Tuesday, October 18, 2011

جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید

جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید

گرچه گسترش جنبش "وال استریت را اشغال" کنیم، درادامه والهام گرفته ازجنبش های مشابه آن درمیدان التحریرقاهره و اسپانیا( اروپا) وبخشی ازاین جنبش جهانی است، ودارای همان خصلت های عمده ای است که درنوشته های دیگربه آن پرداخته ام*1.اما درعین حال فقط ادامه ویا بیان ابرازهمبستگی باسایرجنبش ها نیست وریشه درتبعیضات ودشواری های انباشته شده وتشدید بحران اقتصادی وسیاسی درخود جامعه  آمریکا دارد. گسترش این جنبش درآمریکا را همچون سرایت آتش به ُکنده اصلی باید نقطه عطف تازه ای درعروج این جنبش جهانی دانست.
همانطورکه آمریکا دژاصلی سرمایه داری وباصطلاح مسقط الرأس نظام سرمایه داری( ونئولیبرالیسم) است، ومدل واره های آن درعرصه های گوناگون اقتصادی وسیاسی وهنری و... باسرعت وابعادبیشتری خصلت جهان شمول پیدامی کند، وهمانطورکه سرایت بحران اقتصادی ومالی آن، اقتصاد وبورس های جهان وبویژه اروپا را تحت تأثیرقرارداد، جنبش آن نیزمی تواند واجدهمین خصلت بوده ودرسراسری کردن شعله های اعتراض ودرک ازماهیت وعملکرد جنبش های جدیدوآرایش نوین مبارزه ضدسرمایه داری نقش مؤثری داشته باشد.درواقع گسترش این چنین شتابان جنبش درآن خطه بزرگ وپژواک سریع آن درسراسر جهان، باشعارهای ضدسرمایه داری درکشوری که مثلا سخنان اوباما درموردافزایش اندکی مالیات ازثروتمندان برای کنترل کسربودجه  دولت، کفرابلیس بوده و با انگ سوسیالبستی مواجه میشودامری غریب است. بااین همه همانطورکه اشاره شد وقوع این رعد درآسمان بی ابرنبود بلکه علاوه براعتراضات  ویسکانسن،ریشه درجنبش وسیعی ازجوانان وزحمتکشان برای ایجاد تغییردر انتخابات قبلی ریاست جمهوری که درپی سیاست های بحران آفرین وجنگ طلبانه  نئوکانها شکل گرفته بود دارد که البته توسط حزب رقیب آنها(دموکرات ها ) باسوارموج شدن،وشعارآری! ما می توانیم تغییربدهیم، وبا بروی صحنه آوردن چهره ای دینامیک وآژیتاتور چون اوباما و وعده و وعیدهای وی وحزبش مورد بهره برداری رقابت های انتخاباتی قرارگرفت.حزب دموکرات توانست  این نارضایتی گسترده ناشی ازبحران اقتصادی وسیاسی،ورشد بیکاری وفلاکت و شکاف های عظیم طبقاتی را درسبد خود بریزد وحرکتی را که هنوز درآغازبود وبه بلوغ لازم وفراسیستمی نرسیده بود زیرچترخود بگیرد. با این همه بزودی دست اوباما  روشد وچیرگی اوبامای وال استریت براوبامای کوچه و بازارپس از انتقال او به کاخ سفید، آشکارشد. با تشدید بحران سرمایه داری وایفاء نقش کارگزاری کاخ سفیدبرای بانکها وسرمایه داران بزرگ ومالی درمواجهه با بحران، به موازات  تشدید بیکاری وسیاست جنگ افروزی وی، بسرعت ستاره اقبال اوباما روبافول گذاشت. در اردوی محافظه کاران نیزدرپی شکست انتخاباتی ونگرانی ازوقوع وقفه یا سستی درپیشبرد سیاست های نئولیبرالی ،تحولاتی صورت گرفت ونقشه ضدحمله گسترده ای توسط جناح راست سرمایه وجمهوری خواهان  تدارک دیده شد.آنها  برای فلج کردن شبه رفرم های حریف و درکوزه گذاشتن وعده و وعیده هایش به انتخاب کنندگان، وتصرف نهادهای قانون گذاری درانتخابات میان دوره ای ونهایتا تصرف ریاست جمهوری درانتخابات دوردوم، جنبش تی پارتی با زعامت راست ترین ومرتجع ترین گرایشها را راه انداختند وتوانستند دراین مدت اکثریت مجالس کنگره وسنا را ازآن خود کنند.نئولیبرالیزم که درطی سه دهه اخیرباتعرض وتهاجم یک به یک سنگرهای گوناگونی را به تصرف خود درآورده بود و دست آوردهای رفاهی جامعه وکارگران وزحمتکشان را یک به یک پس گرفته بود باردیگرباهمان سودا خیزبرداشت،غافل ازآنکه تپش نبض زندگی ومقاومت اگرچه ناپیدا اما درزیرپوست جامعه آمریکا تندترشده است. بهرحال ناتوانی وفلج شدگی اوباما(وحزب دموکرات که فراترازظرفیت خود وعده ووعید داده بود) ،راه اندازی جنبش ارتجاعی تی پارتی وتصاحب مجالس کنگره وسنا وخیز بلند برای تصرف مجدد نهاد ریاست جمهوری دوردوم، جنبش جوانان وبیکاران را برسردوراهی تسلیم به وضعیت فلاکت وبیکاری  موجود وتشدید آن ویا عبورازاوباما وبرپائی جنبش مقاومت مستقل و فراسیستمی قرارداد.درجامعه خموده وآموخته ومنقاد درتاروپود سرمایه داری وبمباران های  تبلیغاتی رسانه های انحصاری  ودرفقدان سنت استمرار مبارزات ضدسرمایه داری گسترده دردهه های اخیر، خیزش های کنونی بیانگرجهشی بزرگ وحاکی ازغلبه شورزندگی ومقاومت برتسلیم وانقیاداست. ازاین رو درچهارچوب مشخصات عمومی جنبش های جدید، ویژگی های جنبش اخیرآمریکا حائزاهمیت خودویژه ای است:

کشانده شدن تظاهرات وجنبش به خیابان وبیرون ازسازوکارهای رژیم(درمقایسه با جنبش سال  2008با شعارآری!ما می توانیم تغییربدهیم) آنهم درشرایطی که کل آپارات وسازوکارهای موجودی که برای تظاهربه دموکراسی تعبیه شده اندسرسپردگی خود را تمام عیار به بازارهای مالی وشرکت های بزرگ به نمایش گذاشتند، زمینه های گسترش پرشتاب حرکت در جغرافیای وسیع آمریکا درمدتی کوتاه(انتشارآن درشهرها ونقاط بسیاری ازآمریکا درطی یک ماه ازآغازجنبش اشغال وال استریت توسط چندصدتن جوان)،شتاب وابعاد گستره جهانی آن(تا 82 کشوروهزارشهرجهان وبا میلیونها تظاهرکننده درطی دوروز) فراهم ساخت. وازنظرهدف وآماج، کانونی کردن مبارزه علیه سرمایه مالی وبانکداران وبازاربورس ( و شرکت های غول پیکری که برهمه بخشهای اقتصاد وهمه وجوه زندگی چنگ انداخته اند وکشورآمریکا را به  سرآمد همه کشورها در کالائی کردن همه عرصه های زندگی  تبدیل کرده اند) و وال استریت شاخص ونماد همه این فلاکت ها ونکبت های دامن گیر مردم  وجبروت سرمایه بشمارمی رود، ازدست آوردهای مهم این جنبش محسوب می شود. البته  درکناراین خواست اصلی، انواع واقسام مطالبات معیشتی وسیاسی وزیست محیطی وضدهسته ای  وضدجنگ، وبویژه دموکراسی مستقیم،...نیزمطرح هستند. خودسازمان یابی واستفاده ازاشکال  شبکه ای –افقی  وبهره گیری ازارتباطات اینترنتی وشبکه های مجازی درمقیاسی گسترده برای سراسری شدن وشکستن جوسکوت، تاکتیک تصرف فضاهای شهری واقدام مستقیم وبازدارنده  ازدیگرویژگی های جنبش های جدیداست. اما آماج قراردادن وال استریت وسرمایه مالی به عنوان حط الرأس نظام سرمایه داری  وبسیج کننده ترین شعارعمومی وانتشاراین شعاردرمقیاس جهانی ودرجهت ارتقاء مطالبات این جنبش  واجداهمیت زیادی درتقویت خصلت ضدسرمایه داری آن است*2.  واگردرنظربگیریم که سیاست های دولت های سرمایه داری درطی دوسال اخیردراختصاص وواریزکردن تریلیونها دلارازبودجه عمومی به بانکها  وسرشکن کردن آن ها  به حساب مردم، تصویب برنامه های ریاضت اقتصادی وویرانگرانه علیرغم اعتراضات میلیونی ومکررشهروندان زحمتکش همه این کشورها، "همان  99%"، دهن کجی آشکاری بود به مردم وافشاء ماهیت پوسیده سیستم پارلمانی ونمایندگی، وروشن شدن ماهیت دولتمردان  ودیوانسالاران به مثابه کارگزاران مطیع  سرمایه  ومالی وراززدائی ازچهره بزک کرده دموکراسی بورژوائی. نتیجه همه اینها سبب لبریزشدن خشم فروخفته جوانان بیکاروشاغل ازاقشارمختلف زحتمکشان گشته است. نفس وقوع و پژواک گسترده این جنبش درخود آمریکا امرتازه وبکری است. براساس برخی آمارها،برای اولین بار82% افکارعمومی آمریکا ازماجرا مطلع شده اند و38% با آن موافق. بااین همه برای فراگیرشدن این حرکت درمیان توده های هرچه بیشترهنوزراه درازی درپیش است.باتوجه به تشدید دامنه بحران اقتصادی وسیاسی ودرپیش بودن رقابت های  انتخاباتی در آمریکا زمینه ها گسترش ونیرومندترشدن این جنبش وجود دارد. این که این جنبش تاچه حد بتواند به عنوان یک نقطه عطف مهمی دربهم زدن توازن قوا بین جنبش وسیاست های نئولیبرالیستی باشد وبتواند آن را را به عقب نشینی قاطع وادارسازد وجنبش اعتراضی ضدسرمایه داری را به حالت تعرض بکشاند،هنوزنمی توان به طورقطع سخن گفت. گرچه نشانه هائی ازبیرون آمدن جنبش ازلاک دفاعی خود مشهوداست اما گمان زنی درکم وکیف آن درحد بهم زدن موازنه قوا را باید باینده سپرد. درعین حال باید این نکته را نیزخاطرنشان ساخت که رشد ناموزون جنبش دربعد افقی وعمودی می تواند موجب بروزنقاط آسیب پذیری شودکه بورژوازی بتواند با رخنه درآن وازطریق انجام برخی رفرهم صوری وسطحی  درصدد خلع سلاح  وپراکنده ساختن جنبش براید.یکی ازاین نقاط ضعف تقسیم سرمایه به سرمایه داری بد(نئولیبرالیستی،با سرمایه ملی مهارنشده وازجمله بانکهای  بورس باز) وسرمایه داری خوب(سرمایه داری با سرمایه مالی مهارشده وبانکهائی که به تجارت وبازرگانی می پردازند) است. 



 جنبش های جدید درعین حال  ادامه جنبش جهانی سال 99 سیاتل محسوب می شودکه درمتن فراز وفرود خود باردیگرواین باربا آمادگی ورشد کمی وکیفی بیشتری واردصحنه شده است.درواقع جنبش فروم اجتماعی جهانی علیرغم آنکه درطی یک دهه اخیر توانست نیروی وسیعی باگرایشهای گوناگون را درسطح جهانی ویویژه علیه جنگ بسیج کند وبه میدان بیاورد وازاین جهت بلارقیب بود، با این همه ازنظرسازمان یابی درفواصل نشست های سراسری خود فاقد مفصل بندی لازم برای استمرار وگسترش دامنه عمل وتأمین هماهنگی های مناسب با وظایف وساختارخود بود. بدیهی است که این مفصل بندی ها تنها می توانست براساس خطوط پایه ای  والگوهای عمومی این جنبش های جدید،یعنی بدون سلسه مراتب با تکیه برمجامع عمومی وخودسازمانگر وجمع های خودگردان ودرفضاهای بیرون ازسیستم وبااستفاده ازشبکه های ارتباطی نوین  صورت گیرد. هم چون آفرینش شوراها ویا کمونها که درجنبش های پیشین  ابتکارخلاق خودجنبش ها بودند،وتنها می توانستند ازدل خود جنبش و توسط خلاقیت آنها جوانه بزنند،جنبش های جدید نیزحلقات تکمیلی ومشخص سازمان یابی خود را تنها می توانستند ومی توانند ازمتن جوشش ها وخلاقیت های خود بوجود آورند.درواقع درحرکت های دوسال اخیرازتونس وقاهره  وتا اروپا وآمریکا این جنبش ها توانسته اند با خلاقیت خود  بخشی از این حلقات مفقوده را درقالب برگزاری مجامع عمومی خود درفضاهای حقیقی وبیرون ازسازوکارهای سیستم درقالب اشغال فضاها، درخیابانها ومیادین ونقاط حساس وتوجه برانگیز وبرقراری ارتباطات شبکه ای -افقی بین نقاط گوناگون برگذارکنند. بااین همه برپائی این گونه تجمعات بدون جمع آمدن  فضا وآتمسفرنارضایتی عمومی امکان نداشت چنین فراگیرشود.بهرحال تصرف فضاها و برپائی این  مجامع عمومی درنقاط حساس  وتثیبت آنها بی شک می تواند گام مهمی درسازمان یابی باشد.گامی که می تواند باتعمیق این روند ویافتن وساختن حلقه های بعدی سازمان یابی درفضاهای گوناگون جامعه والبته درانطباق با ماهیت وطبیعت خود رهان خویش، برای استمرارحرکت  وکسب دست آوردهای بیشترونهایتا دست یابی به اهداف کلان خود دارای اهمیت باشد.درواقع  سازمان یابی درفضاهای کلان مثل تشکیل خود فروم های جهانی و منطقه ای  وکشوری وگسترش آن به فضا-مکان های خردتریعنی درخیابانها ومیادین وسایرعرصه ها یک بعدمهم ازپیشروی وگسترش سازمان یابی است. حرکت درفضاهای خرد وتصرف این فضا ها درحوزه های جامعه مبتنی برسلطه وتبعیض فراگیردرتمامی یاخته های وجودی خود، عرصه   بسیاروسیع وگسترده ای برای پیشروی است وهرکس وهرجریانی می تواند درهرکجائی که ایستاده است  به ایفاء نقش به پردازد. بعددیگرهم در شفاف کردن هدف ها و تقویت هماهنگی ازطریق شبکه های ارتباطی نوین است. چنین است که این جنبش ها با ارجاع به تجربه خود ودرحین حرکت و آزمون وخطا، خودرا می سازند ورشد می کنند،درتمایزبا باحرکت استعلائی و دستورالعمل های ازپیش تعیین شده اشکال سنتی.

