دو تم اصلی گفتگوی حاضر: دو موضوع اصلی گفتگو: جمع بندی فشرده از خیزش زن زندگی آزادی، و نگاهی به ویژگی مقطع کنونی جنگ
۱- به مناسبت چهارمین سالگردخیزش زن زندگی آزادی، و الگوئی که این خیزش از تقاطع و درهم آمیختگی ستمها و تبعیض های جنسیتی و ملی و طبقاتی و. در یک جامعه انباشته از تبعیضها و ستمها ارائه داد. و این که چگونه در رونداعتراضات منجر به کشتارهولناک دیماه، الگوی این خیزش نادیده گرفته شد. و در این رابطه مفهوم «انقلاب مرکب»، به معنای ترکیبی از انقلاب اجتماعی و انقلاب سیاسی برای تغییر بگ نظام گندیده و به شدت سرکوبگر حاکم در شرایطی که این استبدادبیرحم به جز کشتار و حفظ قدرت خویش به چیز دیگری نمی اندیشد و مسیرهرگونه پیشروی جامعه را سدمی کند کشور و نسل آینده را به پرتگاه ویرانی و نابودی می کشاند، به عنوان خودویژگی این مقطع از جنبشهایی که عموما با خصلت انقلاب اجتماعی صورت بندی می شوند، در دوره انتقالی و اضطراری مطرح می شود.
۲- درمورد تداوم وضعیت جنگی که روز به روز خطرگسترش آن در منطقه بیشتر می شود، و تحولات فرازکنونی آن را می توان با ویژگی فازپیشاانتخاباتآمریکا، انتخابات مهمی که شمارش معکوس آن آغازشده است، و تاکتیکهای معطوف به این مقطع خصلت بندی کرد. شکاف موجود در میان بلوکهای قدرت آمریکا بویژه بین ترامپیسم و دموکراتها از جهاتی تقرییا بی سابقه است که لاجرم در انتخاباتی کنونی و امکان دوشقه و قطبی شدن مجموعه عناصر قدرت در ساختارکنونی، و تاثیرآن پیشبردمسیرجنگ و بحران اهمیت خواهدداشت. بطورکلی در این حوزه ما با دوتاکتیک کمابیش متضاد از دو سو مواجهیم:
از یکسو حکومت اسلامی ایران است که می کوشد از قِبل تشدیددامنه بحران و جنگ و پی آمدهای منطقه ای و جهانی آن-بویژه قیمت سوخت، بر انتخابات داخل آمریکا بیشترین تاثیر را بویژه در جهت تضعیف موقعیت ترامپ و جمهوریخواهان بگذارد و از سوی دیگر دولت ترامپ است که خواهان پائین نگهداشتن شعلههای جنگ در دوره پیشاانتخاباتی است( با تشدید تحریم ها و اتخاذ حالت به اصلاح دفاعی در جنگ و نیز فشارهای دپیلماتیکی چون قطعنامه آژانس و نشست شورای امنیت سازمان ملل برای فعال کردن بازگشت تحریمهای پیشین سازمان ملل براساس ماشه معکوس برجام ) و ا لبته انتخاذتدابیری گوناگونی برای پایین نگهداشتن قیمت نفت. چنان که اخیر تلاش کرده است حتی درجنگ اوکراین هم به شکل موردی خواهان توقف حمله متقابل دوطرف به تاسیسات انرژی شود. البته در این میان فعال شدن چین هم برای توقف دامنه جنگ بویژه با بحرانی شدن دریای سرخ (باب المندب) و خطر تسری جنگ به منطقه و دیدار مهم بین دو طرف در فاصله دو هفته و این که از هم اکنون بینآن ها حول ایران گفتگوهائی در جریان است، یک فاکتوراست. باید دید آیا حاصلی خواهد داشت یا نه. ولی مرکزثقل رویکردرژیم ایران در این مقطع تمرکز بر تشدیدبحران برای تاثیر گذاری بر انتخابات آمریکاست. این حلقه ضعف ترامپ در این مقطع است که حتی خود ترامپ هم بخوبی از آن آگاه است و تلاش کرده است که آن با لفاظی و اقداماتی خثی کند: آن جا که مکررا می گوید، پس از انتخابات جنگ تمام می شود، تا هم غلیان نارضایتی ناشی از جنگ در داخل آمریکا را اندکی آرام کند و هم حربه ایران و این تصور را که گویا او زیرچنین فشاری باردیگر حاضر به عقب نشینی خواهد شد را خنثی کند. چرا که ترامپ نمی خواهد یک باردیگر با شل کردن طناب فشاراقتصادی بر گلوی ایران، مثل دوره تفاهم برایش فضای تنفسی فراهم کند. خلاصه آنکه جنگ تاب آوری و درهم شکستن آن از دو سو و در سطوحی متفاوت در جریان است: در سوی ایران محاصره اقتصادی توسط ارتش آمریکاست که رژیم ایران با سرشکن کردن هزینههای آن برجامعه ( و ازجمله افزایش بهای بنزین و قیمتها) و حتی به بهای نابودی زیرساختهای جامعه و منابع نفتی و آینده کشور، و هم چنین تشدید بحران در منطقه و از جمله اهرم گلوگاه باب المندب با آن مقابله می کند، و در سوی آمریکا، ترامپ در وضعیت تدافع ناگزیر مقطعی خویش تلاش دارد که لطمات حاصل از تضعیف قدرت خویش و حزبش را به حداقل برساند. او از همین حالا می گوید انتخابات میان دوره ای نمی دانم به چه علت همواره بزیان حزب حاکم بوده است. حتی اگر رئیس جمهور موفقی هم بوده باشد!. و مدعی است که (حکومت) ایران سعی دارد به هرقیمتی تا زمان انتخابات سماجت کند، اما پس از چنگ باپذیزش صحنه واقعی تسلیم خواهدشد...
۲- درمورد تداوم وضعیت جنگی که روز به روز خطرگسترش آن در منطقه بیشتر می شود، و تحولات فرازکنونی آن را می توان با ویژگی فازپیشاانتخاباتآمریکا، انتخابات مهمی که شمارش معکوس آن آغازشده است، و تاکتیکهای معطوف به این مقطع خصلت بندی کرد. شکاف موجود در میان بلوکهای قدرت آمریکا بویژه بین ترامپیسم و دموکراتها از جهاتی تقرییا بی سابقه است که لاجرم در انتخاباتی کنونی و امکان دوشقه و قطبی شدن مجموعه عناصر قدرت در ساختارکنونی، و تاثیرآن پیشبردمسیرجنگ و بحران اهمیت خواهدداشت. بطورکلی در این حوزه ما با دوتاکتیک کمابیش متضاد از دو سو مواجهیم:
از یکسو حکومت اسلامی ایران است که می کوشد از قِبل تشدیددامنه بحران و جنگ و پی آمدهای منطقه ای و جهانی آن-بویژه قیمت سوخت، بر انتخابات داخل آمریکا بیشترین تاثیر را بویژه در جهت تضعیف موقعیت ترامپ و جمهوریخواهان بگذارد و از سوی دیگر دولت ترامپ است که خواهان پائین نگهداشتن شعلههای جنگ در دوره پیشاانتخاباتی است( با تشدید تحریم ها و اتخاذ حالت به اصلاح دفاعی در جنگ و نیز فشارهای دپیلماتیکی چون قطعنامه آژانس و نشست شورای امنیت سازمان ملل برای فعال کردن بازگشت تحریمهای پیشین سازمان ملل براساس ماشه معکوس برجام ) و ا لبته انتخاذتدابیری گوناگونی برای پایین نگهداشتن قیمت نفت. چنان که اخیر تلاش کرده است حتی درجنگ اوکراین هم به شکل موردی خواهان توقف حمله متقابل دوطرف به تاسیسات انرژی شود. البته در این میان فعال شدن چین هم برای توقف دامنه جنگ بویژه با بحرانی شدن دریای سرخ (باب المندب) و خطر تسری جنگ به منطقه و دیدار مهم بین دو طرف در فاصله دو هفته و این که از هم اکنون بینآن ها حول ایران گفتگوهائی در جریان است، یک فاکتوراست. باید دید آیا حاصلی خواهد داشت یا نه. ولی مرکزثقل رویکردرژیم ایران در این مقطع تمرکز بر تشدیدبحران برای تاثیر گذاری بر انتخابات آمریکاست. این حلقه ضعف ترامپ در این مقطع است که حتی خود ترامپ هم بخوبی از آن آگاه است و تلاش کرده است که آن با لفاظی و اقداماتی خثی کند: آن جا که مکررا می گوید، پس از انتخابات جنگ تمام می شود، تا هم غلیان نارضایتی ناشی از جنگ در داخل آمریکا را اندکی آرام کند و هم حربه ایران و این تصور را که گویا او زیرچنین فشاری باردیگر حاضر به عقب نشینی خواهد شد را خنثی کند. چرا که ترامپ نمی خواهد یک باردیگر با شل کردن طناب فشاراقتصادی بر گلوی ایران، مثل دوره تفاهم برایش فضای تنفسی فراهم کند. خلاصه آنکه جنگ تاب آوری و درهم شکستن آن از دو سو و در سطوحی متفاوت در جریان است: در سوی ایران محاصره اقتصادی توسط ارتش آمریکاست که رژیم ایران با سرشکن کردن هزینههای آن برجامعه ( و ازجمله افزایش بهای بنزین و قیمتها) و حتی به بهای نابودی زیرساختهای جامعه و منابع نفتی و آینده کشور، و هم چنین تشدید بحران در منطقه و از جمله اهرم گلوگاه باب المندب با آن مقابله می کند، و در سوی آمریکا، ترامپ در وضعیت تدافع ناگزیر مقطعی خویش تلاش دارد که لطمات حاصل از تضعیف قدرت خویش و حزبش را به حداقل برساند. او از همین حالا می گوید انتخابات میان دوره ای نمی دانم به چه علت همواره بزیان حزب حاکم بوده است. حتی اگر رئیس جمهور موفقی هم بوده باشد!. و مدعی است که (حکومت) ایران سعی دارد به هرقیمتی تا زمان انتخابات سماجت کند، اما پس از چنگ باپذیزش صحنه واقعی تسلیم خواهدشد...
No comments:
Post a Comment