یادداشت اول: پیرامون اعتراضات اخیر
دماسنج بحران به سرعت بالا می رود!
گسترش جغرافی اعتراضات و ماههای پایانی و پرالتهاب سال و برشی از آنچه که در زیرپوست جامعه می گذرد
اعتصاب و راه پیمائی خیابانی بازاریان تهران و تداوم آن در اعتراض به جهش قیمت ارز و سقوط پول ملی و افزایش تورم، و کلا بی ثباتی شدید وضع اقتصادی، باتوجه اهمیت این موضوع و حساس بودن آن برای همه شهروندان و اقشارجامعه در شرایط کنونی رژیم را سخت نگران گسترش آن در اقصی نقاط کشور کرده است.
چنان که در همین فاصله کسبه شهرهای مهمی چون اصفهان و مشهد و شیراز و کرج و .... نیز به حمایت از آن پراخته اند. شروع اعتراضات همزمان دانشجویان در دانشگاه تهران و بهشتی و یا کوی دانشگاه برعلیه گرانی بر نگرانی رژیم نسبت به گسترش دامنه اعتراضات افزوده است. بطور کلی جامعه ایران واز جمله تهران به نوعی در وضعیت اشباع نارضایتی و خشم عمومی قراردارد.( بطوری که طبق نظرسنجی درونی بیش از ۹۲ درصدمردم-رقمی بسیارغیرعادی- از اوضاع ناراضیاند). درشرایطی که شعارهای اقتصادی می توانند به سرعت به شعارهای سیاسی تبدیل شوند، به با به میان آمدن موضوعی برانگیزاننده و سوژهای به مثابه میانجی و پیونددهنده عناصربسیارگسترده ودارای پتانسیل اعتراضی اما پراکنده ، امکان اینکه با اصابت جرقه ای به خرمن خشم انباشته شده،خشم فروخفته مردم شعله ور شود همواره وجود دارد. پرشکیان چندروز پیش سرمست و خوشحال مدعی شد که تنها رئیس جمهوری بوده است که جرئت کرده رسما قیمت بنزین را بالا ببرد و اتفاقی هم نیفتد! اما او غافل بوده و هست از هزارباده ناخورده ای که در رگ تاک است!. اخگرهای سوزنده و برافروزنده همواره بکرند و نامعلوم و غافلگیرکننده. تنها پس از وقوع رخدادها است که آنها معنا و تعین ویژه خود را پیدا میکنند. استقبال شگفت انگیز چندده میلیون بیننده از فیلم مستندترانه علیدوستی/ پگاه آهنگرانی که روایت ایستادگی و مقاومت یک هنرپیشه معروف و متاثر از رنسانسی با که خیزش زن زندگی آزادی با شخم زدن جامعه مرد/ پدر/دولت سالار برپاشده است، نشانه بزرگی از تحولات زیرپوستی جامعه و پتانسیل انفجاری آن برای تبدیل شدن به سیلی خروشان. بی قراری نرخ ارز و قیمتها، وضعیت نادولتی و خطرفروپاشی اقتصادی و پیشبینی ورود کشور به سیاهچاله ابرتورمها و ابربحرانها، حتی قحطی و از ارزش افتادن پول ملی، ناتوانی حاکمیت در کنترل اوضاع معیشتی ، غلبه وضعی بی اعتمادی وبی اطمینانی نسبت به دولت و اثربخشی تصمیمات آن وکلا قرارگرفتن کشور دروضعیت عدمقعیت ویرانگر و فرساینده نه جنگ نه صلح، که امکان ثبات نسبی و هرگونه برنامه ریزی در تمامی سطوح کشور از دولت تا کسبه و کارخانه داران و و تا خانواده ها پایدار را بی معناکرده است، وضعیت اقتصاد در کنارتشدید تحریمها و جنگ و فشارهای خارجی، در مجموع اوضاع را را به سمت کانونی شدن بحران و خشم و انفجار و فروپاشی وضعیت ناپایدار کنونی می برد. نباید فراموش کرد که قرارگرفتن یک کشور در وضعیت همزمان دو فاجعه جنگی و فلاکت عمومی به معنی ورود آن کشور به خطرناک ترین نقطه ای قابل تصوراست که عبور از آن، اگر هم بفرض ممکن باشد، باین سادگی ها ممکن نیست. حاکمان در نقطه کورحرکتی قرارمی گیرند که چه بسا با اقدامات و تعرض و عقبنشینی ها ی خود بنزین بر آتش به پاشند. اکنون ما وارد چنین دوره ای می شویم که .... ناتمام
No comments:
Post a Comment