دومهمترین ویژگی جنبش های جدید

اگربخواهیم جنبش های جدید را با دوکلی ترین ومهمترین ویژگی به تصویربکشیم که بیان کننده عام ترین ویژگی آنها به مثابه شیفت پارادایم جدید باشند،باید به نان وآزادی به مثابه نماد دو مطالبه اصلی وجداناپذیر ازیکسو، وبرنقش پیش برندگان وفاعلین آن به مثابه سوژه های خود رهان(ودموکراسی مستقیم ونوع سازمان یابی اش که اساسا افقی است) اشاره کنیم. این سوژه ها،برخلاف جنبش های سنتی حل شده درهویت های عام هم چون طبقه ومردم ونظایرآن نیستند،بلکه درمبارزه مشترک برای دست یابی به اهداف مشترک،براساس اشتراکات وتمایزات خود عمل می کنند.ازایدئولوژیک کردن حرکت ومطالبات خود اجتناب می ورزند و به مثابه یک طبقه بزرگ متکثرورنگارنگ وفرارونده ای که تحت استثما وسلطه سرمایه قراردارند عمل می کنند.آنها برخلاف اشکال سنتی براساس برنامه  ودستورالعمل ازپیش تعیین شده(توسط نخبگان) وبراساس ایدئولوژی ودستورالعمل های صادرشده ازستادهای این یا آن حزب وسازمان ویا رهبرفرهمند عمل نمی کنند.درالگوهای سنتی این جنبش ها بودند که درسازمان واحزاب وایدئولوژی ها وبرنامه های ازپیش تعیین شده جذب وادغام می شدند(نظیرانقلاب اکتبر) اما درجنبش های جدید این خود سوژه های رنگارنگ ومجامع خودبنیاد آنها هستند که بیرون ازحیطه واتوریته این سازمانها شکل می گیرند وآنها را-درصورتی که به مبارزه علیه سیستم به پیوندند- درمیان صفوف خود به شکل شبکه ای و باحفظ رنگارنگی جای می دهند. اگرسازمانهای سنتی سیستم های بسته بودند وبه ناگزیرقادربه جذب گستره عظیم زحمتکشان نبودند وتنها آنها را به زائده خود تبدیل کرده وبنام کل طبقه سخن می گفتند، این ها برعکس، سیستم های بازی هستند که دارای  ظرفیت جذب،امکان بروزخلاقیت ونقش آفرینی برای تک تک عناصرتشکیل دهنده خودهستند. سازمان یابی یعنی سازمان یابی سوژه ها ونه  حزب نخبگان و پیشاهنگان. سازمان یابی و بازوبسته بودن این جنبش ها  تفاوت کیفی وپراهمیت جنبش ها وسازمان یابی های جدید با جنبش ها وسازمان یابی های سنتی هستند. یک جنبش خودرهان را با سیستم های بسته وسلسه مراتبی فرماندهی نمی توان سازمان داد.اگرقراراست سوسیالیسم بدست کارگران وزحمتکشان به مثابه سوژه های خودرهان ساخته شود بدون سیستم های بازی که اجازه نقش آفرینی آزاد را به آنها بدهد ناممکن است. اکنون روشن شده است که سیستم های بسته وباصطلاح سربازخانه ای چیزی جزالگوبرداری ازساختارهای جامعه طبقاتی نبوده است ولاجرم هرگز ابزارمناسبی برای مبارزه برای سوسیالیسم وآزادی وبرابری اجتماعی نبوده اند.

بهمین دلیل جنبش های جدید ونوین نه فقط به مثابه جنبشی علیه سرمایه وخط الرأس آن عمل می کنند،بلکه درعین حال رویکردی علیه اشکال سنتی سازمان یابی وبسیج  ودرواقع آنتی تزآن شیوه ها نیزهستند.آنها با فریاد"نه" به مناسبات حاکم پا به میدان می گذارند و سنگ بنای جنبش خود را براین اساس پایه می گذارند ودرمسیرتجربه وتکوین خود بابهره گیری از خردجمعی، مطالبات ونحوه آرایش خود راصیقل می دهند. والبته هرعضو وعنصروجریان آگاه تر وباتجربه ترمی می تواند دراین بستربه نقش آفرینی هرچه بیشتربه پردازدبه شرط آن که با  طبیعت جنبش های جدید وخودرهان آن بیگانه نباشد وگرنه جزتشتت آفرینی وانزوا ویا دفع شدن  توسط جنبش بهره ای نصیب نخواهد برد.

ازویژگی های مهم دیگراین جنبش ها، چه خوشمان بیاید و چه نه، واین البته ناموس اعتقادی سنت گرایان چپ را تشکیل می دهد،احترازآن ها ازتصرف قدرت سیاسی است.اصلا آبشخوروسرچشمه این جنبش ها درضدیت با تجربه  بیش ازیک قرن مبارزه  بوده  است که درآن تمامی سازوکارها واحزاب واتحادیه ها صرفنظرازاینکه به کدام گرایش وابسته باشند، درسیستم سرمایه داری جذب شده وتبدیل به بخشی ازسازوکارهای آن شده اند.

 درحقیقت آنها درتجربه تاریخی خود بخوبی فهمیده اند که مشارکت درماشین دولتی بجای درهم شکستن آن، چیزی جزراندن درجاده سرمایه داری نخواهدبود وبرخلاف ژست ظاهری وسوپرانقلابی آن، شعاراین گرایش های سنتی چیزی جزرفرم درنظام موجود نبوده ونیست وبدست گرفتن فرمان دولتی نیزجزسرازسرمایه داری درآوردن وسرکوب جنبش اسثثمارشوندگان  بدست مدعیان ونمایندگان خودخوانده آن نیست. این را تجربه یک قرن مبارزه اثبات کرده است. بنابراین هرجریانی که این جنبش ها را دعوت به کسب قدرت سیاسی وتشکیل حزب ترازنوین خود برای این منظور می کند،نشان می دهد که هیچ  شناختی ازطبیعت این جنبش ها ندارد وتنها ِعرض خود می برد.

ازهمین رو تازمانی که این جنبش ها  قادربه درهم شکستن ماشین دولتی(نه درمعنای رفرمیستی آن که چیزی جزتصرف ماشین موجود ودست بدست شدن آن نیست که متأسفانه  عمیقا درچپ سنتی ریشه دارد) وقراردادن بدیل خودحکومتی خویش به جای ماشین دولتی  نشوند،با فشاربه دولت طبقاتی موجود،درراستای هدف  سرنگونی آن عمل می کنند.واینکار را دربیرون ازسیستم وسازکارهای آن(نه ازطریق صندوق رأی و مکانیزم های نمایندگی وجایگزینی احزاب به جای اراده خود و امثالهم) ازطریق مداخله مستقیم و کیفا جدید برای اعمال فشار به دولت ازبیرون وازپائین وازجمله اقدامات عملی برای مختل کردن روند اجرای امورسرمایه(فلج کردن سیاست های بورژوازی درحوزه های گونان اقتصادی وسیاسی وزیست محیطی وجنگ و....)  عمل کنند.

بی شک جنبش روئین تن وتضمین شده دربرابرانحرافات وجود ندارد.ازقضا مهمترین نقطه آسیب پذیر جنبش ها نه ازطریق سرکوب مستقیم بلکه  ازدرون وازطریق بازتولید و اقتباس  ایده ها،الگوها وابزارهای طبقه حاکم بورژوازی صورت می گیرد که با انواع مانورها وترفنده های  پیچیده همراه است.علاوه براین پیشروی وعقب نشینی های جنبش بخشی ازطبیعت شناخته شده جنگ طبقاتی وتوازن نیرو است. بخصوص با درنطرگرفتن دوره انتقالی کنونی ودرشرایط شکاف بین امکان تحقق هدف  درهم شکسن نظام و میزان توان و آمادگی های بالفعل موجود، هرجنبشی می تواند با افت وخیز ویا انحراف ودرجازدن همراه باشد.بنابراین  انتظارصعود خطی ومستمرورسیدن ضربتی به اهداف  توسط جنبش هائی که برخلاف شیوه  احزاب  وجریان های انقلابی بسته  که  با شکارلحظه های بحرانی وتصرف قدرت توسط نیروهای سخت سازمان یافته مشخص می شوند(امری که صرفنظرازدرستی ونادرستی اش، دورانش هم سپری شده ودیگرحتی بدیل هم نیستند)، نمی توان داشت. ودرتجربه هم  دیده ایم که پس ازتصرف قدرت وماشین اهریمنی خود اسیرتاروپودجهنمی همان قدرت وسیستمی که قراربوده است منهدم گردد می شوند. شرط وجود وبقاء جنبش های جدید حضورمستقیم ومداخله شرکت کنندگان درآن برای ساختن رؤیای خود بدست خوداست. اگرواقعا تحقق چنین چیزی هنوزهم آماده نیست،این یعنی،  باید آن را ایجاد کرد وراه پیمائی بسوی آن را انجام داد، نه این که میان برزد و نخبگان را میدان دارکرد وباصطلاح به تازاندن جنبش پرداخت!

 بنابراین حالاکه جنبش های نوین درابعادجدیدی برآمده کرده اند وچرت بسیاری ازما حاملان نگاه های سنتی را پاره کرده اند(بعضی ها البته هنوزهم چرتشان پاره نشده است وبعضی ها هم بعید است هرگزچرتشان پاره شود)ومجبورمان کرده اندکه درباره آنها بیاندیشیم وصحبت کنیم،خوبست که به طبیعت این جنبش ها بیش ازپیش خیره شویم، باتواضع وفروتنی ازآنها بیاموزیم وبه نوبه خود با شناخت ازطبیعت آنها  وبامشارکت درآنها وبا نوسازی تجربه هایمان، توانائی های خود را بکارگیریم وابتکارات وتلاش های خود را درجهت تکوین طبیعی آنها براساس برون دادهای خودآنها وبراساس مبانی وجودی خود آنها، ونه آشفته گوئی وگیج سری بکارگیریم.این ها جنبش های ماهستند وما جزوآنهائیم اگرکه حجاب اندیشه وباورهای رسوب کرده را ازجلوی دیدگان خود برداریم واگرکه بپذیریم  جنبش ها همیشه تازه گی ها وخلاقیت هائی دارندکه باید به شناخت آنها نائل آمد.

