بحران مهاجرت، حذف صورت مساله یا حل مساله؟!
فاجعه غرق شدن دهها پناهنده جوان در آبهای اطراف اسپانیا باردیگر فاجعه بزگ مرگ دهها نفرجوان جویای کارو زندگی را رقم زد.
با هجوم ناگهانی دهها هزار مهاجرپناهنده به قلمرواسپانیا در منطقه خودمختارسئوتا درمرز دریائی، باردیگر بحران مزمن و دیرپای مهاجرت و پناهندگی برای چندروزی به یکی از خبرهای مهم اروپا تبدیل شد. و حتی دولت ماکرون آمادگی خود را برای کمک به اسپانیا در صورت نیاز اعلام کرد. نخست وزیراسپانیا این وضعیت را حمله و نقض تمامیت ارضی اسپانیا توصیف کرد و گفت که از همه امکانات برای بازگرداندن آنها استفاده خواهدکرد. نهایتا هم طبق گزارشها بدلیل فشارها و فقدان امکانات و چشمانداز عبور از سئونا که گفته می شود تفریبا ۲۰ کیلومتر مربع وسعت داشته و حتی از فرودگاه فرانکفورت هم کوچک تراست، ناگزیر شدن این مهاجران که اساسا از نسل جوان و موسوم زد(پسر) هستند، به قریب به همه آنها (بحز فعلا هزارو اندی) مجبور به بازگشتی شدند که ادعا می شود داوطلبانه بوده است. این روایت در عین حال با حمله به شبکههای قاچاق به عنوان مشوق این جوانان، می کوشند که از ریشههای این مشکل جهانی طفره بروند. هم چنین بروز چنین موج بزرگی از پناهندگی موجب بروزتنش و بحران دپیلماتیک در اتحادیه اروپا و میان اعضاء آن گشت. بطوری که دولت ایتالیا خواهان تعلیق قراردادشنگن با اسپانیا شد و برخی کشوری اتحادیه هم از مواضع آن دفاع کردند. و متقابلا دولت اسپانیا هم خواهان نشست فوقالعاده سران اتحادیه شد و از این که برخی به جای همبستگی میان اعضاء خواستارحذف آن از حوزه شنکن شدند، آن ها را مورد ملامت قرارداد و پوپولیستی نامید. منتقدین مدعی بودند که اسپانیا با طرح قانونی سازی وضعیت بیش از یک یک میلیون مهاجر و پناهجو به قاچاق انسان انگیزه داشته است و حتی بعضا آن را اقدامی مشابه اقدام دوره صدراعظمی خانم مرکل اعلام کردند که گویا بزعم آنها برای پیروزی در انتخابات از آن استفاده کرده است. با این وجود دولت اسپانیا به متحدین خود در اتحادیه اطمینان داده است که از سئوتا امکانی برای ورودبه قلمراصلی اسپانیا و قراردادشنکن وجود دارد. ضمن آن که مصمم به احداث دیوارحفاظتی (مانع) ۵۰۰ متری در مرزدریابی با مراکش کشیده است. حتی دولت اسپانیا مدعی شده که تعدادورودپناهندگان (غیرقانونی) به اسپانیا طی چندسال گذشته نصف میزان ورودآنها به ایتالیا بوده است و وزیرکشورش اعلام شده است که با کسانی که قانون نقض می کنند (با ورودغیرقانونی) هیچگونه مماشاتی نخواهیم داشت.
بطورکلی نه فقط در آمریکای ترامپ، بلکه اکنون در اروپاهم مساله بحران مهاجرت به یکی از مهمترین مسائل انتخاباتی تبدیل شده است و نیروهای راست افراطی و فاشیستی بیش از دیگران ضدیت با آن را به یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی و بسط نفوذ خود تبدیل کرده اند، بطوری که حتی نیروهای راست میانه هم برای آن که در رقابت از آنها عقب نیفتند عملا همان سیاستها را گرچه باشدتی کمتر پیشه کردهاند. و بهمین دلیل گریزان از پرداختن به ریشههای بحران مهاجرت و پناهندگیبه عنوان یک معضل جهانی و و مواجهه با آن بوده و جز به تشدیدموانع و برافراشتن دیوار نمیاندیشند. و این درحالی است که جهانی شدن سرمایه با ویژگی بشدت ناموزون ، با شکافهای روزافزون بین جهان مرکزی ایجادجزایرخوشبختی با جهان پیرامونی، همراه با گسترش فقر و تباهی و جنگ، در عصری که با ارتباطات و انفجاراطلاعات بیش از هرزمانی آن را به دهکدهای تنگ و کوچک تبدیل کرده است؛ در اصل جهان سرمایه داری و دولتهای بزرگ و ثروتمند و سیاستمداران آنها غلیرغم فرافکنیهای خود در مواجهه با واقعیتها، با پیآمدهای جهانی شدن ناموزون و تبعیض آمیز مناسبات سرمایه داری دست وپنجه نرم می کنند و بیش از پرداختن به ریشهها، به برافراشتن دیوارها و حفظ امتیازات انحصاری میاندیشند.
***************
زباله یا پیشقراولان جهان بی مرز؟
در همین رابطه مقاله زیر نگاهی دارد به ریشههای همین مسأله و مواجهه با آن
«کیسههای زباله»، یا پیشقراولان جهان بیمرز؟
کسانی که فرصت یا حوصله خواندن این مقاله را ندارند، می توانند به تلخیص فشرده آن و مفید آن توسط هوش مصنوعی اکتفاکنند:
عبارت «پیشقراولان جهان بیمرز» توصیفی استعاری و جامعهشناختی است که معمولاً برای اشاره به مهاجران، پناهجویان و جابهجاشدگان اجباری در سراسر جهان به کار میرود. این تعبیر به این معناست که مهاجران، فارغ از این که خود چقدر به این نقش آگاه باشند، با عبور عملی از مرزهای جغرافیایی و به چالش کشیدن نظم سنتی «دولت-ملت»، راه را برای مفهوم «شهروندی جهانی» هموار میکنند.
محورهای اصلی این دیدگاه نظری
• شکستن ساختار دولت-ملت: مرزها سازههایی حقوقی و سیاسی هستند. مهاجران با جابهجاییهای گسترده خود، به صورت عینی این دیوارهای اعتباری را دچار گسست و ترک میکنند. [1, 2]
• حرکت به سمت شهروندی جهانی: این کنشگران، بدون داشتن پشتوانه سیاسی سنتی، ایده «زمین به عنوان خانه مشترک انسان» و همبستگی فراملی را در عمل معنا میکنند. [1]
• عامل رانش عینی: اکثر این افراد نه بر اساس یک نقشه تئوریک، بلکه به دلیل شرایط سخت زیستی، فقر، جنگ و برای بقا به این مسیر پرتاب میشوند. [1]
• مبارزه برای هویت جدید: گرچه بسیاری از مهاجران در کشورهای مقصد با حاشیهنشینی و رفتارهای تبعیضآمیز مواجه میشوند، اما حضور آنها ساختار سنتی طبقات اجتماعی و مرزهای بومی را دگرگون میکند. [1, 2] )
No comments:
Post a Comment