Sunday, August 23, 2026

جنگ‌افروزی، سرکوب و وظایف جنبش‌های مردمی

جنگ‌افروزی، سرکوب و وظایف جنبش‌های مردمی..  گفتگوی سعید افشار با تقی روزبه و منوچهر صالحی

                                                                           


 توضیحی پیرامون گفتگوی حاضر

این گفتگو درجائی با چالشی مواجه شد که توضیحات زیر در همین رابطه است:
پاسخ به سوال‌های مشخص که مورد تاکیدگرداننده گرامی بود، با توجه به آن که مواجهه و برخورد با پدیده پیچیده ای چون جنگ و آتش‌بس و صلح همواره می تواند از منظر گرایش‌های گوناگون مطرح شود، لازم است که همراه با مواضع اصولی نسبت به جنگ باشد وگرنه با ورودمستقیم و نقطه‌ای و منفک از اصول ممکن است منجر به ورودبه زمین بازی گرایش‌های دول متخاصم و هم پوشانی‌های کاذب و آشفتگی در مواضع بشود. بنابراین لازم است که از منظر سیاست‌های اصولی خود که درست می دانیم به مساله ورودکنیم و همواره هر موردی را مشروط به آن‌ها بکنیم. در این مورد از نظر من اصل راهنما برای ورود به آن، تاکید بر گزاره جنگ ادامه سیاست به شکل دیگر است بود و تمرکز برآن سیاست هائی که اصرار و تداوم آن‌ها از هردو سو منتج به جنگ کنونی شده است و اینکه بدون تغییرآن سیاست‌ها صلح و آتش بس پایداری وجودنخواهدداشت و در این رابطه دقیقا رو به مردم و افکارعمومی باید خطوط اصلی آن سیاست‌‌های منتج به جنگ را از هردو سو بطور شفاف موردنقد و انتقاد قرار داد. در این مورد همین باصطلاح تفاهم‌نامه که سندی سرهم بندی شده و در اصل بستری با نیات و سوداهای متضاد بود که خودشان هم باور نداشتند و از دوسو به نقض آن پرداختندنمونه خوبی است. بطوری که در مواجهه با آن جهت اجتناب از برخوردنقطه‌ای و هم سخن شدن با آن حقه‌بازی‌های سرهم بندی شده و دخیل بستن به آن،کاری که هم اکنون هم حکومت اسلامی پس از شکستن کوزه شیرتفاهم و مذاکره ادامه می دهد ، لازم است که حتما با ارائه آگاهی واقعی در باره آن، به آن سیاست‌هایی کلانی پرداخت که منجر به جنگ شده و لاجرم برای پایان دادن به جنگ و برقراری صلح باید مورد آماج قرارگیرند. علاوه براین لازم است همواره به نقد توهم دخیل بستن به حصول صلح از بالا و قدرت‌‌های جنگ طلب پرداخت و تاکید کرد که بدون شکل گیری نیروی فشار و هم‌افزا از بیرون توسط جنبش‌ها و افکارعمومی و‌نهادهای ضدجنگ در سطوح مختلف کشوری و منطقه‌ای و جهانی .. با دل بستن به‌ تفاهم دولت‌های درگیر، صلح و آتش بس پایداری بوجود نخواهد آمد.
بخصوص تاکیدبر این حقیت که رژیم جمهوری اسلامی علاوه برجنگ و جنگ افروزی با دشمن خارجی، با مردم خویش هم درجنگ است اهمیت زیادی دارد. از همین رو و از منطر صدای سوم باید واقعیت صحنه سیاسی و اجتماعی را بسیارشفاف و مستدل بیان کرد چرا که حتی شاهدیم متاسفانه چگونه شماری از مدعیان چپ در طی‌ ماه‌های گذشته بدام همسویی با رژیم جبار و‌آ‌دم کش افتادند. و اخیرا هم شاهدیم و بازهم با کمال تاسف که ۲۰۰ تن از اساتید و دانشگاهیان و صاحب نظران سرشناس و چه بساموجه و محترمی چون آصف بیات و پرستوفروهر و دیگرانی، به دام این یکسویه نگری می افتند و ناخواسته به خوی جنگ طلبی رژیم که حالا از جنگ پیشدستانه و تعرضی و گسترش منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دامنه جنگ ‌هم دم می زند سوخت می رسانند...
تنها با پرطنین ترکردن صدای سوم و بیان شفاف و مستدل سیاست‌‌های جنگ طلبانه طرفین از منظرآن می توان به این گونه لغزش‌ها پایان داد و از رساندن سوخت جنگی به رژیمی که با سرشت درونماندگار جنگ و بحران آفرینی عجین است، و اینک در دوره پساخامنه‌ای و خلا قدرت از طریق آن به بازسازی وجودفرتوت و گندیده خویش همت گماشته است اجتناب ورزید.
از قضا در این گفتگو بر این پایه شاهدیم که در پایان آقای صالحی با سلامت نفسی که داشتند و علیرغم رویکردپیشین خود، با درنگ بر سرکوب برهنه حکومت اسلامی و بقول خودشان اقتدارگرائی و سرکوب و کشتارژیم، با مشاهده تناقض بنیادی در رویکردشان، با غقب نشینی از مواضع شان اذعان می کنند که پاسخی برای این وضعیت ندارند.

No comments: