Monday, July 13, 2026

برای مقابله با فاجعه جنگ و جنگ افروزی

 برای مقابله با فاجعه جنگ و جنگ افروزی

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!
بنظر می رسد که تفاهم‌نامه‌ای که از آغاز هم شکننده و ناپایدار بود عملا شکسته شده باشدو ما هم‌چنان درمیانه یک وضعیت جنگی ایستاده‌ایم.
ترامپ: با زدن به سیم آخر: از این پس، ایالات متحده آمریکا به عنوان «نگهبان تنگه هرمز» شناخته خواهد شد؛ اما به عنوان بخشی از این مسئولیت و برای رعایت عدالت، هزینه‌های لازم برای انجام وظیفه تأمین ایمنی و امنیت این منطقه بسیار پرتنش جهان، از طریق دریافت ۲۰ درصد از ارزش تمام محموله‌های حمل‌شده جبران خواهد شد. سنتکام هم اعلام کرد که این دستور از اواخر امروز اجرائی می شود. باین ترتیب ترامپ بدنبال پیاده کردن باصطلاح الگوی ونزوئلا در مورد ایران و فعلا تنگه هرمز برآمده. در آنسو در ایران هم رژیم که با زیست در بحران و بحران آفرینی مداوم، تامین سوخت می کند،گوش فلک را از شعارانتقام و قصاص وتهدید به ترور َکر کرده و یا در واکنش به آن چند کشتی و چند کشور حاشیه خلیج فارس را هدف می گیرد. و این درحالی است که عملا ارتش آمریکا هر لحظه ده‌ها هدف گزین شده از قبل را طبق بانک ا طلاعاتی خودبمباران می کند و هرروز هم خبر از دهها کشته و زخمی می رسد. باین ترتیب حاکمان ایران، غرق درتوهم پیروز جنگ و تاب آوری بیشتر، روی عصب ترامپ و فی‌الواقع کشوری با توانائی ویران‌سازی عظیم، رفته‌ و طبق ماهیت خود به بحران و جنگ افروزی سوخت می رساند. در گرداب این چرخه باطل بحران و ویرانی و کشتار، ترکیبی از جنگ و محاصره اقتصادی و سیاست گرسنگی دادن، قبل ازهمه این مردم و زحمتکشان و زیرساخت‌های کشورهستند که هدف فرارمی گرفته و مجازات می‌شوند. همه چیز به آن بر می‌گردد که مبارزه علیه جنگ به شمول هرد دو قطب ارتجاع داخلی و خارجی و هرکدام به شیوه خاص خود، تا چه حد بتواند شمشیرآخته جنگ و سیاست گرسنگی دادن را از کار بیاندازد.
در یاداشت‌ها و گفتگوهای قبلی پیرامون فاجعه جنگ و تبعات آن همواره تاکید بر آن بوده است که کنشگری سازنده و کارساز در وضعیتی که تا اطلاع ثانوی با فاجعه جنگ و محاصره و سیاست گرسنگی دادن تعریف می شود،مشروط به آن است که تا چه اندازه قادر به تمرکز وگردآوری بیشترین نیرو و بیشترین اتحادعمل‌ها و کمپین‌های سراسری ضدجنگ در سطوح مختلف داخل و ایرانیان خارج و نیر افکارعمومی جهان به عنوان اولویت اول هر جریان و نیروی مسئول باشیم. این مهم‌ترین شاخص کنشگری کارساز و مسئولانه در برابرفاجعه‌ای است که اینک در برابرش قرارگرفته‌ایم.
قبل ازهرچیز حول سه مولفه در هم تنیده، ۱-فاجعه جنگ، ماشین کشتار و ویرانی، و سیاست‌های جنگی و جنگ افروزانه از هرسو.۲- فلاکت گسترده‌ای که جنگ برسرجامعه (و البته منطقه و جهان ) آورده و امان آن را بریده ۳- و بالأخره علیه سرکوب عریان و فراگیر در همه عرصه‌ها، بویژه علیه اعدام‌ها و دستگیری‌های گسترده و تلاش برای از کارانداختن ماشین سرکوب.
این که چنین ضرورت برخاسته از شرایط عینی موجود تا چه حد مبنای اقدام و عمل مشترک نیروها و جریان‌‌ها و همه افراد ضدجنگ، برغم گرایشات اخصی که دارند، قرارگیرد تنها شاخص و مبنای واقعی کنشگری سازنده در مقیاس کلان محسوب می شود که با هدف ایجادو تقویت یک جنبش و جبهه گسترده وعملی ضدجنگ صورت می‌گیرد. مبارزه علیه استبدادداخلی وجنگ افروز و نیز تهاجم خارجی مقدمتا از همین کانال عبور می کند. بجای تمرکز بر رویکرد رویاندن گل در گلخانه‌های کوچک و گروهی و... ، قبل از هرچیز همه هم‌وغم خود را در خدمت ایجاد یک جنبش و جبهه گسترده ضدجنگ قرار دهیم. قبل از آن که طاعون جنگ همه چیز را خاکستر کند. جبهه ای که حیطه کنشگری در آن در مقیاس داخل، خارج و جهان گشوده است. در ایران کنونی هر پیشروی واقعی برای رهایی نیز در شرایط کنونی از همین کانال می گذرد. از شکل دادن عملی به جنبش ضدجنگ و تبعات آن و اجتناب از اقدامات و نمایشات صوری.
اینک بیش از هرزمانی به تلاش برای شکل گیری این جنبش و یک جبهه عملی مرکب از نیروها، گرایشات وافرادهمسو با این هدف‌مقدم ، یعنی علیه جنگ و تبعات آن نیازداریم.

No comments: