درنقد
یک نوشته پیرامون جنگ و صلح*۱
اگر بهدنبال جنگ خوب و بد می گردید،
دنبال سراب می دوید!
اولا جنگ همواره دو طرف دارد. جنگ خوش خیم و بدخیم وجودندارد! اگردنبال جنگ خوب و جنگ بد می گردید دنبال سراب می دوید. چه کسی اول شروع کرد و چه کسی دوم؟ ... نیز جایی در اصل محکومیت جنگ و خشونت ندارد و امری ثانوی است. خشونت عریان ذاتی جنگ است، قربانیانش اساسا مردم عادی و زنان وکودکان و تمدن و زندگی است. همواره ویرانگر و نابودکننده است ولاجرم محکوم. برای بمب ها فرقی ندارد چه کسی مقصر اول است و یا دوم. و هیچ کسی نمیتواند به عنوان یک انسان باوجدان و شیفته زندگی و مردمان از چنین داروینیسم اجتماعی و تباه کننده حمایت کند. با تاکیدمجدد براین که جنگ تحت هرشرایطی محکوم است و بنابراین ممانعت از شروع و یا توقف آن و شعارصلح و آتش بس، فی نفسه خود غایت است. این که امثال پاپ و این همه نهادهای حقوق بشر و سازمان ملل و وجدان جهانی و.... جنگ را محکوم می کنند و نسبت به آن هشدار میدهند بی دلیل نیست [ واین که جامعه انسانی باید اختلافات خود را بدون توسل به جنگ وخشونت حل و فصل کند].