیل به اهداف اولیه خود وجود ندارد.
با این وجود در برابر هیولای دهان‌گشوده جنگ و نابودی و بربریت عریان، نفس برداشتن گام‌های اولیه و تأخیری، برای ایجاد فرصت‌ها و گشودگی‌ها و نیز تعویق تهدیدهای جنگی و خشونت و کشتار و ویرانی، ی خودشرط مقدماتی و لازم برای پیشروی‌های بعدی است. در شرایط آتش گرفتن خانه، قبل از هرچیز باید آتش و نقطه کانونی آن را خاموش کرد. آتشی که شعله های سرکش آن حتی به منطقه و به گونه ای دیگر جهان هم، چون خانه مشترک انسان‌‌ها سرایت کرده و آن را تحت تاثیرپی آمدهای زیان‌بارخود قرارداده است.

No comments: