برشی از فاجعهای که در جامعه ایران میگذرد*
سه فاجعه درهم تنیده و چهره بیرحم آن
جنگ، فلاکت فراگیر و سرکوب برهنه، سه طاعونی هستند که دست بدست هم داده و برچهره جامعه ایران چنگ انداخته، کرامت انسانی شهروندذان را هدف گرفته و در هممی شکند و هرگونه مقاومت علیه تباهی را با خشونت برهنه پاسخ می دهند و الگوی تازه ای از زیست در فقر و فلاکت و سرکوب را که دیگر نام زندگی برازنده آن نیست بوجودمی آورند. وقتی تورم موادخوراکی به ۱۱۵٪ میرسد و سرایستادن هم ندارد، حکومتی که بهبقاء خودش بر هرچیزدیگر اولویت مطلق میدهد و قدرتهایی که برای دست یابی به اهداف نواستعماری و امپریالییستی خود علاوه بر بمب و موشک و... سلاح فقر و قحطی و محاصره را نیز تا حداعلا به عنوان مهمات جنگی بهکار میگیرند....در چنین شرایطی شاهدظهور الگوهای تازه ای از نکبت زندگی در نظام مطلقه ولایت فقیه هستیم که تنها پاسخ حاکمان به این هیولای دهان گشوده فقر و فلاکت، چیزی جز صرفهجوئی و بخودگرسنگی دادن هرچه بیشترنیست... آیا برای آن اکثریت بزرگ ۸۰٪ که کمرشان زیرخط فقر درحال درهم شکستن است، اساسا چیزی برای صرفهجوئی کردن مانده است که حاکمان جنگ طلب برای نجات خویش بهکوچک کردن بازهم بیشتر به آن دخیل بستهاند؟. تحت چنین شرایطی تغییرالگوی زندگی در همه حوزهها مشهوداست، از حرکت شتابان از مراکزشهرها به حاشیهها و حلبیآبادها، خریدهای قسطی، بام خوابی و اجاره اتاق و خانه و حتی آلونکها به شکل مشترک، پناه بردن نسلهای میانی و جدید به سکونتگاه پدران و مادران پیر و اکثرا درمانده اگر که خانهای و سکونتگاهی داشته باشند، توسل به انواع شغلهای حاشیهای و دستفروشی و انواع آن چه که بزهکاری و دزدی و گدائی و... خوانده می شود. برای خروج از این نکبت فراگیر و فزاینده، بیش از پیش بهمبارزه چندجانبه و هرچه گسترده تر علیه فاجعه جنگ از هردوسو و علیه سیاستهای ضدمردمی که جنگ در تداوم و تحقق آنها برپا شده و می شود و برای صلح و همبستگی، مبارزه علیه فقر و فلاکت و برای عدالت اجتماعی و تقویت روحیه تعاون و همبستگی و اهتمام به مراقبت از یکدیگر و مبارزه هرچه فراگیرتر علیه استبداد و سرکوب بیامان در داخل و در سطح بینالمللی و اتحادصفوف خود حول این خواستها نیاز هست. اتحادهرچه بیشتر حول آنها مسیرخروج از این فاجعهدردناک را ترسیم می کند. در وضعیت کنونی، صفوف بخشمهمی از جامعه حول رویکردافتراقی معطوف به همین سه فاجعه، شقه شقه شده است. بخشی به جنگ از منظر قدرتهای خارجی دخیل بستهاند و مشوق تشدیدجنگ و ویرانی و نابودی اند، اگر کاوهای نیست پس اسکندری... بخشی به رژیمسفاک و جبار ایران دخیل بستهاند و بوالهوسانه جنگ حکومت آدمکش را جنگ در راستای رهایی و نجات کشور می انگارند. بخشیهم که تحت عنوان صدا و رویکردسوم، که نه به جنگ از هرسو و نه به حکومت اسلامی و مداخله خارجی باوردارند و با آن شناختهمیشوند زیرفشارسنگین روایتسازیهای جعلی آن دو سنگ آسیاب آندورویکرد تاکنون نتوانستهاند صفوف خود را برای برون رفت از این فاجعه بسیج کرده و متحد و سراسری عملکنند. با اینهمه در گذرزمان و آزمونی خطیر در متن فاجعه نتایج مصییتباردوگرایش نخست تدریجا آشکار شده و گذرزمان بسود رویکردسوم و تضعیف صفوف دو جریان دیگرانحرافی و فلاکتآفرین حرکت می کند. بر بسترچنین روندی، اگر که امیدی برای خروج از فاجعه وجود داشته باشد، بیش از همه مشروط به هوشیاری و کنشگری و تلاشی خواهد بود که این بخش از جامعه و کنشگران آن میتوانند صورتدهند.
*- https://www.bartarinha.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-3/1593802-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D8%AF
No comments:
Post a Comment