شوخی است یا جدی!؟*
تباه کردن انرژی در این گونه فرمها و چاهویل های پرنشدنی که درطی چندین دهه مکرر اتفاق افتاده و سپس مثل بادکنک ترکیده است چیز تازه ای نیست و جز به باددادن انرژی همان نیروها و فعالین نیست که بدام این نوع نمایشات مصرف روز می افتند. و هیچ ربطیهم به واقعیت های تلخ و وضعیت کنونی یعنی فاجعهای* که در آن بسر می بریم ندارد. مثلت فاجعه درهم تنیده کنونی جنگ و فلاکت فراگیر و سرکوب برهنه است که بیدادمیکند و هیچ کنشی واقعی و مسولانه بدون مواجه مستقیم با آن ها و حول آنها معنائی ندارد و تنها بدنبال نخود سیاه رفتن یا فرستادن است. شاید هم خواسته و ناخواسته در پازلی که دیگران مهندسی می کنند قرارگرفتن است. این پرسش را پیشاروی خود قراردهیم: جماعتی که بهرحال دارای نیرو و انرژی و تجربه ارزنده هستند، در مورد فاجعه هم اکنون موجود و عاجل ترین مساله درگیرمردم ایران (و بدرجاتی منطقه وجهان) چه می کنند؟واقعیت تلخ آن است که حتی فاقدتوافق حول مقابله با این فاجعه هستند! و بناگزیر آن را دور زده کنار میگذارند. براستی مشغول چه چیزی و کنشمعناداری هستند؟ امیدبستن به چنین نمایشات ضمن افسوس از آن همه انرژیکه این چنین ارزان تباه و تاراج می شود، بله امید بستن به آن فقط یک شوخی تلخ و خودفریبی است. اگر واقعا دردمندهستند و اگر قرارباشد کنشگری شان معطوف به رفع فاجعه واقعا موجود و زمینی باشد، آنگاه روشن میشود که همه چیز از دل مبارزه مستقیم با فاجعه (خاموش کردن آتش و....) پیش می رود و مسیر حرکت خود را می سازد. ساده ترین و میانبر ترین راه آن است که بسهم خود تمام ابتکارات و انرژی و داشتههایمان را ابتدا روی همین مساله مبرم (خاموش کردن جنگلی که آتش گرفته و هردم همه چیز را می سوزاند) متمرکز کنیم. حول جنگی که سنتز تصادم مطامع امپریالیستی و استعماری از یکسو و سیاستهای جنگ افروزانه ودرونماندگار حاکمان ایران از سوی دیگر است و با مبارزه همزمان علیه فلاکتی که دهان بازکرده و بیدادمی کند و حتی الگوی زیست و زندگی جمعی تاکنونی را هم متلاشی می کند، و لاجرم شعار عدالت ا جتماعی و تعاون و همبستکی و مراقبت از همدیگر در وانفسای فشارزندگی و یاری به آن، و علیه سرکوب برهنه استبدادبیکران حاکم (که یک قلم آن، به گفته رادان تاکنون ۶۵۰۰ جاسوس را دستگیرکردیم و دادگاههای صحرایی اژه ای... بطوری که در ادم کشی حکومت ایران شماراعدام جهانی را جهش آسا بالا برده و در ۴۰سال گذشته جهان بی سابقه است. با نوعی مهندسینوین تکراراعدام های سال ۶۷ مواجهیم) و برنامه ریزیحول الزامات گوناگون این مبارزه علیه این سه گانه درهم تنیده متمرکز شوند. بدیهی است در بستر پاسخگوئی به مبرمترین مسأله بودو نبود یک کشور و یک جامعه ( و همزمان علیه جنگی که وجه منطقهای و جهانی هم دارد) میتوان بیشترین نیروی ممکن را گرد آورد و مازادنیرو برای برداشتن گامهای بعدی و مثلا ترسیم دوره گذار و غیره فراهم ساخت. اما با زدن شپیور از دهان گشادش بههچ جا نمیتوان رسید جز حسرت انرژیهائی که در پی دویدن به سوی سراب ببادرفته اند. بگذریم که این پروژه سهام داران و متولیان ومبلغانی دارد که جای بحثش جای دیگراست.
پخش زنده اولين دوره انتخابات شوراى مركزى كنگره آزادى ايران
*- سه فاجعه درهم تنیده و چهره بیرحم آن
No comments:
Post a Comment