Wednesday, August 29, 2018

مضحکه استنادایران به عهدنامه مودت سال ۱۳۳۴

مضحکه استنادایران به عهدنامه مودت سال  ۱۳۴۴! 

آیا استنادایران به عهدنامه مودت سال ۱۳۳۴ بین ایران و آمریکا، سوای نتایج جنبه های حقوقی اش به لحاظ باصطلاح یک شگردسیاسی مضحک نیست؟ کشوری که سفارت خانه اشغال می کند و دو تابعیتی گروگان می گیرد و اساسا هویت خود را در تقابل اسلام و دشمن (آمریکا) استوارساخته و خامنه ای اخیراهم گفت که هیچگاه مذاکره با آمریکا نخواهیم داشت.... 
حالا در یک رویکردی که به عقل هیچ ابلیسی هم نمی رسد متوسل به عهدمودت دو کشورشده است که بیانگردوستی و مودت دوکشوراست و طرفین نباید بر طبق آن به هیچ نوع اقدامی که به این دوستی و به حقوق شهروندان و یا منافع و اقتصاد و .... دیگری آسیب بزند متوسل شوند! البته گشودن رمز و رازمعمای این رویکرد چندان آسان نیست. اما بعیداست که این ابتکار از «عقل» خودجمهوری اسلامی بیرون تراویده باشد. بنظر می رسد که به نوعی از سوی کشورهای اروپائی این سیگنال زده باشد. واقعیت آن است که اروپا در مقابله با سیاست های دولت ترامپ از نهادهای بین المللی هم که در آن نفوذ دارد برای مقابله با سیاست های یک جانبه گرائی ترامپ و مشخصا فسخ یک جانبه توافق هسته ای نیز سود می جوید. چنانکه شاهد بودیم چندی پیش گزارشگرویژه سازمان ملل در عرصه حقوق بشرنیز این تحریم ها را غیرقانونی و ناقض حقوق شهروندان ایران اعلام کرد* گزارشی که در آستانه شروع تحریم های آمریکا بدون چراغ سبززدن قدرت های اروپائی نمی توانست اتفاق بیفتد. از قضا حقوق دانان مدافع ایران در اولین جلسه این دیوان برای رسیدگی به شکایت، در دفاعیات خود به همین گزارشگرهم برای تاییدادعاهای خود استنادکرده اند. نباید فراموش کرد که اساسا دبیرکل کنونی سازمان ملل نیز به نوعی برگزیده اروپائی هاست و آمریکا از این که تیغش در سازمان ملل نمی برد بارها شکوه کرده و به گونه ای هم از برخی نهادها خارج شده و سازمان ملل را نیز به تقلیل و یا عدم پراخت بودجه ای که یک چهارم آن توسط آمریکا تأمین می شود تهدید کرده است.... چندی پیش در پی شکایت دولت ایران رئیس قضات دیوان بین المللی لاهه هم در نامه ای به دولت آمریکا از آن خواست که از اتخاذتصمیمات تازه ای که در رسیدگی به این پرونده تاثیرگذارهست اجتناب ورزد که البته ترامپ وقعی ننهاد و دوراول تحریم ها را اعلام داشت... در چنین شرایطی دولت آمریکا بیش از هردولت بزرگ دیگری سعی می کند که تصمیمات مهم مرتبط با دیگرکشورها را که باید بطورجهانی اتخاذ شود با دورزدن سازمان ملل پیش ببرد که البته منجر به انزوا و فشارجهانی بر علیه خودوی می شود... صدورأی قطعی و نهائی توسط دیوان عموما با فاصله زمانی طولانی ( چه بسا سالها) صورت می گیرد و اما حکومت اسلامی با توجه به نادیده گرفته شدن خواست و دستورقبلی رییس دیوان توسط آمریکا، خواهان صدورحکم موقتی و سریع برای اجتناب از تصمیمات تازه ( و مشخصا تحریم ها) توسط دولت آمریکا شده است. 
البته هم برای اروپا و هم برای دولت ایران مشخص است ک حتی اگردیوان لاهه به سودایران هم حکم صادر کند، دولت آمریکا زیربارآن نخواهد رفت.. با این همه از یکسو این بخشی از منازعه و رقابت قدرت های جهانی با یکدیگر است و ایران هم می تواند از آن برای جلب کمک های دیگرکشورها و مقابله با تحریم ها سود جوید و از سوی دیگر کشورهای اروپائی با تشویق دولت ایران در ارجاع به پیمان مودت بین ایران و آمریکا باصطلاح در صددبرطرف کردن موانع ارتباط بین آندو برای مذاکره هستند... گرچه حکومت اسلامی بارها نشان داده است که وقتی خرش از پل بحران و استیصال رد شود، دوباره چموش می شود و به مقتصای طبیعتش عمل می کند... اروپائی ها بفکرتقویت پیوندهای ایران با جهان برای رام کردن رژیم هستند، اما برای مردم ایران و کنشگران ضدسیستم که آگاه به ماهیت رژیم رژیم اند از قضا دوره های استیصال زمان تعیین تکلیف است...

Post a Comment