2011-10-18 26-06-90

2011-10-08  16-07-1380  تقی روزبه

http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/









*1-ازجمله درمقالات زیر:

اسپانیا،دموکراسی  وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی




انگلیس:شورش به حاشیه رانده شده گان!




انقلاب پاسخ است یا سؤال؟

جنبش اعتراضی مردم اسپانیا برای  نجات زندگی ازچنگال سرمایه




مرگ بن لادن یا بن لادنیسم؟




واکنون چهره دیگری از اوباما:اوباما ی  وال استریت وپنتاگون




کدام پارادایم؟




مجمع جهانی داووس وشعارجهان جدید؟




قیام مردم یونان، پی آمدها واهمیت آن




"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان




*2-البته آماج قراردادن سرمایه مالی،به مثابه به توپ بستن خط الرأس نظام سرمایه داری است ونه به معنی آنچه که برخی دولت مداران ویاسوسیال رفرمیست ها درون صفوف جنبش ازآن به عنوان بخش شرسرمایه داری سخن می گویندکه گویا بامهاروکنترل آن می توان سرمایه داری را ازبیماری وخطر نجات داد.

چنانکه بخش های روزافزونی ازدولت ها وسیاستمداران واحزاب رفرمیست به قصد سواربرموج نارضایتی و کنترل آن ،نظیر اوباما حزب دموکرات آمریکا وشماری ازدولتمداران ویا احزاب سوسیالیست بیرون ازقدرت با همراهی صوری وتقلیل شعارمبارزه باسرمایه مالی به مهارآن، باتشتت درجنبش ضدسرمایه داری آن را ازنفس بیاندازند. درآمریکا بخصوص حزب دموکرات می کوشد که ازجنبش به مثابه وزنه تعادل درانتخابات پیشارو وبرای خنثی کردن تهاجم حریف وتی پارتی، بهره گیرند وجنبش را به زائده ای درون سیستمی تبدیل کنند.آنها با تفکیک مکانیکی سرمایه مالی که خود تحت کنترل وکارگزارآن هستند مدعی ایجاد یک سرمایه داری سالم هستند. درمقابل شعارجنبش رادیکال مقابله بانئولبیرالیسم به مثابه بخش لایتجزا وهژمون سرمایه است که با تعمیق مبارزه علیه  آن به کل مناسبات سرمایه داری وتأمین کنترل اجتماعی (ونه دولتی  )توسط خود مردم است. ناگفته نماند گرچه کنترل سرمایه وایجاد دولت رفاه درسالهای پایانی جنگ دوم تحت عنوان کینزیانیزم،درشرایطی که شبح انقلاب وجود داشت وسرمایه داری درپی جنگ هولناکی به مرزانهدام رسیده بود،توانست برای سه دهه سرمایه داری را نجات دهد ورونق پایداری فراهم آورد،اما به محض آنکه خرسرمایه داری باصطلاح ازپل گذشت،تعرض نئولیبرالیستی وروند بازپس گیری دست آوردهای کارگران وجامعه شروع شد.اما نباید فراموش کردکه امروزه هم سرمایه داری مالی بسیارسنگین وزن ترشده ودرجایگاه هژمون کل بخش های سرمایه به تمامی عرصه های آن چنگ انداخته است وجدائی این دو اگر ناممکن وبی معنا که بسی دشوارترشده است. بااین همه امروزه کلیت سرمایه داری بخصوص دربرابربحران آفرینی وپی آمدهای فاجعه بار ناشی ازعملکرد خودو بخش سرمایه داری قرارگرفته است. ازاینرو برای کنترل اعتراضات اجتماعی ومهاربحران درجستجوی اقداماتی برای باصطلاح مهار آن، برآمده است.تصمیم به انتظام سرمایه وکنترل تحرکات مالی درنشست قبلی قدرت های بزرگ اقتصادی هم گرفته شده بود،اما درعمل پیش نرفت.درآمریکا نیز اوباما نیزموفق به پیشبرد آن نشد.

درجبهه مقابل هم بطورکلی اگررشد جنبش ناموزون پیش برود یعنی گسترش افقی(دامنه صفوف جنبش) و عمودی(تعمیق مطالبات) به نحوموزونی صورت نگیرد،گسترش شتابان عرضی جنبش می تواند به نقطه ضعف وآسیب پذیرآن تبدیل شود وزمینه را برای موج سواران درون  وبیرون ازآن فراهم سازد.



Post a Comment